چگونه درمورد هر چیزی ترانه بنویسیم

شروع موضوع توسط sparrow ‏8/1/15 در انجمن شاعران و اشعار

تاپیک چگونه درمورد هر چیزی ترانه بنویسیم تالار شاعران و اشعار در persian-music.org.

  1. sparrow

    sparrow مدیر تالار شعر و ترانه تیم مدیریت مدیر تالار

    تاریخ عضویت:
    ‏12/8/09
    ارسال ها:
    396
    محل سکونت:
    شیراز
    امتیازات:
    +1,705 / 0 / -2

    (این متن، ترجمه ای است از:

    http://www.axemanjim.co.uk/writing-lyrics-about-almost-anything.html
    با تشکر از استاد farhood گرامی، بابت ویرایش)


    من دوستی دارم که آهنگساز واقعا با استعدادیست و چندین ساز را مینوازد. او همیشه آخرین ساخته ها و آهنگ هایش را به من نشان میدهد و آنها واقعا عالی هستند. او برای موفقیت در موسیقی تلاش زیادی میکند اما به نظر میرسد در طول دو یا سه سالی که میشناسمش روی هم رفته هیچ پیشرفتی در تهیۀ اولین آلبومش نداشته است. از او دلیلش را پرسیدم و چیزی شبیه این گفت: ( من نمیتوانم موضوعی برای ترانه ها مشخص کنم. به نظر میرسد تمام موضوعات قبلا استفاده شده اند و من نمیتوانم موضوع تازه ای بیابم)

    تنها او نیست که دچار این مشکلست. همانطور که در آخرین مقاله ام گفتم، ترانه سرایی یک معضل بزرگ در روند آفرینش بسیاری از اهالی موسیقیست و آنها را از دستیابی به پتانسیل هایشان محروم میکند. در این مقاله، قصد دارم فرایند مختصری را شرح دهم که به شما اجازه میدهد درمورد هر موضوعی ترانه بنویسید. مهم نیست که ممکنست چقدر نا امید کننده به نظر برسد.


    مرحلۀ اول: یک موضوع انتخاب کنید

    آسانتر از آنچیزیست که به نظر میرسد. در این سطح، نیازی نیست حتما موضوع عمیقی باشد یا دنیا را تکان دهد. اینجا همانجاییست که سراینده های بلند پرواز، راه را به اشتباه میروند. دنبال موضوعات بزرگ میگردند و بعد سعی میکنند آن را در چند خط جا دهند. درحالی که کار خیلی خیلی دشواریست. بهتر اینست که با موضوع کوچکتری شروع کنیم و از آن ایده ای بسازیم. فقط موضوعی را انتخاب کنید که تا حدی قابل توجه است یا اتفاقی را انتخاب کنید که به تازگی برای شما رخ داده است.
    هفتۀ قبل من به یک مهمانی برای صرف کباب رفتم. اجازه دهید در این مورد بنویسیم.


    مرحلۀ دوم: جنبه هایی را بیابید که از نظر عاطفی و احساسی قابل توجهند

    چه چیزی درمورد موضوعی که انتخاب کرده اید بار عاطفی دارد؟ درمورد مهمانی کباب، حدس میزنم شما میتوانید درمورد لذت بودن کنار دوستان یا خوردن خوراک خوشمزه صحبت کنید اما به نظرم مهمانی شما بهتر از آن مهمانی بوده که من رفته ام. میزبان آشپز خوبی نبود و انگار تصمیم گرفته بود همه چیز را بسوزاند و خاکستر کند. مجبور شدیم بیشتر کباب را به سگ ها بدهیم و به جایش خوراکی را بخوریم که در فر پخته شده.

    پس عوامل احساسی کلیدی در این داستان کوتاه کجاست؟

    امیدهای بر باد رفته – خوراک آنطوری که میخواستیم از کار در نیامد

    نا امیدی – مهمانی های کباب معمولا به شکل بهتری پیش میروند

    فداکاری/ آنچه که هدر رفته – خوراک اصلا ارزان نبود و ما مجبور شدیم آن را به سگ ها بدهیم.

    احساس حقارت – برای کسی که در باغ خودش مهمانی کباب را خراب کرده مثل اینست که بخواهد در مقابل دیگران به بی کفایتی اش اعتراف کند.

    اینها موضوعات خوبی هستند که آهنگ های باشکوهی را در طول سالها ایجاد کرده اند. بیایید با آنها پیش برویم.


    مرحلۀ سوم: نوشتن موسیقی

    حال که موضوعات عاطفی را پیدا کرده اید، میتوانید به کار بر روی موزیک بپردازید. نا امیدی، هدر رفتن، تحقیر، همۀ اینها به طور قدرتمندی به نوع آهنگی که قرارست خلق شود اشاره میکنند.


    مرحلۀ چهارم: ترانه ها را جداسازی کنید

    در مقالۀ قبلی به تفصیل در این مورد بحث کرده ام. این موضوع، شامل جدا کردن موضوع اصلی از آهنگ و نهادن تصویر ها و احساساتیست که موضوع اصلی باعث ایجادشان میشود. کلید نوشتن ترانه های خوب در مورد موضوعات معمولی همینست چون منشاء ترانه را مخفی نگه میدارد در حالی که آنچه را برای موفقیت آهنگ لازمست بزرگ تر نشان میدهد- تصویر سازی، تخیل و بار عاطفی.


    پس با موضوعاتی که فراهم کرده ایم، کدام تصویر از مهمانی کباب را میتوانیم برای ترانه به کار ببریم؟ چند نمونۀ خوب اینجا هست:

    - چیزهایی که شروع به یخ زدن کرده اند
    - گوشت ( جسم یا تن) سوخته
    - شعله ها
    - خاکستر
    - گرسنگی (اشتیاق)
    - هدر رفتن پول و زحمت
    - حیوانی که مشغول خوردن گوشت زغال شده است

    همه موضوعات خوبی هستند که میتوان در ترانه به کار برد بدون اینکه اصل قضیه لو برود. خانم ها و آقایان، من شعری درمورد مهمانی کبابی وحشتناک برای شما آماده کرده ام که به نظر بسیار عمیق و ژرف میرسد ( اینکه تصور کنید این ترانه با صدای ادی ودر یا ارون لوییز با لحنی دردناک و پر سوز خوانده میشود خیلی به شما کمک میکند)


    “To Ashes”

    Scraping back the layers of frost
    The things we hoped, the things we lost
    Things we bought at such a cost
    To Ashes,
    To Ashes.


    We know that things can't stay the same
    Reduced to nothing in the flame
    Must we always play this game?
    To Ashes,
    To Ashes.


    Looking back on what we had
    The dreams we had that turned so sad
    I know your hunger burns so bad
    To Ashes,
    To Ashes.


    In the flames we found our flaw
    Everything that we fought for
    Sacrificed to the beastly maw
    To Ashes,
    To Ashes


    (خاکستر شده اند)


    لایه ای از یخ را کنار میزنم
    آنچه که آرزو میکردیم؛ آنچه که از دست دادیم
    چیزهایی که به قیمت گزافی به دست آمده بودند
    خاکستر شده اند
    خاکستر شده اند

    میدانیم که تمام آن چیزها مثل قبل باقی نمی مانند
    در میان شعله ها به هیچ تبدیل شده اند
    همیشه باید این بازی را انجام دهیم؟
    خاکستر شده اند
    خاکستر شده اند

    به آنچه که داشتیم نگاه میکنم
    رویاهایی که داشتیم خیلی غم انگیز شده اند
    میدانم که اشتیاقت از میان رفته است

    آنچه را میخواستیم در میان شعله ها پیدا کردیم
    هرچیزی که برایش جنگیده بودیم
    قربانی غریزه ای شیطانی شده است
    خاکستر شده اند
    خاکستر شده اند


    هرکس که این آهنگ را شنیده گمان کرده که درمورد یک رابطۀ عاشقانۀ نافرجامست و لبریز از موضوعات ژرف. من هم انکارش نمیکنم.
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 21
  2. DANIEL ADHAMI

    DANIEL ADHAMI عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏25/5/14
    ارسال ها:
    812
    جنسیت:
    مرد
    امتیازات:
    +506 / 2 / -2
    یعنی در اصل سراینده از یک شب مهمانی این رو سروده و ازش در مورد عشق برداشت میشه؟
    خوب اینجوری یعنی سراینده یه منظوری داشته و مخاطبین چیزی دیگه برداشت کردند؟
     
  3. sparrow

    sparrow مدیر تالار شعر و ترانه تیم مدیریت مدیر تالار

    تاریخ عضویت:
    ‏12/8/09
    ارسال ها:
    396
    محل سکونت:
    شیراز
    امتیازات:
    +1,705 / 0 / -2
    یعنی ترجمه تا این حد نامفهوم بوده؟ :O_o: شاعر شعری سروده که بدون درنظر گرفتن منشاء الهام اولیه اش، عاشقانه و احساسی به نظر می‌رسد. شاعر هم کاملا به تاثیری که شعرش بر مخاطب خواهد داشت واقف بوده. اما موضوع این مقاله هیچ ربطی به قصد اولیه ی شاعر ندارد! فقط بر این نکته تمرکز دارد که موضوعات تازه ای را به عنوان مبدا آفرینش شعر و ترانه معرفی کند.
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 3
  4. AminSHeykhi

    AminSHeykhi عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏27/6/13
    ارسال ها:
    242
    جنسیت:
    مرد
    محل سکونت:
    بوشهر
    امتیازات:
    +449 / 0 / -1
    از ادمین عزیز بخاطر این مقاله ی مفید ممنونم، آموختم.
    درنمایه ی این مقاله در مورد انتخاب سوژه و سپس تبدیل آن به ایده و اضافه کردنِ پی رنگ به همان ایده است.
    ترانه با موسیقی یگانه گوهرند و با هم پیوندی ناگسستنی دارند و موسیقیِ ما هم گنجایش هر موضوعی رو دارا نیست حالا به هر دلیل سیاسی، اجتماعی ، عقیدتی، سلیقه ای و... خب سوالی که ممکنه پیش بیاد: پس نیما شدن چه میشود؟!
    سال ها پیش ترانه ای توسط یغما گلرویی به نام "مرگ تدریجی یک رویا" نوشته شد که با صدای رضا یزدانی اجراء شد. این ترانه تقریبا ساختار شکنی کرده بود، در بعضی جا ها قافیه رو رعایت کرده بود و جایی دیگر نه!! دقیقاً شبیه اشعار نیمایی... امّا متاسفانه موسیقیِ ما این توانایی رو نداشت که اینگونه ترانه ها رو در خودش حل کنه! این فقط یک نمونه ساختارشکنی در فرم ترانه بود و در مورد ساختارشکنی در موضوع و درونمایه جای خود دارد. اینکه بخواهیم موضوعات ساده رو انتخاب کنیم از نظر من کاری به مراتب سخت تر است! در ضمن من ترانه های فارسی رو بخاطر دارا بودنِ آرایه های بدیع بیشتر میپسندم ولی از نظر محتوا فعلاً ترانه در حال رکود است. تکلیف هنر در کشور ما مشخص نیست، عده ای هنر رو برای هنر(زیبایی رو برای زیبایی) انتخاب کرده اند و عده ای هنر رو برای حقیقت و به همین دلیل عده ی دوم هنرمند متعهد نامیده میشوند. هنرمندی که در این جامعه و در این زمان زندگی میکنه مطمئناً دغدغه هایی فراتر از عشق دارد و حالا چرا همیشه به عشق میپردازد؛ مشخص نیست!! مخاطبان هنر امروزه غیر از عشق به خوراکی های دیگر نیز نیاز دارند. القصه این کامنت رو نوشتم که بگویم درسته که موسیقی و ترانه یگانه گوهرند ولی دیگر وقتِ آن رسیده که ترانه رو جدا از موسیقی نوشت، اینکه موسیقی گامی به جلو بر نمیدارد نباید مانعِ پیشرفت ترانه شود. به فرض مثال:
    سوژه ی "تصادف" و ایده ی آن: "مرگ پدر در تصادف" برای یک ترانه بسیار عالی است ولی موسیقی هیچوقت همچین دغدغه ای رو نمیپذیرد!
    من مدتی است که همچین اعتقادی به هنر و ترانه دارم و بر این اعتقاد پافشاری میکنم تا روزی برسد که خواندنِ ترانه بر روی کاغذ مخاطبانی چه بسا بیشتر از اشعار کلاسیک و نو داشته باشد.

    چشام بستست جهانم شکل خوابه….عذابه…اضطرابه
    روبروم دیواری از مه…دیواری از سنگ
    بگو بیهوده نیست …بگو بیهوده نیست فاصله آب و سراب
    بگو سپیدی کاغذ بیهوده نیست

    بگو از کوچ پراکنده…فقط کابوس و تنهایی
    بگو خواب بود هر چی که دیدم
    افسانه بود هر چی شنیدم
    نگاه کن شوق دل زدن به دریا
    برام شد مرگ تدریجی رویا
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 2
  5. DANIEL ADHAMI

    DANIEL ADHAMI عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏25/5/14
    ارسال ها:
    812
    جنسیت:
    مرد
    امتیازات:
    +506 / 2 / -2
    ممنونم.البته ترجمه کامل قابل درک بود اما به هرحال پرسیدن عیب نیست.
     
بارگذاری...