موسیقی، از شنیدن تا گوش دادن

شروع موضوع توسط Farhood ‏23/1/14 در انجمن موسیقی جهان

تاپیک موسیقی، از شنیدن تا گوش دادن تالار موسیقی جهان در persian-music.org.

  1. Farhood

    Farhood Capo del clan

    تاریخ عضویت:
    ‏21/12/11
    ارسال ها:
    1,006
    جنسیت:
    مرد
    محل سکونت:
    .
    امتیازات:
    +4,204 / 0 / -2
    نرم افزار:
    cubase, soundforge
    50 سال قبل، وقتی "کارل اشتوک هاوزن" گفت: "حتی صدای اصابت یک سنگ به یک درب، میتونه برای یک شنونده، موسیقی محسوب بشه"، همه آکادمیسینهای موسیقی مخالفت کردند. الآن بعد از گذشت 50 سال، عملاً صحت اون نظریه داره اثبات میشه. امروزه قطعاتی بوجود اومدند که سرتاسر از ساند افکت ساخته شدند، و شنونده های خودشون رو هم دارن. در عصر حاضر، همین سر و صدا ها، حتی به کمک علم موزیک تراپی هم اومدن. زمانی پدر من میگفت: "صدای آبشار برای من موسیقیه"؛ و من پیش خودم میگفتم "چقدر مزخرف میگه"! هر چند که من الآن هنوز هم از صدای آبشار هیچ موسیقی برای خودم نمیتونم استخراج کنم و برام اصلاً موسیقی نیست(!)، ولی در مورد اینکه "یک صدای خالی (ساند افکت) بتونه برای کسی حکم موسیقی رو داشته باشه"، دیگه قضاوت منفی نمیکنم.

    بحث اینکه چطور میشه که یک فرد بطرف موسیقی نوع X کشیده میشه، ولی به طرف نوع Y کشیده نمیشه، یک بحث مفصل و پیچیده ای هست که در پی تحقیق اون، ممکنه از روانشناسی شخصیت، روانشناسی قومی/نژادی، جامع شناسی، علوم تربیتی خانواده، سیاستهای صنعت تولید موسیقی و دهها مبحث دیگه سر در بیاریم؛ و من نمیخوام در این تاپیک به این موضوع بپردازم. در این تاپیک عمدتاً چگونگی شرایط گوش کردن مد نظرم هست.

    اصولاً همه ی آدمها موسیقی گوش میکنن. تا الآن کسی رو ندیدم که موسیقی گوش نکنه، البته به استثناء پدرم! (در این 47 سال زندگیم یک بار ندیدم که بلند شه بره یه موسیقی بذاره گوش کنه. بچه که بودیم، وقتی سوار ماشینش میشدیم، در حسرت این بودیم که دستش بره از داشبورد یه نوار کاست برداره و بکنه تو پخش ماشین! پلیر ماشینهاش همیشه نو بود! البته از مخالفان موسیقی هم نیست؛ فقط ارتباطش با موسیقی کاملاً خنثی هست). خلاصه در این که تقریباً همه موسیقی گوش میکنن، شکی نیست؛ ولی اینکه آگاه باشن به این که "چگونه" باید گوش کنن، بسیار جای تردید هست.

    یکی از دوستان آهنگساز میگفت: "مشکل موسیقی ایران در تولید کنندگانش نیست، بلکه در شنونده هاش هست". میگفت: "ما در ایران شنونده ی جدی نداریم، ولی در سکتور تولید موسیقی، از بین 10 نفر، حداقل 3 نفر هنرمند جدی میشه گیر آورد". من با اینکه ارتباط و اطلاع چندانی از کم و کیف موسیقی در ایران ندارم، ولی با توجه به شناختی که از خلق و خوی مردم اینجا دارم، صحبت اون دوستمون رو تایید میکنم. اصولاً شنونده ی خوب بودن، سخت تر از سازنده ی خوب بودنه.

    خیلی جالبه اینکه وقتی توی فروشگاه لباس داریم دنبال یک پیراهن میگردیم، 20 بار مغازه یارو رو زیر و رو میکنیم تا یه جنس "خوب" گیر بیاریم و بخریم؛ ولی وقتی موسیقی که میخوایم گوش کنیم، "هرچیزی" گوش میکنیم، با "هرکیفیتی" و در "هر شرایطی" از "هر ملیتی"! گوشمون که تنها ورودی مورد استفاده ی حتی علم "موزیک تراپی" هم هست، ظاهراً آنچنان حقیر و فقیر افتاده که هرچیزی براحتی میتونه بیاد و بره!

    یه دوستی داشتم که شبها قبل از خواب CD پلی میکرد و میخوابید و براش عادت شده بود! بعضی ها رو میشناسم که در حمامشون هم سیستم موزیک پلیر کار گذاشتند و موقع دوش گرفتن هم باید موسیقی بشنوند! آقای X عصرها که از سر کار برمیگرده، اولین کاری که بعد از درآوردن جورابها و پرت کردنشون پشت مبل انجام میده اینه که تلویزیون رو روشن کنه و کانال موزیک ویدئو رو بگیره، بعد بره لباسهاشو دربیاره و. . . باقی کارها. در این مدت ممکنه دستشویی هم بره، دوشی هم بگیره، سری هم به یخچال بزنه . . . و کماکان تلویزیون هم همینطور ونگ ونگ باید صداش بپیچه! ظاهراً براش مهم نست که چه صدایی میاد، فقط خونه نباید بی صدا باشه! واقعاً ذهن شنوایی ما آدمها اینقدر ارزونه؟! نکنه آثار موسیقی هستند که اینقدر ارزونند؟ شاید هم هر دو!

    از این دست مواردی که مثال زدم، فراوونه. البته اگر قرار بشه این رفتارهارو تحلیل کنیم، به جاهای باریکی میرسیم که از دیدگاه روانشناسی بهش میگیم: بیماری. من قبلاً در انتهای متن تاپیک زیر، بصورت مختصر به این بحث پرداخته بودم. تحت عنوان افراد غیر بیمار:

    موزیک تراپی Music Therapy

    حالا من در ادامه بحث میخوام زوم کنم به ضرورت انضباط در گوش کردن موسیقی، برای خود موزیسین ها. به هرحال مخاطبهای این سایت عمدتاً همین قشر هستند.
    چه نوازنده باشیم، چه آهنگساز و چه خواننده؛ هر موسیقی که از دست ما بیرون میاد، ارتباط مستقیم با "شنیده ها"ی ما داره. این یک مکانیزم کاملاً طبیعی و اجتناب ناپذیره. وقتی من یک قطعه رو نُت به نُت روی کاغذ مینویسم (بطور مثال) این بک گراند شنوایی 47 ساله ی منه که دست و قلمم رو روی کاغذ تکون میده. البته که آموخته های تخصصی هم در شکل گیره اون نُهتا نقش دارن، ولی نهایتاً از فیلتر ذهن شنوایی من قراره رد بشن. من اگر انتخاب کردم که مثلاً خواننده ی تِنور باشم، از اون طرف هم اگه بیام برای خودم موسیقی سنتی گوش کنم، خب طبعاً اُپرای "کارمینا بورنا" رو هم با لحجه ی شجریان اجرا خواهم کرد! این اتفاق ناخودآگاه صورت میگیره. آقا گیتاریست راک هست، با تکنیک سریع هم ایمپرووایز میزنه. ولی از همون چند نُت اول اجراش، متوجه لحجه ایرانی در گیتارش میشی. چرا؟ خب طبیعیه، وقتی ایشون تو ماشینش "اعظم خانوم" گوش میکنه و توی مهمونی ها و دور همی ها هم "باباکرم" میزنه و میرقصه، خب طبعاً ایمپرووایز گیتارش هم بوی باباکرم و اعظم خانوم میگیره! دقت کنید که هدف من زیر سوال بردن هیچ ژانر، نوع و سبکی نیست، بلکه "عدم وجود انضباط در موسیقی گوش کردن" رو میخوام مطرح کنم.

    حدود 20 سال پیش یک آقایی که سن بالایی داشت و در تهران استاد آموزش ویولن کلاسیک بود (متاسفانه اسمش به خاطرم نیست)، نوازنده های خیلی خوبی تربیت میکرد. طی ملاقاتی که یکبار با ایشون داشتم علت موفقیتش رو پرسیدم. گفت: "من فقط نواختن ویولن یاد نمیدم، بلکه موسیقی گوش کردن رو هم به هنرجوهام یاد میدم". اون معتقد بود از آنجایی که کنترل پیچ ویولن با حرکت انگشت و دریافت گوش انجام میگیره (ویولن فرِت نداره)، ذهن ربع پرده ای، بطور ناخودآگاه انگشت هنرجو رو بطرف دریافت صدای ربع پرده لیز خواهد داد. بنابر این برای اینکه هنرجو ذهن دیاتونیک خودشو از دست نده، اونها رو از شنیدن موسیقی سنتی ایرانی منع میکرد.

    حالا برای ما بحث "چگونه گوش کنیم"، شاید مهمتر از "چه چیزی گوش کنیم" باشه. یادم میاد دوران دبیرستان توی کلاس ما مد شده بود که بچه ها "برنامه ی روزانه" برای خودشون مینوشتند. حالا در چه حدی اجرا میشد یا نمیشد، بماند. یکی از همکلاسیهام برنامه روزانه منو گرفت که بخونه. تا چشمش افتاد به جمله ی: "ساعت 5 تا 6 گوش کردن موسیقی" بلافاصله گفت: تو برای گوش کردن موسیقی توی خونه، ساعت تعیین کردی؟! گفتم: بله. گفت: خل و چلی (!). گفتم: ممنونم! اینکه برای موسیقی گوش کردن، یک ساعت خاص در نظر گرفتم که بدون هیچ کاری بشینم فقط موسیقی گوش کنم، اصلاً تو کَتش نمیرفت. من هنوز هم وقتی مشغول کاری چیزی هستم، اصلاً موسیقی گوش نمیکنم. برای موسیقی ساعت خاصی دارم که بدون انجام کار دیگه ای بشینم گوش کنم. (شاید هم هنوز خل و چلم!). دوست دارم موسیقی رو گوش کنم، نه اینکه بشنوم.

    اگر واقعاً در وادی موسیقی داریم قدم میزنیم و چیزی از موسیقی میفهمیم، موسیقی نباید ما رو مدیریت کنه، ما باید موسیقی رو مدیریت کنیم. عوامل بیرونی (محیط اجتماعی، مارکت موسیقی، دوست و رفیق، تاپ 10 ها و غیره) نباید تصمیم مارو کنترل کنند، ما خودمون باید برای گوش خودمون تصمیم بگیریم. خودمون برای خودمون سبک انتخاب کنیم و با اِعمال انضباط در گوش کردن، نیاز انتخابمون رو تامین کنیم. هیچکس در حد خودمون، ما رو نمیشناسه.

    در انتها میخوام توجه شما رو به اهمیت چیزی جلب بکنم که بعید میدونم بهش فکر کرده باشید: "سکوت". سکوت شما رو میتونه جایی ببره که شاید هیچ صدایی نتونه ببره. بخشهایی از درون شما رو بهتون نشون میده، که تا حالا ندیده بودید. در دل همه ی موسیقی هایی که میشنوید، کلّی سکوت خوابیده که از چشم من و شما دوره ولی کار خودشو انجام میده. پس اهمیت سکوت کمتر از نت صدادار نیست. حد اقل من و شما که در کار موسیقی هستیم، اینو بهتر میتونیم بفهمیم. بنابراین شما رو به شنیدن سکوت دعوت میکنم. اثری بنام "4دقیقه و 33 ثانیه" از "جان کیج":



    موسیقی، از شنیدن تا گوش دادن-John Cage.jpg
    جان کیج - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 17
  2. ویلیام نیری

    ویلیام نیری کاربر با تجربه عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏4/2/13
    ارسال ها:
    497
    محل سکونت:
    تهران -کرج
    امتیازات:
    +962 / 1 / -0
    نرم افزار:
    sonar
    لذت بردم.آموزنده و جالب بود !فقط جسارتا یک نکته استاد:کارمینا بورانا اپرا نیست.اصولا هر قطعه ای که توش آواز کلاسیک داره اپرا نیست .اپرا حتما همراه با نمایش بازی کردنه و یک خط داستانی مشخصو دنبال میکه.کارمینا بورانا این خصوصیات وخیلی خصوصیات دیگه ی اپرا(مثل نورپردازی،طراحی صحنه و...)رو نداره.این اثر یک اثر آوازی بدون فرم مشخصه که بر روی اشعار قرون وسطایی کار شده اما با تنظیم قرن بیستمی آقای کارل ارف.
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 5
  3. Farhood

    Farhood Capo del clan

    تاریخ عضویت:
    ‏21/12/11
    ارسال ها:
    1,006
    جنسیت:
    مرد
    محل سکونت:
    .
    امتیازات:
    +4,204 / 0 / -2
    نرم افزار:
    cubase, soundforge
    ویلیام عزیز دقیقاً حق با شماست. اپرا تعریف خودشو داره. در واقع اپرا، بیس نمایشی داره، تا موزیکال. "کارمینا بورنا" مجموعه شعر هست که مفهومی محسوب میشه، نه نمایشی؛ و موسیقیش به نوعی "کانتات" محسوب میشه. گرچه خود کارل ارف، این اثرش رو بعنوان یک "کانتات" نمیدونست!
    یکی از علتهایی که این اثر در ذهن من به شکل "اپرا" شکل گرفته، اینه که من اولین بار در 9 سالگی اینو در لندن بصورت "اپرا" دیدم. یعنی اومده بودن یک قصه ی نمایشی براش تعریف کرده بودن که روی صحنه اجرا میشد و بازیگرها هم که خودشون ووکالیست بودن. البته من اون زمان به هرحال به اقتضای سنی که داشتم چندان متوجه روابط و اَکت های نمایش نمیشدم، ولی این که به همراه آواز یه قصه ای رو اجرا میکردند رو میدونستم. از اون موقع "کارمینا بورنا" بعنوان یک "اپرا" چسبیده به مغز من!
    از طرفی خیلی از اهالی موزیک کلاسیک در غرب، موسیقی "کارمینا بورنا" رو عمداً "اپرا" اسم میبرن! (البته موسیقی سازی و ووکال اون رو؛ نه محتوای اشعار این اثر). اونها معتقدند که استراکچر موسیقی این اثر، آنچنان دراماتیک نوشته شده که حتی قبل از اینکه کلامش مورد توجه قرار بگیره، موسیقی اون ذهن شنونده رو بطرف اَکت و نمایش میکشه و از این نظر در نوع خودش یونیک و بسیار نافذ هست.
     
    آخرین ویرایش: ‏25/1/14
    • خوشم اومد خوشم اومد x 6
  4. m.Ali

    m.Ali عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏5/4/12
    ارسال ها:
    55
    جنسیت:
    مرد
    محل سکونت:
    تهران
    امتیازات:
    +157 / 0 / -0
    نرم افزار:
    flstudio
    ممنون آقا فرهود ... این مطلبو قبلاً خوندم .... اما الان دوباره مطالعه کردم ؛ بسیار آموزنده بود . ممنون
    پیشنهاد میکنم دوستان مطالعه کنن .
    قطعه ی ( سکوت ) جان کیج هم جالب ترین قطعه ای بود که تا حالا شنیدم .
    ممنون
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 2
  5. poorya nadery

    poorya nadery عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏8/3/10
    ارسال ها:
    706
    محل سکونت:
    ايران-سنندج
    امتیازات:
    +677 / 0 / -0
    نرم افزار:
    flstudio
    با سلام
    و تشكر از فرهود عزيز
    كاملا با گفته هاي شما موافقم در تايد گفتهاي شما بايد بگم كه موسيقي براي همه قابل درك نيست
    و اينم بر مي گرده به مواردي كه به گفته خود شما اينجا جاش نيست
    من قطعاتي از x اهنگ رو به دوستم دادم با نوازندگي خوب پيانيست y كه نظرش رو جويا شم
    با سردي و پوزخندي تحقير اميز بر گشته مي گه اين چيه ديگه!!؟
    اصلا درك نمي كنه كه اين قطعه با پرشهاي انچنانيش چقدر مي تونه سخت باشه
    يا بايد نوازندش چقدر زحمت كشيده باشه تا به اين درجه رسيده باشه يا اصلا احساس لذت شنيداريش !!؟
    خب من به اين سري افراد(امثال دوستم) حق ميدم نميشه انتظار ديگه ي داشت
    من به حرفاي دوستم احترام ميزارم كه خواننده ي پاپ با نامxرو از شجريان بيشتر قبول داره
    و شجريان و ...چرت پرت تلقي مي كنه
    اره بايد احترام گذاشت چون شعور موسيقياي اين فرد در اين حد
    ما از يك دبستاني انتظاري در حد انيشتين و داريم
    من: هي كلاس چندمي!!؟
    پسر دبستاني :كلاس3
    من:هي مرد سياچاله ها مي تونه ما رو در كشف مجوديت بينگ بنگ ياري كنه؟؟
    پسر دبستاني:توپم كجاست!!توپم و بهم بده
    ما نمي تونيم اين انتظار رو داشته باشيم كه هر كسي رو با هر ذهنيتي ياري كنيم كه درست موسيقي گوش كنن
    اما به گفته شما مي تونيم هنرجوها رو اينطوري راهنماي كنيم كه چگونه اهنگ گوش كنن
    بعضي ها از دست رفتن نميشه كاري كرد
    البته نبايد زياد هم رو اين قضيه زووم كرد!!ادمها براي لذت اهنگ گوش ميدن نه براي تكنيك و...
    نه براي كيفيت هر چند اينها هم تو لذت بخشيدن مي تونن موثر باشند اما در نهايت اون احساس
    رضايت بر مي گرده به لذت و حس خوب ارامش
    من خودم خيلي وقتها اهنگ گوش ميدم و به جزياتش فك مي كنم و سازندش رو تحسين مي كنم
    اما خيلي وقتها هم بوده اهنگ ساده ي رو گوش دادم اما واقعا حسي زيبا و مبهم داشته
    و من اين و دوست داشتم
    در نهايت اين و مي خوام بگم كساني كه چيزي از موسيقي نميدونن
    نبايد انتظار زيادي رو از اونها داشت كسي كه حتي نميدونه موسيقي چطوري ساخته ميشه
    نمي تونه درك درستي رو از موسيقي داشته باشه و تمام دركش همون احساسشه كه حكم فرماست
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 3
  6. Farhood

    Farhood Capo del clan

    تاریخ عضویت:
    ‏21/12/11
    ارسال ها:
    1,006
    جنسیت:
    مرد
    محل سکونت:
    .
    امتیازات:
    +4,204 / 0 / -2
    نرم افزار:
    cubase, soundforge
    پوریا جان هدف من از این تاپیک جدا کردن موسیقی ها به خوب و بد، به با ارزش و بی ارزش (و یا با فاخر و غیر فاخر، واژه ای که اخیراً گویا در ایران توسط رسانه ها مد شده و برای فیلم و موسیقی بکار میبرن! و من هنوز درک منطقی ای از کاربرد این واژه ندارم) نیست. همونطور که گفتم، شنونده ی صدای سنگی که به درب میخوره، اگر از اون صدا بار موزیکال دریافت کنه، حق شنیدنش رو داره و ایرادی بهش وارد نیست. این در مورد شنونده عام هست. ولی مخاطب این تاپیک شنونده عام نیست، بلکه موزیسین بعنوان شنونده هست. اعضای این سایت که به هرحال به نوعی دست به کار موسیقی هستند، نیاز به انضباط در موسیقی گوش کردن دارند؛ و شاید خودشون هم متوجه این نیاز نباشند. این چیزیه که شنونده عام شاید نیاز نداشته باشه. علت این نیاز به انضباط هم بخاطر اینه که موزیسین تولید کننده (و یا تالیف کننده) هست، و هرآنچه که گوش میکنه، در آثارش منعکس خواهد شد. گوناگونی مفرط در آثار شنیده شده برای یک موزیسین نه تنها ذهنش رو گسیخته خواهد کرد، بلکه آثارش هم در ژنر خودش ضعیف و سردرگم خلق خواهد شد.

    بعضاً دیده شده که قشر موزیسین یه جورهایی به قشر شنونده عام از بالا به پایین نگاه میکنن و معتقدن که "اونها نمیفهمند". من توصیه میکنم این "تفاوت" رو نه در ارتفاع، بلکه در عرض (افقی) ببینیم. گرچه بخاطر تاثیرات درونی و همینطور تاثیر بیولژیک آثار مختلف موسیقی، منکر ارزشها هم نیستم، ولی هر فرد شنونده غیر متخصص تا زمانی که شنیده هاش تاثیر منفی بر دیگری نگذاره، حق انتخاب برای شنیدن اونها رو داره.

    جوامعی که نگرشها بیشتر گرایش به مطلق نگری داره، به همون شکل که "تفاوت" یک مقوله ی دیر هضم محسوب میشه، همونطور هم همرنگی "اجتماعی بودن" تعبیر میشه. در این جوامع افراد دوست ندارن دیگران رو همونطور که هستند ببینند، بلکه دوست دارند خودشون رو در دیگران ببینند. برای همین دوست دارن که دیگری هم همونی رو گوش کنه که خودش گوش میکنه، همونطور بپوشه که خودش میپوشه و . . . این بحث هم وسیع و هم پیچیده هست که اینجا شاید جای مناسبی برای ادامه نباشه.
     
    آخرین ویرایش: ‏25/3/15
    • خوشم اومد خوشم اومد x 5
  7. poorya nadery

    poorya nadery عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏8/3/10
    ارسال ها:
    706
    محل سکونت:
    ايران-سنندج
    امتیازات:
    +677 / 0 / -0
    نرم افزار:
    flstudio
    اقاي فرهود عزيز خيلي از مباحثي كه در ايران مطرح ميشه به علت گستردگي زيادشون
    و تفكيك نكردن مباحث هدفها و نتيجه ها چند بعدي ميشه !!
    مطلق نگري هم بر مي گرده به مبحثه شما نه حرفاي من البته ميدونم منظورتون من نيست كلي گفتيد
    اما شما در جاي از بحثاتون مياد مي گيد كه فلان نوازنده به علت نداشتن ثبات شنيداري
    دچار اشفتگي سبكي و لهجه دار شدن لحن نوازندگي شده خب اينجا شما ميايد
    مطلق نگري مي كنيد ايا شما به اون فرد نوازنده اين حق و نميديد كه غير از سبك خودش
    سبكهاي ديگه رو هم بشنوه و انالايز كنه!!؟اگر اين حق و نديد مطلق نگريد!!
    اگر اون حق و بديد به اشفته تر كردن و شعور شنيداري فرد نوازنده كمك كرديد!!
    اينجا بايد چكار كرد نتيجه چي ميشه!!؟

    نگيد كه اون فرد نوازنده دچار برداشت نادرست از جبر شده چرا چون با اراده خودش ديگر سبكها رو گوش داده
    و ما نمي تونيم به هر دليلي اين اراده رو از اون بگيريم!!شايد واقعا از هرج و مرج طلبي در گوش دادن
    اهنگ و سبك خوشش بياد
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 3
  8. Farhood

    Farhood Capo del clan

    تاریخ عضویت:
    ‏21/12/11
    ارسال ها:
    1,006
    جنسیت:
    مرد
    محل سکونت:
    .
    امتیازات:
    +4,204 / 0 / -2
    نرم افزار:
    cubase, soundforge
    موردی که مطرح کردی خیلی بجا بود، چون ممکنه خیلی ها از نوشته های بالا سو تفاهم براشون پیش بیاد.
    ببین پوریا جان شنونده عام (غیر تولید کننده) رو از شنونده متخصص (تولید کننده) جدا کن. این چیزیه که مد نظر منه. به عبارت ساده تر، اون کسی که میره یک CD میخره (و یا MP3 دانلود میکنه!) که گوش کنه، از دید من کاملاً آزاده هر نوعی رو که دوست داره انتخاب کنه. ممکنه یکی دوست داشته باشه از چند نوع و سبک مختلف گوش کنه؛ هیچ ایرادی نداره. ولی تولید کننده موسیقی (آهنگساز، خواننده، نوازنده . . .) از "نوع"ی که در اون رابطه داره کار میکنه، به نفعشه که گوش بکنه و این نه بخاطر اینکه "مطلق نگری برای موزیسین خوب است"، بلکه بخاطر تاثیر منفی ای که "تنوع شنیداری" در آینده روی تولیداتش خواهد گذاشت، هست. وگرنه مثلاً یک ویولونیست هم آدمه و شاید دوست داشته باشه هم موزیک سنتی بشنوه و هم پاپ. این جرم نیست. ولی فردا موقع نواختن یک قطعه از پاگانینی اگه انگشتش ناخودآگاه هی لیز بخوره و نُت ها برن بطرف ربع پرده و نتونه درست بنوازه و کیفیت کارش افت کنه، دیگه از کسی غیر از خودش نباید شاکی بشه. همینطور آهنگساز و غیره. این منظور من از همون "انضباط" بود. نمیدونم تونستم این دو مورد رو بطور مشخص توضیح بدم. اگه باز ابهامی بود بگو پوریا جان.
     
    آخرین ویرایش: ‏25/3/15
    • خوشم اومد خوشم اومد x 5
  9. poorya nadery

    poorya nadery عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏8/3/10
    ارسال ها:
    706
    محل سکونت:
    ايران-سنندج
    امتیازات:
    +677 / 0 / -0
    نرم افزار:
    flstudio
    پس اجباري نيست !!؟ يعني بهتر اينطوري باشه
    منم دقيقا همين و گفتم كه شما گفتيد مطلق نگري!
    من گفتم بهتر اين كه شنونده عام هم تا اندازه ي شعور موسيقياي داشته باشه!چون اينطوري بهتر نه اينكه مجبورش كنم
    پس عملا چيزي به اسم مطلق نگري نداريم و هر دو چه عام (غیر تولید کننده) و چه متخصص (تولید کننده)
    بايد بعضي قواعد رعايت كنند چون براشون بهتره!!
    پس اينجا منم اين توضيح رو بدم تا سوتفاهمي پيش نياد من هم منظورم از اينكه بايد شعور موسيقياي
    مردم بر بالاتر و شجريان و X در يك رده نبينن اين كه انطوري براشون بهتر من حالت بهتر رو پيشنهاد كردم
    نه نخواستم كسي رو مجبور كنم
    پس مطلق نگري نه در مباحث من بوده و نه در مباحث شما بدرود
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 2
  10. ALI.M.R

    ALI.M.R عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏21/8/14
    ارسال ها:
    66
    جنسیت:
    مرد
    امتیازات:
    +33 / 0 / -0
    سلام جناب فرهود ؛

    ممنونم از پست مفيدتون.
    يعني به نظر شما مثلا كسي كه نوازنده ( يا آهنگساز ) ساز كلاسيك (غربي) هست ،
    نبايد تحت هيچ عنوان موسيقي سنتي ايراني گوش كنه؟
    يا ميتونه گوش كنه و ضوابط خاصي داره؟
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 2
  11. Farhood

    Farhood Capo del clan

    تاریخ عضویت:
    ‏21/12/11
    ارسال ها:
    1,006
    جنسیت:
    مرد
    محل سکونت:
    .
    امتیازات:
    +4,204 / 0 / -2
    نرم افزار:
    cubase, soundforge
    علی جان این جمله ای که در ارتباط با سوالت کردی رو خوب دقت کن: "كسي كه نوازنده يا آهنگساز ساز كلاسيك هست ، نبايد تحت هيچ عنوان موسيقي سنتي ايراني گوش كنه".
    در اون جمله چیزی مثل "استبداد" حس نمیکنی؟ استبدادی که نتیجه ی همون مطلق نگری هست؟! من وقتی اعتقادی به این نوع دیدگاه ندارم، شما از من میخوای یک "تز مطلق" ارائه کنم؟!

    میدونم که سوالت صادقانه بود و منظور دیگه ای نداشتی، ولی من عمداً میخوام یه تکونی به نگرش خودت بدی. وقتی کسی سوالش بوی مطلق توش باشه، مطمئناً اون شخص صاحب نگرش مطلق هست.

    من سالها معلم بودم، با این حال یک بار به دانشجو نگفتم "باید" فلان کار رو انجام بدی، یا "نباید" فلان کار یا فلان فکر رو داشته باشی. چون من در اون لحظه معلمم نه سیاستمدار یا واعظ مذهبی. وظیفه ی من روشن کردن راه و دادن یک چراغ قوه به طرف مقابل هست، نه انتخاب راه. انتخاب راه با خود دانشجو یا هنرجو هست. فرد حق انتخاب داره. این از نظر من یک اصله.
    بنابر این 500 سال دیگه هم اگر کسی این سوال رو از من بکنه، باز هم نمیگم "نباید" فلان موسیقی رو گوش بکنه. من تاثیرات گوش کردن به اون نوع موسیقی رو برای طرف شرح میدم و باز میکنم، حالا این خود شخصه که باید برای خودش تصمیم بگیره. شاید یک نوازنده ویولن دلش بخواد فالش بزنه یا اصلاً شاید بخواد ویولن سنتی (ربع پرده) بزنه (فرد حق انتخاب داره).

    امیدوارم از من نرنجی علی جان. با توجه به پستهایی که مینویسی میدونم که انسان بی ریا و کنجکاوی هستی. من فقط خواستم که "خودت برای خودت تصمیم بگیری، منتظر شخص دیگه نباشی تا برات باید و نباید دیکته کنه".
     
    آخرین ویرایش: ‏24/4/15
    • خوشم اومد خوشم اومد x 3
  12. ALI.M.R

    ALI.M.R عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏21/8/14
    ارسال ها:
    66
    جنسیت:
    مرد
    امتیازات:
    +33 / 0 / -0
    ممنونم از پاسختون لطف دارين شما. از اينكه وقتتون رو ميزارين و پاسخ ميدين بسيار سپاسگزارم.
    البته من نوشتم "از نظر شما" و دليلش هم اين هست كه ميدونم شما بسيار بيشتر از من تجربه در زمينه موسيقي دارين و براي من كه اول راهم ، قطعا مفيد خواهد بود.
    به هر حال من گيتار رو نسبتا تازه در سبك كلاسيك شروع كردم و در ضمن به موسيقي سنتي ايراني هم علاقه دارم و علاوه بر اينكه موسيقي كلاسيك و همينطور از نوازندگان گيتار كلاسيك گوش ميكنم ، در كنارش هم موسيقي سنتي ايراني گوش ميدم.
    اين به نظر شما ميتونه اختلالي در نوازندگي گيتار ايجاد كنه؟
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 1
  13. Farhood

    Farhood Capo del clan

    تاریخ عضویت:
    ‏21/12/11
    ارسال ها:
    1,006
    جنسیت:
    مرد
    محل سکونت:
    .
    امتیازات:
    +4,204 / 0 / -2
    نرم افزار:
    cubase, soundforge
    گیتار حالا مثل ویولن نیست، چون "فرت" داره. ویولن فرت نداره و هنرجوی ویولن در حین تمرین های ممتد از گوشش برای تنظیم جای انگشتهاش کمک میگیره. حالا تجربه ی گوشیش نزدیک به هر نوع موزیکی باشه، انگشتش هم به اون طرف گرایش پیدا خواهد کرد.
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 3
  14. ALI.M.R

    ALI.M.R عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏21/8/14
    ارسال ها:
    66
    جنسیت:
    مرد
    امتیازات:
    +33 / 0 / -0
    پس براي نوازندگي گيتار كلاسيك مشكلي ايجاد نخواهد كرد؟
     
  15. Farhood

    Farhood Capo del clan

    تاریخ عضویت:
    ‏21/12/11
    ارسال ها:
    1,006
    جنسیت:
    مرد
    محل سکونت:
    .
    امتیازات:
    +4,204 / 0 / -2
    نرم افزار:
    cubase, soundforge
    اگر صرفاً نوازندگی باشه نه. چون نوازنده گیتار کلاسیک باید نت خونیش قوی باشه و نوانسها رو بهش مسلط باشه. ولی اگر بخوای آهنگسازی بکنی و قطعه گیتار بنویسی، قطعاً نتیجه ی کار دوگانه درخواهد اومد!
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 1
  16. ALI.M.R

    ALI.M.R عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏21/8/14
    ارسال ها:
    66
    جنسیت:
    مرد
    امتیازات:
    +33 / 0 / -0
    خيلي ممنونم از اينكه وقت گذاشتين و پاسخ دادين.
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 3
بارگذاری...