gharibeh

اي دل ساده بکش درد که حقت اين است

از زمانه بشو دلسرد که حقت اين است

هر چه گفتم مشو عاشق نشنيدي

حالا همچو پائيز بشو زرد که حقت اين است

ديدي آخر دم مردانه به جز لاف نبود

بکش از مردم نامرد که حقت اين است

آنچه بر عاشق دلخسته روا دانستي

فلک آخر سرت آورد که حقت اين است
 
سر برروی شانه های مهربانت می گذارم
عقده ی دل می گشاید گریه ی بی اختیارم
از غم نامردمی ها بغض ها در سینه دارم
شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم
دوست دارم
شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم
بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم
دوست دارم
خالی از خودخواهی من ،‌ برتر از آلایش تن
من تو را و.الاتر از تن ،‌ برتر از من دوست دارم
شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم
بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم
دوست دارم
عشق صدها چهره دارد ،‌ دست تو آیینه دارش
عشق را در چهره ی آیینه دیدن دوست دارم
در خموشی چشم ما را قصه ها وگفتگوهاست
من تو را در جذبه ی محراب دیدن دوست دارم
شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم
بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم
در هوای دیدنت یک عمر در چله نشستم
چله را در مقدم عشقت شکستن ، دوست دارم
بغض سرگردان ابرم ، قله ی آرامشم تو
شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم
دوست دارم
عمق چشمان تو این دریای شفاف غزل را
بی نیاز از این زبان لال گفتن دوست دارم
 
درین شهر غریبه بس غریبم
تمام بی نصیبی ها نصیبم

من خسته بسا آزاده هستم
که بر چشم سیاهی دل نبستم

تمام مردم اینجا فریبند
چه بس دریادلان کین جا غریبند

همین نامردمان تیره رفتار
هواخواهان شهوت در شب تار

به روی گل چه خنجرها کشیدند
چه گردنها که از سرها بریدند

صداقت جز به اسمی گشته خاموش
برای این هوسرانان مدهوش

لباس آدمی بر تن کشیدند
که چشمان خدایی را ندیدند

درین جا زندگی مثل عذاب است
درون تنگ من رنگ سراب است

شکسته قلب من از این همه درد
که گشته روح من همچون تنم سرد

نمی بینم در اینان من امیدی
تو اینگونه که دنیا را ندیدی

دو چشمم تیره است چون این دل تنگ
نبیند جز سیاهی چشم من رنگ
 
17/8/09
55
12
0
نوشهر
دوستان عزیز لطفاً قبل از اینکه مطلبی ارسال کنید قوانین تالار رو مطالعه کنید!
لطفاً حتماً نام نویسنده هر اثری رو بنویسید.
 
آخرین ویرایش توسط یکی از مدیران:
17/8/09
69
7
0
اهواز
البته من ادبیاتم ضعیفه ولی فکر کنم شعر دومو یه جایی شنیده باشم(سوتفاهم نشه)! من یکم سریع خوندمشون خوب با نگاه اول یه اشکالاتی دیدم که عرض می کنم. شعر اول بعضی جاهاش مثل مصرع سوم و چهارم از وزن خارجه. قالب شعر اول فکر می کنم غزل باشه(گفتم ادبیاتم ضعیفه) که باید بیش از 5 بیت باشد(اگه اشتباه نکنم). فکر کنم شما از من ناامیدتر باشید!!!
 

spi

27/8/09
31
1
6
karaj
شعر دوم فکر کنم برای شهیار قنبری باشه
البته یادم نیست ولی فکر کنم دقیق اون نیست یه جاهاییش تضمین از اون باشه ؟؟؟؟؟؟؟
 

Shahyad

هنرمند
24/7/09
23
2
0
تهران
شعر اول یکی از کار های آقای شجریان هست
شعر دوم از آقای اردلان سر افراز
شعر سوم هم از آقای داوود یوسفیان هست
پس چرا تو این تاپیک دوست عزیز این شعر ها رو قرار دادید:smile (67):
 

jigsaw

هنرمند
28/7/09
287
132
0
36
SYNAESTHESIA
با این اوصاف درخواست میکنم از مدیر تالار که این اشعار رو یا انتقال بدن یا حذف کنن چون واقعا انگار جاشون اینجا نیست.
 
با سلام و تشكر من اين شعر ها رو فقط واسه خوندن دوستان گذاشته بودم و هيچ كدوم از خودم نبود فكر ميكردم اين تالار مخصوص گذاشتن مطالب و شعرهاي زيباست ولي بزودي ترانه هاي خودم رو در اين قسمت ميزارم اگر شعرهاي بالا خذف بشن ممنون ميشم