من و خدا

شروع موضوع توسط daghebabak ‏17/12/11 در انجمن متن های ادبی

تاپیک من و خدا تالار متن های ادبی در persian-music.org.

  1. daghebabak

    daghebabak ترانه سرا عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏18/3/10
    ارسال ها:
    536
    جنسیت:
    مرد
    محل سکونت:
    متولد کرمانشاه ساکن تهران
    امتیازات:
    +252 / 0 / -0
    دوباره دیروز خدا رو دیدم،آخه میدونی کناره خونه ی ما هجره داره قده قوطی کبریت.دلناگرونِ تو بودمو در هم.اومد جلو گفت باز چه مرگت شده؟!با عصبانیت گفتم تو چه میدونی از دلتنگی و دوری عشقت آخه؟ یه پوسخندی زدو رفت منم سرمو انداختم پایینو غرغر کنان رفتم خونه
    شبو تا صب آشفته و پریشون حال بودم که آخه خره این چه طرز حرف زدن با یه پیرمرده آخه!
    خلاصه صب رفتم دمه مغازش دیدم داره هنوهن کنان دره هجرشو آب جارو میکنه.منم رفتم کمکش یعنی غلط کردم اوس کریم ببخش مارو
    تموم که شد گفت بیا بریم تو.منم رفتم یه چای برام ریخت و منم خوردم
    بعدش گفت پسرم من هم میدونم دلتنگی چیه.منم میدونم دوری چیه.نامردی،بی معرفتی،تنهایی و زد زیره گریه
    آروم اشکاشو پاک کردو بلند شد رفت از پستو یه گنجه آورد.منم هاجو واج مونده بودم خداو دلتنگی؟!
    دره گنجرو رو وا کرد دیدم پر از کره هایِ قدو نیم قد.من که مات مونده بودم رو کرد بهمو گفت پسرم اینا که میبینی کره های قبل زمینه.همشون روزی آباد بودن پر از گل و زیبایی.
    طاقت نیاوردم و پرسیدم پس زمین کو؟نگام کردو گفت با این کارایی که میکنین شماهم چند وقت دیگه سر از این تو در میارین
    من فقط از اینا خواسته یودم زندگی کنن.به هم بدی نکنن.دروغ نگن اما خودشون خودشونو نابود کردن با توهماتی که ازمنه پیرمرد ساختنو به اسمه من زدن تو سره هم.
    وقتی زمینو انسانازو ساختم گفتم اشرف مخلوقاته در حدی که همۀ نزدیکامو از خودم روندم.
    اما حالا تو میگی من چه میدونم دلتنگی چیه؟دلتنگی یعنی مخلوقاتت بدونن کاری بده و انجامش بدن.یعنی بزنن همدیگرو بکشن.یعنی همین جا کنارشون باشیو پاشن برن جاهای دیگه دنبالت بگردن.بعده یه ربع توضیحاتش از دلتنگی سرمو از خجالت انداختم پایینو رفتم

    دلنوشته ای از امید منتظری
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 4
بارگذاری...