یکی داشت قصه می گفت

شروع موضوع توسط sparrow ‏17/6/11 در انجمن اشعار کاربران

تاپیک یکی داشت قصه می گفت تالار اشعار کاربران در persian-music.org.

  1. sparrow

    sparrow مدیر تالار شعر و ترانه تیم مدیریت مدیر تالار

    تاریخ عضویت:
    ‏12/8/09
    ارسال ها:
    396
    محل سکونت:
    شیراز
    امتیازات:
    +1,705 / 0 / -2
    یکی داشت قصه می گفت
    قصۀ آدمایی مثل من و تو، که شدن شاه و وزیر
    قصۀ عروسکا که جون می گیرن توی خواب
    قصۀ مردم پیر

    یه دل سیر، واسمون قصه می گفت
    می نشستیم پای حرفاش تا غروب
    وقتی جادوی لباش تموم می شد
    خنجر طلا می شد یه تیکه چوب

    همه چی ثروت و زیبایی نبود
    دنیا با مهر و وفا قشنگ می شد
    دلبر قصه می شد، عاشق دیو
    بین خوبی و بدی جنگ می شد

    یکی داشت قصه می گفت
    حیف که قصمون به آخر نرسید
    دیگه اون شاهزادۀ تو رویا ها
    خوابای خوب نمی دید...
     
  2. bluray

    bluray ترانه سرا عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏9/5/11
    ارسال ها:
    334
    محل سکونت:
    تهران
    امتیازات:
    +111 / 0 / -0
    نرم افزار:
    سلام
    کار خوبی هست
    من نتونستم وزنی که نوشته بودید رو خوب درک کنم . به بیان خیلی ساده باید بگم حس کردم نمی تونم خوب بخونمش .
    اما موضوع انتخابی خوب هست
    سپاس
     
  3. sparrow

    sparrow مدیر تالار شعر و ترانه تیم مدیریت مدیر تالار

    تاریخ عضویت:
    ‏12/8/09
    ارسال ها:
    396
    محل سکونت:
    شیراز
    امتیازات:
    +1,705 / 0 / -2
    از لطف شما سپاسگزارم. اگر به علائم نگارشی توجه کنیم، خواندن هر شعر یا متنی؛ ساده تر خواهد بود.
     
  4. daghebabak

    daghebabak ترانه سرا عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏18/3/10
    ارسال ها:
    536
    جنسیت:
    مرد
    محل سکونت:
    متولد کرمانشاه ساکن تهران
    امتیازات:
    +252 / 0 / -0
    سلام البته ترانه ی شما بسیار پر حس و زیباست
    اما وزن شعرتون داریای یک موج هست که این زیباترش میکنه همیشه اصول یکپارچکی در وزن زیبایی نمیبخشه به کلام بلکه این جفت و جور این کلام از هم گسیستست که باعث زینت کلام میشه
    زیبا بود
     
  5. frrr2

    frrr2 عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏26/2/10
    ارسال ها:
    18
    امتیازات:
    +1 / 0 / -0
    نرم افزار:
    reason
    گیتار دمه دستم بود همینطور که خوندمش یه آرپژ باهاش رفتم بد جوری به دلم نشست
    همین نوع وزنش یه حالت خاصی داره آدمو مجذوب خودش میکنه
    الیته بنده با صدای گیتار و آهنگی که به شعر دادم تونستم زیباییشو درک کنم
    دوستان هم اینکارو بکنن با یه نوایی ،‌آهنگ غمگینی چیزی بخونن متوجه میشن
     
  6. amir-roli

    amir-roli عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏28/5/10
    ارسال ها:
    627
    محل سکونت:
    مشهد
    امتیازات:
    +64 / 0 / -1
    نرم افزار:
    adobeaudition, flstudio, soundforge
    درود.
    بسیار زیبا مثل همیشه.
    موضوع زیبا.بیان زیبا
    موفق باشید
     
  7. sparrow

    sparrow مدیر تالار شعر و ترانه تیم مدیریت مدیر تالار

    تاریخ عضویت:
    ‏12/8/09
    ارسال ها:
    396
    محل سکونت:
    شیراز
    امتیازات:
    +1,705 / 0 / -2
    حق با شماست. این کار، می تواند چیزی شبیه (love song) باشد.
    البته اصل شعر، شامل 8 بند است که برای جلوگیری از اطناب، سایر ابیات را اینجا قرار ندادم. از لطفی که شما و سایر دوستان، به من دارید؛ بینهایت ممنونم.
     
  8. setare

    setare ترانه سرا عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏27/2/11
    ارسال ها:
    347
    محل سکونت:
    کرمان
    امتیازات:
    +210 / 0 / -0
    نرم افزار:
    energyxt
    جالب بود.چون قصه بود به نظرم اومد کوتاه و ناقصه که خودتون فرمودین ادامه داره.کاره قشنگیه
     
بارگذاری...