کسی اینجاست.... اینجا!

شروع موضوع توسط kaveh79 ‏4/4/12 در انجمن متن های ادبی

تاپیک کسی اینجاست.... اینجا! تالار متن های ادبی در persian-music.org.

  1. kaveh79

    kaveh79 عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏6/8/11
    ارسال ها:
    265
    محل سکونت:
    تهران
    امتیازات:
    +304 / 0 / -0
    نرم افزار:
    cubase, sonar, soundforge
    نگاه کن مرا!
    نگاه کن به برهوتی پشت خاطره ابر
    نگاه کن به خارهایی که بی معجزه می رویند
    به جویبارهایی که ساده می خشکند...
    به آتشکده ای همیشه خاموش!


    بیدار کن مرا!
    مرا بیدار کن از تسلسل بی رحم اعداد
    بیدارم کن از هندسه منتظم منطق
    از کابوس آینه و تکرار ...


    سطح را بشکن!
    و مرا به انحنای باغچه ببر
    به گوشه دنج رویا
    به جشن ماهی های حوض کاشی


    بخوان مرا!
    زمزمه بی برگی باغ را بخوان
    بخوان غروب دلگیر قناری را کنج قفس خاموشی
    و واپسین سنگنوشته را بر تندیس یک انسان



    دخترک! به شب گیسوانت سوگند
    از قعر واژه های قیراندود
    کسی آفتاب را صدا می زند....
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 8
  2. nasrin_ebad

    nasrin_ebad ترانه سرا عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏15/9/11
    ارسال ها:
    261
    محل سکونت:
    تهران
    امتیازات:
    +241 / 0 / -0
    درود برشما
    بسیاز ریبا بود . مرسی
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 1
  3. M19

    M19 عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏6/4/10
    ارسال ها:
    363
    جنسیت:
    مرد
    محل سکونت:
    تهران
    امتیازات:
    +279 / 0 / -0
    نرم افزار:
    adobeaudition, cubase, reason
    خیلی زیبا بود. آفرین. موفق باشید
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 1
  4. sparrow

    sparrow مدیر تالار شعر و ترانه تیم مدیریت مدیر تالار

    تاریخ عضویت:
    ‏12/8/09
    ارسال ها:
    396
    محل سکونت:
    شیراز
    امتیازات:
    +1,705 / 0 / -2
    برای درکش، تمام تلاشم را به کار بردم اما کار سختیست!! به نظرم نیاز به کمی راهنمایی دارم.

    اینها برداشت های من هستند. لطفاً اگر اشتباهند، تصحیح بفرمایید:
    از ابتدا مخاطب، دخترک بود که در دنیای تاریکش، به او وعدۀ طلوع دادید.
    خاطرۀ ابر، اشاره به سرزمینی خشک دارد، و برهوت تاکیدیست بر این نکته. شاید سرزمین خیال نویسنده است، یا دنیای دخترک.
    آتشکدۀ خاموش نماد پردازی است یا اشاره به مکانی است؟

    آیا مفهوم دو بند بعدی، اینست که از منطق باید دست کشید و به احساس رجوع کرد؟
    به گمانم زمزمه کردن باغ بی برگی، اشاره ای باشد به شعر استاد اخوان ثالث.

    بخوان غروب دلگیر قناری را کنج قفس خاموشی

    :smile (42): ببخشید!! این یکی خیلی تلخ بود
    و این یکی را:
    و واپسین سنگنوشته را بر تندیس یک انسان
    اصلاً نفهمیدم!!
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 1
  5. kaveh79

    kaveh79 عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏6/8/11
    ارسال ها:
    265
    محل سکونت:
    تهران
    امتیازات:
    +304 / 0 / -0
    نرم افزار:
    cubase, sonar, soundforge
    با اين كه دلنوشته اي بيش نيست از شما ممنونم كه آن را لايق نقد و توجه مي دانيد.

    اين جمله پرمغز استفان مالارمه شاعر سمبوليست فرانسوي واقعا راهگشاست: " نام بردن بيواسطه از آنچه در ذهن داريم نيمي از لذت هنر را كه مربوط به حدس و گمان است زايل مي كند."

    و اين يكي از خودم:" بيان شان نزول يك اثر موجب نزول شان آن مي شود!"

    با عنايت به اين دو جمله من با كمال ميل حاضرم در پيام خصوصي به شما توضيح بدهم تا اگر نظر ديگري بر اين متن افتاد از ظن خود يار شود. اما اگر قوانين سايت نويسنده را موظف به دفاع و توضيح مي داند باز هم با كمال ميل همينجا توضيحم را ارائه مي نمايم.
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 2
  6. sparrow

    sparrow مدیر تالار شعر و ترانه تیم مدیریت مدیر تالار

    تاریخ عضویت:
    ‏12/8/09
    ارسال ها:
    396
    محل سکونت:
    شیراز
    امتیازات:
    +1,705 / 0 / -2
    هیچ قانونی در دنیا نمی تواند کسی را مجبور کند چیزی بیشتر از آنچه می خواهد، بگوید.
    اما، من هم، مثل سایرین در حال آموختنم. اگر پرسشی دارم، بیش از آنکه به دنبال پاسخ باشم، به یاد گرفتن فکر می کنم.
    نوشتن، فراخوانی است که می گوید، بیایید و با دنیای من آشنا شوید. ببینید چه چیزهایی دیده ام. چه ها شنیده ام!!
    اینکه تا کجا پیش روید، تصمیمش با شماست.
    پیروز باشید
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 2
  7. A.T.B

    A.T.B عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏25/2/11
    ارسال ها:
    645
    محل سکونت:
    jonoob
    امتیازات:
    +141 / 0 / -1
    نرم افزار:
    cubase, flstudio
    قشنگ بود مرسی
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 1
  8. kaveh79

    kaveh79 عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏6/8/11
    ارسال ها:
    265
    محل سکونت:
    تهران
    امتیازات:
    +304 / 0 / -0
    نرم افزار:
    cubase, sonar, soundforge
    شما و ديگر دوستان به من لطف داريد.تمام اين متن خودمحورانه توصيفيست از من و دنيايم. بند اول كه به برهوت و خشكي مي پردازد خستگي و نوميديست... (من ستاره را مظهر اميد و كوير را عليرغم زيباييهاش نماد نوميدي ميدانم). بند دوم اشاره ايست به دو خصيصه عذاب آور زندگي شخصي من : يكي روزمره گي و ديگري منطق افراطي من كه در تقابل با آتش تند احساسات دخترك قرار مي گيرد. در بند سوم گذار از سطح به انحنا ميل به رسيدن به لطافت و كودكانگيست (و شايد زنانگي). باغچه و حوض در جهان من نمادهاي كودكي هستند. چهارمين بند مرگ و خاموشيست. فقط نميدانم چرا بجاي سنگ مزار از "تنديس" استفاده كردم. شايد شاعرانگي بيشتري داشت. و آن جمله نهايي "دخترك به شب گيسوانت سوگند ..." همان است كه بر روي سنگ يا تنديس حك شده و دخترك به خواندن آن دعوت مي شود.

    كل اين نوشته مي گويد:" پشت اين خستگي ، تكرار، انقباض و فراموشي هنوز اميدي هست" و از دخترك (آنيماي تخيلي من) مي خواهد تا من را بازيابد.
    نمي دانم چقدر روشنگر بوده. اما ناگفته پيداست كه توانايي ادبي من را در بيان آنچه در درون دارم نبايد چندان جدي گرفت.

    با سپاس مجدد چشم به راه نقد ديگر عزيزان هم هستم.
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 2
بارگذاری...