من از دنیا و از عالم گریزانم...

شروع موضوع توسط delneshin ‏8/1/12 در انجمن اشعار کاربران

تاپیک من از دنیا و از عالم گریزانم... تالار اشعار کاربران در persian-music.org.

  1. delneshin

    delneshin عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏29/12/11
    ارسال ها:
    15
    محل سکونت:
    شیراز
    امتیازات:
    +60 / 0 / -0
    نرم افزار:
    تو گفتی دل به من دادی
    ولی من از تمام عشق ها بیزار هستم
    من از دنیا و از عالم گریزانم
    از آن روزی که او ناگاه
    مرا با حیله و نیرنگ و نامردی رها کرد
    به صد رنگی لگد بر صفحه احساس من زد
    تمام نامه ها و مشق هایم خط خطی کرد
    من از دنیا و از عالم گریزانم
    از آن روزی که چشمش یار دیگر دید
    میان بغض تلخ من، دل هرجایی اش میل سفر کرد و
    به من خندید
    به گوش یاوه گویان حقیر شهر پیچید:
    فلانی هرزگی بر دامنش پاشید
    و او جای دفاع ازعشق من،احساس من،
    از پاکی و شرم و حیای خاص من
    مرا یک ساده لوح نامید و عادی جلوه ام داد
    من از دنیا و از عالم گریزانم
    نمی دانی چه بی رحمانه چشمش را به روی آرزویم بست
    نمی دانی چه بی شرمانه از عشقم گذشت و بعد،
    مرا یک دختر بی آبرو نامید
    دلم خوش بود روزی او تمام شهر عشقش را به من می بخشدو اما....
    چه شد که سفره دل را گشودم پیش روی تو نمی دانم
    تو گفتی دل به من دادی
    دلت مال خودت باشد
    من از دنیا و از عالم گریزانم...

    مرجان علیشاهی
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 3
بارگذاری...