شاعر

شروع موضوع توسط سعیده ‏23/10/13 در انجمن اشعار کاربران

تاپیک شاعر تالار اشعار کاربران در persian-music.org.

  1. سعیده

    سعیده عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏26/4/13
    ارسال ها:
    107
    شغل :
    شاعر-ترانه سرا
    محل سکونت:
    تهران
    امتیازات:
    +77 / 0 / -0
    تو شاعر میکنی هر عابری رو / زمانی که به چشمات خیره میشه
    اگه نورِ نگاهِ تو نباشه / جهان بی چاره میشه، تیره میشه

    از اقیانوسِ قلبم تا نگاهت / هزاران موجِ احساسه، همیشه
    یه روز از ساحلت دل میکنی و / دلت درگیرِ این وسوسه میشه

    بذار طوفانِ عشقم باورت رو / به آرومی در آغوشش بگیره
    میدونم آخرش درگیر میشی / یه روزی عشــــق، دنیاتو میگیره

    نباید قلبِ تو با من بجنگه / منی که دل سپردم به نگاهت
    واسه فهمیدنِ احساسِ قلبم / یه دریایِ جنونه سرِ راهت

    نذار ترسِ یه فردایِ ندیده / بگیره هرچی که امروز داریم
    بیا عاشق شو و دیوونگی کن / بیا با هم به فردا پا بذاریم


    92/6
     
    آخرین ویرایش توسط یکی از مدیران: ‏23/10/13
  2. Guitar Love

    Guitar Love عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏2/1/10
    ارسال ها:
    299
    جنسیت:
    مرد
    محل سکونت:
    جایی حوالیه خزان
    امتیازات:
    +255 / 0 / -0
    پاسخ : شاعر

    خسته نباشید کار خوبیه مخصوصا
    بیت آخر و دوست داشتم
     
  3. AminSHeykhi

    AminSHeykhi عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏27/6/13
    ارسال ها:
    242
    جنسیت:
    مرد
    محل سکونت:
    بوشهر
    امتیازات:
    +449 / 0 / -1
    پاسخ : شاعر

    سلام

    بسیار ترانه ی زیبایی بود...واقعا از خوندنش لذت بردم...

    ولی احساس میکنم (بگیره)با(میگیره) قافیه نیستن فقط با هم ردیف هستن...

    بازم ممنون از ترانه ی بسیار زیباتون

    موفق باشید.
     
    آخرین ویرایش توسط یکی از مدیران: ‏24/10/13
  4. سعیده

    سعیده عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏26/4/13
    ارسال ها:
    107
    شغل :
    شاعر-ترانه سرا
    محل سکونت:
    تهران
    امتیازات:
    +77 / 0 / -0
    پاسخ : شاعر

    سلام دوست عزیز. ممنون از حضورتون و خوشحالم که پسندیدید.

    - - - - - - - - - -

    سلام آقای شیخی. سپاس از حسن نظرتون.

    باید بگم احساستون درسته و "بگیره" و "میگیره" قافیه نمیشن. ولی باید یادآوری کنم در اون بند "آغوش گرفتن" با "میگیره (به معنی فراگرفتن)" قافیه شدن. همونطور که میدونید تعدادی از افعال هستن که با صورت مشابه میتونن چند معنی داشته باشن، به عنوان مثال "آموختن" که به معنای "یاد دادن" و "یاد گرفتن" به کار میره. و البته استفاده یک فعل در دو معنی متفاوت، اجازه قافیه شدن رو بهش میده.
     
  5. mostafa-khan

    mostafa-khan عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏15/12/12
    ارسال ها:
    55
    محل سکونت:
    تهران
    امتیازات:
    +5 / 0 / -0
    نرم افزار:
    پاسخ : شاعر

    لذت بردم..من فقط چیزایی که به نظرم اومد ممکنه اشتباه باشه میگم......
    از اقیانوسِ قلبم تا نگاهت / هزاران موجِ احساسه، همیشه -----------------> هزاران-->دوگانگی......شاید هزارتا بهتر بود یا یه چی دیگه.....


    بذار طوفانِ عشقم باورت رو / به آرومی در آغوشش بگیره ----------------> اینجا بجای "در" آغوشش "توووو" بود بهتر بود دوگانگی داره
    میدونم آخرش درگیر میشی / یه روزی عشــــق، دنیاتو میگیره ----------------> آقای شیخی گفتن بگیره و میگیره قافیه نمیتونن باشن..منم موافقم.....حتی اون تبصره ای رو هم که گفتید رو هم نمیشه آورد فرا گرفتن=فرا+گرفتن باز یه فعلِِ از مشتقاتِ گرفتن با یه پیشوند ولی باز هم معنیش با گرفتن تکمیل میشه.
     
  6. سعیده

    سعیده عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏26/4/13
    ارسال ها:
    107
    شغل :
    شاعر-ترانه سرا
    محل سکونت:
    تهران
    امتیازات:
    +77 / 0 / -0
    پاسخ : شاعر


    سلام دوست عزیز. مرسی از حضورتون.

    در خصوص دوگانگی زبان من فک میکنم نیاز به زمان و بحث ویژه ای داره، ولی اگه خیلی خلاصه بهش بپردازیم، به عقیده من اگه به متون ادبی-کتابی عدد 0 رو اختصاص بدیم و به زبان گفتاری عددی مثل 100، هر نوشته ای میتونه در درجه ویژه خودش قرار بگیره. یعنی اینکه یه متن یا شعر لزوماً در یکی از این دو سبک قرار نمیگیره. در واقع مرز مشخصی بین واژگان این دو صورت وجود نداره.
    قطعا استفاده از واژه هایی که مشخصا مربوط سبک دیگه باشه و در نوشته نگنجه، توو ذوق میزنه و جالب نیست. ولی این تا حد زیادی به انتخاب اغلب واژگان موثر در نوشته و البته نظر مخاطب داره.
    میخوام اشاره کنم که "ترانه شاعر" درجه ای مابین 0-100 رو میگیره. و با انتخاب واژه هایی مثل عابر،زمانی که، خیره، تیره، هزاران، درگیر، وسوسه، باور، آغوش، دل سپردن و... تا حد زیادی متمایل به زبان ادبیه تا محاوره.

    در رابطه با قافیه بگیره و میگیره فک میکنم مقصود حرفم به درستی منتقل نشد. چیزی که در بالا هم اشاره کردم فقط معنیه مورد نظر هست. پس ریشه هر دو "گرفتن" هست ولی با معنی های متفاوت. نه اینکه فعل دوم فراگرفتن بوده. چنین کاربردی تقریبا رایجه ولی در مورد چند فعل خاص(مثل گرفتن، شدن و ..) امکان پذیر هستش.

    ممنونم از وقت و دقتی که صرف کردین.
     
  7. MOHAMMAD ADHAMI

    MOHAMMAD ADHAMI عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏11/4/12
    ارسال ها:
    1,605
    محل سکونت:
    QOM CITY
    امتیازات:
    +328 / 0 / -0
    نرم افزار:
    adobeaudition
    پاسخ : شاعر

    انقدر ترانه زیبا و جذب کنندست که نمیتونم نظری بدم در موردش
     
  8. sdavood

    sdavood عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏18/5/13
    ارسال ها:
    87
    محل سکونت:
    تهران
    امتیازات:
    +9 / 0 / -0
    نرم افزار:
    پاسخ : شاعر

    سلام
    من تبحری تو شعرو شاعری ندارم ولی به نظرم زیبا سرودی. فقط بهتر نبود به جای( تو شاعر میکنی هر عابری رو / زمانی که به چشمات خیره میشه) اینطور(تو شاعر میکنی هر عابری رو / زمانی کو به چشمات خیره میشه) میشد؟یعنی به جای که، کو به کار میرفت؟ مخفف که او یعنی همون عابر.فکر کنم بهتر و راحت تر هم میشه خوندش
     
  9. AminSHeykhi

    AminSHeykhi عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏27/6/13
    ارسال ها:
    242
    جنسیت:
    مرد
    محل سکونت:
    بوشهر
    امتیازات:
    +449 / 0 / -1
    پاسخ : شاعر

    دوباره سلام

    در مورد دوگانگی زبان در این ترانه از نظرِ من حق با دوستِ عزیزم مصطفی است ولی باید این نکته رو یادمون نره که ترانه هایی هستند که زبان معلق دارن مثلِ این بیت(تحمل کن) از استاد ایرج جنتی عطایی:

    "منو (نسپر) به فصل رفته ي عشق"

    " به من فرصت بده گم شم دوباره"

    "نذار از رفتنت (ويرون) شه (جانم)"

    "به من فرصت بده (رنگين كمون) شم"

    وقتی با دقت به این بیت نگاه می کنیم دو کلمه ی(جانم)و(رنگین کمون)دوگانگی زبان دارند و چون در کل این ترانه از این نوع دوگانگی ها زیاد دیده میشه و مشخص نیست که زبانِ معیار یا محاوره است و به همین دلیل میگیم ترانه زبانِ معلق داره...و این ترانه هم میتونه چنین زبانی داشته باشه...

    و در مورد قافیه از نظرِ من (دنیاتو میگیره)با(آغوشش بگیره) ،فعل ها تفاوتِ معنایی ندارن و نمیتونن با هم قافیه باشند برای مثال:

    (دلگیره) با (میگیره) میتونه قافیه باشه چون (دلگیره) خودش یک کلمه کاملا مستقل میمونه و میتونه یه فعلِ کامل باشه مثلِ:
    (هوا+دلگیره)یا (خونه+دلگیره)و...
    ولی (آغوشش بگیره)من که تا حالا جایی ندیدم به طور کامل یه فعل محسوب بشه و اگه بخوایم صحیح بنویسم:
    (آغوشش+بگیره)
    (دنیات (رو) میگیره)

    واقعا از پر حرفی کردنم عذر خواهی میکنم و بازم میگم جسارتی که کردم (کاملا کاملا یک نظرِ شخصیِ )و شما میتونید با نظر من موافق نباشید.
     
  10. سعیده

    سعیده عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏26/4/13
    ارسال ها:
    107
    شغل :
    شاعر-ترانه سرا
    محل سکونت:
    تهران
    امتیازات:
    +77 / 0 / -0
    پاسخ : شاعر

    سلام آقای ادهمی.
    سپاس از اینکه مثل همیشه با نظرات دلگرم کننده تون همراهی میکنید و بسیار خوشحالم که پسندیدید.

    - - - - - - - - - -


    سلام دوست عزیز.
    سپاس از اینکه در این موضوع شرکت کردید. و خوشحالم از اینکه ترانه بنده رو زیبا توصیف کردین.

    در واقع ترانه تلاش میکنه هرچه بیشتر نسبت به شعر به زبان بیان نزدیک باشه. پیشنهاد شما میتونه از نظر دستوری و معنایی صحیح باشه ولی به این دلیل که "کو" در زبان معیار امروزی جایگاه خودش رو از دست داده و بیشتر در متون قدیمی تر دیده میشه، در ترانه هایی که به صورت چهارپاره محاوره سروده میشن، نمیگنجه.

    - - - - - - - - - -

    - - - - - - - - - -

    سلام به همه دوستان.

    به خاطر شبهه ای که در مورد قافیه بند سوم مطرح شده و با توجه به اینکه این تردید تنها برای یک نفر نبود، توضیح زیر رو مطرح میکنم.
    فکر میکنم این مشکل با پاسخ به 2 سوال که "آیا یک فعل میتونه چند معنی داشته باشه؟" و اینکه "کلمات مشابه با معنی متفاوت قافیه محسوب میشن یا ردیف؟" برطرف میشه. بنابراین در ادامه به ترتیب به این دو سوال جواب داده شده:

    1)
    از مصدر گرفتن
    نهاد / فعل / معنی
    لوله / گرفت / مسدود شدن
    خورشید / گرفت / تاریک شدن
    برف / گرفت / باریدن
    دلش / گرفت / ناراحت شدن
    عضله اش / گرفت / منقبض شدن

    در مثال های فوق دیدیم که نهاد جدید بر معنای فعل اثر گذاشت و فعل معنای دیگری به خود گرفت.

    دکتر وحیدیان کامیار، نویسنده کتاب زبان فارسی، معتقدند همین که معنای فعل تغییر کند فعل دیگری به شمار می آید و نباید آن را همان فعل پیشین دانست. ایشان فعل "گرفت" را در معنای مختلف به عنوان نمونه آورده است. (دستور زبان فارسی، ص 50.)

    2)
    اگردر بيتي دو واژه از نظر لفظ و شكل ظاهري همانند باشند ولي در معني متفاوت باشند، قافيه اند نه رديف. مثلا در ابيات زير واژه هاي "روان" و "شام" در مصراع اول و دوم قافيه هستند نه رديف زيرا به دو معني استعمال شده اند.

    خرامان بشد سوي آب روان / چنان چون شده باز جويد روان (فردوسی)
    گدا را چو حاصل شود نان شام / چنان خوش بخسبد كه سلطان شام (بوستان سعدي)

    ضمن اینکه من این مورد رو شهریور ماه که این ترانه رو نوشتم با خانم لاری پور که برای بنده حکم استاد رو دارن و مسلما یکی از ترانه سراهای برتر ما هستن مطرح کردم و از نظر ایشون هم این مورد قابل قبول بود.


    با احترام به نظر همه دوستان و با توجه به اینکه پرداختن به این موضوعات جاش در تاپیک شعر بنده نبود، بلکه بهتر بود به عنوان یک سوال در تاپیکی جداگانه مطرح میشد، امیدوارم بعد از این ایرادهایی که مطرح میشه با تکیه بر اطلاعات و آگاهی باشه نه فقط اصرار بر نظر شخصی.
     
  11. sparrow

    sparrow مدیر تالار شعر و ترانه تیم مدیریت مدیر تالار

    تاریخ عضویت:
    ‏12/8/09
    ارسال ها:
    396
    محل سکونت:
    شیراز
    امتیازات:
    +1,705 / 0 / -2
    پاسخ : شاعر

    سعیده جان، نقد یک شعر، شامل این موارد نیز میشود. پس ایرادی مبنی بر بی ربط بودن پست ها با موضوع اصلی وجود ندارد.
    و در مورد قافیه، نظر شخصی بنده اینست که ترانه تا زمانی که خوش آهنگ و شنیدنی باشد؛ ترانۀ خوبیست که این ویژگی ها در آثار شما وجود دارند.
    اما در مورد موضوع بحث، نخست باید عرض کنم مثالی که از حضرت فردوسی آوردید مصداق مناسبی نیست چون روان نخست؛ صفتی است حاصل (بن مضارع + ان) و روان دوم، اسم.
    و در نمونۀ دوم؛ شام؛ یکی اسم است و دیگری اسم مکان.
    گمان نمیکنم این مثال ها؛ در اینجا صدق کنند.

    در مورد ترانۀ سرکار اگر ملاحظه بفرمایید برای تغییر معنی فعل گرفتن؛ یا پیشوندی لازم است یا واژه ای.
    برای مثال: درگرفت و برگرفت قافیه هستند.
    یا واژه ای پیش از فعل نیازست که معنای فعل را متمایز کند: آنچنان که ذکر فرمودید (برف گرفت) که معنای باریدن داشته باشد. یا معنای گرفتن را به فهمیدن تغییر دهد (نکته را گرفت) و...
    در این ترانه؛ (گرفت) فعلیست بدون اختلاف معنی؛ که ردیف واقع میشود.

    حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت / آری به اتفاق جهان میتوان گرفت (حافظ)

    تنها یک (اما)ی دیگر باقی می ماند. اینکه این اثر ترانه است. و ترانه محدودیت های شعر کلاسیک را ندارد. در نهایت استفاده از آنچه که گوش بپسندد و زیبا بداند جایز است. میشود کمتر مته به خشخاش گذاشت. پیروز باشید.
     
  12. AminSHeykhi

    AminSHeykhi عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏27/6/13
    ارسال ها:
    242
    جنسیت:
    مرد
    محل سکونت:
    بوشهر
    امتیازات:
    +449 / 0 / -1
    پاسخ : شاعر

    سلام
    بنده فک میکردم این سایت فقط جای نقد و مباحثه کردنو یاد گیری...ولی اینجور که پیداس از نقدی که کردم ناراحت شدین...و از شما همین جا دوباره عذر خواهی میکنم و مطمئنن نقدی بر این ترانه و ترانه های دیگر شما نخواهم کرد...و همینطور که من به شما این حق رو دادم که با نظرم موافق نباشید شما هم باید به من این حق رو بدید با نظرتون موافق نباشم...

    موفق باشید
     
  13. mostafa-khan

    mostafa-khan عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏15/12/12
    ارسال ها:
    55
    محل سکونت:
    تهران
    امتیازات:
    +5 / 0 / -0
    نرم افزار:
    پاسخ : شاعر

    این بحث و جدلا به نظرم فضای خوبی داره......باعث فعال شدن انجمن میشه+فعال تر شدن فکری اعضا(که خودمم جزو اعضام)
    بحث هم تا اینجا خوب بوده دوستان کم لطفی نکنید هم شاعر خوب برخورد کرده هم کسایی که نظر دادن......به حاشیه نکشونید مطلبو.

    اگردر بيتي دو واژه از نظر لفظ و شكل ظاهري همانند باشند ولي در معني متفاوت باشند، قافيه اند نه رديف. مثلا در ابيات زير واژه هاي "روان" و "شام" در مصراع اول و دوم قافيه هستند نه رديف زيرا به دو معني استعمال شده اند.

    خرامان بشد سوي آب روان / چنان چون شده باز جويد روان (فردوسی)
    گدا را چو حاصل شود نان شام / چنان خوش بخسبد كه سلطان شام (بوستان سعدي)
    ...........>کاملا درسته..تو استفاده از جناس تام واسه قافیه بحثی نیست.......اما جناس برای 2تا اسم که شکلِ ظاهریشون یکیه اما معنیشون متفاوت صحیحه........
    یه فعل از یه "مصدر" تشکیل شده با احیانا "وند" + متعلقاتی که زمان فعل رو مشخص میکنه........پس بالا بریم پایین بیایم "مصدر" یا "ریشه" ی فعل ثابته پس معنیِ کلِ فعل هرجوریم که بشه به ریشش برمیگرده و گیر کار اینجاست.......... هرکی از دوستان اگه حضور ذهن داره لطفا یه مثال نقض بیاره که به بیت دوستِ عزیزمون شبیه باشه و فعل جناس تام باشه......
    ِمدیر محترم هم مثالِ کاملا کاربردیو قشنگی آوردن.........شما فعل رو اگه با پیشوندای متفاوت متناظر کردید درسته.........اما تازه اونم باز قافیه نیس ردیف محسوب میشه....
    در مورد خانوم لاری پور یا هر شاعر نامدارِ یا غیرنامدار دیگه ای سلیقه ایه........زیباییِ یه اثر به این گیرایِ قافیه ای نیست......کاملا حسیه.....فقط کلاس کار و چارچوبِ ترانه َس که بحث شده اینجا.....ممکنه یکی پاییندش باشه یکی نه.......تو کلیتش تاثیر نمیذاره.....
     
  14. سعیده

    سعیده عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏26/4/13
    ارسال ها:
    107
    شغل :
    شاعر-ترانه سرا
    محل سکونت:
    تهران
    امتیازات:
    +77 / 0 / -0
    پاسخ : شاعر

    1) از تمامی دوستانی که در چنین مباحثی شرکت میکنن سپاسگزارم. مسلما با طرح پرسش هست که امکان افزایش آگاهی به وجود میاد و همگی پیشرفت میکنیم. من فکر میکنم در مواقع این چنینی خیلی خوب باشه اگر که هر کدوم از دوستانی که امکانش رو دارن، نظر افراد مطلع تر رو جویا بشن و با بقیه به اشتراک بذارن تا همگی بیشتر یاد بگیریم. و از ادامه بحث های بی نتیجه جلوگیری بشه. مسلما برای رسیدن به نتایج جدیدتر به اطلاعات جدیدتر نیاز هست.

    2) من فکر میکنم سوالی که در قالب این ترانه مطرح شد بسیار فراگیرتر از این مورد به خصوص هست و مبحث قافیه و افعالی که نقش قافیه میگیرن همواره برای همه نقاط ابهامی داشته. برای همین معتقدم بهتره با موضوع جداگانه ای بهش پرداخته بشه. ولی اگه مدیریت صلاح میدونه و دوستان مایل هستن که همینجا بهش پرداخته بشه، مشکلی نیست.

    3) در ارتباط با صحبت های مدیر محترم تالار، گویا منطق بنده برای شما قانع کننده نبود. بنابراین مشتاق شدم بنده زاویه دیدم رو تغییر بدم. هرچند در بخشی از مطلبم که به نقل از دکتر وحیدیان بود برای تغییر معنا اشاره به پیشوند نشده بود ولی شما تاکید کردین که برای تغییر معنا پیشوند یا واژه لازم هست. با پذیرش نظر شما، طبق منطق حاکم بر صحبت هاتون، ضمن یادآوری اینکه "همه دنیاتو میگیره" اشاره به فراگرفتن هست، سوالی که برای من به وجود اومد اینه که اگر بخواییم فعل "فراگرفتن" رو به صورت محاوره به کار ببریم، صورتی غیر از "گرفتن" میگیره؟
    به عبارتی اگه خارج از وزن بررسی کنیم، بیان "همه دنیاتو فرامیگیره" در محاوره، چقدر برای شنونده مقبول و به گوش آشناست؟
    یا به نوعی، تغییر معنایی که ناشی از پیشوند محذوف باشه، میتونه فعل رو به فعل جدید تبدیل کنه؟ (همونطور که در محاوره طبق مثال شما، میگیم: "گرفتم." به جای اینکه بگیم: "نکته را گرفتم." ولی "نکته را" با وجود محذوف بودن تغییر معنا ایجاد میکنه.)


    4) آقای شیخی عزیز، دقت نظر و نکته بینی شما تحسین برانگیزه. ولی از اصراری که گاهی برای القای نظرتون و ادامه بحث دارین متعجبم. من ترانه مو برای آگاه شدن از نظرات سایرین اینجا قرار دادم. پس از شنیدن دیدگاه دیگران ناراحت نمیشم. در اینجا هیچکس در جایگاه منتقد قرار نداره و مطمئنا شما هم خودتون رو یه منتقد نمیدونید. بلکه همه نظرمون رو که یا دیدگاه شخصیه و یا برگرفته از منبعی بیان میکنیم. که به قول شما سایرین میتونن باهاش موافق باشن یا مخالف. هدف نهایی رشد همه ست.
    به هر صورت سپاس از شرکتتون. و البته تصمیم اینکه در هر تاپیکی نظر بدین یا خیر با خود شماست.
     
  15. sparrow

    sparrow مدیر تالار شعر و ترانه تیم مدیریت مدیر تالار

    تاریخ عضویت:
    ‏12/8/09
    ارسال ها:
    396
    محل سکونت:
    شیراز
    امتیازات:
    +1,705 / 0 / -2
    پاسخ : شاعر

    سرکار خانم؛ بنده با علاقه این بحث را پیگیری میکردم. میخواستم بدانم ادامۀ موضوع، به کجا میرسد. بسیار مشتاقم که موضوعات؛ بدون دخالت مدیریت به نتیجه برسند. در این یک مورد خاص صحبت اندکی به درازا کشید.
    این تاپیک، بحث جالبی از کار در آمد که آموزنده و تا حدودی بدون حاشیه بود. تنها توقع مدیریت اینست که اندکی همدلی و مدارا در میان اعضا وجود داشته باشد.

    بحثی که به صورت کلی در مورد قافیه مطرح شود؛ بدون شک موارد عام را شامل خواهد شد. تاپیک های اینچنین در این تالار کم نیستند. به عمر ما قد نخواهد داد که بخواهیم تمام واژه های زبان را تک تک بررسی کنیم که آیا میتوانند در نقش قافیه باشند یا خیر.
    و اما موضوع اصلی: فراگرفتن به معنای یادگیری فعل دیگریست. اما فرا گرفتن در معنای دور چیزی را گرفتن معنای واژه را تغییر نمیدهد. مانند اینست که بگویید گرفتن چیزی با دست؛ با گرفتن آن با پا فرق میکند. بله فرق میکند اما فعلی که واقع شده متفاوت نیست.
    نکته اینجاست که ما از تفاوت معنا حرف میزنیم. اینکه عرض کردم برای ایجاد تفاوت به واژه یا پیشوندی نیاز دارید، در مورد این نمونۀ خاص است. برخی لغات و افعال؛ بدون هیچ تغییر گویشی یا نگارشی، دارای دو مفهومند. اما اینها به بحث ما ارتباطی ندارند.
    پیشوندهای فعلی؛ گاهی تنها به عنوان تاکید کاربرد دارند. برای نمونه: گفتن و برگفتن.

    از این بحث که بگذریم؛ میرسیم به موضوع نقد. داشتن تفکر انتقادی چیز بدی نیست. ادعای همه چیز دان بودن است که نمیتوان پذیرفت؛ چه در اینجا و چه در زندگی روزمره. بنده به شخصه بارها عرض کرده ام که همه در حال آموختن هستیم. بحث میکنیم؛ می آموزیم و گاهی هم به نتیجه نمیرسیم. آنچه که اهمیت دارد؛ استفاده کردن از حضور دیگران است و ایجاد ارتباط دوستانه؛ که حاصل نمیشود مگر با صبر و برخورد صحیح.
     
  16. hojatpour

    hojatpour عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏29/10/11
    ارسال ها:
    25
    محل سکونت:
    بندرعباس
    امتیازات:
    +20 / 0 / -0
    نرم افزار:
    پاسخ : شاعر

    با سلام
    ترانه ی زیبایی بود
    مخصوصآ اینکه در بیت آخر یه ایده ارائه شده که بر ترس باید غلبه کرد و امیدوارانه به فردا قدم گذاشت.
    موفق باشید.
     
  17. سعیده

    سعیده عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏26/4/13
    ارسال ها:
    107
    شغل :
    شاعر-ترانه سرا
    محل سکونت:
    تهران
    امتیازات:
    +77 / 0 / -0
    پاسخ : شاعر

    سلام و سپاس از توضیحتون مدیر محترم تالار.

    - - - - - - - - - -


    سلام دوست عزیز. ممنونم از شما و از اشاره خوبتون سپاسگزارم.

    موفق باشید.
     
  18. شادی غفاری

    شادی غفاری عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏29/10/13
    ارسال ها:
    116
    جنسیت:
    زن
    محل سکونت:
    کرج
    امتیازات:
    +177 / 0 / -0
    پاسخ : شاعر

    درود

    خیلی زیبا بود بهتون تبریک می گم
     
بارگذاری...