شعر ساحل پير

Omid-Mohebbi

تیم مدیریت
مدیر کل
29/5/09
7,851
8,280
113
45
بندرعباس
www.omidmohebbi.com
اينم يه شعر قديمي از من كه البته به دوسال قبل برميگرده و داستان يه ساحل پير و تنهاست كه از ساحل و بودن و شسته شدن شنهاش خسته شده.

ساحل پير

دريا موجاشو ميريزه روي شنهاي وجودم
شسته ميشه سينه من ميمونم با غم و دردم

زير جذر و مد دريا ميره اين ساحل تنها
رفيق شاه ماهي ميشه ميرقصه تو رقص موجها

كار كرده دست تقدير
كه بشم من ساحلي پير
اين همه ساله كه اينجام
شدم از ساحل بودن سير

روزي مرگ مياد سراغم
كه ديگه خيلي شده دير *


شوقي نيست براي مردن
باز به دريا دل سپردن

رفتن و رفتن و رفتن
قعر دريا خونه كردن

برميگرده روزي اما
بازم اون ساحل تنها **

موجا بار به پاش ميافتن
كه بگه قصه ء دريا


* : در اعتقادات ساحل نشينها اين نكته وجود داره كه ساحل و شنهاش هم مرگ دارن و دوباره زنده ميشن كه از لحاظ علمي هم اثبات شده و اون شسته شدن ساحل هر چند وقت يكبار توسط دريا و جريانات زير آبي و جابه جا شدن شنهاي ساحل با شنهاي تازه تر.. كه سرشار از مواد مغذي براي جانوراني كه كنار ساحل و از لاي شنها تغذيه ميكنن. مثل كرم ملوك

** : اينجا منظور از برگشت متولد شدن دوباره ساحل توسط امواج با شنهاي تازه هستش..


اين شعر يك شب كه كنار ساحل بودم به ذهنم خطور كرد و به روي كاغذ آوردم.
اميدوارم خوشتون بياد البته چون شعر راكد موند وقت و حوصله براي ويرايش كردنش پيش نيومد.

چون اين شعر در قالب ترانه گفته شده شما در وزنها كمي تغيير ميبينيد كه البته در ترانه ميشه بيتها رو به وزنها مختلف هم گفت.
 
آخرین ویرایش:
26/8/09
13
2
3
20
تهران
وجودم و دردم قافیه نیستند.
تنها و موجها قافیه نیست.
در مصدرها (و افعال) ترکیبی جابجا کردن کلمات مفهوم را می رساند اما صحیح نیست:
شدم از ساحل بودن سير (سیرشدن)
رفيق شاه ماهي ميشه ميرقصه تو رقص موجها (میرقصه سکته دارد)
كه بشم من ساحلي پير- در صورت صرف فعل شدن (بشم)، استفاده از من بی دلیل است،(پیشنهاد: که بشم یه ساحل پیر)
موفق باشی
فرزاد فتاحی
 

Ramtin

Banned
27/8/09
273
19
0
ویرایشش کنی حرف نداره !
چقدر خوبه که یک اهنگساز شعر بگه و یا اینکه یک شاعر دست به ساز باشه کار همه رو راحت میکنه !!
حداقل فضاسازی و چیدمان ترانه رو به نحو احسن تموم میکنه.

اقای محبی این کلمات (bold) شده رو از داخلش بردار کل ریتم رو بهم ریخته از نظر من شعر خوبیه.


دريا موجاشو ميريزه روي شنهاي وجودم
شسته ميشه سينه من ميمونم با غم و دردم

زير جذر و مد دريا
ميره اين ساحل تنها
رفيق شاه ماهي ميشه ميرقصه تو رقص موجها

كار كرده دست تقدير

كه بشم من ساحلي پير
اين همه ساله كه اينجام
شدم از ساحل بودن سير

روزي مرگ مياد سراغم

كه ديگه خيلي شده دير *


شوقي نيست براي مردن

باز به دريا دل سپردن

رفتن و رفتن و
رفتن
قعر دريا خونه كردن

برميگرده روزي اما

بازم اون ساحل تنها **

موجا بار به پاش ميافتن

كه بگه قصه ء دريا


این کلماتی که bold شده کاملا با فضای شعر همخونی دارند ولی از لحاظ ریتمیک به اصل شعر ضربه زدند .
و درآخر بنده مشتری هستم . دی: