شهیارقنبری از زبان خودش

شروع موضوع توسط Mohammad_Gohari ‏13/9/09 در انجمن شاعران و اشعار معاصر

تاپیک شهیارقنبری از زبان خودش تالار شاعران و اشعار معاصر در persian-music.org.

  1. Mohammad_Gohari

    Mohammad_Gohari عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏9/9/09
    ارسال ها:
    128
    محل سکونت:
    IRAN
    امتیازات:
    +116 / 0 / -0
    نرم افزار:
    شهیار قنبری از زبان خودش

    در تهران به دنیا آمده ام. هزار سال زیسته ام اما هنوز و همچنان هفده ساله ام
    حرفه که نه، زندگی ام شعر است و واژه بازی . از پانزده سالگی.
    در میانه ی ده ی شصت میلادی به بریتانیای نه چندان کبیر میروم.
    اوج ترانه ی بیداری را شهادت می دهم.
    همه را میبینم و یاد میگیرم.سال 1965 است . نوجوانی من در موسیقی پاپ گره
    می خورد.سال 1968 سال اعتراض به جنگ ویتنام.در تظاهرات بزرگ لندن
    شرکت می کنم.همه را میبینم . همه را می خوانم . همه را می شنوم.دیگر تردید ندارم که
    شاعر خواهم شد . ترانه خواهم نوشت . به ایران برمیگردم و در نشریه های هفتگی
    می نویسم.برای رادیو تهران صبح های جمعه برنامه هایی به نام ((آوای موسیقی))
    می سازم.درتلویزیون ،گوینده و ترانه نویس برنامه ی زنگوله ها میشوم .
    جایی برای کشف استعدادها ، صداهای نو!
    در هجده سالگی با ((ستاره آی ستاره)) و ((دیگه اشکم واسه من ناز می کنه))
    به ردای ترانه می رسم
    ترانه ، شناسنامه ی من میشود
    نوزده سالگی من ، ترانه ی ((قصه ی دو ماهی)) است.سر آغاز ترانه ی نوین ایران زمین.
    و از آن پس : اگه بمونی - قصه ی بره و گرگ - حرف - نفس - هجرت - جمعه - مرد تنها -
    هفته ی خاکستری - کودکانه - آوار - نجوا ها - بوی خوب گندم - نفرین نامه - همیشه غایب - سقوط
    نیاز - چند صد ترانه!
    در بست و پنج سالگی فیلم سینمایی ((شام آخر)) را با بازی ((پرویز فنی زاده))
    مینویسم و کارگردانی می کنم . پیش از آن هم در فیلم((خانه خراب)) کار نصرت
    کریمی بازی می کنم.
    پیش از هجرت هم فیلم موزیکالی به نام ((پاییز،ایسگاه آخر)) برای تلویزیون میسازم که هرگز
    پخش نمی شود .
    در کنار سیمین بهبهانی،فریدون مشیری،یدالله رویایی و عماد خراسانی عضو شوارای ترانه های روز
    رادیو ایران می شوم.
    پیش از ترک وطن ، یک مجموعه ی شعر خوانی به نام ((یک دهان آواز سرخ)) منتشر می کنم.
    یک مجموعه شعر و ترانه هم به نام ((اگر همه شاعر بودند)) با صدای خود در تهران ضبط می کنم و
    در پاریس به بازار می فرستم.
    در این سال ها دو کتاب منتشر می کنم :
    درخت بی زمین - در یا در من
    و شش آلبوم دیگر با صدای خودم : قدغن- سفرنامه- برهنگی- صدای درخت بی زمین - در مهر آباد
    بیش از شش سال است که یک برنامه ی رادیویی به نام ((قدغن ها)) دارم.
    سفری تا بلندای زیبایی آفرینان ایران و جهان.
    بیش از همه ترانه نوشته ام ، نماش نامه های رادیویی و تلویزیونی ساخته ام.
    کاری با نام غزلنمایش به روی صحنه برده ام.
    سیزدهم آگست 1999 هم به عنوان شاعر - ترانه خوان ایرانی در جشنواره ی
    ((جاز سن خوزه)) San jose jazz Festival
    که از مهمترین جشنواره های موسیقی آمریکاست حضور می یابم و جند ترانه
    به فارسی انگلیسی و فرانسه می خوانم که تجربه ی درخشانی ست
    و پنجره ای دیگر بر منظره هایی تماشایی تر.
    و هنوز و همچنان
    شعر خوردن ، شعر نوشیدن ، شعر بوییدن ، شعر گریستن ، شعر خندیدن ، شعر خوابیدن
    و شعر نفس کشیدن ، تنها کسب و کار من است.

    شهیار قنبری
    سال 1378 - 2000
    در آرامش اقیانوس آرام
    دور از خانه
    سبز باشید سبز و آفتابی


    ---------

    شهیار قنبری از زبان مرحوم فرهاد مهرداد (خواننده) :

    بعد از ((ابوالقاسم عارف)) اولین بار شهیار قنبری ترانه ای گفت که با ترانه های قبلی تفاوت داشت
    و تفاوتش این بود که مضمون اجتماعی داشت.
    اولین باری که ترانه از شکل معمولی و زعم من مبتذلشکه اساسا چیزی نمی گفت
    خارج شد،اولین باری که ترانه مضمون اجتماعی داشت. به جرات میتوانم بگویم
    که این نوع ترانه کار شهیار قنبری بود .

    ---------


    این بود گوشه ای از زندگی بزرگمرد شعر و ترانه ی موسیقی ایران زمین
    کسی که با بوی خوب گندم در کنار مرد صدای ایران ، داریوش اقبالی تا اوین رفت
    به جرم گفتن حقیقت به جرم کشف گل ...
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 2
بارگذاری...