پرودیوسر غربی

Farhood

Capo del clan
21/12/11
3,248
10,427
113
54
.
بدون درنظر گرفتن لیرک.
اصلا یک ایرانی توی صنعت موسیقی پاپ جهانی پسندمیتونه جایگاهی توی فرایند هنری داشته باشه؟با طرز استفاده از فواصلی که توی ذهنش هست؟حالاهر کشوری باشه ،فقط بازدید بالایی داشته باشه.

ایرانیهایی دیدم مثل ایلیاسلمان زاده و لاله پورکریمی،که موفق هم شدن توی موسیقی های جهانی پسند،حالا بر اساس اینهامیشه تصمیم گرفت که استفاده فواصلی که برای ایرانیاخوشایدهست برای شنونده های جهانی هم خوشاید هست؟

خیلی از ایرانی ها رو هم میبینم با موزیک های جهانی پسند ویدیو هاشون رو شر میکنن توی شبکه های مجازیشون. اینم میتونه سند باشه؟
بحث خوب و مهمیه. ولی قبل از ادامه ی بحث، دو دنیای کاملاً متفاوت رو شما قاطی هم کردی که اگر قراره بحث ادامه پیدا کنه، حتماً باید اونها رو از هم جدا کنی. سوال تو در مورد موسیقی تجاریه، یا هنری؟ اون بالا از "فرایند هنری" حرف زدی. ولی در مورد "پاپ" هم سوال داری میکنی. این دوتا کاملاً باید منفک بشه، چون از A تا Z اینها باهم متفاوته، ولو اینکه در ظاهر موسیقیشون شبیه هم باشه.
 
  • تشکر
واکنش‌ها: helalat007

helalat007

عضو سایت
27/7/19
51
5
8
20
Iran
بحث خوب و مهمیه. ولی قبل از ادامه ی بحث، دو دنیای کاملاً متفاوت رو شما قاطی هم کردی که اگر قراره بحث ادامه پیدا کنه، حتماً باید اونها رو از هم جدا کنی. سوال تو در مورد موسیقی تجاریه، یا هنری؟ اون بالا از "فرایند هنری" حرف زدی. ولی در مورد "پاپ" هم سوال داری میکنی. این دوتا کاملاً باید منفک بشه، چون از A تا Z اینها باهم متفاوته، ولو اینکه در ظاهر موسیقیشون شبیه هم باشه.
بله
بحث در مورد موسیقی تجاریی هست.
 

Farhood

Capo del clan
21/12/11
3,248
10,427
113
54
.
بله
بحث در مورد موسیقی تجاریی هست.
پس کلاً از واژه ی هنر بیا بیرون. موسیقی هنری اصلاً روند خاص خودشو داره که کلاً از بیخ با روند تولید تجاری تفاوت 180 درجه داره.

ببین وقتی از واژه ی "ایرانی" استفاده میکنی، من نمیدونم از اون واژه چه تعریفی در ذهن داری. بعضی ها داشتن شناسنامه ی ایرانی رو میگن ایرانی، بعضی ها داشتن اسم ایرانی رو میگن ایرانی، بعضی ها محل تولد ایران باشه رو میگن ایرانی، بعضی ها اگر طرف در ایران بزرگ شده باشه رو میگن ایرانی، بعضی ها توانایی فارسی حرف زدن رو میگن ایرانی، بعضی ها داشتن پدر ایرانی رو میگن ایرانی، بعضی ها پدر و مادر هر دو . . . . . . . .
خب میبینی که با توجه تفاوت در تعریف "ایرانی بودن" که هرکدوم از ما ازش داریم، چقدر معنای متفاوتی میتونیم بگیریم و همینطور نتایج متفاوت. مثال:
در ایران مردم خودشونو برای رامین جوادی تیکه پاره میکنن، صرف اینکه میگن ایرانیه! (حالا بگذریم از اینکه چه 100 درصد ایرانی باشه و چه 5 درصد، چه ربطی به کارش داره؟!!) رامین جوادی متولد آلمان هست که در همونجا هم بزرگ شده، با موزیک همون فرهنگ بزرگ شده، در آلمان زبان آلمانی و انگلیسی یاد گرفته، با یه مادر آلمانی بزرگ شده، با رسانه و تلویزیون آلمان بزرگ شده، در زنگ موسیقی مدرسه اش موزیک همونجا رو کار کرده، معلم هاش آلمانی بودند، دوستهاش آلمانی بودند، با فرهنگ آلمان بزرگ شده . . . تنها فاکتوری که آلمانی نبوده براش در زندگی، پدرش بوده که ایرانی بود، و اسمش که "رامین" هست. همین. حتی فارسی هم بلد نیست، چون پدرش هم تو خونه آلمانی حرف میزده. خب الآن با توجه به این فاکتورها، رامین جوادی چند درصد میتونه ذهنیت موسیقی ایرانی (حالا چه پاپ و چه غیر پاپ) داشته باشه؟ از من بپرسی میگم: صِفر درصد.

حالا با توجه به این توضیح، شما بگو منظورت از اون "ایرانی" که در سوالت نوشتی چیه؟ با چه تعریفی "ایرانی"؟ (ما تا دقیق منظور همدیگه رو نفهمیم، در ادامه ی بحث سو تفاهم پیش میاد).
 
  • تشکر
واکنش‌ها: helalat007

helalat007

عضو سایت
27/7/19
51
5
8
20
Iran
پس کلاً از واژه ی هنر بیا بیرون. موسیقی هنری اصلاً روند خاص خودشو داره که کلاً از بیخ با روند تولید تجاری تفاوت 180 درجه داره.

ببین وقتی از واژه ی "ایرانی" استفاده میکنی، من نمیدونم از اون واژه چه تعریفی در ذهن داری. بعضی ها داشتن شناسنامه ی ایرانی رو میگن ایرانی، بعضی ها داشتن اسم ایرانی رو میگن ایرانی، بعضی ها محل تولد ایران باشه رو میگن ایرانی، بعضی ها اگر طرف در ایران بزرگ شده باشه رو میگن ایرانی، بعضی ها توانایی فارسی حرف زدن رو میگن ایرانی، بعضی ها داشتن پدر ایرانی رو میگن ایرانی، بعضی ها پدر و مادر هر دو . . . . . . . .
خب میبینی که با توجه تفاوت در تعریف "ایرانی بودن" که هرکدوم از ما ازش داریم، چقدر معنای متفاوتی میتونیم بگیریم و همینطور نتایج متفاوت. مثال:
در ایران مردم خودشونو برای رامین جوادی تیکه پاره میکنن، صرف اینکه میگن ایرانیه! (حالا بگذریم از اینکه چه 100 درصد ایرانی باشه و چه 5 درصد، چه ربطی به کارش داره؟!!) رامین جوادی متولد آلمان هست که در همونجا هم بزرگ شده، با موزیک همون فرهنگ بزرگ شده، در آلمان زبان آلمانی و انگلیسی یاد گرفته، با یه مادر آلمانی بزرگ شده، با رسانه و تلویزیون آلمان بزرگ شده، در زنگ موسیقی مدرسه اش موزیک همونجا رو کار کرده، معلم هاش آلمانی بودند، دوستهاش آلمانی بودند، با فرهنگ آلمان بزرگ شده . . . تنها فاکتوری که آلمانی نبوده براش در زندگی، پدرش بود که ایرانی بود، و اسمش که "رامین" هست. همین. حتی فارسی هم بلد نیست، چون پدرش هم تو خونه آلمانی حرف میزده. خب الآن با توجه به این فاکتورها، رامین جوادی چند درصد میتونه ذهنیت موسیقی ایرانی (حالا چه پاپ و چه غیر پاپ) داشته باشه؟ از من بپرسی میگم: صِفر درصد.

حالا با توجه به این توضیح، شما بگو منظورت از اون "ایرانی" که در سوالت نوشتی چیه؟ با چه تعریفی "ایرانی"؟ (ما تا دقیق منظور همدیگه رو نفهمیم، در ادامه ی بحث سو تفاهم پیش میاد).
منظورم از ایرانی کسیه که با فرهنگ موسیقی ایرانی متولد شده و بزرگ شده.
شخصی مثل لاله کریمی که اهل بندر انزلی بود و تا ۱۲ سالگی توی ایران بود. این یکی دیگه حتما با فرهنگ موسیقی ایرانی اشنا هست دیگه؟ چه بخواد چه نخواد حتما حوسیقی ایرانی شنیده.
به قول شما حتی اگر هم نخواییم گوش بدیم، میشنویم و این شنیدن کار خودشو میکنه
درسته؟
این شخص پرودیوسر و جز سانگراترهای این اهنگ، به نام
Stone cold
بود.
که حدود ۲۰۰ میلیون بازدید داشته.
 

Farhood

Capo del clan
21/12/11
3,248
10,427
113
54
.
منظورم از ایرانی کسیه که با فرهنگ موسیقی ایرانی متولد شده و بزرگ شده.
شخصی مثل لاله کریمی که اهل بندر انزلی بود و تا ۱۲ سالگی توی ایران بود. این یکی دیگه حتما با فرهنگ موسیقی ایرانی اشنا هست دیگه؟ چه بخواد چه نخواد حتما حوسیقی ایرانی شنیده.
به قول شما حتی اگر هم نخواییم گوش بدیم، میشنویم و این شنیدن کار خودشو میکنه
درسته؟
این شخص پرودیوسر و جز سانگراترهای این اهنگ، به نام
Stone cold
بود.
که حدود ۲۰۰ میلیون بازدید داشته.
اگه شما دنبال ایرانی به اون معنا میگردی که بتونه فضای موسیقی غربی رو هم روش تسلط داشته باشه، قبل از اینکه بریم رو بحث اون خانم، چرا راه دور میری؟ من توی همین فروم کسانی رو میشناسم که موسیقی هایی که میسازن کاملاً غربیه، در حالیکه در ایران متولد و بزرگ شدند! یکی m.Ali عزیز که نبوغ فوق العاده ای در هارمونی داره. و دیگری مهران بدخشان Mehran.B که دیگه رفت دانشگاه برای تحصیل موسیقی که فکر کنم الآن ارشد رو داره میخونه. خیلی ها از این فروم برای من قطعه با انگیزه ی غربی میفرستند برای بررسی که به نظر خودشون غربیه، ولی نیست. در حالی که قطعات این دو نفر به هیچ وجه با کارهای غربی قابل تفکیک نیست. این تیپ اشخاص معمولاً از کودکی ذهن بسیار مستعدی در موسیقی و یا حتی سایر هنرها دارند (m.Ali یکی از بهترین هنرمندان نقاشی هست و در هنرستان هنری تحصیل کرده) و نوازندگی لاقل یک ساز رو بلدند. علی و مهران هردوشون از نوازندگان خوب پیانو هستند که از بچگی یاد گرفتند. علی که الآن تدریس موسیقی هم میکنه. اینها بواسطه ی توانایی خاص و گوش قوی ای که دارن، خیلی راحت تر از من و شما میتونن در ذهنشون پیچ و مهره های موسیقی غربی رو از هم باز کنند و تفاوتها رو بفهمند و از روی اون انالیز، بدونند که چطور میتونن به فضای موسیقی غربی دست پیدا کنند. یعنی در حقیقت چیز نزدیک به "نبوغ". آیا همه ی کسانی که مدعی هستند، چنین شرایطی دارند؟ البته که نه. از این همه فایل که برای من میاد، همین دو نفر توشون موفق بودند در این زمینه.

حالا بریم سراغ اون خانم. لاله پور کریم (که شما اشتباهی کریمی نوشتی) رو میشناختم و اون Stone Cold رو هم شنیده بودم.
ایشون اول اینکه 12 سالگی میره سوئد، ولی نه از ایران. قبل از مهاجرت سوئد سالها خارج از ایران زندگی کردند (ظاهراً در یکی از جمهوری های شوروی سابق). در سوئد در همون سالهای نوجوانی سه تا ساز رو به موازات یاد میگیره در مدت کوتاهی! پیانو، گیتار و ساکسفون. خب این یعنی چی؟ این یعنی استعداد خاص. بعد اینکه ما اصلاً نمیدونیم که خانواده، چه رفتار و تربیت گوشی با این بچه در بچگی داشتند (چون قطعاً که والدین از استعداد بچه آگاه بودند). ما از جرئیات ماجرای درصد ایرانی بار اومدن (یا نیومدن) گوش این خانم اطلاعات دیتیل شده نداریم. و برای بررسی جواب دقیق سوال شما در مورد این خانم، به اطلاعات دقیق تری نیاز داریم. صرف اینکه بریم در ویکیپدیا بخونیم که 12 سالگی رفته سوئد، کافی نیست. هر چند که ذهن موسیقی و گوش موسیقی پس از تغییر محیط (بلحاظ فرهنگی) در سنین پایین تر، به هرحال خیلی انعطاف بیشتری از خودش نشون میده تا در بزرگسالی. در سن 12 سالگی هم ذهن کاملاً بسته نمیشه.


بذار این مشکل رو برات تشریح کنم.
بچه ها در ایران (پسرها البته) تا وقتی بچه هستند، اوقاتشون رو یا با گُل کوچیک بازی کردن سر کوچه میگذرونن، یا پای بازیِ کانتر. یه کمی که میگذره و پشت لبشون سبز میشه، تازه یادشون میاد که موسیقی هم چیز خوبی بوده و دوستش دارن. و تازه اون موقع یاد این می افتن که برن موسیقی یاد بگیرن و موسیقی کار کنن (مخصوصاً اینکه با توجه به نرم افزاری شدنِ کارها به نظر خیلی ساده میاد!). یه چند سال هم با بگو مگو با پدر و مادر میگذره در رابطه با آموزش موسیقی (چون معمولاً والدین ایرانی نظر مثبتی در مورد آموزش موسیقی ندارن، وگرنه از همون 6 سالگی بچه رو میذاشتن برای آموزش ساز)، و بعد از مدتی وقتی دست بچه تو جیب خودش رفت (از نظر مالی مستقل تر شد) تازه تصمیم میگیره که آموزش موسیقی رو "شروع" کنه، ولی هیچ نتیجه ای نمیگیره چون سختیِ کلاسها در حدّ جهنمه براش. و حیفا که دیگه سنّ آموزش گذشته و نوشدارو بعد از مرگ سهراب بیفایده است. حالا نه سازی بلده بزنه و نه تئوری ای چیزی، میاد توی این فروم التماس میکنه که دوستان لطفاً راه معجزه رو به من نشون بدید، چون من میخوام پرودیوسر بشم، اون هم در امریکا! هیچ جای دنیا پرودیوسری که نتونه ساز بزنه "به هیچ وجه" نداریم، حالا امریکا و غیر امریکاش بماند. این مشکلِ اغلب دوستانِ عضو این سایت هست که البته بیشتر از اینکه خودشون در این شکست مقصر باشن، والدین و محیط فرهنگیِ خانواده و محیط تربیتی اونها مقصر بوده.
 
  • تشکر
واکنش‌ها: mb1375, pe32_64 و helalat007

helalat007

عضو سایت
27/7/19
51
5
8
20
Iran
اگه شما دنبال ایرانی به اون معنا میگردی که بتونه فضای موسیقی غربی رو هم روش تسلط داشته باشه، قبل از اینکه بریم رو بحث اون خانم، چرا راه دور میری؟ من توی همین فروم کسانی رو میشناسم که موسیقی هایی که میسازن کاملاً غربیه، در حالیکه در ایران متولد و بزرگ شدند! یکی m.Ali عزیز که نبوغ فوق العاده ای در هارمونی داره. و دیگری مهران بدخشان Mehran.B که دیگه رفت دانشگاه برای تحصیل موسیقی که فکر کنم الآن ارشد رو داره میخونه. خیلی ها از این فروم برای من قطعه با انگیزه ی غربی میفرستند برای بررسی که به نظر خودشون غربیه، ولی نیست. در حالی که قطعات این دو نفر به هیچ وجه با کارهای غربی قابل تفکیک نیست. این تیپ اشخاص معمولاً از کودکی ذهن بسیار مستعدی در موسیقی و یا حتی سایر هنرها دارند (m.Ali یکی از بهترین هنرمندان نقاشی هست و در هنرستان هنری تحصیل کرده) و نوازندگی لاقل یک ساز رو بلدند. علی و مهران هردوشون از نوازندگان خوب پیانو هستند که از بچگی یاد گرفتند. علی که الآن تدریس موسیقی هم میکنه. اینها بواسطه ی توانایی خاص و گوش قوی ای که دارن، خیلی راحت تر از من و شما میتونن در ذهنشون پیچ و مهره های موسیقی غربی رو از هم باز کنند و تفاوتها رو بفهمند و از روی اون انالیز، بدونند که چطور میتونن به فضای موسیقی غربی دست پیدا کنند. یعنی در حقیقت چیز نزدیک به "نبوغ". آیا همه ی کسانی که مدعی هستند، چنین شرایطی دارند؟ البته که نه. از این همه فایل که برای من میاد، همین دو نفر توشون موفق بودند در این زمینه.

حالا بریم سراغ اون خانم. لاله پور کریم (که شما اشتباهی کریمی نوشتی) رو میشناختم و اون Stone Cold رو هم شنیده بودم.
ایشون اول اینکه 12 سالگی میره سوئد، ولی نه از ایران. قبل از مهاجرت سوئد سالها خارج از ایران زندگی کردند (ظاهراً در یکی از جمهوری های شوروی سابق). در سوئد در همون سالهای نوجوانی سه تا ساز رو به موازات یاد میگیره در مدت کوتاهی! پیانو، گیتار و ساکسفون. خب این یعنی چی؟ این یعنی استعداد خاص. بعد اینکه ما اصلاً نمیدونیم که خانواده، چه رفتار و تربیت گوشی با این بچه در بچگی داشتند (چون قطعاً که والدین از استعداد بچه آگاه بودند). ما از جرئیات ماجرای درصد ایرانی بار اومدن (یا نیومدن) گوش این خانم اطلاعات دیتیل شده نداریم. و برای بررسی جواب دقیق سوال شما در مورد این خانم، به اطلاعات دقیق تری نیاز داریم. صرف اینکه بریم در ویکیپدیا بخونیم که 12 سالگی رفته سوئد، کافی نیست. هر چند که ذهن موسیقی و گوش موسیقی پس از تغییر محیط (بلحاظ فرهنگی) در سنین پایین تر، به هرحال خیلی انعطاف بیشتری از خودش نشون میده تا در بزرگسالی. در سن 12 سالگی هم ذهن کاملاً بسته نمیشه.


بذار این مشکل رو برات تشریح کنم.
بچه ها در ایران (پسرها البته) تا وقتی بچه هستند، اوقاتشون رو یا با گُل کوچیک بازی کردن سر کوچه میگذرونن، و یا پای بازیِ کانتر. یه کمی که میگذره و پشت لبشون سبز میشه، تازه یادشون میاد که موسیقی هم چیز خوبی بوده و دوستش دارن. و تازه اون موقع یاد این می افتن که برن موسیقی یاد بگیرن و موسیقی کار کنن. یه چند سال هم با بگو مگو با پدر و مادر میگذره در رابطه با آموزش موسیقی (چون معمولاً پدر و مادرها نظر مثبتی در مورد آموزش موسیقی ندارن، وگرنه از همون 6 سالگی بچه رو میذاشتن برای آموزش ساز)، و بعد از مدتی وقتی دست بچه تو جیب خودش رفت (از نظر مالی مستقل تر شد) تازه تصمیم میگیره که آموزش موسیقی رو "شروع" کنه، ولی هیچ نتیجه ای نمیگیره چون سختیِ کلاسها در حدّ جهنمه براش. و حیفا که دیگه سنّ آموزش گذشته و نوشدارو بعد از مرگ سهراب بیفایده است. حالا نه سازی بلده بزنه و نه تئوری ای چیزی، میاد توی این فروم التماس میکنه که دوستان لطفاً راه معجزه رو به من نشون بدید، چون من میخوام پرودیوسر بشم، اون هم در امریکا! هیچ جای دنیا پرودیوسری که نتونه لاقل یه ساز بزنه "به هیچ وجه" نداریم، حالا امریکا و غیر امریکاش بماند. این مشکلِ اغلب دوستانِ عضو این سایت هست که البته بیشتر از اینکه خودشون در این شکست مقصر باشن، والدین و محیط فرهنگیِ خانواده و محیط تربیتی اونها مقصر بوده.
اون افراد میتونن موسیقی تجاری غربی هم بسازن؟
اگر سفارش بگیرن؟
 

Farhood

Capo del clan
21/12/11
3,248
10,427
113
54
.
اقای m.ali
و اقای mehran.b
میتونن جز سانگرایتر های موسیقی تجاری بشن؟
برانش این دو نفر آهنگسازی ارکسترال هست، نه سانگرایتینگ. اگر از من بپرسی، بلحاظ تواناییِ تخصصیِ آهنگسازی و ارنجمنت ارکسترال، هر دوی اینها بی هیچ تفاوتی میتونن شانه به شانه ی همکارهای غربیشون قطعات تجاری ارکسترال بنویسن (حالا چه برای فیلم و چه برای غیر فیلم). ولی اینکه آیا تصمیم دارن یا نه، و یا آیا تمایل به کار تجاری دارند یا هنری و غیره، چیزیه که از خودشون باید سوال کنی.
 
  • تشکر
واکنش‌ها: helalat007 و ArianParham

helalat007

عضو سایت
27/7/19
51
5
8
20
Iran
اگه شما دنبال ایرانی به اون معنا میگردی که بتونه فضای موسیقی غربی رو هم روش تسلط داشته باشه، قبل از اینکه بریم رو بحث اون خانم، چرا راه دور میری؟ من توی همین فروم کسانی رو میشناسم که موسیقی هایی که میسازن کاملاً غربیه، در حالیکه در ایران متولد و بزرگ شدند! یکی m.Ali عزیز که نبوغ فوق العاده ای در هارمونی داره. و دیگری مهران بدخشان Mehran.B که دیگه رفت دانشگاه برای تحصیل موسیقی که فکر کنم الآن ارشد رو داره میخونه. خیلی ها از این فروم برای من قطعه با انگیزه ی غربی میفرستند برای بررسی که به نظر خودشون غربیه، ولی نیست. در حالی که قطعات این دو نفر به هیچ وجه با کارهای غربی قابل تفکیک نیست. این تیپ اشخاص معمولاً از کودکی ذهن بسیار مستعدی در موسیقی و یا حتی سایر هنرها دارند (m.Ali یکی از بهترین هنرمندان نقاشی هست و در هنرستان هنری تحصیل کرده) و نوازندگی لاقل یک ساز رو بلدند. علی و مهران هردوشون از نوازندگان خوب پیانو هستند که از بچگی یاد گرفتند. علی که الآن تدریس موسیقی هم میکنه. اینها بواسطه ی توانایی خاص و گوش قوی ای که دارن، خیلی راحت تر از من و شما میتونن در ذهنشون پیچ و مهره های موسیقی غربی رو از هم باز کنند و تفاوتها رو بفهمند و از روی اون انالیز، بدونند که چطور میتونن به فضای موسیقی غربی دست پیدا کنند. یعنی در حقیقت چیز نزدیک به "نبوغ". آیا همه ی کسانی که مدعی هستند، چنین شرایطی دارند؟ البته که نه. از این همه فایل که برای من میاد، همین دو نفر توشون موفق بودند در این زمینه.

حالا بریم سراغ اون خانم. لاله پور کریم (که شما اشتباهی کریمی نوشتی) رو میشناختم و اون Stone Cold رو هم شنیده بودم.
ایشون اول اینکه 12 سالگی میره سوئد، ولی نه از ایران. قبل از مهاجرت سوئد سالها خارج از ایران زندگی کردند (ظاهراً در یکی از جمهوری های شوروی سابق). در سوئد در همون سالهای نوجوانی سه تا ساز رو به موازات یاد میگیره در مدت کوتاهی! پیانو، گیتار و ساکسفون. خب این یعنی چی؟ این یعنی استعداد خاص. بعد اینکه ما اصلاً نمیدونیم که خانواده، چه رفتار و تربیت گوشی با این بچه در بچگی داشتند (چون قطعاً که والدین از استعداد بچه آگاه بودند). ما از جرئیات ماجرای درصد ایرانی بار اومدن (یا نیومدن) گوش این خانم اطلاعات دیتیل شده نداریم. و برای بررسی جواب دقیق سوال شما در مورد این خانم، به اطلاعات دقیق تری نیاز داریم. صرف اینکه بریم در ویکیپدیا بخونیم که 12 سالگی رفته سوئد، کافی نیست. هر چند که ذهن موسیقی و گوش موسیقی پس از تغییر محیط (بلحاظ فرهنگی) در سنین پایین تر، به هرحال خیلی انعطاف بیشتری از خودش نشون میده تا در بزرگسالی. در سن 12 سالگی هم ذهن کاملاً بسته نمیشه.


بذار این مشکل رو برات تشریح کنم.
بچه ها در ایران (پسرها البته) تا وقتی بچه هستند، اوقاتشون رو یا با گُل کوچیک بازی کردن سر کوچه میگذرونن، یا پای بازیِ کانتر. یه کمی که میگذره و پشت لبشون سبز میشه، تازه یادشون میاد که موسیقی هم چیز خوبی بوده و دوستش دارن. و تازه اون موقع یاد این می افتن که برن موسیقی یاد بگیرن و موسیقی کار کنن (مخصوصاً اینکه با توجه به نرم افزاری شدنِ کارها به نظر خیلی ساده میاد!). یه چند سال هم با بگو مگو با پدر و مادر میگذره در رابطه با آموزش موسیقی (چون معمولاً والدین ایرانی نظر مثبتی در مورد آموزش موسیقی ندارن، وگرنه از همون 6 سالگی بچه رو میذاشتن برای آموزش ساز)، و بعد از مدتی وقتی دست بچه تو جیب خودش رفت (از نظر مالی مستقل تر شد) تازه تصمیم میگیره که آموزش موسیقی رو "شروع" کنه، ولی هیچ نتیجه ای نمیگیره چون سختیِ کلاسها در حدّ جهنمه براش. و حیفا که دیگه سنّ آموزش گذشته و نوشدارو بعد از مرگ سهراب بیفایده است. حالا نه سازی بلده بزنه و نه تئوری ای چیزی، میاد توی این فروم التماس میکنه که دوستان لطفاً راه معجزه رو به من نشون بدید، چون من میخوام پرودیوسر بشم، اون هم در امریکا! هیچ جای دنیا پرودیوسری که نتونه ساز بزنه "به هیچ وجه" نداریم، حالا امریکا و غیر امریکاش بماند. این مشکلِ اغلب دوستانِ عضو این سایت هست که البته بیشتر از اینکه خودشون در این شکست مقصر باشن، والدین و محیط فرهنگیِ خانواده و محیط تربیتی اونها مقصر بوده.
اون افرادی که شما نام بردید و موسیقی غربی میسازن، علوم‌شون برای ساخت موسیقی هایی که غربی‌ به نظر میاد کمک کرده ؟ منظورم نه برای خود موسیقی، برای غربی به نظر رسیدن موسیقیشون.
بعد اینکه گفتید «گوش قوی» یعنی همون تمرین دادن گوش موسیقیایی هست که این افراد بلدن؟
 

Farhood

Capo del clan
21/12/11
3,248
10,427
113
54
.
اون افرادی که شما نام بردید و موسیقی غربی میسازن، علوم‌شون برای ساخت موسیقی هایی که غربی‌ به نظر میاد کمک کرده ؟ منظورم نه برای خود موسیقی، برای غربی به نظر رسیدن موسیقیشون.
بعد اینکه گفتید «گوش قوی» یعنی همون تمرین دادن گوش موسیقیایی هست که این افراد بلدن؟
من نگفتم اونها غربی میسازند. شاید قطعات غیر غربی هم مینویسن که من نشنیدم. منظورم این بود که قطعات غربی اونها در مقایسه با کارِ آهنگسازهای غربی، غیر قابل تشخیصه.
علوم موسیقی هم نداریم. موسیقی علم نیست. اگر منظورت سواد موسیقی هست، نه. سواد موسیقی تا حدی میتونه در این رابطه کمک کنه. منظور من گوش موسیقی و استعدادِ درک و تحلیل اونها هست که بطور غریزی قوی تر هست.
تمرین دادنِ گوش هم تا یه حدی میتونه کمک کنه. دو تا بچه 6 ساله رو مقایسه میکنی که هیچکدوم سابقه تمرین یا تحصیل موسیقی نداشتند. ولی میبینی یکیشون مثلاً موزیک فلان بازی رو زودتر از اون یکی دیگه تشخیص میده، و یا دقیق تر از اون یکی ملودیش رو زمزمه کنه. چیز پیچیده ای نیست. همونیه که در فارسی بهش میگیم استعداد. فقط موسیقی هم نیست. یه بچه جمع و تفریق ریاضی رو خیلی سریع و راحت انجام میده، ولی اون یکی نه (مثلاً).
 
  • تشکر
واکنش‌ها: helalat007