چش به راه

شروع موضوع توسط daghebabak ‏14/12/11 در انجمن اشعار کاربران

تاپیک چش به راه تالار اشعار کاربران در persian-music.org.

  1. daghebabak

    daghebabak ترانه سرا عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏18/3/10
    ارسال ها:
    536
    جنسیت:
    مرد
    محل سکونت:
    متولد کرمانشاه ساکن تهران
    امتیازات:
    +252 / 0 / -0
    [h=6]
    یه سایم رو تن دیوار،
    نشستم چش به راه تو
    که شاید بخت من واشه،
    به جادوی نگاه تو

    یه بغضم رو لب ابرا،
    کلیدم توی دست تو
    یه جنگل بید مجنونم،
    حریقم نازِ شستِ تو

    یه خوابم دلخوش رؤیا،
    که کابوسم غم هجرت
    یه دریا شرجیِ عطرت،
    که موجاش ناجیِ غربت

    یه فالم رو لبِ فنجون،
    که تعبیرش حضورِ تو
    یه نت رو ساز حرفاتم،
    که آهنگش وفورِ تو
    .
    .
    .

    امید منتظری


    [/h]
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 4
  2. nasrin_ebad

    nasrin_ebad ترانه سرا عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏15/9/11
    ارسال ها:
    261
    محل سکونت:
    تهران
    امتیازات:
    +244 / 0 / -0
    وای خدای من ، بی نظیر بود . دست مریزاد . امید جان شرمنده ، فقط احساس میکنم اگه در بیت سوم ، مصرع دوم ، کلمه « کلیدم » رو عوض میکردی خیلی عالی میشد .
    درود برشما
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 2
  3. arash_zare

    arash_zare عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏23/6/10
    ارسال ها:
    177
    امتیازات:
    +73 / 0 / -0
    نرم افزار:
    cubase
    دوست عزیزم قشنگ بود منم با خانوم عباد موافقم کلمه کلید رو عوض کن
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 1
  4. miladfaiter

    miladfaiter عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏11/12/11
    ارسال ها:
    7
    محل سکونت:
    کرج
    امتیازات:
    +3 / 0 / -0
    نرم افزار:
    flstudio
    دمت گرم امید حال کردم موفق باشی
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 1
  5. Reza1991

    Reza1991 عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏9/7/11
    ارسال ها:
    19
    محل سکونت:
    ايران
    امتیازات:
    +4 / 0 / -0
    نرم افزار:
    cubase
    دمت گرم واقعا معركه بود.
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 1
  6. setare

    setare ترانه سرا عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏27/2/11
    ارسال ها:
    347
    محل سکونت:
    کرمان
    امتیازات:
    +210 / 0 / -0
    نرم افزار:
    energyxt
    خیلی قشنگه.مرسی
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 1
  7. inferno

    inferno مدیر تالار / مترجم تیم مدیریت مدیر تالار

    تاریخ عضویت:
    ‏5/3/10
    ارسال ها:
    677
    محل سکونت:
    گراش
    امتیازات:
    +447 / 1 / -0
    نرم افزار:
    cubase, nuendo, reason
    با احترام به دوست عزیز جناب آقای منتظری و همچنین ادای احترام به احساسات خوب و نظرات شایسته ی همه ی دوستان باید عرض کنم این شعر یکی از ضعیف ترین کارهای آقای منتظری می بینم.

    این هم دلایل منه. هرجا بی راهه رفتم دوستان منو هدایت کنند.
    به نظرمن
    .
    .
    .
    بند اول سایه بودن روی دیوار با چشم انتظار نشستن تا اینکه بختش وا بشه هیچ ربطی نداره... یعنی تتوجیحی برای هم نیستند.

    یه بغض روی لب در حالیکه بغض همیشه در گلو ِ.
    یه جنگل بید مجنون ترکیب زیباییه اما ناز شست نمی دونم چرا نمی تونم با آتش ربطش بدم به عنوان ابزاری آتش زنه. مثلا اگه کلیشه وار نگاه کنیم "مثالا برق نگاه همیشه آتش زنه بوده ، یا آه جانسوز ، و مثال های دیگه... ناز شست رو نمی دونم . شما منو روشن کنید.

    بعد اینکه توی هر بند بیت ها به هم نمی خونه. مثلا بیت اول اگه نگاه کنیم با بیت دوم مکمل هستند اما در ادامه بیت ها کاملا از هم جدا افتاده. حالا نمی دونم چرا به صورت بند بند جدا کردید. مثلا یه جا می گید یه خوابم .... و در ادامه می گید یه دریا هستم .. خوب این دوتا به هم ربطی نداره چرا تو یه بند قرارش دادید. امیدوارم درست منظورمو رسونده باشم.

    الان باید برم بقیه اش رو بعدا بحث خواهم کرد... من شعرهای قبلیتون رو بیشتر پسندیدم جناب منتظری.

    با عرض پوزش از جسارت بنده
    موفق باشید
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 1
  8. nasrin_ebad

    nasrin_ebad ترانه سرا عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏15/9/11
    ارسال ها:
    261
    محل سکونت:
    تهران
    امتیازات:
    +244 / 0 / -0
    درود برشما جناب inferno
    راستش من با نظر شما زیاد موافق نیستم . چون اولاً « سایه رو لب دیوار » تشبیه بسیار زیبائیست ، بدلیل اینکه کسی که چشم انتظاره ، مدام حالتهاش تغییر میکنه و این میتونه تشبیه بسیار جالبی باشه برای شخص منتظر که هردم تحملش کمتر میشه . دوم اینکه همیشه کسی که بغض داره لبهاش دچار لرزش میشه و از روی این لرزشه که میشه فهمید طرف بغض کرده . ولی در مورد جنگل بید مجنون و ناز شصت نظری ندارم .
    جسارت منو می بخشید .
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 2
  9. daghebabak

    daghebabak ترانه سرا عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏18/3/10
    ارسال ها:
    536
    جنسیت:
    مرد
    محل سکونت:
    متولد کرمانشاه ساکن تهران
    امتیازات:
    +252 / 0 / -0
    اول تشکر میکنم از نظراتتون
    برخلاف شما این شعر بسیار مورد علاقه خودمه و به نظرم سوالاتتون همه جواب داره
    1.همونطور که خانم عبادی گفتند بغض درسته در گلوست اما شما گویا سرسری خوندید من لرزشه قبل از بارونه ابرهارو نمایان کردم در کلمۀ بغضِ روی لب
    2.منظور من این بوده که سایه ای هستم که منتظره جسمیست که صاحب این سایست و به دلیل نیومدن حالات منتظر عوض میشه مثل قدم زدن یا ...
    3.نگفتم حریق از ناز شست دوست من این بر میگرده به بند قبل یعنی انتظار به شخص آتش انداخته اما بازم این انتظار دیدار یار خوشاینده پس ناز شستت که این حریقو به تنم انداختی
    4.و من در دو بیت اول یک مقدمه از روند شعر گفتم و گسستگیه بندهای پشت هم که از بیت سوم شروع میشه فقط آشفته حالیرو در کناره رضایت نشون میده
    مثلا خواب در همون مصرع تکلیفش مغبوم میشه و سایه زدن زیاد فقط باعث کدر شدن و باختن رنگ اصلی موضوع میشه وبازهم دریا که در بیت بعدی تکلیفش معلوم میشه


    و خدمت خانم عبادی با نهایت تشکر اون قسمتو حق با شماست اما واقعا نمیدونم به جای کلید چی بذارم که هم این معنارو بده و حق مطلبرو بیان کنه


    از همه ممنون بابت توجهتون
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 2
  10. bamdad1359

    bamdad1359 عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏15/3/10
    ارسال ها:
    384
    محل سکونت:
    اصفهان
    امتیازات:
    +583 / 0 / -0
    نرم افزار:
    flstudio
    نه به اون شوری شور که حسن خان فرمودند :) ولی دیدید مترجم جماعت متن رو چه خوب حلاجی میکنه؟ :)
    با کلید زیاد مخالف نیستم، شعر می تونه از خودش دفاع کنه و بگه «من بغضی روی لب ابرها هستم که کلید این بغض من در دست تو هست و اگر بغضم رو با این کلید باز کنی می بارم و گریه می کنم» از این حرفها! اینجاست که مفهوم «مرگ نویسنده» خودشو نشون میده، یعنی یک اثر هنری بعد از نوشته شدن دیگه ربطی به نویسنده یا شاعر نداره و خودش از خودش دفاع میکنه ممکنه نظرات شاعر و نویسنده با برداشتی که بقیه از اون میکنن متفاوت و مخالف هم باشه، ولی قدرت نامحدود و بار معنایی متنوع کلمات باعث ایجاد این پدیده می شه. از تئوری بگذریم :)
    اینجا که میگه: یه جنگل بید مجنونم، حریقم نازِ شستِ تو
    به نظرم باحال ترین قسمت شعره، نازِ شستت امیدخان! من هم همون تعبیری رو برداشت کردم که خود شاعر بیان کرد. به نظرم نقطۀ قوت تو استفاده از تعابیر کمیاب و کم کاربرده، بیشتر روی این نکته مانور بده، و نقاط قوت بقیه رو برای خودشون باقی بذار و از تکرارشون پرهیز کن، موافقی؟ بید مجنون هم چقدر مناسبه برای جنگل، مثلاً‌ میشد گفت یه جنگل (حالا هر درخت دیگه ای به جز بید مجنون) خوب از آب درنمی اومد. این هم یه باریکلای دیگه.
    اینجا:
    که کابوسم غم هجرت
    یه دریا شرجیِ عطرت،
    که موجاش ناجیِ غربت

    به نظرم میرسه کلمات [HIGHLIGHT]هجرت و غربت و ناجی[/HIGHLIGHT] دیگه در شعرها تکراری و کمی قدیمی شده، شاید از بس در ترانه های داریوش شنیدیم! شاید برای این زمان مناسب نباشه، شاید چند سال دیگه دوباره گُل کنه این مفاهیم، ولی شخصاً احساس عمیقی دریافت نمی کنم با شنیدن این کلمات. فکر میکنم هر شاعری یک مُهر و امضا داره که زیر شعرش میخوره، اینها امضای اردلان سرفرازه و شاید اگه خودش هم الان همین کلمات رو بگه زیاد ندرخشه، تا جایی که من از تو خوندم امضای تو کلمات دیگه ایه، با همونها متمایز میشی از بقیه. من که میگم دور اینها خط قرمز بکش :)

    یه فالم رو لبِ فنجون،
    که تعبیرش حضورِ تو

    این قسمت رو هم حال کردم، اما

    یه نت رو ساز حرفاتم،
    که آهنگش وفورِ تو

    این جا رو زیاد نمی پسندم، مخصوصاً کلمۀ وفور که به نظرم بیدفاع ترین کلمه و کم عمق ترین مفهوم این شعره. در کل، خسته نباشی، آفرین، بگو بگو، باز هم بگو، از عشق و از دلدادگی، ...
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 2
  11. Guitar Love

    Guitar Love عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏2/1/10
    ارسال ها:
    299
    جنسیت:
    مرد
    محل سکونت:
    جایی حوالیه خزان
    امتیازات:
    +255 / 0 / -0
     سلام زیاد خوشم نیومد
    این ترانه به زیبایی ترانه های قبلیت نبود
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 1
بارگذاری...