زرد

شروع موضوع توسط mostafa-khan ‏20/11/13 در انجمن اشعار کاربران

تاپیک زرد تالار اشعار کاربران در persian-music.org.

  1. mostafa-khan

    mostafa-khan عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏15/12/12
    ارسال ها:
    55
    محل سکونت:
    تهران
    امتیازات:
    +5 / 0 / -0
    نرم افزار:
    ازین رفتنایِ بدونِ هدف / ازین اومدن ها کلافم همش
    ازین که بدونِ تورو دیدنت / خیالت رو تا صبح ببافم همش

    قدیمی ترین اتفاقم تویی / هنوزم جدیدی و بکری برام
    بجای عذابم تو این لحظه ها / بکن عاشقونه یه فکری برام

    یه برگی که می افته از رو درخت / درخ(ت) سبز میمونه برگ میشه زرد
    من اون برگِ زردم تو سبزی هنوز / نمیشه تورو عاشق زرد کرد

    یه وقتی منم رنگِ تو بودم و / خیالت منو با تو همرنگ کرد
    گره خورده بودیم محکم نبود! / دل شیشه ی من تورو سنگ کرد

    لا به لایِ......صفحه های خاطراتم..........انقده اسمِ تورو تکرار کردم
    که بجایِ......خاطره های قدیمی.........یه کتابخونه تورو انبار کردم
     
  2. AminSHeykhi

    AminSHeykhi عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏27/6/13
    ارسال ها:
    242
    جنسیت:
    مرد
    محل سکونت:
    بوشهر
    امتیازات:
    +449 / 0 / -1
    پاسخ : زرد

    سلام
    قبل از هر چیزی بگم که خیلی خوشحالم که بخش شعر و ترانه اینقد فعال شده...و این موجب پیشرفتِ همه ی ما میشه مگه نه؟؟

    خب بی مقدمه میرم سمتِ نقد:


    _یه نکته میگم که فک کنم بهم بگی گیرِ سه پیچ میدی ولی میگم: "رفتنای" و "اومدن ها" جمع بستن هاشون اشتباهه چون از یکدستیِ کار کم میکنه...رفتن+"ا" و اومدن+"ها"



    _(ازین که بدونِ تورو دیدنت) تو این مصرع وقتی "تورو"آوردی نباید "دیدنت" میگفتی باید میگفتی(تورو دیدن) دلیلش هم تو یک مصرع دوتا ضمیر اومده هم"تو" و هم دیدَن(ت)...



    _( خیالت رو تا "صبح" ببافم همش)..."صبح" یک سیلابِ سه واجیِ که نباید اونجا قرار میگرفت،یه کم سکته ایجاد میکنه اگه بنوشتی تا "صب(ح)" بهتر بود و این رو متذکر بشم که تو ترانه میتونی همون صبح هم بنویسی مخصوصا تو وزنِ فعولن فعولن فعولن فع...که خیلی از ترانه سرا های بزرگ هم انجام دادن مثال:
    (برام) هیچ حسی شبیهِ تو نیست..."روزبه بمانی" ........ب+رام....





    _( "بکن" عاشقونه یه فکری برام) ببین جابجایی ارکان تو ترانه ها زیاد پیدا میشه مشکلی هم نیست ولی اگه خیلی تو ذوق بزنه باید ویرایش بشه که اینجا تقریبا تو ذوق میزنه اصلن وقتی فعلِ اصلی بیاد اولِ جمله خیلی خوب نیست...




    _(یه وقتی منم رنگِ تو بودم و)وقتی میگی یه زمانی همرنگِ تو بودم یعنی آلان همرنگش نیستی و اینجا که گفتی(خیالت منو با تو همرنگ کرد) با هم تناقض داره...



    _(گره خورده بودیم محکم نبود! / دل شیشه ی من تورو سنگ کرد)ارتباطِ افقی تو این بیت ضعیفه...



    _(یه کتابخونه تورو انبار کردم)زیاد با هاش ارتباط بر قرار نکردم...



    در کل کارت خوب بود چون پراکندگی مضوعی نداشت و تا آخر از نبودِ معشوق نوشتی...
    پرترانه باشی.امین
     
    آخرین ویرایش توسط یکی از مدیران: ‏20/11/13
  3. mostafa-khan

    mostafa-khan عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏15/12/12
    ارسال ها:
    55
    محل سکونت:
    تهران
    امتیازات:
    +5 / 0 / -0
    نرم افزار:
    پاسخ : زرد

    سلام...ممنون کلی استفاده بردم از نقد...

    قبل از هر چیزی بگم که خیلی خوشحالم که بخش شعر و ترانه اینقد فعال شده...و این موجب پیشرفتِ همه ی ما میشه مگه نه؟؟------>بله!!




    _یه نکته میگم که فک کنم بهم بگی گیرِ سه پیچ میدی ولی میگم: "رفتنای" و "اومدن ها" جمع بستن هاشون اشتباهه چون از یکدستیِ کار کم میکنه...رفتن+"ا" و اومدن+"ها"

    ---->درسته از لحاظِ دستوری و چهار چوبی کاملا صحیحه....

    _(ازین که بدونِ تورو دیدنت) تو این مصرع وقتی "تورو"آوردی نباید "دیدنت" میگفتی باید میگفتی(تورو دیدن) دلیلش هم تو یک مصرع دوتا ضمیر اومده هم"تو" و هم دیدَن(ت)...
    ----------------->درسته که حشوِه اما خب اگه ضمیر متصل نیاریم تو این مصرع وزنش بهم میخوره........یا باید کلِ مصرع عوض شه یا یه تسامحی قائل بشیم.

    _( خیالت رو تا "صبح" ببافم همش)..."صبح" یک سیلابِ سه واجیِ که نباید اونجا قرار میگرفت،یه کم سکته ایجاد میکنه اگه بنوشتی تا "صب(ح)" بهتر بود و این رو متذکر بشم که تو ترانه میتونی همون صبح هم بنویسی مخصوصا تو وزنِ فعولن فعولن فعولن فع...که خیلی از ترانه سرا های بزرگ هم انجام دادن مثال:
    (برام) هیچ حسی شبیهِ تو نیست..."روزبه بمانی" ........ب+رام....

    --->موافقم و درسته.مثه "درخت" که توی بیتای پایین نوشتم"درخ" خواستم تغییرش بدم.اما اگه"صبح" کامل و کشیده خونده بشه اینجا شدت و حسش بهتر منتقل میشه.




    _( "بکن" عاشقونه یه فکری برام) ببین جابجایی ارکان تو ترانه ها زیاد پیدا میشه مشکلی هم نیست ولی اگه خیلی تو ذوق بزنه باید ویرایش بشه که اینجا تقریبا تو ذوق میزنه اصلن وقتی فعلِ اصلی بیاد اولِ جمله خیلی خوب نیست...
    --------->امین جان اینجارو من موافق نیستم بات.....همونطور که گفتی جابجایی ارکان چه تو نثر معاصر چه کهن و چه الان آزاده....اینجادیدم "بکر" ردیفِ بکریه و خواستم بمونه....اما قابل احترامه نظرت......




    _(یه وقتی منم رنگِ تو بودم و)وقتی میگی یه زمانی همرنگِ تو بودم یعنی آلان همرنگش نیستی و اینجا که گفتی(خیالت منو با تو همرنگ کرد) با هم تناقض داره...

    ---->شاید تند خوندی این قسمتو.....داستان اینه که: من برگِ سبزی بودم که به شاخه های درخت(معشوق) وصل بودم بعد افتادم--->زرد شدم........اینجا کرد زمانش ماضی ه
    اون موقع که من سبز بودم فکرو خیال تو منو سبز کرده بود....الان که افتادم زردم دیگه همرنگِ تو که سبزی نیستم.



    _(گره خورده بودیم محکم نبود! / دل شیشه ی من تورو سنگ کرد)ارتباطِ افقی تو این بیت ضعیفه...

    ---->درسته.....نکته خوبی رو گوشزد کردی ایشاا... که تو کارای بعدی بش توجه می کنم.



    نهایتا ممنون.
     
  4. TAHA.GH

    TAHA.GH عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏5/12/13
    ارسال ها:
    18
    محل سکونت:
    تهران
    امتیازات:
    +3 / 0 / -0
    نرم افزار:
    پاسخ : زرد

    خیلی با احساس بود
     
  5. mostafa-khan

    mostafa-khan عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏15/12/12
    ارسال ها:
    55
    محل سکونت:
    تهران
    امتیازات:
    +5 / 0 / -0
    نرم افزار:
    پاسخ : زرد

    ممنونم دوستِ گرامی