قسمت

شروع موضوع توسط sparrow ‏14/2/14 در انجمن اشعار کاربران

تاپیک قسمت تالار اشعار کاربران در persian-music.org.

  1. sparrow

    sparrow مدیر تالار شعر و ترانه تیم مدیریت مدیر تالار

    تاریخ عضویت:
    ‏12/8/09
    ارسال ها:
    396
    محل سکونت:
    شیراز
    امتیازات:
    +1,707 / 0 / -2
    قسمت نمیتونسته این باشه:
    هر روز، هر تقویم؛ میمیری!
    تقدیر یعنی: تو! خدایی و،
    جای منم تصمیم میگیری.

    قسمت نمیتونسته این باشه:
    تو صاحب رویای من باشی؛
    با اینکه میدونی؛ نمیتونی
    حتی یه روزم جای من باشی!

    من خسته میشم؛ تو نمیفهمی!
    دلبسته میشم؛ تو نمیفهمی!
    تو هیچی از احساس مردن که،
    تو زِندگی هستُ نمیفهمی!

    تقصیر تو نیست، قسمتم اینه!
    تو هیچی از دنیا نمیدونی.
    یک گوشه دور از ما نشستی و
    تنها خدای باد و بارونی...
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 15
  2. AminSHeykhi

    AminSHeykhi عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏27/6/13
    ارسال ها:
    242
    جنسیت:
    مرد
    محل سکونت:
    بوشهر
    امتیازات:
    +449 / 0 / -1
    سلام
    خسته نباشید. واقعاً ترانه ای بود که یک مقصد مشخص داشت.
    خواستم نقد کنم ولی سوالی برام پیش اومد:
    تو صاحب رویای من باشی؛(اول زاویه ی دید بین اول شخص(راوی) و دوم شخص(مخاطب) بوده ولی در پایین...)
    یک گوشه دور از ما نشستی و(اینجا راوی به اول شخص جمع(ما) تبدیل میشه.مخاطب همان خدای عالمه! درسته؟!)
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 1
  3. sparrow

    sparrow مدیر تالار شعر و ترانه تیم مدیریت مدیر تالار

    تاریخ عضویت:
    ‏12/8/09
    ارسال ها:
    396
    محل سکونت:
    شیراز
    امتیازات:
    +1,707 / 0 / -2
    درود و سپاس.
    بله، صحیح فرمودید، مخاطب تغییر نکرده است، مراد از (ما) مردم دنیا بود، تصور کردم که میتواند به گونه ای مجاز باشد اما یقین ندارم از لحاظ ادبی صحیح باشد. علاقه وجود دارد اما قرینه را نمیدانم!
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 1
  4. AminSHeykhi

    AminSHeykhi عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏27/6/13
    ارسال ها:
    242
    جنسیت:
    مرد
    محل سکونت:
    بوشهر
    امتیازات:
    +449 / 0 / -1
    چیزی که تو دو ترانه ی اخیرتون دیدم: پتانسیل بالا برای اجرا شدن بود.خب یکی از شاخصه های اصلی برای ترانه "اجرا شدن" هست که این ترانه به خوبی داره.
    راستش بنده تا بند سوم فک میکردم دارید با معشوق صحبت میکنید،معشوقی که براتون شبیه خدا شده.ولی با خوندن بند آخر با واژه های کلیدیش:"ما"(بندگان خدا) و خدای "باد" و "بارون"(الله،البته نسبت به دین و مذهبی که داریم) کاملاً ترانه برای من روشن میشه.

    قسمت نمیتونسته این باشه:
    هر روز، هر تقویم؛ میمیری!
    تقدیر یعنی: تو! خدایی و،
    جای منم تصمیم میگیری.
    (مصراع اول 10 هجا داره و باقی مصرع ها بینِ 9/8 هجا دارند.پس برای اینکه هارمونی بیشتری بین بند ایجاد بشه میتونسی:
    قسمت نمیتونست، این باشه. من کلاً با تکرار مفهوم و کلمه در ترانه مخالفم ولی اینجا "هر روز،هر تقویم" تاکید محسوب میشه و خیلی خوب تو ترانه نشسته.راستش چیزی که خیلی تو این ترانه به چشم میاد تغییر در زاویه ی دیده...راحت میشد تمام ترانه رو با «ما» و «تو» تموم کرد.مثال:«به جای "ما" تصمیم میگیری» و ... )



    (بند دوم رو خیلی دوست داشتم.البته اگه "من" ها رو تغییر بدی خیلی بهتر میشه،چون باعث میشه تعداد بیشتری از مخاطبان با ترانه ت همذات پنداری کنن.مثلاً اگه اینجا جای "من" «تو صاحب رویای "ما" باشی»بذاری بهتر میشه چون اگه "من" باشه ممکنه مخاطب در حین اجرا فکر کنه داری با معشوقت صحبت میکنی و تا آخر درگیر یک رابطه ی عشقیِ دو نفره میشه.)



    من خسته میشم؛ تو نمیفهمی!
    دلبسته میشم؛ تو نمیفهمی!
    تو هیچی از احساس مردن که،
    تو زِندگی هستُ نمیفهمی!
    (مصرع سوم میتونست بهتر باشه،من فک میکنم مرگ احساس نداره ولی به شدّت ترس داره برای آدم ها.)



    تقصیر تو نیست، قسمتم اینه!
    تو هیچی از دنیا نمیدونی.
    یک گوشه دور از ما نشستی و
    تنها خدای باد و بارونی...
    (چیزی که ذهنم رو مشغول کرده کلیتِ این ترانه است.شاید از بُعد زیبا شناسانه و روانشناسه بخوام به این ترانه نگاه کنم مضمون و موضوع خوبی داره ولی خوب پرداخت نشده...اینکه خدا دور از ما جایی نشسته و یا چیزی از دنیا نمیدونه!! برام گنگ و نا مفهومه.اینکه پشتِ ترانه ت هدفی بوده و میخواستی از مشکلات یک انسان و انسان های دیگر به خدا گلایه کنی درش هیچ شکی نیست ولی آیا کسی که از دنیا چیزی نمیفهمه میتونه "خدا" باشه و ما با اون صحبت کنیم؟! شاید دلایلِ خودت رو داشته باشی ولی برای یکی مثل من جای سوال داره.پس لطفاً در ترانه های بعدی به مخاطب خاص هم توجه کنید.)

    در کل از لحاظ ساختار و زبان ترانه ی محکمیه.موفق باشید.امینـــــــــــــ
     
    آخرین ویرایش: ‏14/2/14
    • خوشم اومد خوشم اومد x 1
  5. sparrow

    sparrow مدیر تالار شعر و ترانه تیم مدیریت مدیر تالار

    تاریخ عضویت:
    ‏12/8/09
    ارسال ها:
    396
    محل سکونت:
    شیراز
    امتیازات:
    +1,707 / 0 / -2
    درود و سپاس از دقت نظر شما
    من ابهام را دوست دارم. اینکه آخر ماجرا روشن نباشد از نظر بنده مزیت محسوب میشود، مگر در حالتی که با براعت استهلال سروکار داشته باشیم. خوشحالم که این موضوع را مطرح کردید و ممنون.

    در مورد (نمیتونسته) و (نمیتونست) از پیشنهاد شما استقبال میکنم هرچند زمان فعل باید ماضی نقلی باشد تا اثر فعل تا حال ادامه یابد. اگر بگویم (نمیتونست) باید در همان گذشته بمانم و استفاده از افعال استمراری مناسب نیست.

    حقیقتش را بخواهید من هنوز نمرده ام که بدانم ترسش بیشتر است یا احساسش. با این حال من از احساس مرگ در زندگی گفتم نه مرگ حقیقی. اما ایرادی که وارد کردید به جا بود، ممنونم.

    اجازه میخواهم درمورد کلیت ترانه صحبت نکنم. قضاوتش با شماست. من اصلا قصد ندارم اعتقادات کسی را در مورد (خدا) یا هر پرستیدنی دیگری به چالش بکشم. دیدگاه ها در این مورد خاص، متفاوتند.

    مجددا از توجه شما سپاسگزاری میکنم.
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 1
  6. mostafa-khan

    mostafa-khan عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏15/12/12
    ارسال ها:
    55
    محل سکونت:
    تهران
    امتیازات:
    +5 / 0 / -0
    نرم افزار:
    سلام............عالی بود.........

    هم موجز بود هم پر ملات..........
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 1
  7. setare

    setare ترانه سرا عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏27/2/11
    ارسال ها:
    347
    محل سکونت:
    کرمان
    امتیازات:
    +210 / 0 / -0
    نرم افزار:
    energyxt
    خیلی قشنگ بود.ممنون.
    از اونجایی که بعد از "نمیتونست" ،مکثی ایجاد میشه ،جای یک هجا ر وپر میکنه.درواقع تغییر آنچنانی حاصل نمیشه
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 1
  8. Guitar Love

    Guitar Love عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏2/1/10
    ارسال ها:
    299
    جنسیت:
    مرد
    محل سکونت:
    جایی حوالیه خزان
    امتیازات:
    +255 / 0 / -0
    با نظر امین جان در مورد این ترانه موافقم و االبته در کل ترانه خوبیست که باید ویرایش بشه
     
  9. bamdad1359

    bamdad1359 عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏15/3/10
    ارسال ها:
    384
    محل سکونت:
    اصفهان
    امتیازات:
    +583 / 0 / -0
    نرم افزار:
    flstudio
    آفرین بر تو، دود از کنده بلند می شه! :D
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 1
  10. saeid s

    saeid s عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏25/4/13
    ارسال ها:
    103
    محل سکونت:
    تهران
    امتیازات:
    +47 / 0 / -0
    نرم افزار:
    سلام
    عذر می خوام . من زیاد از شعر سر در نمیارم میشه زحمت بکشی توضیح بدی، اگر مخاطب شما در اینجا خداست، منظورت از ندونستنش. نفهمیدنش.چیه؟ یا اینکه می خواستی بگی قسمت یه چیز ساختگیه؟ و قوانین طبیعت رو خدا ساخته و دیگر تو زندگی ما دخالتی به اسم تقدیر نمیکنه ممنون میشم یه توضیح بدی
    با تشکر
     
  11. sparrow

    sparrow مدیر تالار شعر و ترانه تیم مدیریت مدیر تالار

    تاریخ عضویت:
    ‏12/8/09
    ارسال ها:
    396
    محل سکونت:
    شیراز
    امتیازات:
    +1,707 / 0 / -2
    گمان نمیکنم ابیات شعر، مبهم باشند. من علاقه ای ندارم درمورد مسائلی خارج از حیطۀ شعر صحبت کنم. اما از نظر من، تعصب پایان تفکر منطقیست. در یک جمله خواهم گفت: اعتقاد من به عدم وجود جبر، ناشی از عدم اعتقادم به علوم ماوراء الطبیعه نیست.
    به طور کلی مراد این بوده که اگر چیزی به اسم سرنوشت یا تقدیر وجود داشته باشد، با تصورات عوام بسیار متفاوت است.
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 1
  12. egreg

    egreg عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏10/7/13
    ارسال ها:
    38
    محل سکونت:
    تهران
    امتیازات:
    +7 / 0 / -0
    نرم افزار:
    flstudio
    جای کار زیاد داره ؛ ولی قصش قشنگ بود . سکته هم داشت ، بعد از این که شعری رو می نویسی بشین و روش کار کن و خودت یک بار بخون و اشکالاتش رو رفع کن و بهترین کلمات رو برای انتقال احساسی که مبهم نباشه قرار بده
     
بارگذاری...