قصیده‌ی کبوتران تاریک

شروع موضوع توسط jigsaw ‏25/8/09 در انجمن شاعران و اشعار معاصر

تاپیک قصیده‌ی کبوتران تاریک تالار شاعران و اشعار معاصر در persian-music.org.

  1. jigsaw

    jigsaw عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏28/7/09
    ارسال ها:
    287
    محل سکونت:
    SYNAESTHESIA
    امتیازات:
    +127 / 0 / -0
    نرم افزار:
    cubase, protools, reason
    بر شاخه‌های درخت غار
    دو کبوتر ِ تاریک دیدم،
    یکی خورشید بود
    و آن دیگری، ماه.
    «ــ همسایه‌های کوچک! (با آنان چنین گفتم.)
    گور من کجا خواهد بود؟»
    «ــ در دنباله‌ی دامن ِ من» چنین گفت خورشید.
    «ــ در گلوگاه من» چنین گفت ماه.
    و من که زمین را
    بر گُرده‌ی خویش داشتم و پیش می‌رفتم
    دو عقاب دیدم همه از برف
    و دختری سراپا عریان
    که یکی دیگری بود
    و دختر هیچ کس نبود.
    «ــ عقابان کوچک! (بدانان چنین گفتم)
    گور من کجا خواهد بود؟»
    «ــ در دنباله‌ی دامن ِ من» چنین گفت خورشید.
    «ــ در گلوگاه من» چنین گفت ماه.
    بر شاخساران درخت غار
    دو کبوتر عریان دیدم.
    یکی دیگری بود
    و هر دو هیچ نبودند.
    [font=&quot]فدریکو گارسیا لورکا_ترجمه احمد شاملو[/font]​