یکی هست پشت این شیشه

شروع موضوع توسط bluray ‏8/7/11 در انجمن اشعار کاربران

تاپیک یکی هست پشت این شیشه تالار اشعار کاربران در persian-music.org.

  1. bluray

    bluray ترانه سرا عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏9/5/11
    ارسال ها:
    334
    محل سکونت:
    تهران
    امتیازات:
    +111 / 0 / -0
    نرم افزار:
    سلام

    نمی دونم که چی شد و به سرم زد تا یه کار خیلی ساده و کوتاه برای عزیزانی بنویسم که در اوج پیری فراموش شدند و شب و روز چشم به راه فرزندانشون هستند .

    بدونيد پشت اين شيشه
    يه مرد خسته و پيره
    که حتي قطره ي بارون
    سراغش رو نمي گيره

    کسی با چشمای پر اشک
    از این خونه وداع کرده
    همونی که کنار تو
    شب و روزو دعا کرده

    خودش با لرزش دستاش
    لباس ِ کهنه مي پوشه
    نگاهش رو به عکسي که
    غبار و غصه ها روشه

    من از برق چشاش ديدم
    تو دوران من و ما نيست
    تو اين دنياي بي رحمي
    هنوزم قلب اون آبيست

    بدونيد پشت اين شيشه
    يکي شاهنامه مي خونه
    کسي که مردن جسمو
    شروع تازه مي دونه

    زماني مرد شهرش بود
    کسي که پير و فرسوده
    از اين بي رحمي دنيا
    حسابي مات و مبهوته

    کسي که دوری از دنیا
    تو این روزا براش سهله
    اسير خيمه شب بازي
    ميونه پيکر صحنه
     
  2. setare

    setare ترانه سرا عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏27/2/11
    ارسال ها:
    347
    محل سکونت:
    کرمان
    امتیازات:
    +210 / 0 / -0
    نرم افزار:
    energyxt
    خیلی موضوع خوبی انتخاب کردین.واقعا عالی بود
     
  3. bluray

    bluray ترانه سرا عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏9/5/11
    ارسال ها:
    334
    محل سکونت:
    تهران
    امتیازات:
    +111 / 0 / -0
    نرم افزار:
    سلام
    ممنون از لطف شما
     
  4. Saman Niknezhad

    Saman Niknezhad عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏8/2/11
    ارسال ها:
    513
    جنسیت:
    مرد
    امتیازات:
    +188 / 0 / -1
    نرم افزار:
    cubase, nuendo
    بسیار زیبا-پر از معنیی،همه چیز سره جای خودش!
    اگر جا داشت از شما دو بار بابت این شعر تشکر میکردم!

    بسیار زیبا بود
     
  5. Guitar Love

    Guitar Love عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏2/1/10
    ارسال ها:
    299
    جنسیت:
    مرد
    محل سکونت:
    جایی حوالیه خزان
    امتیازات:
    +255 / 0 / -0
    خوب بود مرسی
     
  6. inferno

    inferno مدیر تالار / مترجم تیم مدیریت مدیر تالار

    تاریخ عضویت:
    ‏5/3/10
    ارسال ها:
    677
    محل سکونت:
    گراش
    امتیازات:
    +447 / 1 / -0
    نرم افزار:
    cubase, nuendo, reason
    بسیار زیبا و با موضوعی نو که این روزا کمتر کسی می ره سراغش.

    چند مورد به نظرم رسید شاید مفید واقع بشه.

    - مصرعی که حرف از شاهنامه می زنه رو انتظار داشتم مصرع بعدش چیزی از شاهنامه بیاد. نمی دونم. یه چیزی مربوط به شاهنامه.

    - بند دو "کسی با چشمای پر اشک......" منظورتو نگرفتم چیه؟ واضح نیست... منظورت همسرش بوده که مرده؟ اگه مرده که باید پیرمرد گریان باشه نه اونی که رفته. اگر هم منظور از رفتن جدایی یا طلاق پیرزن بوده باشه که دیگه خیلی تصویر بدی شده و فکر نکنم منظورتون این بوده باشه. یه توضیح بدی ممنون می شم.

    - بند سه " غبار و غصه ها روشه" به نظرم یه "ش" به غصه ها اضافه بشه زیباتر می شه. "غبارو غصه هاش روشه"/ جسارت بنده رو ببخشید.

    - یک بند مونده به آخر "کسی که پیر و فرسوده" یک فعل کم داره . مثلا "کسی که پیر و فرسوده س" . اما اگر این مصرع با دو مصرع بعدی رو با هم در نظر بگیریم فعل " مبهوته (مبهوت بودن)" رو می شه فعل مشترک این 3 بیت به حساب آورد. خودتون یه توضیح بفرمایید.


    - بند پایانی هم به همین ترتیب. فعل کم داره.


    جسارت منو ببخشید.
    موفق باشید
     
  7. bluray

    bluray ترانه سرا عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏9/5/11
    ارسال ها:
    334
    محل سکونت:
    تهران
    امتیازات:
    +111 / 0 / -0
    نرم افزار:
    سلام
    ممنون از شما سامان عزیز

    سلام
    تشکر از شما دوست عزیز
    سلام
    قبل از هرچیز تشکر از شما به دلیل توجهی که به این کار داشتید . اما در مورد مواردی که اشاره کردید :

    1.در مورد شاهنامه که واقعا باید چنیدن و چند کتاب نوشت . اما در اینجا با ورود به این مطلب امکان داشت تا از موضوع اصلی دور بشیم

    2.در مورد شخصی که اشک بر چشم داره ، اشاره به همون پیر مرد داستان ما داره که اگر به قسمت زیر توجه کنید ، می بینید که دلگیر هست و ناراحت که مورد بی مهری قرار گرفته و فراموش شده :

    بدونيد پشت اين شيشه
    يه مرد خسته و پيره
    که حتي قطره ي بارون
    سراغش رو نمي گيره

    3.در مورد غبار و غصه ها که اشاره کردید ، خوب اینکه یه قاب عکس گرد و غبار بگیره طبیعی هست اما "غصه" اینجا اضافه شده تا اشاره کنه به اینکه پیرمرد با دیدن این قاب عکس دوران قدیم (که خوب حتما حاوی یه عکس از دوران شادی و شلوغی دور و اطرافش بوده) نه تنها سمت عکس نمیره بلکه از دیدنش حس غم و اندوه بهش دست می ده . یعنی اینجا این قاب عکس برای اون غصه رو به همراه داره و در مورد "ش" اینطور به نظرم می رسه که با توضیحی که دادم ، وجودش خیلی لازم نیست .

    4.در مورد " کسی که پیر و فرسوده " ، بله . حق با شماست . حظور "س" می تونست مفهوم دستوری رو بهتر برسونه اما برای حفظ قافیه این کار رو انجام دادم و البته به نظرم رسید که به محتوا و مفهوم آسیب نمی رساند .

    بند آخر هم در مورد فعل ، می خواستم به ترتیب زیر باشه که حس کردم فلوئنسی کار یه مقداری دچار آسیب می شه ولی الان که نگاه می کنم می بینم بهتر بود که قرار می دادم فعل رو :

    کسي که دوری از دنیا
    تو این روزا براش سهله
    اسير خيمه شب بازيست
    ميونه پيکر صحنه

    در مورد فعل مشترک ، اگر منظور شما فعل "است" یا همون بودن هست ، با توجه به نوع نگارش و نحوه قرائت فکر کنم ملموس نباشه و البته گمان نمی کنم مشکلی ایجاد کرده باشه و کار رو درگیر تکرار فعل و در نتیجه حس اضافی بودن اون کرده باشه . نظرتون چیه ؟


    اما خیلی خیلی خیلی خوشحال می شم که بدونم این توضیحاتی که دادم رو کافی می دونید و رفع ابهام شده یا خیر و در کل پاسخ مناسبی دادم به شما یا خیر ؟

    -----------

    سپاس از همه عزیزان
     
  8. inferno

    inferno مدیر تالار / مترجم تیم مدیریت مدیر تالار

    تاریخ عضویت:
    ‏5/3/10
    ارسال ها:
    677
    محل سکونت:
    گراش
    امتیازات:
    +447 / 1 / -0
    نرم افزار:
    cubase, nuendo, reason
    سپاس دوست عزیز.

    موفق باشید
     
بارگذاری...