فریاد سکوت

  • شروع کننده موضوع alame
  • تاریخ شروع

alame

هنرمند
عضو سایت
8/6/09
128
29
28
کرج
این نوشته های یه وبلاگ سعی می کنم به ترتیب بزارم

امروز:


امروز دلم واسه خودم خیلی سوخت
امروز .....
امروز محکوم به این شدم که زیاد خوبم. نمی دونم شایدم زیاد خوب بودن بد باشه ولی آخه...
خدایا دلم واسط لک زده تو هوام رو داری شاید به خاطر همین بود نذاشتی .....

بعضی روزا فکر می کنم نمی خوای من وبه کسی بدی می خوای فقط فقط واسه خودت باشم
خدایا دلم از این زمونه گرفتهههههه آدما بد شدن آدما دیگه خوبی رو نمی خوان .
بعضی روزا فکر می کنم نکنه من اشتباه می کنم؟ خوب منم بد بشم
راححححححححححت
با همه باشم بعد یه مدت دل یه نفر رو بشکونم برم با یه نفر دیگه
ولی وقتی یاد ظلمی که به خودم شد میوفتم
جز فریاد سکوت چیزی ندارم
و می دونم که تو به خاطر این که بهترین ها رو می خوای با من این چنین می کنی
آره می دونم که خلاف امواج دریا حرکت کردن سخته وگر نه که موج همه رو با خودش می بره
بزار بزار...بزار تا موجها دنیا آدماشو به هر سمتی بخواد ببره من پاهام رو محکم به زمین کوبیدم
داشتم می گفتم امروز دلمو جا گذاشتم بهتر بگم بریدم گذشتم دو تا قطره اشک روی این چشم حیرونم ریختم یکی مال و من یکی......
یه خط یادگاری رو دیوار نوشتم
نوشتم
عشق یعنی لایق مجنون شدن
 
آخرین ویرایش توسط یکی از مدیران:
17/8/09
55
12
0
نوشهر
دوستان عزیز لطفاً با فونت استاندارد بنویسید تا نوشته شما ویرایش نشه و منبع رو حتماً ذکر کنید.
ممنون و موفق باشید.