موسم انتظار

ای که غبار راه تو، سرمه چشم تار من
کی به سر آیدش دگر، موسم انتظار من

مرغ دلم به صد نوا، باز بخواندت تورا
کی برسد ز راه، آن، غنچه من بهار من

عطر وشمیم تو عیان, صورت تو ز من نهان
دیده به شوق دیدنت، می رود از کنار من

دوست به طعنه می زند شحنه به دخمه می برد
کاسه صبر پر شده کی برسد نگار من

ای تو چراغ خانه ام، در طلبت روانه ام
گر قدمی نهی زدر، لیل ، شود نهار من

کی ز حریم کوی تو راه برم به سوی تو
دام نهاده آن عدو بهر من و شکار من

سرخ زبان من شها، سر کند از تنم جدا
آخر از این جوار او می شکند حصار من

ای تو کس همه کسان، باز تو یاریم رسان
بی تو چگونه سر کنم، ای همه افتخار من

جان به کنم نثار تو، سینه درم به کار تو
مانده خجل که قابلت، نیست چنین نثار من

ای که طبیب عالمی محرم حال زارمی
مرهم دیگری بنه بر بدن نزار من

دست همیشه خالیم باز دویده سوی تو
از کرمت عنایتی، تازه نما به کار من
 
  • تشکر
واکنش‌ها: 1 نفر

morydanger

عضو سایت
5/2/10
102
16
18
ایران
شعر زیبایی بود دوست عزیز
اگر اشتباه نکنم کمی نزدیک به سبک عراقی است
به نظر من اگر از کلمات پارسی و امروزی استفاده کنی هم قشنگ میشه البته همین جوریم قشنگه
از نظر وزن و قافیه هم خوب بود
منتظر کار های بعدیت هستم
موفق باشی