نامه

daghebabak

ترانه سرا
هنرمند
بر تن لخت ورق


تنپوشی از نامه میکنم


نامه بر برگ درختی صد ساله


شاید حسم را متنم در جانش


بر قامت ورق


کفتری میگیرم


حامل احساس من


نامه ا م پنجره ای بر منظره ای در پسش


منظره ای از دریاچه حسم


حسی گویای بغض دوری


نامه ای شاید غریب


غربتش احساس من


زاده اشک قلم


مینگارم روز شب


نامه عمر گران


وای


هر لحظه هر برگ


راوی یک خاطره


می نویسم حس خود


مینویسم بر جان خود


می نویسم نامه ای