طراوتِ باران

شروع موضوع توسط س پ ‏25/10/12 در انجمن اشعار کاربران

تاپیک طراوتِ باران تالار اشعار کاربران در persian-music.org.

  1. س پ

    س پ ترانه سرا عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏15/7/12
    ارسال ها:
    88
    امتیازات:
    +166 / 0 / -0
    ز صبحِ یقین ُو ، ز واژه گُذ شتم

    به قصدِ تماشا، زمانه بِگَشتم

    کنون که فِسُردم ، نگو که جهان را نظاره کنم

    به دامنِ گیتی ،چه قصه سرشتم

    قلم چو شکستم،چه واژه نوشتم

    به قلبِ شکسته ، نبوده کلامی ، چه چاره کنم

    طراوتِ باران، به دیده روانم

    نهفته غمم را ، دگر نتوانم

    ز جورِ زمانه ، ز ظلمت ِ دوران ، تو ای همه خوبی ! بگو چه کنم

    شکوهِ جهان را به عینه ندانم

    به این دلِ خسته، دگر چه بخوانم

    به باورِ دوران ، نگاهِ زمان ، جاودانه کنم

    چو گوشه نشینان ،به کُنجِ جهانم

    دگر ز زمینُ وزمانه نخوانم

    تُو رفته ای ، غم را، به دیده ، روانُ و، روانه کنم.
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 3
بارگذاری...