مثنوی محاوره با عنوان ناگهانی از متکو

شروع موضوع توسط matco ‏19/9/14 در انجمن اشعار کاربران

تاپیک مثنوی محاوره با عنوان ناگهانی از متکو تالار اشعار کاربران در persian-music.org.

  1. matco

    matco عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏13/10/13
    ارسال ها:
    28
    محل سکونت:
    تهران
    امتیازات:
    +58 / 0 / -0
    ناگهانی



    قلب من شمعی شد که خدا فوتش کرد
    روی کیک دنیا که جدا فوتش کرد

    از تولد تا مرگ این تراژدی از غم
    کیک تلخی میشه با سی و دو تا شم

    کودکی که باباش جنگ تحمیلی شد
    نوجوونی شهوت خوردن سیلی شد

    برهه ای خوش بودیم دو سه روزی غم رفت
    تا که تحریم اوومد اون دو سه روزم رفت

    کار و کار و هی کار انقلاب آزادی
    ناگهان بالا قوز اتفاق افتادی

    ناگهانی بودی از نبودت پیداس
    اختلاف جیبی چند وقته با ماس

    اولش پیدا بود من خودم خر بودم
    توی فهرستت من خر آخر بودم

    خر شده یعنی من
    هُش تو رو خوردن

    معنی من درده
    به عقب برگرده

    از سکوت تا سرعت
    دور تو با سرعت

    مرکزی و بعد از
    نا گریز از مرکز

    توی سیل مردم
    واسه بار چندم

    خالیه شعرم شی
    لالیه شعرم شی

    مریم شعرم تو
    عیدی فطرم شو

    ای سکوت مریم زا
    معجزه کن عیسی

    معجزه کن یعنی
    هستم و هستم نی

    هی نباشی باشم
    با سی و دو تا شم

    پست کادو یعنی دیگه خیلی دیره
    عطر تازه قبلا گفته بودش میره

    مثل قولاتن این عطرای مردونه
    بوی موندن میدن می پرن از خونه

    ما پرنده بودیم واسه تو در وا شد
    گم شدم تو خونه پنجره پیدا شد

    حتم دارم امشب بر میگردی پیشم
    مثل عطرت وقتی من هوایی میشم

    سر زده بعد از پنجره اینجایی
    پادشاه حکم ناگهانی هایی

    سر زده بعد از پنجره اینجایی...................................پادشاه حکم ناگهانی هایی

    حلقه ی برگشتی باعث این نشتی...............پشت پلکم هستی شب به شب می زایی

    زایمان شهری با تن من قهری..............................فارغ التریب رشته ی مامایی

    کامل هر کس شی شامل من گس شی...................بیوه ی ممنوعه میوه ی مینایی

    من بد قابیلی خوبه ی هابیلی...........................پس چرا داداشُ تو حموم می پایی

    کاش فواره بود آبی آواره بود..........................یوسف خوش تیپ مامان و بابایی

    چرخه ی عشقت کاش قرص تاخیری داش..........لب و غسلش یکبار بعدشم لالایی

    بی نیوتن بختم کاشف سر سختم........................شک ندارم بعد از پنجره اینجایی

    پادشاه حکم ناگهانی هایی


    ***
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 1
  2. majidkeyan

    majidkeyan عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏28/6/14
    ارسال ها:
    224
    جنسیت:
    مرد
    شغل :
    ترانه سرا
    محل سکونت:
    تهران
    امتیازات:
    +374 / 0 / -0
    پر از محتوا بود پر از قشنگی دستت درد نکنه ، من از این همه تراوش یکجا لذت میبرم ، اونم در قالب یک ترانه.میدونم که خیلی زحمت کشیدید.خدا قوت
    ولی اشکالش این بود کخه باید قطعه قطعش میکردم تا لذت ببرم تا بفهمم چی میگه
    اشکال این بود که محتوای قوی و ترکیبهای زیباش به هم خوب وصل نشده بود گاهی هم خوب پرورونده نشده بود.وقتی هم که خوب یه چیزو پرورونده بودی یه اشکال (مثلا اشکال وزنی ) کدر میکرد رنگ زیبایی اونجا شو (مثل"برهه ای خوش بودیم دو سه روزی غم رفتتا که تحریم اوومد اون دو سه روزم رفت" ) . برام گنگ بود. فلسفی عاشقانه اجتماعی یه سوال برام پیش اومد"این ترانه دقیقا چه طرح یا چه طرحهایی داره" ولی جوابی براش به عنوان مخاطب نداشتم ، شاید به خاطر طولانی بودنش انسجامش سست تر شد.یه نکته ی بسیار مثبت و تحسین بر انگیز تراوشات بکر و ناب که در قالب سروده ای بلند نوشته شد.
    حقیقت اینه که خیلیا جسارت نوشتن سروده ی طولانی رو ندارن من از این جسارتت خوشم اومد خیلی حال کردم ، خدایی آفرین داره
    جدا جدا که بررسی کردم توش خیلی چیزا پیدا کردم که برام تازه بود ، برام درس داشت
    حیف که شلوغی و بهم ریختگی ، و ناپختگی کم رنگ میکرد اون جذابیت رو
    قصد جسارت نداشتم ، نظر شخصیمو گفتم. در انتها بازم به خاطر زحمت ، جسارت ، عبارت های ناب و "مضمون های قوی" ای که یکم سست ارائه دادی( و با این حال برام لذتبخش بود) ممنونم
    برات آرزوی موفقیت پی در پی دارم دوست من
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 2
  3. معصومه افلاطوني

    معصومه افلاطوني عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏25/6/14
    ارسال ها:
    280
    جنسیت:
    زن
    امتیازات:
    +420 / 1 / -0
    سلام خسته نباشيد ،حالا که اين همه راه سروديد، اگر هر قسمت که محتوا با قسمت بعد متفاوت بود رو هر کدام در يک اپيزود جدا قرار ميدادين از سر در گمي و آشفتگيش کم ميشد ،چون هر قسمت به تنهايي خيلي زيباست اما در کنار هم هدف خاصي رو دنبال نميکنه ،حيفه اين تعابير وتصاوير زيبا که اينجوري به حال خودشون رها بشن،وزن کوتاهي رو انتخاب کرده بودين و زن کوتاه دست و بال ترانه سرا رو ميبنده در بيان انچه که توي ذهنش هست،لذت بردم ممنون
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 1
بارگذاری...
برخی موضوعات مشابه - مثنوی محاوره با
  1. matco
    پاسخ ها:
    2
    نمایش ها:
    177
  2. mehdiimn
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    639
  3. matco
    پاسخ ها:
    2
    نمایش ها:
    230
  4. matco
    پاسخ ها:
    4
    نمایش ها:
    165