موسیقی درمانی در جنوب ( موسیقی زار )

شروع موضوع توسط Omid-Mohebbi ‏29/1/10 در انجمن موسیقی ایران

تاپیک موسیقی درمانی در جنوب ( موسیقی زار ) تالار موسیقی ایران در persian-music.org.

  1. Omid-Mohebbi

    Omid-Mohebbi تیم مدیریت مدیر کل

    تاریخ عضویت:
    ‏29/5/09
    ارسال ها:
    7,744
    جنسیت:
    مرد
    محل سکونت:
    بندرعباس
    امتیازات:
    +7,799 / 2 / -6
    نرم افزار:
    cubase, sonar
    زار – نوبان –ه مشایخ
    وقتی از هر جنوبی بومی که با فرهنگ مخلوط و در هم ساحل نشینان آشنا باشد درباره ی زار- نوبان – مشایخ بپرسی – در جواب اگر اعتمادی به تو داشته باشند خواهند گفت که( زار نوبان ومشایخ همه باد است) و این بادها قدرت هایی هستند که دنیای خک و برون خاک همه در اختیار آنهاست .تمام موجودات خیالی و همه ی آنها هایی که به چشم نمی آیند – پری ها – دیوها – ارواح نیک وبد همه باد یا خیال یا هوا هستند .
    و آدم ها همه اسیر و شکار این ها . اسیر و شکار بادهایی که خوب هستند واسیر و شکار بادهایی که بد هستند.آنچه در متون روانپزشکی غرب اشاره ای صریحی به یک سری حالات تسخیری بسیار جالب که در آفریقا و قسمتی از آسیا وجود دارد نشده زار است که به اشکال مختلف در جاهای مختلف ظاهر می شود . در اصطلاح عام – زار به هر نوع تسخیری که در نواحی مذکور پیش بیاید گفته می شود.درحالی که زاران در واقع گرفتار چندین و چند نوع حالات تسخیری مختلفی که به اشکال متفاوت متجلی می شود آنچه که در موسیقی درمانی در جنوب ( موسیقی زار )-zar2.jpg سواحل جنوب ایران وجود دارد انواع زارها – مشایخ –نوبان –لیوا وبادجن و غیره است . تمام این اشباح یا اجنه – یا بادها – قدمتی بیشتر از فرهنگ اسلامی دارند ولی انتشار آن در کشورها ی اسلامی بخصوص آن هایی که از نظر اقتصادی و اجتماعی آمادگی پذیرش بیشتری داشته اند. توسط فرهنگ اسلامی شیوع پیدا کرده است . تغییری که دین اسلام در محتوای این عناصر غیر مادی داده بسیار قابل مطالعه بوده است. همان دوگانگی خیر و شر و خوب و بد مذهبی باعث شده که آن ها به بادها یا اشباح شرور و مضراتی (انواع زارها ) و باده های خیر و خوب ( انواع مشایخ ) تقسیم شود و در آداب ومناسک سنتی هر کدام تغییرات زیادی حاصل شود.زار را یک نوع باد یا هوا ( خارج از شمایل مادی) و در بعضی جاها به شکل حیوان یا هیولا (صاحب شمایل مادی ) تصور می کنند . زارها در ایران همه مضراتی و کافر هستند . بدین ترتیب در مجالس بازی مطلقآ نباید نامی از خدا و رسول وائمه برده شود . سیزده زار معروف در سواحل جنوب به نام شناخته شده است . هر کدام با یک افسانه و سابقه ی تاریخی – حتی محل و مآورا وملیت ( عربی – هندی – سواحلی ) آن ها بای مبتلایان شناخته شده است .
    اغلب سیاهان و جاشوان و فقرا گرفتار می شوند . ابتلای به هر یکی از زارها با علائم بخصوصی شروع می شوند . مثلا باد ( متوری ) با حمله ی قلبی . دینگومه رو با سر درد و چشم درد- بو مریم با کمر درد و متروراژی و دای کتو با بی حرکتی و درخودفرورفتگی . حالات سئستوپاتیک را در بعضی از زارها از جمله زار تقروری میبینیم که بیماراحساس می کند چیز عجیبی در شکمش وجود دارد بیماری را می شناختیم که گویا گرفتار هیپوکوندیاک بوده – و بعد از چند عمل در شیراز – اخر سر با مجلس زار بهبودی پیدا کرده است . مبتلا به زار ام گاره حالت یک هیپومانیاک را دارد. تعغیر خلق واضح – پر خوری – پرحرکتی و گاهی وفت ها حالات گریز از خانه و کاشانه از علائم هیشکی این باد است . بو مریم تباوی هیستریک کاملی است که زن ها بعد از دعوا و مرافه با همدیگر گرفتارش می شوند . همچنین است زار په په که بصورت تب – سرفه- درد و باز از دعوا و مرافعه و دلخوری پیدا می شود بابور که یک زار عربی است تقربیآ هیستری صرعی شگل است و چین یاسه که باد جنگلی است بعد از ترس ظاهر می شود. طبیب قادر به معالجه ی این ناراحتی ها نیست . تنها بابا یا ماما ی زار که همیشه سیاه هستند می توانند مبتلایان را علاج کنند . شخص مبتلا را مرَکَب یا فَرَس می گویند . و بابا یا ماما کسی است که ابتدا خود – مرکب چندین زار و چندین باد مختلف بوده است و در اثر مرور زمان و ممارست و قدانی که به دست پاورده – توانسته خود بر باد مسلط و سوار شود . بدین ترتیب با پدیده ی تسخیر دو طرفه ماما یا بابا قادر می شود که زار را از وجود شخص مبتلا خارج کند. برای هر زار- مجلس بخصوص و فدیه و قربانی و مراسم و لوازم خاصی لازم است .
    تعداد و نوع دهل ها وسازهای لازم برای زیر کردن هر زاری فرق می کند . اهمیت باباها وماماها بسته به تعداد خیزران هایی است که دارند . باباها یا ماماها بزرگ تا هفده خیزران می توانند داشته باشند. خیزران را معمولا از مسقط می آورند . روزی که بازی ترتیب داده شده و زار آمده – بابا از زار می پرسد که چه نوع خیزرانی لازم دارد . زار خیزران را خودش بر حسب تعداد بند (بول ) سفارش می دهد مثلآ می گوید خیزران من باید 6-8-10-بول داشته باشد . اغلب خیزران باید دو سره یا حلقه های نقره در کمر داشته باشد . مجلش زیرکردن – بسته به اهمیت زار – ممکن است از چندین ساعت تا جندین شبانه روز طول بکشد . اغلب بای تمام بیماران جسمی یا روحی چنین مجالسی تشکیل می دهند . بیماری که زمینه ی هیستریک یا حالات نوروتیک قابل علاج دارتد با یک یا جند مجلس بازی زارش زیر می شود و به جرکه ای اهل هوا در می آید . و بدین ترتیب عده ای از افراد نوروتیک و یا دارای زمینه ی پسیکوتیک همدیگر را پیدا کرده و به صورت گروهی در می آیند و تظا هرات هیستریک یا نوروتیک قبلی که وقت و بی وقت بیمار را گرفتار می کرد – قابل مهار می شود ودر نتیجه فقط درمجالس رسمی امکان ظهور پیدا می کند . مناسک و محرماتی که برای مبتلایان به زار وجود دارد و اعتقاد شدیدی که به مراعات کوچکترین ادب خاص اهل هوا دیده می شود . این گروه ها را به صورت فرقه های مذهبی جلوه گر می سازد.گاهی وقت ها ( مجالس زار ) روز ها و شب ها متمادی طول می ککشد و بابا و ماما قادر به زیر کردن باد یا زار نمی شود- به ناچار او را پیش ( گپ تران) یعنی بابا یا ماما بزرگ و معروف یک ولایت دیگر می فرستند. در انجا هم زیرکردن باد و آزاد کردن مریض ممکن نمی شود در چنین صورتی دیگر بیمار را به حال خود می گذارند . و با او مثل کافر یا مرتد یا جن زده ی ابدی رفتار می کنند و نجسش می دانند و بیشتر جا ها سعی میکنند از آبادی بیرونش کنند . چنین شخصی را تهَرن می نامند . تهرن ها اواره هایی هستند با انبانی از هذیان و توهمات پسیکوتیک که آواره ای بیابان ها و سواحل و جزایر هستند.


    نحوه ی برگزاری مراسم و نقش موسیقی
    وقتی بابا یا ماما احتمال بدهد که شخص ، مبتلا ی یکی از زارها شده ، او را مدت هفت روز در حچاب و دور از چشم دیگران نگه می دارند . ابتدا بدن شخص مبتلا را تمیزمی شویند و بعد مدت هفت روز مانع می شوند که بیمار زن و سگ ومرغ نبیند . و به علاوه در این مدت چشم هیچ زن ، چه محرم و چه نامحرم ، نباید به روی وی بیفتد. واگر شخص مبتلا زن باشد، او را از چشم مرد ها دور می کنند . برای این منظور اغلب مریض را در یک گپر خالی ، کناردریا و دور از چشم دیگران نگه می دارند و تنها ماما یا بابا مواظب وی است . تمام شب هایی که شخص مبتلا در حجاب نکه داشته می شود ، ماما یا بابا معجون یا دوای مخصوص زازان را به تن وی می کشد. این دوا که (گره کو ) نتم دارد از بیست و یک ماده درست شده که مواد عمده اش این ها هستند : 1- ریحان 2- زعفران 3- بوخش ( از هند می آورند )4- هل 5- جوز6- زبان جوجه ( گیاهی است که در کوه می روید) 7-گشت (جوبی است که از بمبئی می آورند) تمام بیست و یک ماده را در گلاب خیس می کنند و هر شب به تن شخص مبتلا می کشند و مقداری هم به وی می خورانند .
    بعد از ختم دوره ی حجاب ، صبح روز بعد بدن مریض را خوب تمیز می کنند و خاک هفت راه را با هفت برگ هفت گیاه بی خار مخلوط کرده همراه ( گره کو ) به تن وی می مالند .وپیش از این که مراسم رسمی ( زاران ) اجرا شود ، جنی را که باد زار را وارد بدن شخص کرده بیرون می کنند. برای بیرون کردن جن ، شخص مبتلا را می خوابانند ، انگشتان شست پاهایش را با موی بز به هم می بندند ، مقداری سیفه ( روغن ماهی ) هم زیر دماغ مبتلای زار کشیده و چند رشته موی بز هم آتش زده زیر بینی وی می گیرند و بعد بابا با خیزران جن را تهدید می کند که از بدن وی خارج شود و با ضربه هایی که به تن بیمار می زند ،جن با جیغ و داد وناراحتی زیاد ، مرکبش را رها کرده فرار می کند . بعد از فرار جن تنها باد زار در کله ی بیمار است و برای تشکیل مجلس بازی ، روز پیش ، زنی که خود از (اهل هوا ) است ، خیزران به دست راه می افتد و تک تک درها را می زند و اهل هوا را برای بازی دعوت می کند . این زن را (خیز رانی ) می گویند وبیشتر دعوت شدگان (دختران هوا ) هستند . دختران یا زنان جوان و بالغی که صدای خوش دارند و خوب آواز می خوانند و حرکاتشان نرم است و مجلس بازی را رنگ می دهند . دختران هوا در تمام مجالس اهل هوا جمع می شوند و همراه مردها دم می گیرند و بازی می کنند .به هر صورت مجلس زار چنین تشکیل می شود که بابا یا ماما ی زار با دهل های مخصوصش در صدر مجلس قرار می گیرد . در وسط بساط (مودندو ) را روی سه پایه ای می گذارند . (مودندو ) بزرگترین دهل اهل هوا ست و بابا یا کسی که قرار است مودندو را بزند همیشه روی چارپایه ای عقب دهل می نشیند . کنار دهل مودندو یک دهل برگ دو سر معمولی ( دهل گپ ) می گذارند و کنار آن دهل دیگری به نام (کسر) همه ی این دهل ها در یک ردیف باشند .مودندو را اغلب خود بابا می زند و دهل های دیگر کسان دیگر . جلو مودندو همیشه سینی نقره یا ورشویی می گذارند که توی آن (گشته سوز ) و (کندرروک درمانی ) را در ظرف مخصوصش ریخته اند . درآغاز مجلس در ( گشته سوز ) آتش می ریزند و مقداری کوندروک درمانی را توی آتش دود می کنند . بابا اول موندو و بعد گپ دهل و بالاخره کسر را دود می دهد و بعد تنگ شان را می گیرد و سرجایشان می گذارد. قبل از شروع مجلس سفره ی مفصلی پهن کرده اند که در این سفره همه چیز موجود است .
    از انواع غذا ها گرفته تا گیاهان معطر و انواع ریاحین جنوب و میوه ی ( کنار ) خرما گوشت و خونی که برای مبتلا ی زار سر سفره لازم است خون سر سفره ، خون قربانی زار است ،و این قربانی معمولا یک بز ( کَهَر ) است که در همان مجلس سرش را بریده خونش را درون طشتی سر سفره گذاشته اند . معمولا تا باد خون نخورد به حرف در نمی اید .بنابر برای این که خوب فهمیده شود باد چه می خواهد ، لازم است شخص مبتلا خون بخورد ريال خون خوردن نشانه ی شدت و وابستگی شخص مبتلاست به اهل هوا . اعتبار و مقام هر بابا یا ماما به تعداد خون هایی که خورده است بستگی کامل دارد .مثلا می گویند فلان بابا سه خون خورده است و به همان ماما پنج خون .به هر حال بابا یا ماما با تکان دادن خیزرانی که به دست دارد مجلس بازی را شروع میکند .خود بابا سر وقت یکی از دهل ها و اغلب سر وقت مودندو می رود وشروع می کند به کوبیدن و شعر خواندن و غنی کردن مجلس که گرم شد دیگران هم همراه آواز بابا دم می گیرند. آواز و اشعار (زاران ) در سواحل آفریقا همه به زبان سواحلی است . ولی در ایران بیشتر اشعار را به زبان عربی می خوانند که بعد از چند بیت تبدیل به اشعار نامفهوم سواحلی می شود . ولی کمتر کسی معنی این اشعار را می فهمد ،نه سیاها و نه حتی خود بابا یا ماما. ولی با وجود این همه ، ساعت ها می توانند به زبان ناآشنا ی سواحلی غنی بکنند. در شعر زیر بعد از سه چهاربیت عربی ،اشعار به سواحلی تبدیل می شود : کل زار وفو/ و انا ما وفونی / شیخ شنگر رضو/ وانا ما رضونی / وزفنا وزفش نایی /دوئی وانت دوئی ....... در مجلس زار زن ومرد با هم جمع می شوند و کنا ر هم می نشینند . بازی معمولا چندین شبانه روز طول می کشد. مخصوصآ در مجلسی که اول بار برای شخص مبتلا ترتیب داده شده است . زیرا تا باد از کله ی شخص مبتلا پائین بیاید وو زیر بشود چندین شبانه طول می کشد .حتی دیده شده که بعد از هفت روز گوبیدن و آواز زار یکی پایین می آید و تکان می خورد . به هر صورت در تمام مدت شبانه روز هیچ کس از مجلس بازی دور نمی شود و آن هایی که خسته شده اند ، روز را در همان جا به خواب می روند وسیاهی شب پیدا نشده دوباره شروع به کوبیدن می کنند. به هر صورت ابتدا شخص مبتلا شروع به لرزیدن می کند و به تدریج تکان ها زیادتر می شده ، از شانه ها به تمام بدن سرایت می کند و بازی وقتی به اوج می رسد که کله ی شخص مبتلا کاملآ پایین آمده و در ضمن تکان ها ی شدید از ظرف خونی که در برابرش هست خون بخورد .
    در این موقع صدای دهل ها بیشتر اوج گرفته و آواز ها بلند تر می شود . درچنیین مرحله ای علاوه بر شحص مبتلا ، زار داخل کله ی عده ی زیادی هم طلوع می کند و همه در حال سر جنباندن از خود بی خود شده و غعش می کنند.آهنگ مخصوصی لازم است تا زار زیر بشود . بنابراین به تعداد زارها و بلکه بیشتر ،وزن وآهنگ بازی تغییر می کند .وزن آهنگ ها را دهل کسر عوض می کند موندو و دهل گپ تنها سرعت وزن را معین می کنند و اغلب با هم یکنواخت کوبیده می شوند . تنها کسر است که با تغییر ضربه ها وزن را عوض می کند . بنابراین نوازنده ی کسر باید مهارت زیادی داشته باشد . به هر صورت در برابر یکی از این آهنگ هاست که زار شخص مبتلا تکان خورده ، حرکت کرده ، پائین می آید . شخص حال خود رانمی فهمد .در این میان بابا می تواند با زار صحبت بکند . بابا همیشه از زار می پرسد که اهل کجاست و اسمش چی هست .برای چه مرد یا زن بدبخت را اسیر کرده ،آخر او بیچاره است ، فقیر و زحمتکش است .ماهیگیر ،جاشو ، غواص یا گداست .زار به زبان خودش جواب می دهد که اهل کجاست و اسمش چی هست و آن مرد یا زن را بخاطر فلان یا بهمان کار،مرکب خود ساخته ،البته تمام این حرفها با صدای تغییر یافته ای از دهان مریض خارج می شود. ولی به زبان اصلی خود زار ،عربی ،هندی یا سواحلی ، در حالی که ممکن است مرکب او به زبان هندی یا سواحلی ،به ظاهر آشنا نباشد. بعد بابا یا ماما از زار می خواهد که مرکب خود را آزاد بکند . زار جواب می دهد که این کار آسان نیست و برای این که مرکب خود را راحت بگذارد ، سفره لازم دارد. خیزران و خلخال و پیراهن تمیز می خواهد .توفع همه ی زارها یکسان نیست . بعضی ها همچون (متوری ) پر توقعند و همه را طلا می خواهند و بعضی ها کم توقعند ویک خیزران کوچک چند بندی برایشان کافی است ،مثل (بو مَریم  ).به هر حال بعد از تشکیل مجلس بازی و زیرکردن زار و راضی کردن او ،زار دیگر موذی نیست.اگر چه مبتلای زار از آن حال اول رهایی یافته ،اما برای همیشه همان بد توی کله اش بافی می ماند. دروهله ی اول ، قبل از پهن کردن سفره و کوبیدن و بازی کردن زار ،باد ناصاف و وحشی ای بود و مرکب خود را اذیت می کرد. اما بعد از شنیدن شعر و صدای دهل ،دیدن سفره و خوردن خون ، زار صاف می شود و مرکب خود را آسوده و راحت می گذارد. برگرفته از :
    غلامحسین ساعدی ، اهل هوا ،تهران ، امیر کبیر ،2535 رکن اصلی این مراسم آیینی که هنوز با تفاوت هایی در همه ی مناطق سواحلی جنوب ایران رواج دارد.آوازهایی است با ترکیبی دلپزیر و زیبا از نغمه های بومی آفریقاییان ( به ویژه آواز بومیان تانزانیا) نشیت های عربی ، شروندها ودیگر آوازهای مردم سواحل خلیچ فارس و بلوچستان . ترکیب نغمه ها ی مراسم زار تا بدان حد گسترده است که برخی آوازهای قؤالان پاکستانی را نیز در بر می گیرد .اشعار این اوازها علاوه بر استفاده از ادبیات رسمی ایران ، به ویژه اشعار مولوی و حافظ ، برخی ترانه های بومی ،اشعار مولود خوانی ها وبرخی اشعار ترانه های بومیان آفریقا را نیز شامل می شود.مجموعه ی حاضر شامل بیست وسه آواز مراسم زار میناب است آوازهای این مجموعه بیشتر ملهم از موسیقی بلوچی ، شروند های مینابی ،نشیت های عربی و برخی نغمه های مربوط به قوالی است .که توسط غلام مارگیری و عباس سمائی ، معرفترین بابای زار میناب اجرا شده و نساء سمائی ، مامای زار نیز همخوانی و همراهی این مجموعه را به عهده داشته است. جهانگیر نصری اشرفی




    با تشکر از دوستان و پیشکسواتان موسیقی هرمزگان آقایان میر زاده که این مطلب رو در اختیار بنده قرار دادن.
    سایت منبع


     

    فایل های ضمیمه:

    • موسیقی درمانی در جنوب ( موسیقی زار )-zar2.jpg
      zar2.jpg
      اندازه فایل:
      61.7 KB
      نمایش ها:
      0
    • خوشم اومد خوشم اومد x 2
بارگذاری...

عبارات جستجو شده:

  1. دانلود موسیقی زار جنوب

    ,
  2. گروه موسیقی زار