عجب فردایی شد امروز _ nascent

شروع موضوع توسط nascent ‏14/3/11 در انجمن متن های ادبی

تاپیک عجب فردایی شد امروز _ nascent تالار متن های ادبی در persian-music.org.

  1. nascent

    nascent عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏1/4/10
    ارسال ها:
    762
    محل سکونت:
    در همین نزدیکی
    امتیازات:
    +354 / 0 / -0
    نرم افزار:
    cubase
    سلام دوستان عزیز.
    حدود یک ماه پیش چند خطی نوشته بودم . دوست داشتم نظر شما اساتید رو هم بدونم. زیاد حالت ادبی نداره یه جور درد دله.

    11 دی :
    فردا شاید بزرگترین روز زندگی من باشه.
    فردا روزیه که دو سال انتظارش رو میکشیدم.
    فردا روزیه که مهمترین تصمیم زندگیم تا الان رو میخوام عملی کنم.
    فردا روزیه که اگر اشتباه کنم خودم رو نمیبخشم.
    فردا روزیه که .......
    هه
    چه روزیه این فردا
    فردا
    چه کلمه ای؟
    چقدر زیبا
    چقدر ترسناک
    چه امیدی به آدم میده.
    چقدر سریع با گذشتن زمان این امید به نا امیدی تبدیل میشه.
    ............................................................
    چقدر جالبه که تنها در عرض 5 دقیقه هم میشه در آینده بهترین روزهای زندگی رو داشت و هم میشه زندگی تبدیل به یک جهنم شه.
    عجب مرز باریکی.
    ..........................................................
    چی دارم میگم
    امروز وقت غمگین نوشتن نیست .
    امروز ، روز نا امیدی نیست.
    امروز ، روزی نیست که از فردا بترسم.
    ...............................................
    باید برم به جنگ فردا
    حتی اگه من دستام خالی باشه و فردا مثل این غولهای بازیهای کامپیوتری از هر جاش یک اسلحه در بیاد.
    من یه اسلحه قوی تر دارم.
    اول خدا
    و بعد حرفهای ارزشمند دوستی که برام فرقی با داداشم نداره . {username}-{filename}
    و بعد هم دعاهای شما . {username}-{filename}
    پس با قوت قلب میرم جلو و کارم رو انجام میدم بدون ترسیدن از نتیجه .
    چون هیچ چیزی ندارم که از دست بدم.
    :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

    12 دی :
    چه فردایی شد امروز ؟
    چی فکر میکردیم چی شد؟
    ......................................................
    به نظر من بدترین درد دنیا اینه که فرد ب داره میکشه :
    الف : سلام . خوبی ؟ چرا پکری ؟ چی شده ؟ مریض شدی ؟
    ب : نه . کاش اون بود
    الف : پول کم آوردی ؟
    ب : کاش اون بود
    الف : از کار اخراج شدی ؟
    ب : کاش اون بود
    الف : ........
    ب : کاش اون بود . بی خیال. {username}-{filename} تو خوبی؟
    .....................................................
    عجب فردایی شد امروز / چه قدر زیباست این تلخی
    چه قدر آرام و با احساس / ویران میکند تقدیر
    چه قدر ثانیه ها کندند / چه دیر میگذرد بر ما
    چرا فکر میکنم امروز / ندارم طاقت فردا
    ...................................................
    حتما فردا هم مثل امروزه دیگه . نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ...................................................
    خب معلومه که نه.
    چون یاد گرفتم هر چیزی که من میخوام نمیشه.
    چون یاد گرفتم همه چیزهایی که میخوام به صلاحم نیست.
    چون فهمیدم اشتباه میکردم که فکر میکردم اگر بشه زندگی بهشته و اگر نشه جهنم.
    چون یه زخم عمیق تو دلم ایجاد شد و میدونم که اگر با این زخم زیاد ور برم مجبورم بکنمش و آخرش هم خون میاد و باز هم بد تر میشه.
    پس بیخیالش .

    کاری با این زخم ندارم تا خودش خوب بشه.
    .....................................................
    چقدر قشنـــــــگ خودمو راضی کردم و گول زدم.
    ..................................................
    آره . باید یاد بگیرم که خودمو گول بزنم ، این بهتر از ور رفتن با زخمه.
     
  2. nascent

    nascent عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏1/4/10
    ارسال ها:
    762
    محل سکونت:
    در همین نزدیکی
    امتیازات:
    +354 / 0 / -0
    نرم افزار:
    cubase
    دوستان خوشحال میشم نظرتون رو بفرمایید
     
  3. inferno

    inferno مدیر تالار / مترجم تیم مدیریت مدیر تالار

    تاریخ عضویت:
    ‏5/3/10
    ارسال ها:
    677
    محل سکونت:
    گراش
    امتیازات:
    +447 / 1 / -0
    نرم افزار:
    cubase, nuendo, reason
    نمی دونم این تاپیک رو چرا ندیده بودم.
    در مورد متن ادبی خواستم نظر ندم چون کلا با متن های ادبی میونه ای ندارم و وقتی کسی با چیزی یا سبکی حال نمی کنه فایده ای نداره ازش نظر خواست (کسی هم نظرمو نخواسته حالا شلوغش کردم :دی) اما خواستم به دور از سلیقه روی متن نظر بدم.

    این نوشته می تونه در حد یک یادداشت روزمره ادامه داشته باشه و به نظرم جالب بشه. کلمات محاوره هم زیاد استفاده کردی که اطلاعی ندارم که د رمتون ادبی جایی دارند یا نه (لطفا به منم اطلاع بدید) البته به نظرم موردی نباید داشته باشه. نمی دونم.

    اما اون 2 بیت شعر رو حال کردم. خیلی زیبا و به جا سروده شده و دوسش دارم.جون میده واسه ی تیتراژکوتاهی برای سریال تلویزیونی.


    موفق باشید
     
  4. nascent

    nascent عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏1/4/10
    ارسال ها:
    762
    محل سکونت:
    در همین نزدیکی
    امتیازات:
    +354 / 0 / -0
    نرم افزار:
    cubase
    بسیار ممنونم اینفرنو جان
    خیلی لطف کردی.
    راستش من خودم هم با متن های ادبی زیاد ارتباط برقرار نمیکنم مخصوصا اینکه جمله ها کتابی باشن.
    به خاطر همین زیاد ادبی ننوشتم ولی سعی کردم دو روز سخت زندگیم رو و احساساتی که تو این دو روز داشتم رو بنویسم.
    واسه این نوشته هم تو تالار ، به غیر از این قسمت ، جای دیگه ای رو پیدا نکردم برای همین تو این تالار قرارش دادم.
    باز هم ممنون از لطفت عزیز .
     
  5. فروغ حیدری

    فروغ حیدری ترانه سرا عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏6/5/11
    ارسال ها:
    51
    محل سکونت:
    شیراز
    امتیازات:
    +82 / 0 / -0
    نرم افزار:
    سلام دوست عزیز

    من از خوندن متنتون حس خوبی گرفتم چون توستم خیلی خوب با هاش ارتباط برقرار کنم بیان خوب و یکدستی در نوشتن دارین که به نظرم برای این نوع متن مناسبه
    موفق باشید
     
  6. setare

    setare ترانه سرا عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏27/2/11
    ارسال ها:
    347
    محل سکونت:
    کرمان
    امتیازات:
    +210 / 0 / -0
    نرم افزار:
    energyxt
    کارجالبی بود.اما من فکر میکنم متن ادبی نیست برای اینکه معمولا در متن های ادبی ،واژه های ادبی و ارایه های ادبی دیده میشه.اما کار شما به نظر من یک داستان کوتاه با سبک خاص هست.که در نوع خودش جالبه
     
  7. nascent

    nascent عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏1/4/10
    ارسال ها:
    762
    محل سکونت:
    در همین نزدیکی
    امتیازات:
    +354 / 0 / -0
    نرم افزار:
    cubase
    سلام
    بسیار خوشحالم که خوشتون اومده .
    بله درسته متن ادبی نیست. ولی در تالار ، مکان مناسب تری پیدا نکردم .
    بله درسته . یک داستان بود که طی دو روز برای من اتفاق افتاد . ممنون از توجهتون .