سلام می کند

شروع موضوع توسط inferno ‏29/5/12 در انجمن اشعار کاربران

تاپیک سلام می کند تالار اشعار کاربران در persian-music.org.

  1. inferno

    inferno مدیر تالار / مترجم تیم مدیریت مدیر تالار

    تاریخ عضویت:
    ‏5/3/10
    ارسال ها:
    677
    محل سکونت:
    گراش
    امتیازات:
    +447 / 1 / -0
    نرم افزار:
    cubase, nuendo, reason
    این شعر رو برای پیرمرد نابینای مستمند همیشگی سر خیابونمون نوشتم.
    اشکال وزنی داره ولی به سنگینی وزن خودتون ببخشید


    دستش به من نمی رسد اما سلام می کند
    هر روز را به عشق من اما سلام می کند


    از درد کمر که امانش را بریده است
    چیزی نمی گوید اما سلام می کند


    مزدش فقط یک اسکناس دویسی است
    چیزی ندهی هم حتی سلام می کند


    دار و ندارش از این دنیا یه کاغذ است
    رویش نوشته " خدا سلام می کند"


    تاجر اگر رد شود او را ندیده است
    اما هنوز او را ندیده سلام می کند


    کودک اگر رد شود به لبخندی
    جلب توجه کرده سلام می کند


    ماشین اگر بوق می زند به رهگذر است
    صدای بوق نشِنیده سلام می کند


    چشمانش اگر چه سالها کور است
    از راه دور تو را دیده سلام می کند


    من مانده ام که خدا چه می کند با او؟
    وقتی فرشته به او سلام می کند


    بینم که اگر رئیس گوگلی بشود
    صبح به صبح به همه سلام می کند


    یا که در صفحه ی اول فیس بوکش
    پست می دهد که سلام می کند-


    به آن همه شب زنده داری که تا خود صبح
    لایک به او نداده ولی سلام می کند


    در آرزوی روزی نشسته ام که قبل او
    سلام کنم اما نه، او سلام می کند-


    قبل از کسی که به او نرسیده هنوز
    بوی پیراهنش شنیده و سلام می کند


    کاش روزی به او رسد مدیر یک بانکی
    گویدش که شماره حسابت سلام می کند


    پیرمرد خیابان سیزده اما
    حساب را بسته و سلام می کند


    خداحافظ اگر چه لفظ محترمی است
    وقت خداحافظی هم حتی سلام می کند
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 4
بارگذاری...