پيدايش موسيقي و سازهاي موسيقي

شروع موضوع توسط Gharibeh ‏26/8/09 در انجمن تئوری موسیقی تکمیلی

تاپیک پيدايش موسيقي و سازهاي موسيقي تالار تئوری موسیقی تکمیلی در persian-music.org.

  1. Gharibeh

    Gharibeh عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏23/8/09
    ارسال ها:
    46
    محل سکونت:
    شیراز
    امتیازات:
    +22 / 0 / -0
    نرم افزار:
    adobeaudition, flstudio
    پيدايش موسيقي


    رقص-آواز- شعر


    بشر با درک زيبايي از طبيعت الهام گرفت و با تقليد اشکال و آهنگهاي طبيعي و انعکاس اين آثار هنر را که يکي از عوامل مهم ابراز احساسات و بيان زيبايي است به وجود آورد. و آن را به صورت هاي گوناگون منعکس نمود. غم و شادي و عواطف و احساسات انساني مفاهيم واحدي است، اختلاف در طرز بيان و توصيف آن است.


    رقص و شعر و موسيقي با بشر به وجود آمد و انسان از زماني که پا به عرصه وجود گذاشت و در آغوش طبيعت بدون قيد و بند و به طور آزاد مانند، حيوانات،در ظلمت جهاني و ناداني زندگي مي کرد، داراي احساسات و عواطف و واجد تاثرات و حالات نفسانيي مانند بيم و اميد غم و شادي ميل و نفرت و ساير کيفيات دروني در دوران زندگي نيز پيوسته محکوم عواطف و احساسات خود بوده است. بشر از مناظر دلکش طبيعت و کوه و دشتهاي سبز و خرم و رنگهاي گوناگون و بهار فرح انگيز و عطر گلها و الحان مطبوع پرندگان و ديگر حيوانات و درخشندگي خورشيد و ستارگان اسمان زيبا و شفاف و امثال اينها لذت مي برد و به حالت انبساط و نشاط در مي آمد و بالعکس از تاريکي و مناظر هراس انگيز و صداهاي وحشتناک و آثار ناگوار جوي وحشت ميکرد و همانطور که از مناظر زيبا و دل انگيز طبيعت منبسط مي شد و به وجد مي آمد از مظاهر غضب و قهر طبيعت گوناگون اندوهناک شده وحشت مي کرد و پيوسته از آن گريزان بود.


    عواطف و احساسات و ادراکات و مکنونات باطني و انفعالات دروني ناشي از اين عوامل که پيوسته با بشر همراه بوده مي باست به صورتي جلوه گر شود، و آن صورت جز کردار و گفتار نمي توانست باشد. بنابراين انفعالات دروني و عواطف و احساسات و تاثرات خود را بوسيله صدا حرکت و کلمات که مناسبترين وسيله بيان احساسات و هيجانات است آشکار ساخت که نمودار آن اول رقص و شعر بود. ارسطو فيلسوف يوناني مي گويد: شعر و رقص دو شاخه از يک ريشه اند. بعضي مي گويند که رقص شعر متحرک است. بع هر حال اين پديده طبيعي از قديم وسيله بيان و تجسم احساسات بشر بوده است.


    از زمانيکه بشر توانست انفعالات دروني خود را بوسيله صدا نمايش دهد، و وزن را از صداهاي منظم و مختلف طبيعت به دست آورد، موسيقي را بوجود آورد زيرا جهان پر از اصوات است، و عالم خلقت بر توازن . انتظام استوار است. شعر و موسيقي و رقص زادگان يک مادرند. اين هر سه مولود عواطف و احساساتند. همان معلمي که خنده و گريه و شاعري را به بشر آموخته رامشگري را نيز به او ياد داده است. بشر در دبستان طبيعت از عشوه و ناز گل و الحان پرندگان خوش آواز چون بلبل و وزيدن باد بين شاخ و برگ درختان و چم و خم اشجار و نونهالان کوه و دشت و چمن در جريان خوشايند آبهاي روان جويبارها ريزش آبشارها و فرود آمدن قطرات باران بر روي آب و آهنگ موزون قدمها در راه رفتن و ضربان نبض و امثال اينها که حکم مربي را براي بشر اوليه داشت و از آن تعليم مي گرفت و تقليد مي کرد. هم صنعت شعر را آموخته است و هم فن موسيقي و رقص را که پردامنه ترين گونه هنرهاي زيباست.


    چون تشخيص موزون از غير موزون در طبيعت بشر است و هر چه موزون ملايم طبع انسان است. آواز رقص و شعر که هر سه موزونند و مورد پسند و ملايم طبع بشر از همان دوران قديم به صورت آداب و رسوم جزء زندگي ملل عالم درآمدند و نخست با آدايب و مراسم جادويي و سپس با تشريفان مذهبي همراه شده به تدريج از آن جدا گرديدند و استقلال يافتند و به واسطه تاثير عوامل طبيعي محيط جغرافيايي،زبان،مذهب،نيازها، چگونگي زندگاني و آداب و رسوم و عادت اقوام و طوايف با يکديگر اختلاف پيدا کردند.


    بعد از آنکه بشر به تمدن نزديک گريدي با اختراع آلات موسيقي و ادوات آن از الحان و نواهاي که در ذهن او حالت مطبوع دلپذير ايجاد مي کيد تقليد نمود و با سرودهاي مذهبي به نيايش ارباب انواع پرداخت و موسيقي را رکن اصلي دين قرار داد و از رقص و آوازهاي ضربي و غير ضروري در جشن و سرور و پرستش خداان خود استفاده نمود.


    با وسعت دايره تمدن تغييراتي در زندگاني بشر بوجود آمد. رقص و شعرو آوا نيز دستخوش تغيير و تحول شدند و قواعد خشک و اصول علمي در هر يک از اين سه مظهر احساسات و عواطف بشري دخالت کرد و تحول و تغييراتي در آنها پديد آورد.اين مظاهر که در آغاز پيدايش قواعد و قوانين مضبوطي نداشتند به همان نسبت که تحت شرايط و قوانين قرار گرفتند و به تدريج سادگي و روحانيت خود را از دست دادند، از يکديگر تفکيک و پاي بند به قيود و تابع شرايط و قوانيني گرديدند و هر کدام فني جداگانه شدند و روشي را در پيش گرفتند.


    پيدايش سازهاي موسيقي


    طبيعي ترين وسيله آواز سينه و حلقوم طبيعي انساني و ساده ترين وسيله ايجاد وزن دستهاي ژآدمي است. انسان با برهم زدن دستها وزن را نگه مي داشته و نغمه ها و آهنگها را همراهي مي کرده است. بعد ها بشر از شاخ حيوانات و روييدنيهايي که در دسترس داشت سازهاي بادي مان پيدايش موسيقي و سازهاي موسيقي-italic.gif ند بوق و ني را ساخت و با کمک حس شنوائي سوراخهايي با توجه به معتقداتنجومي و اعداد مقدس در آنها تعبيه نمود که اکنون به صورتهاي گونگون تکامل يافته است. انواع طبلها و سازهاي ضربي را اختراع نمودند و در تکامل انها کوشيدند. گمان مي رود در اختراع سازهاي زهي از کمان الهام گرفته و از شکل آنها استفاده کرده و آن را به صورت چنگ درآورده است و به تريج به اختراع انواع آن دستزده است و اندک اندک نواقص آن را برطرف نموده است.اکنون همچنين به اختراع سازهاي ديگر توفيق يافته و به تريج آن ها را رو به تکامل برده است.


    در کاوشاي باستان شناسي سازهاي بادي و زهي چون ني وچنگ و غير اينها را يافته اند که تاريخ آن ها را ب چند هزار سال پيش از ميلاد مي رسد. همچنين در سنگ نبشته ها و حجاريها و بر روي اشياء يافت شده صورت اين قبيل سازها حک شده است. بشر با اختراع سازها و ادوات موسيقي الحان و نواهايي که در ذهن او حالت مطبوع و دلپذير ايجاد کرده تقليد نموده و پيوسته در راه تکامل آن گام برداشته است.


    برگرفته از کتاب تاريخ موسيقي ايران


    اثر حسين مشحون
     
بارگذاری...