کاشکی می شد

«کاشکی می شد»

کاشکی میشد فقط یه بار
خدارو احساس کنیم
ثانیه هارو بشماریم
طلارو بی ارزش کنیم
------------------------------
کاشکی میشد تو زندگی
حقیقتهارو ببینیم
آییه تعبیر سرنوشت ماست
اینقد رویارو تفسیر نکنیم
------------------------------
ساعت دیور دلو
نگردونیمش به عقب
چاشنی دستای همو
نکنیم اینقد بی نمک
------------------------------
شیشه ی عمر جونیمون
نشکنه به دست هوس
ابلیس یه بی گناه که
اسیر شده تو بند نفس
------------------------------
ثروت و مال دنیامون
مساوی تقسیم بشه
خزانه ی جیب کسی
از اه فقیری پر نشه
------------------------------
لحظه به لحظه دم به دم
محبت از یادمون نره
اگر که فضلی کردیم
تو دلمون دفن بشه
------------------------------
کاشکی می شد تو لحظه ها
تو قمار باختن صدای اعتراض
مثال پروانه بشیم بدور شمع
بسوزیم برای خاکی از جنس طلا
------------------------------
کاشکی میشد که این دلا
همسفر دربست عشق بشه
تو صحنه ی یکتای هنرمندی ما
خداوند نویسنده فیلمنامه بشه
------------------------------
پایان