آخرین ارسال‌ها

چشماتو تزیین میکنی

bagher2g

هنرمند
عضو سایت
25/5/14
84
22
دامغان
با سلام
بعد از غیبتی نسبتاً طولانی :

وقتی که صداتو نازک می کنی
وقتی که چشاتو تزیین می کنی
جونمو ازم نمی گیری ولی
دلمو بالا و پایین می کنی

من فدای اون نگاهی که منو
توی این اوضاع بد دیوونه کرد
ناز شست اون صدایی که یه روز
روی اقیانوس ذهنم خونه کرد

عاشق دل خسته ی قلبت شدم
توی زندون نگاه تو اسیر
تو که استاد تمنا کردنی
تو بیا و خستگی هامو بگیر

تو هوایی که تنفس می کنیم
دوس دارم عطر تنت رها بشه
همه دارن عطرتو تن میکنن
تا جهان دوباره رو به را بشه

وای ازون روزی که لب هات غنچه ان
وای از اون روزی که می بوسی منو
دامنی از عشق می سازم برات
پر کن از طعم لبت اون دامنو

هی من از چشمای تو سر میخورم
هی منو از عشق بالا میبری
عاشقت هستم به هر شکلی بگی
از همه دنیا ، تو با ارزش تری
 

sparrow

مدیر تالار شعر و ترانه
تیم مدیریت
مدیر تالار
12/8/09
559
شیراز
چه خوبست که کاربرهای قدیمی گاهی سری به تالار میزنند. خوشحالم که دست پر برگشتید.
چقدر خواندن بیت اول سخت بود :)) کاش بعد از (وقتی که ) علامتی مثل ویرگول میگذاشتید تا بی سوادهایی مثل من، به مشکل برخورد نکنند.
راستی میتوانم بپرسم چرا معشوق، استاد تمنا کردن است؟ معشوق؛ معمولا سراپا ناز است و عاشق، سراپا نیاز. شاید هم برداشت من اشتباه است. در هر حال، خوشحالم که غیبت را خاتمه دادید.
 

bagher2g

هنرمند
عضو سایت
25/5/14
84
22
دامغان
سلام و عرض ادب
بله اشکالات به شدت زیاد است و تمام مواردی که گفتید را از صمیم قلب قبول دارم :)
حرفتون درباره ی تمنا بسیار درست متین است ، اما این اشتباه را به پای آن بگذارید که معشوقه ی راوی چنین ویژگی اخلاقی ای دارد

تشکر از نقد سازنده تون
 

صفحه ما در اینستاگرام

بالا