.::چشم های رنده رنده شده::.

شروع موضوع توسط AminSHeykhi ‏28/1/16 در انجمن اشعار کاربران

تاپیک .::چشم های رنده رنده شده::. تالار اشعار کاربران در persian-music.org.

  1. AminSHeykhi

    AminSHeykhi عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏27/6/13
    ارسال ها:
    242
    جنسیت:
    مرد
    محل سکونت:
    بوشهر
    امتیازات:
    +449 / 0 / -1
    یک کارد هی بریده دلت را شبیه گوشت، چشمت که رنده رنده شده باز با پیاز
    قلبت شبیه برفکِ یخچال خانه ات، دنیات توی قابلمه جامانده روی گاز

    جامانده است در نفست جای پای مرگ، جامانده لابه لای نگاهت هوای اشک
    در بالشت دوباره خزر موج میزند، که زنده مانده ای وسطِ مردنی دراز

    هرصبح را کتک بخوری پابه پای چای، هرصبح پابه پای لباسش اتو شوی
    هی گُه بشور و گُه بشود کلِّ زندگیت، «ماما بدو بدو که من اَه اییم گلفته باز»

    یک چشم روی ساعت و یک چشم روی در، با تیغ های عاشقِ رگ‌های منتظر
    او میرسد که تیغ سوالی شود"کجا"؟!، یک‌مشت میشود تهِ یک‌مشت اعتراض

    با صد هزار قرص و دوا فکرِ خوابِ مرگ، در زیرِ یک تجاوزِ مشروعِ شب به شب
    در خواب باز حس بکنی روی باسنت، در تخت بی صدا بدَود دستِ یک گراز

    کارت مدام این شده: قتلِ گذشته ها، خنده به حال هق هقِ هر روز و هرشبت
    گریه بروی شانه ی آلبوم عکس هات، گریه به خنده های خودت... آن عروسِ ناز

    گم میشوی میان قنوتت! میانِ درد، هربار بینِ اشهدو... حس میکنی که باز
    در سجده منفجر شده بغضت شبیه بمب، با آن خدای داخلِ یک متر جانماز

    حبسِ ابد گرفته دلت زیر روسریت، در شهر ردّ پای پلنگی‌ست در تنت
    افسوس روزنامه که درحالِ مردن‌ست،"زن"! آن پلنگِ خوشگلِ درحالِ انقراض!


    امینـــ ـ ــ شیخیــ ـ
     
    آخرین ویرایش: ‏28/1/16
    • خوشم اومد خوشم اومد x 2
بارگذاری...