مولوی

شروع موضوع توسط teijahal ‏15/1/13 در انجمن شاعران و اشعار کهن

تاپیک مولوی تالار شاعران و اشعار کهن در persian-music.org.

  1. teijahal

    teijahal

    تاریخ عضویت:
    ‏10/9/12
    ارسال ها:
    1
    محل سکونت:
    کرج
    امتیازات:
    +1 / 0 / -0
    نرم افزار:
    دزدیده چون جان می روی اندر میان جان من/سرو خرامان منی ای رونق بستان من
    چون می روی بی‌من مرو ای جان جان بی‌تن مرو/وز چشم من بیرون مشو ای شعله تابان من
    هفت آسمان را بردرم وز هفت دریا بگذرم/چون دلبرانه بنگری در جان سرگردان من
    تا آمدی اندر برم شد کفر و ایمان چاکرم/ای دیدن تو دین من وی روی تو ایمان من
    بی‌پا و سر کردی مرا بی‌خواب و خور کردی مرا/سرمست و خندان اندرآ ای یوسف کنعان من
    از لطف تو چو جان شدم وز خویشتن پنهان شدم/ای هست تو پنهان شده در هستی پنهان من
    گل جامه در از دست تو ای چشم نرگس مست تو/ای شاخ‌ها آبست تو ای باغ بی‌پایان من
    یک لحظه داغم می کشی یک دم به باغم می کشی/پیش چراغم می کشی تا وا شود چشمان من
    ای جان پیش از جان‌ها وی کان پیش از کان‌ها/ای آن پیش از آن‌ها ای آن من ای آن من
    منزلگه ما خاک نی گر تن بریزد باک نی/اندیشه‌ام افلاک نی ای وصل تو کیوان من
    مر اهل کشتی را لحد در بحر باشد تا ابد/در آب حیوان مرگ کو ای بحر من عمان من
    ای بوی تو در آه من وی آه تو همراه من/بر بوی شاهنشاه من شد رنگ و بو حیران من
    جانم چو ذره در هوا چون شد ز هر ثقلی جدا/بی‌تو چرا باشد چرا ای اصل چار ارکان من
    ای شه صلاح الدین من ره دان من ره بین من/ای فارغ از تمکین من ای برتر از امکان من
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 1
بارگذاری...
برخی موضوعات مشابه - مولوی
  1. Omid Molavi
    پاسخ ها:
    12
    نمایش ها:
    1,293
  2. Omid Molavi
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    563
  3. khatereh
    پاسخ ها:
    7
    نمایش ها:
    8,123