زندگی نامه اردلان سرفراز

شروع موضوع توسط Mohammad_Gohari ‏12/9/09 در انجمن شاعران و اشعار معاصر

تاپیک زندگی نامه اردلان سرفراز تالار شاعران و اشعار معاصر در persian-music.org.

  1. Mohammad_Gohari

    Mohammad_Gohari عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏9/9/09
    ارسال ها:
    128
    محل سکونت:
    IRAN
    امتیازات:
    +116 / 0 / -0
    نرم افزار:
    طلوع یک ستاره ...
    اردلان در مرداد ماه 1329 ، در شهر داراب متولد شد.شهری در جنوب استان فارس
    وقتی او آمد حضورش همه ی دلخوشی پدرش شد.پدری که در مرز 20 سالگی
    ایستاده بود و تجسم همه ی آرزو های دور و درازش را در اردلان جستجو می کرد
    و بدین ساد بود که بر خلاف عرف و عادت آن زمان ، در تمام لحظه ها ، اردلان
    هم نفس پدر بود.
    دوره ی ابتدایی را در مدرسه ی شهرآزاد زادگاهش گذراند و پس از آن به دبیرستان
    امیرکبیر همان شهر رفت ، وقتی سیکل اول را تمام کرد ، به شیراز آمد و در دبیرستان
    سلطانی اسم نوشت . اردلان بعد از گرفتن دیپلم متوسطه ، در رشته ی روان شناسی
    و علوم تربیتی مدرسه ی عالی پارس پذیرفته شد و به تهران آمد و در همین دانشکده
    فارغ التحصیل شد .
    در تهران به اتفاق پسر خاله هایش خشایار و اسفندیار سرفراز و براداران مجاب ، آپارتمانی در خیابان
    پارک - که آن زمان تلویزیون خوانده می شد - اجاره کرد.
    زندگی در تهران برای او طاقت فرسا می نمود ، به ویژه آن که به دلیل بیماری پدر ، شیرازه ی زنگی او
    ،سه برادر ، یک خوار و مادرش از هم گسسته بود.
    در آن زمان توسط پسر عموی مادرش ، برای کار در رادیو ایران ، به ابراهیم صهبا معرفی می شود
    وبدین سان کار ترانه سرایی را آغاز می کند.
    خود اردلان تحول دنیای شاعرانه اش را مدیون عبد الرحیم معزی می داند.
    ... اردلان در رادیو به برنامه ی جوان می پیوندد که هنرمندان فراوانی را به
    عالم موسیقی معرفی می کند .
    در همان روزهای آغازین حضور در برنامه ی رادیو ، با دو شعر
    ((قصه ی شهر سکوت)) که برای آن فریدون شهبازیان موسیقی می نویسد و
    ((اگه یک شب تو برگردی دوباره)) که توسط دکتر محمد سریر آهنگسازی و به وسیله ی
    محمد نوری خوانده می شود ، تولد یک ترانه سرا با آینده ای روشن
    نوید داده می شود ...

    دوستان به دلیل طولانی بودن مطلب مجبور هستم که کمی خلاصه کنم
    به همین دلیل قسمتی از صحبت ها رو حذف میکنم...

    اردلان هنگامی که در خدمت سربازی به سر می برد پدر خود را از دست می دهد و اردلان
    تنها 24 ساعت دیر می رسد ، زمانی که پدر به خاک سپرده شده است
    و حسرت آخرین وداع بغضی می شود که هنوز راه گلوی او را بسته
    او شعار ((جاده)) ، ((دستای تو)) ، ((چشم من)) ، ((دو پنجره)) ، ((اون منم))
    ((من و گنجشکای خونه)) ، ((دو راهی)) ، ((کویر)) ،... قصه ی رنج و اندوه بزرگش
    را برای مردم روایت می کند.
    از کارهای برجسته او میتوتن به مرداب اشاره کرد

    اردلان سرفراز در سال 1354 در حالی که هنوز به عشق دوران کودکی اش
    می اندیشید ازدواج می کند ، و شعر ((عسل)) را برای او می سراید.
    زندگی ((شاعر)) ((سوداگر)) یک زندگی دوزخی است
    (آنها در سال 1359 از هم جدا می شوند)
    اردلان در سال 1362 از ایران خداحافظی می کند

    افشین سرفراز
    بهار 1382
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 2
بارگذاری...
برخی موضوعات مشابه - زندگی نامه اردلان
  1. khatereh
    پاسخ ها:
    1
    نمایش ها:
    2,288
  2. khatereh
    پاسخ ها:
    4
    نمایش ها:
    1,417
  3. khatereh
    پاسخ ها:
    7
    نمایش ها:
    8,129
  4. neda
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    2,599
  5. neda
    پاسخ ها:
    1
    نمایش ها:
    17,224

عبارات جستجو شده:

  1. زندگی نامه اردلان سرفراز