آخرین ارسال‌ها

تخصصی قدم به قدم با خود آهنگساز فیلم

Farhood

Capo del clan
21/12/11
2,497
53
.
اینکه پروسه ی آهنگسازی یک فیلم رو با خود آهنگساز همراه باشیم، فرصتی هست که شاید هر موقعی گیر نیاد.

Tom+Holkenborg+Run+Night+Premieres+NYC+u-GMQ-GalmBl.jpg

Tom Holkenborg آهنگساز هالیوودی، 10 ویدئوی آموزشی تهیه کرده که پروسه ی ساخت موسیقی یکی از فیلمهای خودش (Mad Max) رو قدم به قدم در استودیوی خودش توضیح میده و آموزش رو پیش میبره.
برای مشاهده لینک‌ها لطفا ورود یا ثبت نام کنید
از فیلمهای پرفروش 2015 بود، با بازی تام هاردی و چارلیز ترون در ژنر اکشن/تخیلی.

MadMaxFuryRoadPosterByDCDesigns.png

در باره ی Tom Holkenborg
Tom Holkenborg هُلندی که در حال حاضر در کالیفرنیا زندگی میکنه، غیر از کیبورد، به سازهای درامز و گیتار هم مسلط هست. بخاطر تجربه در کار الکترونیک، توانایی قابل توجهی در زمینه ی استفاده از اصوات الکترونیک در کنار ارکستر برای موسیقی فیلم داره و همچنین جزء معدود آهنگسازان فیلم هست که پروسه ی مهندسی صدا رو خودش انجام میده. این آهنگساز از سمپل لایبرری ها با مهارت تمام استفاده میکنه. حتی گاهاً پیش میاد که مختص یک فیلم، تولید اختصاصی لایبرری ساز و یا سازهای خاصی رو برای
برای مشاهده لینک‌ها لطفا ورود یا ثبت نام کنید
سفارش میده! (در ویدئوی اپیزود 4 خواهید دید) Tom Holkenborg اول از ملودی شروع میکنه و معمولاً تم های بسیار ساده و تونال انتخاب میکنه. لایبرری Strings مورد استفاده ی این شخص
برای مشاهده لینک‌ها لطفا ورود یا ثبت نام کنید
هست. این آهنگساز، آهنگسازی چندین ویدئوگیم رو هم در کارنامه ی خودش داره (مثل Need For Speed) و به همین دلیل خیلی ها فکر میکردند که در پروژه های سینمایی چندان موفق نباشه، مخصوصاً در فیلمهای درونی تر. ولی با موسیقی فیلمهایی مثل
برای مشاهده لینک‌ها لطفا ورود یا ثبت نام کنید
خلاف اون تصور اثبات شد. Black Mass داستان واقعی یکی از بزرگترین جنایتکاران فراری تاریخ امریکاست که فیلمش (با بازی جانی دِپ) در تابستان 2015 اکران شد. موسیقی این فیلم به رغم Mad Max، آرام و در عین حال Suspense و نافذ هست که در بعضی سکانسها مثال زدنی کار کرده (از جمله سکانس دستگیری John Connolly که مو به تن آدم سیخ میشه).

زبان این ویدئوها انگلیسی هست و از جملات بسیار ساده برای تفهیم استفاده کرده. چون به هرحال زبان مادری خودش انگلیسی نیست. بعضی از ابزارهایی که استفاده کرده، شاید برای دوستان نا آشنا باشه. مثل دیوایسهای تاچ اسکرین که برای اکسس سریع به نقاط مختلف DAW استفاده میشن. ولی با این حال این دیوایسها در مرحله ی اول اهمیت قرار ندارند، چون خیلی ها از اونها استفاده نمیکنند. سبک و روش پروسه ی کارش هم به هرحال مربوط به خودشه و اینطور نیست که بطور مطلق همه باید با همین روش پیش برند، اما اصل مطالبی که ارائه میکنه، بسیار مفید و آموزنده هستند. و در انتها جالبه که بدونید سیستم این آهنگساز، مَک نیست و از PC و ویندوز 7 استفاده میکنه!

(این ویدئو ها ضمن تماشای آنلاین، با استفاده از IDM قابل دانلود هم هستند)

برای مشاهده لینک‌ها لطفا ورود یا ثبت نام کنید


برای مشاهده لینک‌ها لطفا ورود یا ثبت نام کنید


برای مشاهده لینک‌ها لطفا ورود یا ثبت نام کنید


برای مشاهده لینک‌ها لطفا ورود یا ثبت نام کنید


برای مشاهده لینک‌ها لطفا ورود یا ثبت نام کنید


برای مشاهده لینک‌ها لطفا ورود یا ثبت نام کنید


برای مشاهده لینک‌ها لطفا ورود یا ثبت نام کنید


برای مشاهده لینک‌ها لطفا ورود یا ثبت نام کنید


برای مشاهده لینک‌ها لطفا ورود یا ثبت نام کنید


برای مشاهده لینک‌ها لطفا ورود یا ثبت نام کنید
 
آخرین ویرایش:
این پست بسیار مفید و کاربردی هست. به تازگی قسمت هاییش رو دیده بودم. بسیار با کیفیت و با جزئیات هست. ممنون فرهود عزیز
[doublepost=1456700692,1456698615][/doublepost]من هم کیفیت FULL HD این مجموعه رو قرار میدم که جزئیات و نوشته ها خواناتر باشن.
لینک مستقیم هست و کل مجموعه رو فشرده کردم در یک فایل زیپ که راحت تر و کم حجم تر دانلود کنید :
حجم 2 گیگابایت
برای مشاهده لینک‌ها لطفا ورود یا ثبت نام کنید
 
16/1/16
128
29
ممنون دوستان.آیا این مجموعه برای همه قابل استفاده هست یا فقط اونایی که حرفه این دانلود کنن؟؟
 
دیدنش برای هیچ کس خالی از لطف نیست. چون اگر کمی هم به زبان انگلیسی مسلط باشید نکات جالبی رو عنوان می کنه و مراحل کار رو با توضیح کامل پیش میبره. فرهود جان خوش سلیقس .. چیز بد نمیذاره ایشون :headphone-4:
 

Farhood

Capo del clan
21/12/11
2,497
53
.
ممنون دوستان.آیا این مجموعه برای همه قابل استفاده هست یا فقط اونایی که حرفه این دانلود کنن؟؟
الیاس جان اگه منظورت از "حرفه ای" کسی هست که کار و حرفه اش آهنگسازی فیلمه، خب چنین شخصی بعید میدونم که نیازی به این آموزشها داشته باشه. اینها ویدئوهای آموزشی هستند. هر کسی که بعد از دیدن این ویدئوها تونست مطالبی ازشون بگیره، خب بدردش میخوره. اگر هم که نتونست بگیره که بدردش نمیخوره. باید ببینید و خودتون امتحان کنید. طبعاً این مجموعه برای کسانی که چیزی از آهنگسازی نمیدونند، نیست.
 

DANIEL ADHAMI

هنرمند
عضو سایت
با سپاس از جناب فرهود عزیز.
یک نکته ای به چشمم خورد و برام ایجاد سوال کرد.
زمان رکورد استرینگ ها خبری از مترونوم نبود ظاهرا.حالا یا من دقت نکردم یا واقعا نبود.
جریان چی بود؟

و نکته ی بعدی اینکه خبری از پارتیتور نویسی نیست.(خیلی جالب بود برام)
 
آخرین ویرایش:

dj unk

هنرمند
16/1/11
217
24
Tehran
با سپاس از جناب فرهود عزیز.
یک نکته ای به چشمم خورد و برام ایجاد سوال کرد.
زمان رکورد استرینگ ها خبری از مترونوم نبود ظاهرا.حالا یا من دقت نکردم یا واقعا نبود.
جریان چی بود؟

و نکته ی بعدی اینکه خبری از پارتیتور نویسی نیست.(خیلی جالب بود برام)
خدمت شما عرض کنم که همچین قطعه ای مطمئنا پارتیتور داره و اهنگساز قطعه رو از قبل نوشته و تم اون رو دیدید که چطور اول کار با کیبوردش و با صدای پیانو اجرا کرد . صد البته که اهنگساز هایی که بیشتر پروسه ی تولید رو خودشون توسط رایانه ی خودشون و در استدیوی شخصی خودشن انجام میدن معمولا هنگام تنظیم و ارکستراسیون شاید کارهایی رو انجام بدن که حتی توی پارتیتور هم نوشته نشده باشه و یه ایده ی لحظه ای باشه .
راجع به مترونوم هم خدمتتون عرض کنم که تا اونجایی که من متوجه شدم ایشون کار رو قبلا ضبط کرده بود و فقط اولش یه بخش از کار رو که با Cello بود رو ضبط کرد که نشون بده چطور داینامیک لول رو تغییر میده با knob میکسرش و همچنین یه توضیحی راجع به سمپل لایبرری های استرینگ که استفاده کرده بود داد . همچنین رنگ هایی که برای استرینگ ها مشخص کرده بود رو توضیح داد که در حین پخش شدن کار با لاین ها اشنا باشیم که مثلا لاین قهوه ای برای Viola هست و ...
البته اگه اشتباه میکنم فرهود خان تصحیح خواهند کرد .
 

DANIEL ADHAMI

هنرمند
عضو سایت
با سپاس از دوست عزیزم dj unk.
البته دیروز چون من در محل کارم بودم نتونستم با دقت ویدو ها رو تماشا کنم.توضیحاتش رو که خوشبختانه متوجه میشم،فقط احساس کردم یجورایی طبق زمان بندی خاص خودش اجرا رو انجام داد.فکر کنم باید دقیق تر ببینمش.
 
برای مشاهده لینک‌ها لطفا ورود یا ثبت نام کنید
عزیز درست فرمودن. اگر آهنگساز تمام پروسه آهنگسازی رو از قبل از رکورد و چینش صداها می خواست قرار بده یقینا بیشتر از 10 قسمت با این زمان طول میکشید. این مجموعه در کل برای آشنا کردن علاقه مندان به تکنیک های موسیقی فیلم هست. مراحل اصلی کار قبلا انچام شده و آهنگساز ریزه کاری ها و اصول کار رو با نمایش پروژه کیوبیسش و قسمت هاش به همراه بانک ها و پلاگین هایی که استفاده کرده توضیح میده بیشتر. عملا در این ویدئو رکوردی انجام نمیشه. اما همین 10 قسمت فیلم آموزشی پر از نکات ریز و درشت این حرفه هست که خیلی کاربردی هستن که آهنگساز اونها رو بیان می کنه. برای اینکه جزئیات رکورد و تنظیم کار رو هم ببینید از یوتیوب استفاده کنید و ساخت موسیقی متن فیلم های دیگه رو هم دنبال کنید. می تونه مکمل این مجموعه باشه.
[doublepost=1456834372,1456832589][/doublepost]دیدن این سایت هم خالی از لطف نیست. این سایت حاوی چند فیلم آموزشی آهنگسازی فیلم به صورت Step-by-Step هست و علاوه بر اون به معرفی وی اس تی ها و پلاگین های مناسب برای موسیقی فیلم پرداخته. بررسی این سایت می تونه مفید باشه :
برای مشاهده لینک‌ها لطفا ورود یا ثبت نام کنید
 

Farhood

Capo del clan
21/12/11
2,497
53
.
با سپاس از جناب فرهود عزیز.
یک نکته ای به چشمم خورد و برام ایجاد سوال کرد.
زمان رکورد استرینگ ها خبری از مترونوم نبود ظاهرا.حالا یا من دقت نکردم یا واقعا نبود.
جریان چی بود؟

و نکته ی بعدی اینکه خبری از پارتیتور نویسی نیست.(خیلی جالب بود برام)
دنیل عزیز سوالاتت کاملاً بجا بود که دوستان بخشی رو جواب دادند و من سعی میکنم کاملتر کنم.

در مورد مترونم سوال کردی. الزاماً تمامی موسیقی ها پیرو تمپوی ثابت نیستند! مخصوصاً موسیقی فیلم، که تابع بار دراماتیک هست و نه فضای ریتمیک. اگر اسکور این تیپ موزیکها رو ببینی، بیشتر با تمپوی آزاد نوشته شده و پُر از فِرماتو (Farmata) هست [F.jpg]. وقتی هم که با ارکستر نواخته میشه، رهبر این کشش ها رو کنترل میکنه. اصلاً خیلی از آهنگسازان اعتقاد چندانی به تمپوی ثابت و مترونوم ندارند و معتقدند که این کشش ها و لنگ زدنها در زمان کشش نُت ها، کار رو طبیعی تر میکنه و از حالت ماشینی در میاره. همین الآن من مشغول پروداکشن آلبومی هستم که آهنگسازش فقط 2 قطعه از 13 قطعه ی اون رو با مترونم گرفته! اون 2 قطعه هم بخاطر این بوده که در اونها درامز استفاده شده وگرنه برای اونها هم استفاده نمیکرد! تازه موزیک فیلم هم نیست، قطعات Solo هم نیستند. ریکورد ساز زنده هم داریم.

و در مورد نوشتن پارتها و اسکور (پارتیتور). ضمن اینکه بقول دوستان که گفتند این قطعات قبلاً اجرا و ریکورد شده (که درست هم هست)، اجرا و ریکورد اصلی هم میتونه به همون شکلی که در ویدئو دیدید، باشه (یعنی بدون نت نویسی). دید موزیسینهای این طرف با ایران فرق میکنه. در بین موزیسینهای ایران (حتی پیش کسوت ترینوشون) طوری این موضوع جا افتاده که وقتی صحبت از ارکستر بشه (حالا چه زنده و چه سمپل لایبرری) اگر نت ننوشته باشی، انگار که گناه کبیره مرتکب شدی! مثل خیلی چیزهای دیگه، دلایل کاربردی جای خودشو داده به تعصب. جالب این که نت نویسی برای ارکستر هم چیزیه که همین غربی ها بانی اون هستند، نه ما! حالا این طرف کاملاً کاربردی نگاه میکنند به موضوع. موضوع خیلی ساده است. شما که میگی "خبری از پارتیتور نبود"، مگر غیر از اینه که پارتیتور برای "رهبری ارکستر" کاربرد داره؟! در این چیزی که در ویدئوها دیدی، رهبر و ارکستر کجا هستند؟! هیچ جا! در پروسه ای که در این ویدئوها نشون داده میشه، نه رهبر هست و نه ارکستر، بلکه فقط یک کمپوزر/پرودیوسر هست و تمام. حتی نوازنده ی Soloی دیگری هم وجود نداره تا برای اون بخواد پارت بنویسه (گیتار تنها ساز Solo بود که اون رو هم خودش انجام داد).

از آنجایی که این سوالِ "نوشتن و ننوشتن نُت" خیلی مطرح شده، من جواب رو در سه مورد گروه بندی کردم که شاید بدرد بخوره.
در موسیقی غرب (کلاً) نت نویسی و تهیه ی اسکور، فقط در 3 مورد انجام میشه:

1- قطعه کلاسیک و یا هُنری باشه
2- نوازنده ی Solo نیاز باشه
3- در قطعه، انسامبل نوازی وجود داشته باشه


1- قطعه کلاسیک و یا هُنری باشه. اصولاً "اثر هنری" یک چیزیه، "پروداکشن" یک چیز دیگه. در اینجا نگاهها در این دو مورد کاملاً با هم فرق میکنه و متعاقباً روش و پروسه ی کار هم در هرکدوم تفاوت پیدا میکنه. وقتی یک آهنگساز یک اثر هنری خلق میکنه، دیگه چیزی بنام "ریکورد و اکسپورت" معنی خودشو از دست میده. در این قطعات "پرفورمنس زنده" در اهمیتِ اول قرار میگیره نه ریکورد (برای همینه که مخاطبین قطعات کلاسیک عمدتاً دوست دارند در سالن بصورت زنده بشنوند، نه اینکه MP3 گوش کنند). صداها بارِ موزیکال خالص دارند، نه اینکه برای القای فضای خاصی خلق شده باشند. "رهبری" در این قطعات، اهمیت هنری پیدا میکنه، چون شرایط برای رهبر ارکستر هم طوریه که میتونه سبک خودشو اِعمال کنه به اثر. در این نوع موسیقی، حتی خود اسکور (دفترچه ی پارتیتور) بخشی از اون اثر هنری محسوب میشه. تمامی سنّت ها و قوانین تحریری در اسکور رعایت میشه، چون قراره که سالها باقی بمونه و چه بسا که سالها بعد بدست رهبرهای دیگه هم اجرا بشه. البته بخشی از اهمیت اسکور نویسی در کارهای کلاسیک هم از سنّت قدیم بجا مونده. در زمان موزارت تنها راهِ حفظ یک قطعه فقط "کاغذ" بوده، چون چیزی بنام "ریکورد و ضبط" موسیقی وجود نداشته.

حالا مقایسه کنیم با "پروداکشن". وقتی از تولید موزیک یک فیلم حرف میزنیم، مثل اینه که از یک پروژه ی تولید صنعتی یک محصول داریم صحبت میکنیم. پروژه ای که در اون محصولی بنام "موسیقی فیلم" قراره "تولید" بشه که با کامل کردن محصولِ اصلی بنام "فیلم"، چرخه ی یک "بیزنس" رو کامل کنه. در این نوع، نه "رهبری ارکستر" اون معنی قبلی رو داره و نه نوشتن اسکور. اگر چیزی هم روی کاغذ نوشته بشه، صرفاً بدرد "اجرا و ریکورد" در استودیو خواهد خورد (که یک مورد اصلی در این بیزنس محسوب میشه) و بعد از ریکورد، جای اون نُت های روی کاغذ ها میتونه توی ظرف آشغال باشه! اصلاً دیگه مهم نیست! اگر هم که قرار بر این باشه که کلاً از سمپل لایبرری ها استفاده بشه که دیگه اصلاً لزومی برای نوشتن هم شاید نباشه. چون دیگه نه رهبری وجود داره، نه ارکستری و نه حتی نوازنده Solo. البته من شخصاً در این نوع کار هم نمیتونم خطوط زهی و Brass رو ننویسم. چون حس میکنم کنترل فضای هارمونیک قطعه رو وقتی با چشم روی کاغذ میبینم، راحت تر انجام میدم، که این البته از ضعف شخصی منه. کاری که من با نوشتن انجام میدم رو خیلی ها در ذهنشون بمراتب سریعتر انجام میدن و بلافاصله روی MIDI کیبورد اجرا و استفاده میکنن. مجبور کردن این افراد به نوشتن، مثل این میمونه که بخوای یک نابغه ی ریاضی که ضرب 10 رقمی رو بصورت ذهنی درجا جواب میده رو مجبور کنی از ماشین حساب استفاده کنه!

2- نوازنده ی Solo نیاز باشه. در یک پروژه موسیقی تجاری، فکر کن نیاز داریم که یکی بیاد لاین فلوت Soloی قطعه ی ما رو بنوازه تا ریکوردش کنیم (فرض). در این حالت آهنگساز نمیتونه پارت فلوت رو ننویسه. چون نوازنده ی فلوت از ذهن و ایده ی ملودیک سازنده ی قطعه بی اطلاعه و نیاز داره که با یک "نوشته" کارش رو اجرا کنه. بعضاً پیش میاد که برای بعضی سازهای Soloی پروژه ها، بداهه نوازی (Improvisation) بشه. در این موراد نیازی به نوشتن هم دیگه نیست و اینجا ذهنیت و ایده ی آنی نوازنده مهمتر از نوشته ی آهنگساز هست.

3- در قطعه، انسامبل نوازی وجود داشته باشه. این موردی هست که دیگه به هیچ وجه نمیشه ننوشت. مثلاً برای گروهی از ویولن ها (Strings) ضروتاً باید پارت ها (و همینطور اسکور) نوشته بشن چون چندین نوازنده قراره یک خط رو با هم بنوازند و صد البته فردی هم بعنوان رهبر اون گروه نیاز به نوشته خواهد داشت تا خطوط اجرا و ریکورد بشه.

این سه مورد، تنها مواردی هستند که در غرب (همونجایی که نُت نویسی از اونجا برای ما اومده!) نوشتن موسیقی روی کاغذ رو ضروری میکنه. حتی همین داستان در مورد سبکهای مختلف باز هم فرق میکنه. مثلاً در راک با اینکه چهار نوازنده بیشتر شاید نباشه و هر کدوم خط مستقل خودشون رو قراره بزنند، باز هم چیزی بنام نوشتن پارت بی معنیه. در سنّت این سبک، همدلی، همزبانی و همکاری گروهی این 4 یا 5 نفر کار رو انجام میده که معمولاً قدم به قدم با نواختن های متعدد کنار هم و جا انداختن گروهیِ ایده، جای نوشتن رو میگیره. (یه دوره ای برای واحد تولید موسیقی صدا و سیما کار تنظیم انجام میدادم و ما رو مجبور میکردند تا تمامی سازها از جمله بیس و درامز رو هم نُت به نُت روی کاغذ بنویسیم!:hilarious-10::hilarious-10:. تجربیات احمقانه ای بود اون روزها)

امیدوارم تونسته باشم که منظورم رو برسونم، چون بعضاً در انتقال مفاهیم، مشکل پیدا میکنم! اگر باز ابهامی بود سوال کن.
 

DANIEL ADHAMI

هنرمند
عضو سایت
دنیل عزیز سوالاتت کاملاً بجا بود که دوستان بخشی رو جواب دادند و من سعی میکنم کاملتر کنم.

در مورد مترونم سوال کردی. الزاماً تمامی موسیقی ها پیرو تمپوی ثابت نیستند! مخصوصاً موسیقی فیلم، که تابع بار دراماتیک هست و نه فضای ریتمیک. اگر اسکور این تیپ موزیکها رو ببینی، بیشتر با تمپوی آزاد نوشته شده و پُر از فِرماتو (Farmata) هست [مشاهده پیوست 16840]. وقتی هم که با ارکستر نواخته میشه، رهبر این کشش ها رو کنترل میکنه. اصلاً خیلی از آهنگسازان اعتقاد چندانی به مترونوم ندارند و معتقدند که این کشش ها و لنگ زدنها در زمان کشش نُت ها، کار رو طبیعی تر میکنه و از حالت ماشینی در میاره. همین الآن من مشغول پروداکشن آلبومی هستم که آهنگسازش فقط 2 قطعه از 13 قطعه ی اون رو با مترونم گرفته! اون 2 قطعه هم بخاطر این بوده که در اونها درامز استفاده شده وگرنه برای اونها هم استفاده نمیکرد! تازه موزیک فیلم هم نیست، قطعات Solo هم نیستند. ریکورد ساز زنده هم داریم.

و در مورد نوشتن پارتها و اسکور (پارتیتور). ضمن اینکه بقول دوستان که گفتند این قطعات قبلاً اجرا و ریکورد شده (که درست هم هست)، اجرا و ریکورد اصلی هم میتونه به همون شکلی که در ویدئو دیدید، باشه! (یعنی بدون نت نویسی). دید موزیسینهای این طرف با ایران فرق میکنه. در بین موزیسینهای ایران (حتی پیش کسوت ترینوشون) طوری این موضوع جا افتاده که وقتی صحبت از ارکستر بشه (حالا چه زنده و چه سمپل لایبرری) اگر نت ننوشته باشی، انگار که گناه کبیره مرتکب شدی! مثل خیلی چیزهای دیگه، دلایل کاربردی جای خودشو داده به تعصب. جالب این که نت نویسی برای ارکستر هم چیزیه که تازه ما بانی اون نیستیم! این طرف کاملاً کاربردی نگاه میکنند به این موضوع. موضوع خیلی ساده است. شما که میگی "خبری از پارتیتور نبود"، مگر غیر از اینه که پارتیتور برای رهبری ارکستر کاربرد داره؟! در این چیزی که در ویدئوها دیدی، رهبر و ارکستر کجا هستند؟! هیچ جا! در پروسه ای که در این ویدئوها نشون داده میشه، نه رهبر هست و نه ارکستر، بلکه فقط یک پرودیوسر هست و تمام. حتی نوازنده ی Soloی دیگری هم وجود نداره تا برای اون بخواد پارت بنویسه (گیتار تنها ساز Solo بود که خودش انجام میده). از آنجایی که این سوال نوشتن و ننوشتن نُت خیلی مطرح شده، من جواب رو در سه مورد گروه بندی کردم که شاید بدرد بخوره. در موسیقی غرب (کلاً) نت نویسی و تهیه ی اسکور، فقط در 3 مورد انجام میشه:

1- قطعه کلاسیک و یا هُنری باشه. اصولاً "اثر هنری" یک چیزیه، "پروژه" یک چیز دیگه. در اینجا نگاهها در این دو مورد کاملاً با هم فرق میکنه. وقتی یک آهنگساز یک اثر هنری خلق میکنه، اصلآً چیزی بنام "ریکورد و پروداکشن" دیگه معنی خودشو از دست میده. در این قطعات "پرفورمنس" در اولین اهمیت قرار میگیره (برای همینه که قطعات کلاسیک عمدتاً مخاطب هاشون دوست دارند در سالن بصورت زنده بشنوند، نه اینکه MP3 گوش کنند!). صداها بار موزیکال خالص دارند، نه اینکه برای القای فضای خاصی خلق شده باشند. رهبری در این قطعات، اهمیت هنری پیدا میکنه، چون شرایط برای رهبر ارکستر هم طوریه که میتونه سبک خودشو اضافه کنه به اثر. در این نوع موسیقی، حتی خود اسکور (پارتیتور) بخشی از اون اثر هنری محسوب میشه. تمامی سنّت ها و قوانین تحریری در اون رعایت میشه، چون قراره که سالها باقی بمونه و چه بسا که سالها بعد بدست رهبرهای دیگه هم اجرا بشه. حالا مقایسه کنیم با "پروژه". وقتی از تولید موزیک یک فیلم حرف میزنیم، مثل اینه که از تولید صنعتی یک محصول داریم میگیم. یک پروژه ای که در اون محصولی بنام "موسیقی فیلم" قراره "تولید" بشه که با کامل کردن محصول اصلی بنام "فیلم"، چرخه ی یک بیزنس رو کامل کنه. در این نوع، نه "رهبری ارکستر" اون معنی قبلی رو داره و نه نوشتن اسکور. اگر چیزی هم روی کاغذ نوشته باشی، صرفاً بدرد "ریکورد" (که یک مورد اصلی در این نوع محسوب میشه) میخوره و بعد از ریکورد، جای اون نوشته ها میتونه توی ظرف آشغال باشه! اگر هم که قرار بر این باشه که کلاً از سمپل لایبرری ها استفاده بشه که دیگه اصلاً لزومی برای نوشتن شاید نباشه. چون دیگه نه رهبری وجود داره، نه ارکستری و نه حتی نوازنده Solo. البته من شخصاً در این نوع کار هم نمیتونم زهی ها و Brass رو ننویسم. چون حس میکنم کنترل فضای هارمونیک قطعه رو روی کاغذ راحت تر انجام میدم، که این البته از ضعف شخصی منه. کاری که من روی کاغذ انجام میدم رو خیلی ها در ذهنشون بمراتب سریعتر انجام میدن و بلافاصله هم روی MIDI کیبورد اجرا و ریکورد میکنن. مجبور کردن این افراد به نوشتن روی کاغذ مثل این میمونه که بخوای یک نابغه ی ریاضی که ضرب 5 رقمی رو بصورت ذهنی درجا جواب میده رو مجبور کنی از ماشین حساب استفاده کنه!

2- نوازنده ی Solo نیاز باشه. فرض کنیم قطعه هنری نیست و خیلی هم تجاریه. اما نیاز داریم که یکی بیاد لاین ویولن Soloی پروژه ی ما رو بنوازه تا ریکوردش کنیم. در این حالت آهنگساز نمیتونه پارت ویولن رو ننویسه. چون نوازنده ی ویولن از ذهن و ایده ی ملودیک آفریننده بی اطلاعه و نیاز داره که با نوشته ای کار رو انجام بده. البته این مورد بستگی به این داره که خط ویولن مورد نظر Improvise نباشه. بعضی آهنگسازان برای بعضی سازهای Soloی پروژه هاشون ایده ی بداهه نوازی (Improvisation) دارند. در این موراد نیازی به نوشتن نمیبینند و اتفاقاً ذهنیت و ایده ی آنی نوازنده براشون مهمتر از نوشته ی خودشونه.

3- در قطعه، انسامبل نوازی وجود داشته باشه. این موردی هست که به هیچ وجه نمیشه ننوشت. در مورد دوم، ویولن Solo میتونست Improvise بزنه که دیگه به نوشتن پارت نیازی نیست. ولی برای گروهی از ویولن ها (Strings) بداهه نواختن (Improvisation) اصلاً معنی نداره! در این مورد ضروتاً باید پارت ها (و همینطور اسکور) نوشته بشن چون چندین نوازنده قراره یک خط رو بنوازند و صد البته فردی هم بعنوان رهبر اون گروه نیاز به نوشته خواهد داشت تا خطوط اجرا و ریکورد بشه.

این سه مورد، تنها مواردی هستند که در غرب (همونجایی که نُت نویسی از اونجا برای ما اومده!) نوشتن موسیقی رو ضروری میکنه. حتی همین داستان در مورد سبکهای مختلف باز هم فرق میکنه. مثلاً در راک با اینکه چهار نوازنده بیشتر شاید نباشه و هر کدوم خط مستقل خودشون رو قراره بزنند، باز هم چیزی بنام نوشتن پارت بی معنیه. در سنّت این سبک، همدلی، همزبانی و همکاری گروهی این 4 نفر کار رو انجام میده که معمولاً قدم به قدم با نواختن های متعدد کنار هم و جا انداختن گروهی ایده، جای نوشتن رو میگیره.

امیدوارم تونسته باشم که منظورم رو برسونم، چون بعضاً در انتقال مفاهیم، مشکل پیدا میکنم! اگر باز ابهامی بود سوال کن.
تشکر فراوان از جناب فرهود عزیز بابت توضیحات کاملشون.
اتفاقا خیلی با حرفهاتون هم عقیده ام.یعنی همیشه این موضوع برام مثل یک سوال مبهم بود.البته کلا عادت دارم در مورد هر نکته ای خیلی تحقیق میکنم تا به نتیجه برسم که خوشبختانه با این بحث تا حدودی به اونچه که میخواستم رسیدم.
نکته ی جالب اینکه دقیقا همیشه نظر شخصیم این بوده که موسیقی-اونم هم موسیقی فیلم اگه بخواد یک نوع تمپو رو دنبال کنه دیگه از اون فضای طبیعی خودش خارج میشه و وارد دنیای ماشینی میشه,چرا که به هرحال هر سکانس موسیقی مخصوص به خودش رو میطلبه.البته در مورد قطعات ارکسترال جدا از موسیقی فیلم هم به نظرم این تمپو هست که تغییراتش میتونه تاثیرات شگفت انگیزی بر روی اثر بگذاره.

قبل از اینکه سوالات دیگم رو بپرسم یک سوال خیلی مهم برام پیش اومد اینکه: پس به فردی که توانایی نوشتن score رو نداره و پارتیتورش ذهنش هست باید گفت بیسواد؟چون متاسفانه در کشور ما این ذهنیت غلط جا افتاده.
 

sam ca

کاربر با تجربه
عضو سایت
8/2/16
1,202
Metronome ترک با Tempo ترک همیشه یکی نیست. همه .music فیلم خیلی وقت ها فقط music خالی نیست. مخصوصن تو فیلم مثل Mad Max که special effects توش زیاد هست . music خیلی جاها باید با عکس sync بشه. بدون tempo ترک نمیشه این کار رو کرد. هم از Midi Time Code استفاده میکنن و هم از tempo track . برای رکورد کردن orchestra conductor همیشه headphone خودشو داره تا بتونه orchestra رو با اون تمپو ترک conduct بکنه. حتمن music باید با اون hit points که تو فیلم هست sync بشه.. پس دلیل اینکه از ی مترونوم ممولی استفاده نمیکنن فقط این نیست که احساس بهتر داشته باشه.

Score orchestra رو خیلی کم اتفاق میوفته که خود آهنگساز بنویسه. خیلی وقتا آهنگساز فقط ملودی مینویسه.بزی ها ی مقدار هارمونی هم مینویسن...بزی ها فقط جاهای خیلی مخسوس رو هارمونی بیشتر مینویسن. بستگی داره به آهنگساز که چقدر میخاد کنترل بیشتری رو هارمونی داشته باشه .بد این score میره به دست "Ghost Writers " میوفته (مثل studio Hans Zimmerman ) و اونا تو Style آهنگساز اسلی کار رو ادامه میدن . آخر هم میرسه به دست Orchestrator واون score رو برای orchestra تنظم میکنه. ی سری جاها شیاد حتا ملودی هم بنویسه.خیلی کم پیش میوفته که آهنگساز, editor , orchestrator همشون ی نفر باشه.
[doublepost=1456860449,1456858807][/doublepost]
قبل از اینکه سوالات دیگم رو بپرسم یک سوال خیلی مهم برام پیش اومد اینکه: پس به فردی که توانایی نوشتن score رو نداره و پارتیتورش ذهنش هست.
ولی تقریبا همه آهنگ سازها و حتا اون هایی هم که تحصیل دانشگاه music ندران, همشون training خیلی قوی از سن خیلی پایین داشتن.اون ها هیچ مشکلی برای فهمیدن music classic و مدرن ندارن.چیز دیگه اینه که این style music فیلم تو DAW با midi خیلی جدید هست . خود midi ۳۰ یا ۴۰ سال بیشتر نیست.یعنی تا چند سال پیش همه آهنگ سازها باید با music آکادمیک آشنا بودن .کسایی مثل Vangelis خودش هم که score نمینویسه ولی با میتونه بخونه و با کسانی کار میکنه که این score رو بارش مینویسن. منظورم اینه که اگه مجبور بود باید این کار رو خودش میکرد.
 

Farhood

Capo del clan
21/12/11
2,497
53
.
تشکر فراوان از جناب فرهود عزیز بابت توضیحات کاملشون.
اتفاقا خیلی با حرفهاتون هم عقیده ام.یعنی همیشه این موضوع برام مثل یک سوال مبهم بود.البته کلا عادت دارم در مورد هر نکته ای خیلی تحقیق میکنم تا به نتیجه برسم که خوشبختانه با این بحث تا حدودی به اونچه که میخواستم رسیدم.
نکته ی جالب اینکه دقیقا همیشه نظر شخصیم این بوده که موسیقی-اونم هم موسیقی فیلم اگه بخواد یک نوع تمپو رو دنبال کنه دیگه از اون فضای طبیعی خودش خارج میشه و وارد دنیای ماشینی میشه,چرا که به هرحال هر سکانس موسیقی مخصوص به خودش رو میطلبه.البته در مورد قطعات ارکسترال جدا از موسیقی فیلم هم به نظرم این تمپو هست که تغییراتش میتونه تاثیرات شگفت انگیزی بر روی اثر بگذاره.

قبل از اینکه سوالات دیگم رو بپرسم یک سوال خیلی مهم برام پیش اومد اینکه: پس به فردی که توانایی نوشتن score رو نداره و پارتیتورش ذهنش هست باید گفت بیسواد؟چون متاسفانه در کشور ما این ذهنیت غلط جا افتاده.
دنیل جان، ننوشتن اسکور یه چیزیه، عدم توانایی در نوشتن اسکور یه چیز دیگه. اگر Tom Holkenborg احیاناً موزیک Mad Max رو بدون نوشتن ریکورد کرده باشه (همونطور که در ویدئو دیدیم) بخاطر این نیست که نمیتونه. بلکه برای اینه که با توجه به اون روش کار، نوشتن اون غیر از تلف کردن وقت، کارکرد دیگه ای براش نداشته.

سواد در موسیقی فقط در "تحریر" نُت نیست. بلکه در "خواندن" اون هم هست. کسی که نتونه نُت بخونه، چطور ممکنه اسکور یک موسیقی رو در ذهن داشته باشه؟! اسکور یک قطعه سراسر قوانین هارمونی و ارکستراسیونه. بنابر این داشتن یک اسکور در ذهن، مستلزم دانش و تئوریه، و اون هم مستلزم توانایی نُت خوانی! کسی هم که بتونه بخونه، طبعاً میتونه بنویسه!

البته نوابغ موسیقی خارج از این قاعده هستند. افرادی که اصطلاحاً گوش کامل دارند (Absolute) اینها قبل از روی کاغذ آوردن، تک تک سازهای ارکستر رو در ذهن خودشون بطور دقیق میشنوند! با قوانین درست هارمونی. روی کاغذ هم که میارن، فقط دستشونه که کار میکنه! حالا ممکنه سوال کنی که همین نوابغ اگه چیزی از نت نویسی و تئوری تحصیل نکرده باشند چی؟ این افراد معمولاً بطور غریزی توانایی تشخیص هارمونی و فواصل رو دارند. مثل اینه که قبل از تولد هارمونی تحصیل کرده باشند! ولی اونچه که نیاز دارند، آموزش تحریر و خوندن نُت هست که یاد گرفتنش چندان طول نمیکشه. حتی اگه تحریر نُت رو بلد نباشند، مشکل آنچنان حادی نیست. یک فرد دیگه میتونه براشون بنویسه. مهم خلاقیت هست که این افراد دارند.

شوپن در 16 سالگی برای اولین بار با تئوری و نت نویسی آشنا شد. در حالی که از 10 سالگی با کارهای خودش کنسرت اجرا میکرد! موزارت وقتی در 8 سالگی اولین سمفونی خودش رو نوشت (Symphony 1 K16) با نت نویسی تازه آشنا شده بود که پدرش در تحریر اون سمفونی کمک میکرد. در میانه ی تحریر این سمفونی، پدرش بیماری سختی میگیره که دیگه نمیتونه کمک کنه و باعث میشه موزارت بطور موقت نوشتن اون رو متوقف کنه. وقتی بحث خلاقیت هست، موضوع نوشتن یا ننوشتن در انتهای اهمیت قرار میگیره.

الآن در عصر حاضر هم از این نوابغ و افراد مستعد وجود داره. ولی فرقی که با گذشته هست اینه که الآن با کشف اولین نشانه های نبوغ و استعداد در کودکی، بلافاصله تحت نظر معلم قرار میدند تا استعدادش در سمت و سوی اکادمیک قرار بگیره (که البته این شامل کشورهای خاورمیانه نمیشه!!).

در این که حالا بیسواد بگن یا نگن زیاد مهم نیست. به هرحال از این قضاوت ها همیشه هست. اهمیتی نداره. مهم اینه که اگر خلاقیتی در خودمون ببینیم، اولین پله ی مناسب بعدی آموزش هست. اگر هم که خیلی فکر میکنیم که در یادگیری نوشتن و خوندن نُت بی استعدادیم، از فرد دیگه ای برای نوشتن میتونیم کمک بگیریم. این هیچ اشکالی نداره. در تاریخ موسیقی کلّی نوابغ موسیقی نابینا داشتیم که هیچوقت توانایی تحریر نداشتند، در حالی که آثار ماندگار از خودشون به جا گذاشتند. حالا چون بقول بعضی ها "بیسواد" محسوب میشدند، باید آثار اونها رو بریزیم دور؟!!
 
با فرهود عزیز بسیار موافقم. متاسفانه در جامعه موسیقی ما اینطور جا افتاده که شخصی که آثار زیبایی خلق می کنه ولی با نت نویسی میونه خوبی نداره فردی بی سواد به حساب میاد ! یادمه سال گذشته مصاحبه ای رو خوندم که با یکی از نامداران موسیقی انجام شده بود که اسم نمی برم. جمله ای که از ایشون در ذهن من موند و به هیچ وجه بهش اعتقادی ندارم این هست که فرمودن " یانی یک چهره کاملاً بی‌سواد و عوام فریب است" ! نظر شخصیشون کاملا قابل احترامه ولی این جمله اصلا برای من قابل قبول نبود. یادمه از استاد پیانوم در اوایل شروع پیانو یکی از آهنگ های یانی رو درخواست کردم و ایشون فرمودن ""من اصلا آهنگ های یانی رو با شاگردانم کار نمی کنم چون یانی سواد موسیقی نداره"" !.. بنده چه اشخاصی رو میشناسم که با سواد بسیار بالای موسیقی آثارشون به دل کسی نمیشینه. ولی باید پنجه های کسی رو که ایشون بی سواد و عوام فریب ازش یاد کردند طلا گرفت که با همین حد سواد می تونه آثاری خلق کنه که در خاطر نسل ها باقی بمونه. چرا شخص بی سوادی مثل یانی بین المللیست و اشخاصی پر مدعا که دیگران رو زیر سوال میبرند در حوالی خودشون هم جاذبه ای ندارند ! بحث رو از موضوع تاپیک خارج نمی کنم ولی منظورم این نیست که حالا که این حرفها زده میشن معنیش این هست که ما موسیقی رو از پایه و اصولی یاد نگیریم و به کار نبریم. منظور تعصبی هست که در حرفه ها مخصوصا حرفه موسیقی وجود داره و به دلایلی همدگیرو زیر سوال میبرند. فرهود عزیز مثال قشنگی زد ""مجبور کردن این افراد به نوشتن روی کاغذ مثل این میمونه که بخوای یک نابغه ی ریاضی که ضرب 5 رقمی رو بصورت ذهنی درجا جواب میده رو مجبور کنی از ماشین حساب استفاده کنه!"".. چه جامعه موفقی خواهیم داشت اگه دیگران رو با توانایی هاشون قضاوت کنیم نه با حسادت هامون. جامعه ما همیشه نگاهشون به این هست که غرب چه طور پیشرفت می کنه ما هم مثل اونها باشیم. ولی شاید به این فکر نمی کنیم که خوده غرب به کجا نگاه می کنه و پیشرفت می کنه !! غرب به خودش نگاه می کنه و خودش رو رشد میده. علم به شخص کمک می کنه تا کارش رو درست و اصولی پیش ببره ولی گاهی اوقات بعضی هارو میبینیم که با توانایی هاشون از علم جلوترن. در ایران به خاطر نبود قانون کپی رایت و مسائلی مثل تحریم و عدم دسترسی به خرید بانک های اورجینال یکی از کشورهایی هستیم که آهنگسازامون به بهترین بانک ها و نرم افزارها به صورت کرک شده دسترسی رایگان دارن. فرضا اگر کانتکت یک آهنگساز ایرانی رو باز کنید داخلش ده ها یا شایدم صدها بانک ببینید ! من از خودم همیشه می پرسم اگر این تعداد بانک رو یک غربی داشت الان چه پدیده ای رو خلق می کرد !؟ غرب خودشو باور کرده. یک انتخاب می کنه و بهش میرسه. ایده نو میده. فکر میکنه. عمل میکنه ! در همین فیلم های این تاپیک ببینید این آهنگساز چند بانک صدا داره ! ولی از حداقل ها بهترین ها رو خلق میکنه. بازهم تاکید می کنم منظورم از این حرف ها اصلا این نیست که علم و اصول رو نادیده بگیریم. ولی وقتی یک هنرمند خودش رو باور و پیدا کنه می دونه که به چه چیزی احتیاج داره تا به هدفش برسه. حالا یک نفر با تکیه بر علم پیشرفت می کنه و یک نفر با تکیه بر توانایی و استعداد وجودیش و یا هردوی اینها. مهم نتیجه کارشه
 
میشه اسم بقیه ی vst ها هم بنویسید ؟ درام ، پیانو ، ساز های بادی و ...

این فیلم رو یک هفته ی پیش دیدم و همش با خودم میگفتم این صداها حتما در بهترین استودیو ها رکورد شدن و سمپل نیستند اما الان دیدم انگار اشتباه می کردم
موسیقی این فیلم واقعا جذاب بود و اگر فیلم بدون موسیقی بود من یکی نمیتونستم بشینم تا اخر ببینم
[doublepost=1459245942,1459245625][/doublepost]
دنیل جان، ننوشتن اسکور یه چیزیه، عدم توانایی در نوشتن اسکور یه چیز دیگه. اگر Tom Holkenborg احیاناً موزیک Mad Max رو بدون نوشتن ریکورد کرده باشه (همونطور که در ویدئو دیدیم) بخاطر این نیست که نمیتونه. بلکه برای اینه که با توجه به اون روش کار، نوشتن اون غیر از تلف کردن وقت، کارکرد دیگه ای براش نداشته.

سواد در موسیقی فقط در "تحریر" نُت نیست. بلکه در "خواندن" اون هم هست. کسی که نتونه نُت بخونه، چطور ممکنه اسکور یک موسیقی رو در ذهن داشته باشه؟! اسکور یک قطعه سراسر قوانین هارمونی و ارکستراسیونه. بنابر این داشتن یک اسکور در ذهن، مستلزم دانش و تئوریه، و اون هم مستلزم توانایی نُت خوانی! کسی هم که بتونه بخونه، طبعاً میتونه بنویسه!

البته نوابغ موسیقی خارج از این قاعده هستند. افرادی که اصطلاحاً گوش کامل دارند (Absolute) اینها قبل از روی کاغذ آوردن، تک تک سازهای ارکستر رو در ذهن خودشون بطور دقیق میشنوند! با قوانین درست هارمونی. روی کاغذ هم که میارن، فقط دستشونه که کار میکنه! حالا ممکنه سوال کنی که همین نوابغ اگه چیزی از نت نویسی و تئوری تحصیل نکرده باشند چی؟ این افراد معمولاً بطور غریزی توانایی تشخیص هارمونی و فواصل رو دارند. مثل اینه که قبل از تولد هارمونی تحصیل کرده باشند! ولی اونچه که نیاز دارند، آموزش تحریر و خوندن نُت هست که یاد گرفتنش چندان طول نمیکشه. حتی اگه تحریر نُت رو بلد نباشند، مشکل آنچنان حادی نیست. یک فرد دیگه میتونه براشون بنویسه. مهم خلاقیت هست که این افراد دارند.

شوپن در 16 سالگی برای اولین بار با تئوری و نت نویسی آشنا شد. در حالی که از 10 سالگی با کارهای خودش کنسرت اجرا میکرد! موزارت وقتی در 8 سالگی اولین سمفونی خودش رو نوشت (Symphony 1 K16) با نت نویسی تازه آشنا شده بود که پدرش در تحریر اون سمفونی کمک میکرد. در میانه ی تحریر این سمفونی، پدرش بیماری سختی میگیره که دیگه نمیتونه کمک کنه و باعث میشه موزارت بطور موقت نوشتن اون رو متوقف کنه. وقتی بحث خلاقیت هست، موضوع نوشتن یا ننوشتن در انتهای اهمیت قرار میگیره.

الآن در عصر حاضر هم از این نوابغ و افراد مستعد وجود داره. ولی فرقی که با گذشته هست اینه که الآن با کشف اولین نشانه های نبوغ و استعداد در کودکی، بلافاصله تحت نظر معلم قرار میدند تا استعدادش در سمت و سوی اکادمیک قرار بگیره (که البته این شامل کشورهای خاورمیانه نمیشه!!).

در این که حالا بیسواد بگن یا نگن زیاد مهم نیست. به هرحال از این قضاوت ها همیشه هست. اهمیتی نداره. مهم اینه که اگر خلاقیتی در خودمون ببینیم، اولین پله ی مناسب بعدی آموزش هست. اگر هم که خیلی فکر میکنیم که در یادگیری نوشتن و خوندن نُت بی استعدادیم، از فرد دیگه ای برای نوشتن میتونیم کمک بگیریم. این هیچ اشکالی نداره. در تاریخ موسیقی کلّی نوابغ موسیقی نابینا داشتیم که هیچوقت توانایی تحریر نداشتند، در حالی که آثار ماندگار از خودشون به جا گذاشتند. حالا چون بقول بعضی ها "بیسواد" محسوب میشدند، باید آثار اونها رو بریزیم دور؟!!
من نمیفهمم برای چی باید نت بنویسه ؟ وقتی همه ی نت ها جلوی چشمش در کیوبیس هستند دیگه چه نیازی به نوشتن روی کاغذ یا نرم افزار های نت نویسی داره ؟
به نظر من تنظیم کننده یا آهنگ سازی که خودش تنظیم هم می کنه نیازی به نوشتن نت ها روی کاغذ نداره چون همه چیز رو در لحظه جلوی چشمش داره
 
بالا