گفتگوی فیکوس مارتیدرس با ونجلیس

شروع موضوع توسط wall-E-van ‏31/1/10 در انجمن مصاحبه با هنرمندان خارجی

تاپیک گفتگوی فیکوس مارتیدرس با ونجلیس تالار مصاحبه با هنرمندان خارجی در persian-music.org.

  1. wall-E-van

    wall-E-van عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏25/1/10
    ارسال ها:
    7
    محل سکونت:
    شهر چای و کلوچه
    امتیازات:
    +0 / 0 / -0
    نرم افزار:
    flstudio
    ● گفتگوی فیکوس مارتیدرس با ونجلیس

    گفتگوی فیکوس مارتیدرس با ونجلیس-133e33338175e9337bee296257069838.jpg

    والوس ، آتن، پاریس، لندن، .... . ونجلیس مسافرتهای زیادی داشته است مسافرتهای افسونگر، رویاگونه و بعضاٌ طاقت فرسا. فیکوس مارتیدیس مدت زمان زیادی با او همراه بوده است و ونجلیس در یکی از نادرترین مصاحبه‌هایش همه چیز و شاید هم بیشتر چیزها را درمورد خودش و کارش گفته است: "داشتن رویا و به حقیقت رساندن آن از نشانه‌های خوشبختی است و از علائم تیره روزی راکد ماندن و اسیرروزمرگی شدن است ".



    فیکوس مارتیدرس: در ابتدا کمی از خصوصیات شخصی خودتان برای ما بگویید.
    ونجلیس: از همان سنین کودکی داستان های اساطیری توجه مرا به خود جلب می کردند . من این داستان ها را از خانواده و اطرافیانم می شنیدم و آنها را به خاطر می سپردم هر چه زمان می گذشت این داستان ها در درون من عمیقتر می شدند. این داستان ها در درون همه ما هستند، تمامی تاریخ بشری از همان زمان آفرینش ذره های هستی (آغاز خلقت) تا تکامل کائنات همه در درونمان به صورت ذاتی وجود دارند.
    اورانوسیوگیا(خدای آسمان و فرزند زمین)، مبارزات تایتان(خدای خورشید)، مبارزات ژیانتس(غولها) برای تصرف اروپا، تزیوس(قهرمان یونانی فاتح آمازون ها) و مینوتار(جانوری که نیمی از بدنش گاو نیم دیگرش انسان بود)، هرکول، پری‌های دریایی ، سیاره مریخ با دو فرزندش(ماهواره‌ها)، الهه عقل و زیبایی، و داستانهایی از این دست واقعاٌ مرا حیرت زده می کردند . هر زمان که من آنها را به خاطر می آورم به حقایق تازه ای پی می برم.
    ● فیکوس مارتیدرس: و ماتودیا؟
    ونجلیس: ماتودیا بخش کوچکی از این داستان ها است بخشی کوچکی از خاطرات من . اما بسیار تأثیرگذار.
    تابستان گذشته متدویا را دیدم حس کردم اگر ما سفری به یونان اساطیری داشته باشیم و بازگردیم مثل سفر از عالمی به عالم دیگر است.
    هستی در بین ما است ، خود ما هستی هستیم. قطعه ماتودیا را اولین بار برای یکی از ماموریت های ناسا به نام ادیسه ۲۰۰۱ ساختم . پیترگیلب از نیویورک با من تماس گرفت و گفت : وقتی اولین بار متودیا را شنیدم ریتم و متن گیرای آن مرا به خلسه برد بی هیچ درنگی تصمیم گرفتم آن را برای این ماموریت انتخاب کنم.
    فیکوس مارتیدرس: آقای ونجلیس حقیقتاٌ برای ما بسیار جای خوشحالی خواهد بود که شما را در جشن افتتاحیه المپیک ببینیم. آیا برای شما هم همین قدر جالب است؟ او می خندد(من از نگاهش فهمیدم که نمی توانم همه آن سوال هایی که در ذهنم است از او بپرسم. می خواستم درباره المپیک ۲۰۰۴ و مراسم افتتاحیه آن بپرسم). شما از کجا در جریان مراسم افتتاحیه المپیک قرار گرفتید؟
    ونجلیس :توسط مردم دوربرم، کسانی که در روزنامه ها خوانده بودند.
    فیکوس مارتیدرس: آیا فکر می کنید که مراسم به خوبی برگزار خواهد شد یا کمی احساس نگرانی می کنید.
    ونجلیس: هیچ چیز نگران کننده ای برای المپیک ۲۰۰۴ وجود ندارد من نمی توانم به این سوال پاسخ دهم اما یک حس خوبی دارم از اینکه از عهده آن برخواهم آمد مثل همه یونانی ها. ما قبلاٌ هم گفته‌ایم "همه چیز خوب خواهد بود"
    فیکوس مارتیدرس: شما اخیراٌ برای هیچ فیلمی موسیقی نساخته‌اید آیا این کار جز طرح های آینده شما است؟
    ونجلیس: علی رغم پیشنهادات زیادی که داشته‌ام هنوز هیچ کدامشان به اندازه کافی جذاب نبوده است(او می‌خندد)
    فیکوس مارتیدرس: چه اتفاقی برای ساخت فیلم زندگی سقراط با بازی شون کانری افتاد ؟
    ونجلیس: من فکر می کنم ساختن فیلمی درباره زندگی سقراط، کار مثبت ، بزرگ و مناسب برای همه زمان ها است . با توجه به آشنایی که با شون کانری دارم و شخصیت استثنایی واستعداد بالایی که کانری دارد به خوبی می تواند از عهده نقش سقراط برآید . اوپیشنهاد بازی در آن را بلافاصله پذیرفت و جواب مثبت داد. ما هم دیگر را در آتن دیدیم وگفتگوها را ادامه دادیم با همه جزئیاتش، من همه مکانهایی را که فیلسوف بزرگ در آنجا زندگی کرده بود را به او نشان دادم . این فیلم محصول یونان نیست اما به تاریخ کشور ما مربوط است . پس از آن من تصمیم گرفتم که تماس هایی با برخی از مسئولین داشته باشم و همانطور که متوجه شدید ساخت فیلم به دلایل نامعلومی ناتمام ماند مثل بسیاری از موارد مهمی که در کشور ما ناتمام ماند.
    فیکوس مارتیدرس: برویم سراغ نقاشی: فکر می کنید نقاشی چه تاثیری دارد؟ آیا نوعی گریز است تا نیازهای روحی ما را برآورده کند ؟ آیا اغلب نقاشی می کنید.
    ونجلیس: من نقاشی را از کودکی شروع کردم نقاشی برای من مثل موسیقی است . من با هر دویشان در ارتباطم ، هر دویشان مرا به وجد می آورند ، آشفته می کنند، و مرا از خود بیخود می کنند. بعبارت دیگر نقاشی و موسیقی راه هایی هستند که هر روز در زندگیم آنها را طی می کنم . هرگز نمی توانم خودم را بدون یکی از این دو تصور کنم. البته تفاوت هایی بین موسیقی و نقاشی هست.
    فیکوس مارتیدرس: چه تفاوت هایی؟
    ونجلیس : موسیقی یک عامل بیرونی است در صورتی که نقاشی یک عامل درونی است بعبارت دیگر صدا ، موسیقی آن بیرون هست بیرون از من، در حالیکه نقاشی بسته به نیاز من در درون من خلق می شود.
    فیکوس مارتیدرس: شما در برنامه های تلوزیونی ، مجامع عمومی و عموماٌ جاهایی که همه هستند حضور ندارید آیا می شود گفت که شما مغرور هستید؟
    ونجلیس: من هرگز به چیزی و یا کسی توجه زیادی نشان نمی دهم خیلی ساده است هر یک از ماه راهی را انتخاب می کنیم و تا رسیدن به سرمنزل مقصود دنبال می کنیم.
    فیکوس مارتیدرس: می‌دانیم که شما شیفته فیلم های قدیمی یونانی هستید این فیلم ها را از کجا پیدا می کنید .
    ونجلیس: من فیلم های قدیمی را صرف نظر از این که مربوط به چه ژانری باشند نگه داشته‌ام و هنوز نگه می دارم . وقتی که من دور از کشورم (یونان) هستم آنها برای من حکم گنجیه را دارند. بازیگران و عواملی که این فیلمها را می سازند گوشه‌ای از تاریخ و زندگی ما هستند از همین زندگی روزمره ما، دلخوشی ها، ناراحتی ها و حتی بدبختی های ما , جزی از اصالت ما هستند.
    فیکوس مارتیدرس:شما مرد خویشتن داری به نظر می رسید. ملاکتان برای انتخاب یک دوست چیست؟
    ونجلیس: خوددار بودن و احترام، اما شما فکر نکنید که این تنها راه برقراری یک ارتباط است.
    فیکوس مارتیدرس: و اینکه سراینده و موزیسین بزرگی مثل شما آیا باید منتظر پیشنهاد کار برای ساخت آهنگ باشد یا خودتان پشت پیانو می نشینید و این کار را دوست دارید.
    ونجلیس: از همان کودکی خود را به موسیقی نزدیک حس می کردم. و تا زمانی که زندگیم به آخر برسد به این کار ادامه خواهم داد. من آهنگ می سازم همان طور که نفس می کشم و اگر برای نفس کشیدن منتظر بنشینم‌، آنوقت زمان گذشته و من خواهم مرد.
    فیکوس مارتیدرس: در سال ۱۹۹۲ آقای جک لانق وزیر فرهنگ فرانسه لقب شوالیه به شما داد و همین اخیراٌ رئیس جمهور فرانسه نیز بالاترین نشان هنری را به خاطر سهمی که شما در فرهنگ یونان و اروپا داشته اید به شما اعطاء کرد آیا فکر نمی کنید بهتر است شبیه چنین مراسمی در یونان نیز برپا شود؟
    ونجلیس: درست است که من یک یونانی هستم اما تعصب خاصی ندارم من خودم را لایق چنین افتخاری نه در یونان و نه در کشور شما نمی دانم من معتقدم که بهترین احترام برای کشورم اینست که مفید واقع شوم.
    فیکوس مارتیدرس:بهر حال یونانی ها عادت ندارند که به کسانی که به کشورشان عشق می ورزند و افتخاری می آفرینند نشانی اعطاء کنند تا جایی که مربوط به دادن مدال است خست نشان می دهند. ونجلیس: این اتفاق در همه جای دنیا اتفاق می افتد .
    فیکوس مارتیدرس: بالاخره از اینکه شما یک مرد یونانی هستید چه تصوری دارید چه چیزی یونانی ها را متفاوت می کند؟
    ونجلیس : برای شناختن یونانی ها باید قرنهای گذشته آنها را جستجو کرد اگر همان روند تحقیق و اکتشافات قرون گذشته را ادامه می دادیم نتیجتاٌ حالا تمامی عناوین و افتخارات علمی را داشتیم.
    فیکوس مارتیدرس: آقای ونجلیس از مصاحبه شما تشکر می کنم.
    ونجلیس: خوش آمدید ، تابستان خوبی داشته باشید.
    ------------------------------------------
    برگرفته از :
    http://www.elsew.com/data/status.htm
    http://efr.unigorn.nl/vangelis.htm
     

    فایل های ضمیمه:

  2. ashvazdangahe

    ashvazdangahe عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏28/3/10
    ارسال ها:
    10
    امتیازات:
    +0 / 0 / -0
    نرم افزار:
    ابر آهنگساز

    ونجلیز یک ابر آهنگساز هست..
    دوستانی که شاید فراموش کرده باشند چه نواهایی از اون در
    دوران بچگی یا نوجوانی خیلی از ما جزوی از خاطرات و تصویرهای گذشتمون هست
    اگر جدیدا سراغ کارهای ایشان بروند بدون شک سرشار از حس نوستالژی شدیدی میشوند
    حتما پیشنهاد میکنم کارهایی از این اسطوره ی یونانی مثل chariots of fire, midnight express, conquest of paradise,roxane's veil,spiral , dial out , dervish D , la petit fille de la mer , alpha
    و خیلی کارهای بسیار زیبا که بعضی از اونها خاطرات زیادی رو برامون تداعی میکنند چون بارها
    از تلویزیون برای برنامه های مختلف آن موقع پخش میشدند.
    ممنونم از دوست عزیزم به خاطر این پست عالی ...
     
  3. fender

    fender Banned

    تاریخ عضویت:
    ‏5/2/10
    ارسال ها:
    302
    محل سکونت:
    سلاریس
    امتیازات:
    +113 / 0 / -0
    نرم افزار:
    flstudio
    از گرگ پیر گفتید یاد گروه aphrodits child افتادم چه خاطراتی با این گروه داشتم آهنگ هایی مثل mister thomas و end of worldsو its five o'clock.... وگلس اون وقتا خیلی جوون بود (دمش گرم از اول تو کاره راک بود ) یه آهنگ ساختم و اسمشو گذاشتم evangelos به افتخار گرگ پیر ....
    واقعا بهش وحی میشه این آهنگا من که فکر نمیکنم خودش بسازه سر سیمش بدجور وصله به اداره برق.. مرسی از شما که منو یاد چیزای خوب انداختین.......
     
بارگذاری...
برخی موضوعات مشابه - گفتگوی فیکوس مارتیدرس
  1. Omid-Mohebbi
    پاسخ ها:
    577
    نمایش ها:
    11,271