آخرین ارسال‌ها

راهنمایی برای یادگیری پیانو

وضعیت
موضوع بسته شده است. (فقط مدیران امکان ارسال پست جدید در ادامه تاپیک را دارند)

Mahdi_31

عضو سایت
27/11/19
35
دوستان من حقیقتش با هدف تنظیم و آهنگسازی، پیانو P-45 گرفتم. قیمتش هم انصافاً کمر شکن بود. از هر کی پرسیدم گفته لااقل باید یک ساز رو خوب بلد باشی. منم پیانو رو انتخاب کردم. قبلاً هیچ سازی نداشتم و این اولین تجربۀ من در نوازندگیه. می خوام به صورت خودآموز یاد بگیرم. فرصت شرکت در کلاس رو ندارم. چند تا سوال دارم لطفاً جواب بدید.

1- من از کتاب
برای مشاهده لینک‌ها لطفا ورود یا ثبت نام کنید
تمرین می‌کنم (البته PDFاش). اون قسمت هایی که با دو دست باید بزنم مشکل دارم. دست‌هام هماهنگ نیست. یکمی ناامید شدم. تا چند ماه طول میکشه این حالت از بین بره. آیا این مشکل رو همه دارن؟

2- من نمی‌تونم باور کنم که نت یک آهنگ جدید رو بزاری جلوی یک پیانیست حرفه‌ای، بدون اینکه از قبل تمرین کرده باشه همینجوری شروع کنه به نواختن. خوندن نت‌ها برای دو خط حامل راست و چپ با کدینگ متفاوت، علائم داینامیک صدا، فواصل و هماهنگی دست‌ها. چطور ممکنه همۀ این‌ها رو حواست باشه. نظر خودم اینه که اون کسی که گیم آف ترون رو زده صد بار زده و خراب کرده تا آهنگ رو ساخته. و دست آخر نتش رو نوشته. کسی هم که بخواد گیم آف ترون رو از روی نت بزنه باید چند بار قبلش تمرین کنه. نت آهنگ فقط برای ثبت آهنگه. من الان تو روز ششم تمرین هستم و یک ساعت طول کشید تا این قطعه رو بزنم. این طبیعیه؟ خصوصاً اون میزانِ یکی مونده به آخر که منو کشت.

photo5974413480444408989.jpg

پیشنهادتون برای پیشرفت بیشتر چیه. فقط لطف کنید استاد رو پیشنهاد نکنید چون می‌دونم نمی‌رسم.
 

Yo3fM

هنرمند
کاربر با تجربه
24/2/16
714
تهران
دوستان من حقیقتش با هدف تنظیم و آهنگسازی، پیانو P-45 گرفتم. قیمتش هم انصافاً کمر شکن بود. از هر کی پرسیدم گفته لااقل باید یک ساز رو خوب بلد باشی. منم پیانو رو انتخاب کردم. قبلاً هیچ سازی نداشتم و این اولین تجربۀ من در نوازندگیه. می خوام به صورت خودآموز یاد بگیرم. فرصت شرکت در کلاس رو ندارم. چند تا سوال دارم لطفاً جواب بدید.
سلام. کار خوبی انجام دادید در مورد شروع موسیقی و انتخاب ساز.
ولی قاعدتا خودآموز رو کسی توصیه نمیکنه. اما در شرایط اضطراری که چاره ای نیست باید باهاش ساخت و تاوان کُند پیش رفتن و یا حتی متوقف شدن (و یا حتی اشتباه تمرین کردن و آسیب زدن به نوازندگی) رو هم پذیرفت.
1- من از کتاب
برای مشاهده لینک‌ها لطفا ورود یا ثبت نام کنید
تمرین می‌کنم (البته PDFاش). اون قسمت هایی که با دو دست باید بزنم مشکل دارم. دست‌هام هماهنگ نیست. یکمی ناامید شدم. تا چند ماه طول میکشه این حالت از بین بره. آیا این مشکل رو همه دارن؟
یکی از وظایف مربی اینه که تشخیص بده چه تمرینی برای هنرجو مناسبه و لازم.
من نمیدونم شما چجوری پیش رفتی، آیا آگاهی دقیقی از مبحث ریتم، میزان، شمارش، کاربرد مترونوم، نت خوانی در حد قابل قبول، و ... رو داری؟ به هرحال، همینطوری نیست که یه تمرینی رو برداریم و بشینیم پشت ساز، آداب و مقدماتی داره.
هماهنگی دستها با انتخاب اتود مناسب، مرحله به مرحله پیش رفتن، تمرین نت خوانی که بیش از اندازه به نت و جایگاهش فکرنکنیم، و عوامل دیگه براحتی حل میشه. به هرحال، هر پیشرفتی، زمان خودش رو میطلبه. ولی اینکه میگید ماه ها زمان میبره! خیر، تمرینی که دارید کار میکنید در طول یک جلسه و یک هفته ای باید آماده بشه(به شرطی که مراحل قبل و تمرینات مناسب رو به درستی گذرونده باشید)
2- من نمی‌تونم باور کنم که نت یک آهنگ جدید رو بزاری جلوی یک پیانیست حرفه‌ای، بدون اینکه از قبل تمرین کرده باشه همینجوری شروع کنه به نواختن. خوندن نت‌ها برای دو خط حامل راست و چپ با کدینگ متفاوت، علائم داینامیک صدا، فواصل و هماهنگی دست‌ها. چطور ممکنه همۀ این‌ها رو حواست باشه. نظر خودم اینه که اون کسی که گیم آف ترون رو زده صد بار زده و خراب کرده تا آهنگ رو ساخته. و دست آخر نتش رو نوشته. کسی هم که بخواد گیم آف ترون رو از روی نت بزنه باید چند بار قبلش تمرین کنه. نت آهنگ فقط برای ثبت آهنگه. من الان تو روز ششم تمرین هستم و یک ساعت طول کشید تا این قطعه رو بزنم. این طبیعیه؟ خصوصاً اون میزانِ یکی مونده به آخر که منو کشت.
پیشنهادتون برای پیشرفت بیشتر چیه. فقط لطف کنید استاد رو پیشنهاد نکنید چون می‌دونم نمی‌رسم.
نمونه ای که همیشه همه مثال میزنن، رانندگی هست. روزی که رانندگی رو شروع میکنیم همینطور فکرمیکنیم چطور ممکنه حواسم به گاز و ترمز و علائم و آدما و آینه و همه طرف باشه. ولی با تمرین و به مرور مثل آب خوردن میشه. یا شما مگه الان این متنی که نوشتم رو روزها و ماه ها زمان گذاشتی و خوندیش؟!!
این کاملا امکانپذیره ولی سالهای سال زحمت و تلاش بی وقفه نیاز داره.
پیشنهادتون برای پیشرفت بیشتر چیه. فقط لطف کنید استاد رو پیشنهاد نکنید چون می‌دونم نمی‌رسم.
حقیقتش، خودآموز هم راه خودشو داره ولی من از سوالات اینجور حس کردم که اینطور هم اصلا نمیتونی پیش بری چون هیچ پیش زمینه ای نداری. پیشنهادم اینه حداقل اگه دوستی داری که نوازنده ست، از اون بخوای حداقل اوایلش یه مقدار باهات کار کنه.
نمیدونم منظورت از نمیرسم چیه. هفته ای یک ساعت(یا آموزشگاه ها که نیم ساعته ست) وقت ندارید کلاس برید؟ ولی وقت دارید هر روز تمرین کنید؟ مشکلتون اون نیم ساعت در هفته ست فقط؟
 

Farhood

Capo del clan
21/12/11
2,708
53
.
دوستان من حقیقتش با هدف تنظیم و آهنگسازی، پیانو P-45 گرفتم. قیمتش هم انصافاً کمر شکن بود. از هر کی پرسیدم گفته لااقل باید یک ساز رو خوب بلد باشی. منم پیانو رو انتخاب کردم. قبلاً هیچ سازی نداشتم و این اولین تجربۀ من در نوازندگیه. می خوام به صورت خودآموز یاد بگیرم. فرصت شرکت در کلاس رو ندارم. چند تا سوال دارم لطفاً جواب بدید.

1- من از کتاب
برای مشاهده لینک‌ها لطفا ورود یا ثبت نام کنید
تمرین می‌کنم (البته PDFاش). اون قسمت هایی که با دو دست باید بزنم مشکل دارم. دست‌هام هماهنگ نیست. یکمی ناامید شدم. تا چند ماه طول میکشه این حالت از بین بره. آیا این مشکل رو همه دارن؟

2- من نمی‌تونم باور کنم که نت یک آهنگ جدید رو بزاری جلوی یک پیانیست حرفه‌ای، بدون اینکه از قبل تمرین کرده باشه همینجوری شروع کنه به نواختن. خوندن نت‌ها برای دو خط حامل راست و چپ با کدینگ متفاوت، علائم داینامیک صدا، فواصل و هماهنگی دست‌ها. چطور ممکنه همۀ این‌ها رو حواست باشه. نظر خودم اینه که اون کسی که گیم آف ترون رو زده صد بار زده و خراب کرده تا آهنگ رو ساخته. و دست آخر نتش رو نوشته. کسی هم که بخواد گیم آف ترون رو از روی نت بزنه باید چند بار قبلش تمرین کنه. نت آهنگ فقط برای ثبت آهنگه. من الان تو روز ششم تمرین هستم و یک ساعت طول کشید تا این قطعه رو بزنم. این طبیعیه؟ خصوصاً اون میزانِ یکی مونده به آخر که منو کشت.


پیشنهادتون برای پیشرفت بیشتر چیه. فقط لطف کنید استاد رو پیشنهاد نکنید چون می‌دونم نمی‌رسم.
دوستمون Shadmehrman راهنمایی های خوبی کردند. حالا من هم چند مورد اضافه میکنم.
از اینکه به رغم خیلی از باهوش ها (!) پی بردی که پیشنیاز آهنگسازی، نوازندگی هست و با خرید ساز اقدام کردی، قابل تقدیره.
ولی از اینکه عجله داری، قابل تقدیر نیست! یکی از علّت هایی که ما همیشه گوشزد میکنیم که ساز از کودکی باید فرا گرفته بشه، همینه. بزرگتر ها شاش دارن! با یه بشکن زدن میخوان به مقصد برسن. حالا عوامل دیگه ای مثل آموزش خودآموز رو هم بعنوان موانع مضاعف اضافه کن، که دوستمون توضیحات خوبی در موردش دادند. فرا گرفتن هر کاری تایم طبیعی خودشو داره. بزور که نمیشه کوتاهش کرد. مخصوصاً فرا گرفتن نوازندگی بزرگسالان که در مقایسه با کودکان، طویل تر هم میشه. شما میتونی جادّه ی تهران به اصفهان رو کوتاه کنی تا مسافر نیم ساعته از تهران به اصفهان برسه؟!

حالا اون در مورد آموزش ساز بود. شک ندارم همین مشکل رو در مورد آموزش تئوری و مبانی آهنگسازی هم خواهی داشت (اینطور که بوش میاد) و یه مدت بعد اینجا یک تاپیک خواهی زد که مثلاً «صدای کوردهاییکه برای ملودی خودم استفاده میکنم اصلاً صدای خوبی نمیده، چیکار کنم؟»! سوالی که برای رسیدن به جوابش تحصیلات جدّی هارمونی لازمه.

و بهتره باور کنی که پیانیست، نُتِ یک قطعه ی جدید رو درجا بدون اشکال مینوازه. پیانیست یعنی همین خب. نه فقط پیانو، نوازندگیِ همه ی سازها همینه. حالا نوازنده ی گیم آو ترون یا هر قطعه ی دیگه. درسته که در کنسرت های کلاسیک، نوازنده (و کلاً ارکستر) جلسات تمرین داره. ولی جلسات تمرین به معنی این نیست که طرف بارها اشتباه بزنه و خراب کنه و بعد با تکرار کم کم درست بزنه! استیج کنسرت که آموزشگاه نیست! :hilarious-10: اون تمرینات برای گرفتن نوانس ها، فیگورها و داینامیک های قطعه انجام میشه که روی کاغذ نُت نمیشه اونها رو نوشت و لازم به رهبری هست. یک نُتی که روی کاغذ نوشته میشه رو نوازنده میتونه به دَه ها حالت مختلف بزنه. مثل بازیگری میمونه. روی فیلمنامه نوشته شده: خداحافظ (مثلاً)، ولی همون خداحافظ رو بازیگر میتونه به 30 حالت مختلف اجرا کنه. حالا اینجا کارگردان هست که باید حالتی رو که لازم هست رو از بازیگر تقاضا بکنه. این کاریه که در جلسات تمرین اتفاق میافته.
 

Mahdi_31

عضو سایت
27/11/19
35
ولی قاعدتا خودآموز رو کسی توصیه نمیکنه. اما در شرایط اضطراری که چاره ای نیست باید باهاش ساخت و تاوان کُند پیش رفتن و یا حتی متوقف شدن (و یا حتی اشتباه تمرین کردن و آسیب زدن به نوازندگی) رو هم پذیرفت.
اینکه زیرنظر مدرس کارآزموده جلو بری قبول ولی اینکه هر نوع پیشرفتی رو مشروط به وجود معلم بدونید کمی اغراقه به نظرم. بالاخره اون اوایل که تازه پیانو ساخته شد استادی وجود نداشته که به نوازنده‌ها نواختن یاد بده. معلم مثل یک کاتالیزور فقط می‌تونه مسیر رسیدن به هدف رو کوتاه کنه.

تمرینی که دارید کار میکنید در طول یک جلسه و یک هفته ای باید آماده بشه(به شرطی که مراحل قبل و تمرینات مناسب رو به درستی گذرونده باشید)
خب من اینو تو یک ساعت زدم. نمی‌دونم این پیشرفته یا نه. هیچ مقدماتی هم قبلش انجام ندادم. همون دو تا کتاب تئوری رو خوندم که اصلاً ربطی به نوازندگی پیانو نداره.

من نمیدونم شما چجوری پیش رفتی، آیا آگاهی دقیقی از مبحث ریتم، میزان، شمارش، کاربرد مترونوم، نت خوانی در حد قابل قبول، و ... رو داری؟ به هرحال، همینطوری نیست که یه تمرینی رو برداریم و بشینیم پشت ساز، آداب و مقدماتی داره.
من والله چون علاقه داشتم قبل از خرید پیانو سه تا کتاب تئوری خوندم و پرویز منصور هم دو دور خوندم. با این مباحثی هم که گفتید آشنا هستم ولی این وسط یک بحثی هست. خدای نکرده به شما یا همکارانتون جسارت نمی‌کنم ولی ببینید من خودم برنامه‌نویس هستم و حقیقتش محصول گنده‌ای هم نساختم ولی اگه شما از من سوال کنی که چطور برنامه‌نویسی یاد بگیری کلی حرف‌های قشنگ تحویلت می‌دم که آقا باید دیدت به مسائل الگوریتمی باشه، ساختمان داده خوب بلد باشی، ریاضیات قوی داشته باشی، مسائل بهینه‌سازی بلد باشی و ... . یعنی هر کی ندونه انگار واقعاً خودم یک برنامه‌نویس حرفه‌ای هستم؛ در حالی که می‌دونم خیلی از برنامه‌نویس‌ها تو این مسائلی که گفتم ضعف دارند و اون‌ها هم مثل من با خطابه‌های سنگین به دیگران درس «چطور برنامه‌نویس خوبی شویم؟» می‌دن. همین انحراف نرم که واقعاً میشه در موردش یک مقاله نوشت تو اقشار دیگه هم هست. از خوانندگی بگیر تا نوازندگی و تنظیم و ... . چرا راه دور بریم همین «بیر» آخرم نتونست تو پیانو به جایی برسه. تهش فقط یه کتاب آموزشی ازش موند.

نمونه ای که همیشه همه مثال میزنن، رانندگی هست.
راستش مقایسۀ رانندگی با نوازندگی درست نیست. من برنامه‌نویسی و زبان انگلیسی رو به صورت خودآموز یادگرفتم. بچه که نیستیم با یکی دو روز تمرین قهر کنیم. من کاملاً اینو می‌بینم که جنس سختی نواختن پیانو اصلاً مثل برنامه‌نویسی، زبان انگلیسی نیست. با این مکانیزمی که من می‌بینم واقعاً پیانو سازی نیست که هر کسی بتونه بزنه. بحث تمرین نیست. آدم بعضی وقت‌ها می‌فهمه که آقا این راهی که دارم می‌رم ذاتاً یک جوریه. مثل اینه که به شما بگم عدد پی رو تا 200 رقم اعشار حفظ کن. چند نفر تو دنیا این کار رو بلدن؟ کمتر از تعداد انگشت‌های دست. اصلاً چرا اینقدر پیانیست حرفه‌ای و اسطوره کم داریم؟ چرا معدود افرادی تو پیانو جاودانه میشن. ولی شما برو تو سایت Stackoverflow. حداقل چند صد هزار برنامه‌نویس حرفه‌ای هست. یا تو حوزۀ زبان انگلیسی. همین موضوع رو تو طراحی مدارهای الکترونیکی هم می‌تونید ببینید. طرف همه تئوری بلده ولی وقتی می‌خواد یک مدار چند لایه طراحی کنه دود از کلش بلند میشه. دقیقاً به همین دلیل هم مهندس الکترونیک کاربلد کم داریم. می‌خوام بگم که بعضی چیزها ذاتاً سختی بیشتری دارن. بنابراین اصلاً مقایسه نوازندگی پیانو با رانندگی عادلانه نیست. کل ایران از بچۀ 18 ساله تا پیرمرد 90 ساله رانندگی بلدن. مطمئن باشید اگه نوازندگی هم اینقدر ساده بود. الان همینقدر نوازنده داشتیم. اگه دقت کنید چون کنترل صدا آسون‌تره، خواننده‌نماهای زیادی داریم ولی پیانو شوخی‌بردار نیست. نمیشه راحت ازش آهنگ درآورد.

از اینکه به رغم خیلی از باهوش ها (!) پی بردی که پیشنیاز آهنگسازی، نوازندگی هست و با خرید ساز اقدام کردی، قابل تقدیره.
راستش الان که نگاه می‌کنم نظرم عوض شده. ببین اصلاً سختی‌هایی که تو زدن پیانو متحمل میشی ربطی به تنظیم و آهنگسازی کامپیوتری نداره. اینکه بخوای یک ملودی رو از اول تا آخر با پیانو بزنی و کل داینامیک و احساس رو با همین ساز بزنی کجاش به DAW ربط داره. اونجا سه تا نت می‌کاری، چند تا افکت می‌زاری، آنچنان اتمسفری به آهنگ اضافه می‌کنه که حتی عیب‌های کوچیک رو می‌پوشونه. اینجا یک نت این ور یا اون ور بزنی فاتحۀ کار خونده است. واقعاً تو اون مدتی که با ماوس تو FL Studio کار می‌کردم اینقدر درگیر ملودی نبودم که الان تو پیانو درگیرش هستم. اونجا بدون این هم حساسیت می‌شه یک آهنگ خوب درآورد که 90 درصد شنونده‌ها که آدم‌های معمولی هستند متوجه خطاها نشن و کیفشو ببرن. یعنی این همه بگیر و ببند و ساز یاد بگیری که دهن اون 10 درصد رو ببندی؟ بله کسی که ریاضیات خوب داشته باشه ممکنه برنامه‌نویس خوبی بشه ولی تا دستاش رو کثیف نکنه و کد ننویسه هیچ پخی نمی‌شه. یادگرفتن پیانو یا هر ساز دیگه‌ای قبل از تنظیم خوبه ولی واقعاً تو DAW اینقدر درگیر آهنگسازی نیستی. یعنی 15 سال بزاری برای پیانو که تهش 2 درصد تو کار اهنگسازی و تنظیم بهت کمک کنه؟!

و بهتره باور کنی که پیانیست، نُتِ یک قطعه ی جدید رو درجا بدون اشکال مینوازه.
من که می‌گم کلاه سرت رفته. این تعریف قشنگه ولی درست نیست. ببین من ادعا دارم. پاش هم وایستادم. بحث عجله و تمرین هم نیست. همون داستان حفظ کردن عدد پی. ببین نمیشه نت یک آهنگ جدید که پیانیست تا الان نشنیده رو جلوش بزاری. بدون تمرین قشنگ برات بزنه. حتی اگه اون شخص موزارت باشه. آقا اصلاً یه چیز ساده. کلی علائم برای داینامیک ساختن: ppp pp p mp mf f ff fff sfz Sub.p. آقا اصلاً فرض کن شدت صدا فقط دوتاست کم و زیاد. دو تا ترازوی حساس بزار زمین (در جایگاه دو تا کلاویه). همزمان دست راست و چپ رو بکوب رو ترازوها. یکی با شدت کم، اون یکی با شدت زیاد. اگه تونستی من هیچی نمی‌دونم. مغز ناخودآگاه فشار دو تا دست رو تنظیم می‌کنه. نمیشه در عین حال که دست‌ها همزمان به ترازو می‌رسن اختلاف فشار داشته باشن. کسی که این نظام رو پیاده کرده واقعاً با خودش چی فکر کرده. حالا بقیۀ سطوح فشار که حتی تشخیصش از هم دشواره بماند.
 

samandar

عضو سایت
23/3/11
767
ایران
اینکه زیرنظر مدرس کارآزموده جلو بری قبول ولی اینکه هر نوع پیشرفتی رو مشروط به وجود معلم بدونید کمی اغراقه به نظرم. بالاخره اون اوایل که تازه پیانو ساخته شد استادی وجود نداشته که به نوازنده‌ها نواختن یاد بده. معلم مثل یک کاتالیزور فقط می‌تونه مسیر رسیدن به هدف رو کوتاه کنه.


خب من اینو تو یک ساعت زدم. نمی‌دونم این پیشرفته یا نه. هیچ مقدماتی هم قبلش انجام ندادم. همون دو تا کتاب تئوری رو خوندم که اصلاً ربطی به نوازندگی پیانو نداره.


من والله چون علاقه داشتم قبل از خرید پیانو سه تا کتاب تئوری خوندم و پرویز منصور هم دو دور خوندم. با این مباحثی هم که گفتید آشنا هستم ولی این وسط یک بحثی هست. خدای نکرده به شما یا همکارانتون جسارت نمی‌کنم ولی ببینید من خودم برنامه‌نویس هستم و حقیقتش محصول گنده‌ای هم نساختم ولی اگه شما از من سوال کنی که چطور برنامه‌نویسی یاد بگیری کلی حرف‌های قشنگ تحویلت می‌دم که آقا باید دیدت به مسائل الگوریتمی باشه، ساختمان داده خوب بلد باشی، ریاضیات قوی داشته باشی، مسائل بهینه‌سازی بلد باشی و ... . یعنی هر کی ندونه انگار واقعاً خودم یک برنامه‌نویس حرفه‌ای هستم؛ در حالی که می‌دونم خیلی از برنامه‌نویس‌ها تو این مسائلی که گفتم ضعف دارند و اون‌ها هم مثل من با خطابه‌های سنگین به دیگران درس «چطور برنامه‌نویس خوبی شویم؟» می‌دن. همین انحراف نرم که واقعاً میشه در موردش یک مقاله نوشت تو اقشار دیگه هم هست. از خوانندگی بگیر تا نوازندگی و تنظیم و ... . چرا راه دور بریم همین «بیر» آخرم نتونست تو پیانو به جایی برسه. تهش فقط یه کتاب آموزشی ازش موند.


راستش مقایسۀ رانندگی با نوازندگی درست نیست. من برنامه‌نویسی و زبان انگلیسی رو به صورت خودآموز یادگرفتم. بچه که نیستیم با یکی دو روز تمرین قهر کنیم. من کاملاً اینو می‌بینم که جنس سختی نواختن پیانو اصلاً مثل برنامه‌نویسی، زبان انگلیسی نیست. با این مکانیزمی که من می‌بینم واقعاً پیانو سازی نیست که هر کسی بتونه بزنه. بحث تمرین نیست. آدم بعضی وقت‌ها می‌فهمه که آقا این راهی که دارم می‌رم ذاتاً یک جوریه. مثل اینه که به شما بگم عدد پی رو تا 200 رقم اعشار حفظ کن. چند نفر تو دنیا این کار رو بلدن؟ کمتر از تعداد انگشت‌های دست. اصلاً چرا اینقدر پیانیست حرفه‌ای و اسطوره کم داریم؟ چرا معدود افرادی تو پیانو جاودانه میشن. ولی شما برو تو سایت Stackoverflow. حداقل چند صد هزار برنامه‌نویس حرفه‌ای هست. یا تو حوزۀ زبان انگلیسی. همین موضوع رو تو طراحی مدارهای الکترونیکی هم می‌تونید ببینید. طرف همه تئوری بلده ولی وقتی می‌خواد یک مدار چند لایه طراحی کنه دود از کلش بلند میشه. دقیقاً به همین دلیل هم مهندس الکترونیک کاربلد کم داریم. می‌خوام بگم که بعضی چیزها ذاتاً سختی بیشتری دارن. بنابراین اصلاً مقایسه نوازندگی پیانو با رانندگی عادلانه نیست. کل ایران از بچۀ 18 ساله تا پیرمرد 90 ساله رانندگی بلدن. مطمئن باشید اگه نوازندگی هم اینقدر ساده بود. الان همینقدر نوازنده داشتیم. اگه دقت کنید چون کنترل صدا آسون‌تره، خواننده‌نماهای زیادی داریم ولی پیانو شوخی‌بردار نیست. نمیشه راحت ازش آهنگ درآورد.


راستش الان که نگاه می‌کنم نظرم عوض شده. ببین اصلاً سختی‌هایی که تو زدن پیانو متحمل میشی ربطی به تنظیم و آهنگسازی کامپیوتری نداره. اینکه بخوای یک ملودی رو از اول تا آخر با پیانو بزنی و کل داینامیک و احساس رو با همین ساز بزنی کجاش به DAW ربط داره. اونجا سه تا نت می‌کاری، چند تا افکت می‌زاری، آنچنان اتمسفری به آهنگ اضافه می‌کنه که حتی عیب‌های کوچیک رو می‌پوشونه. اینجا یک نت این ور یا اون ور بزنی فاتحۀ کار خونده است. واقعاً تو اون مدتی که با ماوس تو FL Studio کار می‌کردم اینقدر درگیر ملودی نبودم که الان تو پیانو درگیرش هستم. اونجا بدون این هم حساسیت می‌شه یک آهنگ خوب درآورد که 90 درصد شنونده‌ها که آدم‌های معمولی هستند متوجه خطاها نشن و کیفشو ببرن. یعنی این همه بگیر و ببند و ساز یاد بگیری که دهن اون 10 درصد رو ببندی؟ بله کسی که ریاضیات خوب داشته باشه ممکنه برنامه‌نویس خوبی بشه ولی تا دستاش رو کثیف نکنه و کد ننویسه هیچ پخی نمی‌شه. یادگرفتن پیانو یا هر ساز دیگه‌ای قبل از تنظیم خوبه ولی واقعاً تو DAW اینقدر درگیر آهنگسازی نیستی. یعنی 15 سال بزاری برای پیانو که تهش 2 درصد تو کار اهنگسازی و تنظیم بهت کمک کنه؟!



من که می‌گم کلاه سرت رفته. این تعریف قشنگه ولی درست نیست. ببین من ادعا دارم. پاش هم وایستادم. بحث عجله و تمرین هم نیست. همون داستان حفظ کردن عدد پی. ببین نمیشه نت یک آهنگ جدید که پیانیست تا الان نشنیده رو جلوش بزاری. بدون تمرین قشنگ برات بزنه. حتی اگه اون شخص موزارت باشه. آقا اصلاً یه چیز ساده. کلی علائم برای داینامیک ساختن: ppp pp p mp mf f ff fff sfz Sub.p. آقا اصلاً فرض کن شدت صدا فقط دوتاست کم و زیاد. دو تا ترازوی حساس بزار زمین (در جایگاه دو تا کلاویه). همزمان دست راست و چپ رو بکوب رو ترازوها. یکی با شدت کم، اون یکی با شدت زیاد. اگه تونستی من هیچی نمی‌دونم. مغز ناخودآگاه فشار دو تا دست رو تنظیم می‌کنه. نمیشه در عین حال که دست‌ها همزمان به ترازو می‌رسن اختلاف فشار داشته باشن. کسی که این نظام رو پیاده کرده واقعاً با خودش چی فکر کرده. حالا بقیۀ سطوح فشار که حتی تشخیصش از هم دشواره بماند.
شما بیا به من برنامه نویسی یاد بده منم عوضش به شما نوازندگی پیانو یاد میدم-به شدت نیاز به یادگیری زبان ویژوال بیسیک و پایتون دارم چند تا اموزشی هم از فرادرس دانلود کردم ولی نمیدونم از کجا شروع کنم-فایل هایی که خریدم ایناست-اموزش زبان سی-الکوریتم و فلوچارت-مقدماتی کاتلین-ویژوال بیسیک در اکسل و اموزش اسال بیسیک.
 

Mahdi_31

عضو سایت
27/11/19
35
دوستان منتظر شنیدن توضیحاتتون هستم. به خصوص قسمت آخر صحبتم که شما رو دعوت یه یک چالش عملی کرده. نه لایک کردید و نه نقد کردید. بالاخره داستان چیه.
 

grounded

عضو سایت
6/12/18
4
22
قم
من که می‌گم کلاه سرت رفته.
اون کسی که داره میگی سرش کلاه رفته 53 سالش هست(WTF)...اینکه بتونی فشار دو دست رو کنترل بکنی و یا دوتا کار متفاوت رو با دو دست انجام بدی که یکی از متداول ترین مواردی هست که همه نوازنده های پیانو انجام میدن...کسی که استاد پیانو هست و آموزش میده هم قطعا به اون جایگاهی رسیده یا نزدیکه تا بتونه قطعه رو بدون درنگ بزنه ... کلا هدف نوازندگی همینه.حالا شاید نتونه تمام جزئیات و ریزه کاری هارو همونجا از روند کلی قطعه متوجه بشه ، ولی کلیت آهنگ رو میتونه درست بزنه.همین آدمی که شما بهش میگی "کلاه سرت رفته " (!!) هم قطعا تا سطحی به این مهارت رسیده!
 

Mahdi_31

عضو سایت
27/11/19
35
اون کسی که داره میگی سرش کلاه رفته 53 سالش هست(WTF)...اینکه بتونی فشار دو دست رو کنترل بکنی و یا دوتا کار متفاوت رو با دو دست انجام بدی که یکی از متداول ترین مواردی هست که همه نوازنده های پیانو انجام میدن...کسی که استاد پیانو هست و آموزش میده هم قطعا به اون جایگاهی رسیده یا نزدیکه تا بتونه قطعه رو بدون درنگ بزنه ... کلا هدف نوازندگی همینه.حالا شاید نتونه تمام جزئیات و ریزه کاری هارو همونجا از روند کلی قطعه متوجه بشه ، ولی کلیت آهنگ رو میتونه درست بزنه.همین آدمی که شما بهش میگی "کلاه سرت رفته " (!!) هم قطعا تا سطحی به این مهارت رسیده!
یعنی از کل اون متن فقط همین یک تیکه رو پیدا کردید که یه گیری بدید.
برادر من، من که نیومدم اینجا توهین کنم. سوال و جواب چه ربطی به سن داره. شما از روی متن، که یک رسانۀ لال هست، برداشت کردید که من توهین کردم و حکم هم صادر کردید. شاید من موقع نوشتن اون تیکه داشتم لبخند می‌زدم. این عبارتی هست که میشه به صورت دوستانه هم گفت. اگر دقت کنید از پست ایشون تشکر هم کردم.

منم 32 سالمه. یک جوری میگی 53 سال که انگار این اجازه رو می‌خوای از من بگیری سوالات چالشی بپرسم. اون آقای 53 ساله و همچنین شما باید تحمل شنیدن نظر مخالف داشته باشید. آیا اینکه یک نفر بیاد و اعتقادات چندین سالۀ فردی یا افرادی رو زیرسوال ببره گناه کرده. انیشتین هم یک سری نظریات اشتباه داده بود که دانشجوهای جوان‌تر از اون زیرسوالش بردن. آیا این یعنی توهین؟ یا حتی خزعبلاتی که با پشتوانۀ علمی به مغز مردم تزریق می‌شد و بعدها با آزمایش‌های علمی مشخص شد که چرندیات مضحکی بیش نبوده. این آقای 53 ساله، علائم داینامیکی و نظام نت‌نویسی رو اختراع نکردن که من با زیرسوال بردنش به ایشون توهینی کرده باشم.

اینکه یک نفر بلند شه و برخلاف نظر خیلی‌ها چیزی بگه نباید با تبسم های عاقل اندر سفیه یا چنین برخوردهایی روبرو بشه. مسئله‌ای مطرح شده، به صورت منطقی بحث میشه، بالاخره به یک جمع‌بندی می‌رسیم. من می‌خوام بخشی از دانش نت‌نویسی که سال‌ها بر اون صحه گذاشتن رو زیر سوال ببرم. اگه درست می‌گم تایید کنید اگه اشتباه می‌کنم دلایل منطقی برای اشتباه بیارید.

کیبورد، میدی یا پیانو رو به نرم افزاری مثل اف ال استودیو متصل کنید. و شروع کنید به انجام این آزمایش:
دو تا کلاویه رو همزمان فشار بدید. کلاویۀ دست راست با شدت f و کلاویه دست چپ با شدت fff. من انتظار دارم ولوسیتی این دو نت رو با شدت نسبتاً درستی ببینم. اگه خطا وجود داره پس تفکیک بین f, ff, fff بی معنیه و وجود چنین تفکیک دقیقی مضحک. حتی به نظر من وجود فقط دو علامت شدت کم و زیاد هم بی معنیه. بازم مغز دو تا دست رو ناخودآگاه سینک می‌کنه. کسی که این علامت رو ساخته یا مغزش واقعاً این توانایی رو داشته یا آرزوهاش رو تئوریزه کرده.

واقعاً از این ساده‌تر نمی‌تونم بگم. عجیبه چرا به چیزی که می‌گم دقت نمی‌کنید. دعوتتون می‌کنم به متفاوت اندیشیدن. به ایزوله فکر نکردن. دلیل نمیشه چون بتهوون فلان چیز رو گفته و صد نفر بعدش تایید کردن درست باشه. این چیزها معمولاً چون خرد جمعی پشتش هست درسته ولی گاهی اینطور نیست.

صاحبنظران عزیز لطفاً در این بحث شرکت کنید.
 

Mahdi_31

عضو سایت
27/11/19
35
چقدر بده. هر روز به این تاپیک سر می‌زنم. کسی وارد بحث نمیشه. واقعاً بحث جالبیه.
 

mohammad rezaa

هنرمند
کاربر با تجربه
عضو سایت
30/8/14
645
29
مشهد
یعنی از کل اون متن فقط همین یک تیکه رو پیدا کردید که یه گیری بدید.
برادر من، من که نیومدم اینجا توهین کنم. سوال و جواب چه ربطی به سن داره. شما از روی متن، که یک رسانۀ لال هست، برداشت کردید که من توهین کردم و حکم هم صادر کردید. شاید من موقع نوشتن اون تیکه داشتم لبخند می‌زدم. این عبارتی هست که میشه به صورت دوستانه هم گفت. اگر دقت کنید از پست ایشون تشکر هم کردم.

منم 32 سالمه. یک جوری میگی 53 سال که انگار این اجازه رو می‌خوای از من بگیری سوالات چالشی بپرسم. اون آقای 53 ساله و همچنین شما باید تحمل شنیدن نظر مخالف داشته باشید. آیا اینکه یک نفر بیاد و اعتقادات چندین سالۀ فردی یا افرادی رو زیرسوال ببره گناه کرده. انیشتین هم یک سری نظریات اشتباه داده بود که دانشجوهای جوان‌تر از اون زیرسوالش بردن. آیا این یعنی توهین؟ یا حتی خزعبلاتی که با پشتوانۀ علمی به مغز مردم تزریق می‌شد و بعدها با آزمایش‌های علمی مشخص شد که چرندیات مضحکی بیش نبوده. این آقای 53 ساله، علائم داینامیکی و نظام نت‌نویسی رو اختراع نکردن که من با زیرسوال بردنش به ایشون توهینی کرده باشم.

اینکه یک نفر بلند شه و برخلاف نظر خیلی‌ها چیزی بگه نباید با تبسم های عاقل اندر سفیه یا چنین برخوردهایی روبرو بشه. مسئله‌ای مطرح شده، به صورت منطقی بحث میشه، بالاخره به یک جمع‌بندی می‌رسیم. من می‌خوام بخشی از دانش نت‌نویسی که سال‌ها بر اون صحه گذاشتن رو زیر سوال ببرم. اگه درست می‌گم تایید کنید اگه اشتباه می‌کنم دلایل منطقی برای اشتباه بیارید.

کیبورد، میدی یا پیانو رو به نرم افزاری مثل اف ال استودیو متصل کنید. و شروع کنید به انجام این آزمایش:
دو تا کلاویه رو همزمان فشار بدید. کلاویۀ دست راست با شدت f و کلاویه دست چپ با شدت fff. من انتظار دارم ولوسیتی این دو نت رو با شدت نسبتاً درستی ببینم. اگه خطا وجود داره پس تفکیک بین f, ff, fff بی معنیه و وجود چنین تفکیک دقیقی مضحک. حتی به نظر من وجود فقط دو علامت شدت کم و زیاد هم بی معنیه. بازم مغز دو تا دست رو ناخودآگاه سینک می‌کنه. کسی که این علامت رو ساخته یا مغزش واقعاً این توانایی رو داشته یا آرزوهاش رو تئوریزه کرده.

واقعاً از این ساده‌تر نمی‌تونم بگم. عجیبه چرا به چیزی که می‌گم دقت نمی‌کنید. دعوتتون می‌کنم به متفاوت اندیشیدن. به ایزوله فکر نکردن. دلیل نمیشه چون بتهوون فلان چیز رو گفته و صد نفر بعدش تایید کردن درست باشه. این چیزها معمولاً چون خرد جمعی پشتش هست درسته ولی گاهی اینطور نیست.

صاحبنظران عزیز لطفاً در این بحث شرکت کنید.
به نظر من اصلا بحث جالبی نیست و به درد این دوره از زندگی نمیخوره.اگه این بحث توی کافه یا رستوران یک محله قدیمی در ایتالیا در حدود سال ۱۲۰۰ میلادی شکل میگرفت ممکن بود بحث جذابی باشه.
یک پرلود و فوگ از باخ رو پیدا کنید و گوش بدید و همزمان اگر میتونین از روی نت خط ببرین و متوجه میشین منظور من رو.
اگه مغز یک نوازنده بخواد دست ها و نوانس ها رو سینک کنه و نوازنده نتونه حتی موقع اجرای همزمان نت" دو" و "می" فقط با یک دست، نت" می" رو بیشتر نشون بده این نوازنده به قول اقای "جوزف هوفمان" فقط یک" نوچه" در نوازندگی هست.
قطعات پیشنهادی برای مطالعه:
sinfonia no7 J.S Bach
prelude & fugue in D minor book1
Schubert imprumpto no.3 in G flat
قطعه اول با اجرای glenn Gould
قطعه دوم با اجرای andreas schiff
قطعه سوم با اجرای Grigory sokolov
و یا alfred brendel
در مورد اجرا های f fff ff و ...
اول از همه ازمایش شما به دستگاه های دیجیتال در مورد این مساله اشتباه هست.
شما پیانو اکوستیک رو انتخاب کنین و با عمق کلاویه و بازخورد کلاویه و چگونگی تولید صدا نسبت به حالت تاچتون اشنایی پیدا کنین.
موفق باشین
 

Mahdi_31

عضو سایت
27/11/19
35
به نظر من اصلا بحث جالبی نیست و به درد این دوره از زندگی نمیخوره.اگه این بحث توی کافه یا رستوران یک محله قدیمی در ایتالیا در حدود سال ۱۲۰۰ میلادی شکل میگرفت ممکن بود بحث جذابی باشه.
خدمتتون عرض کنم خیلی از یافته‌های علمی رو بعد از چند ده سال به اشتباه بودنش پی بردن. بنابراین اگر دلیل شما برای جذاب نبودن این بحث، گذشت زمان و صحه گذاشتن خیلی‌ها روی این تئوری‌ها باشه، باید بگم سخت در اشتباهید. شما رو دعوت می‌کنم به دیدن بی‌شمار نمونه‌های مشابه در موضوعات خالصاً علمی. حالا موسیقی و بحث‌های هنری که غالباً تو بحث تئوری کمی با مترهای علمی فاصله دارن که جای خود دارد. مشکل اینه که اینجا همه مثل خودِ شما هنرمند هستند و از دید علمی وارد بحث نمیشن.

ازمایش شما به دستگاه های دیجیتال در مورد این مساله اشتباه هست.
شما پیانو اکوستیک رو انتخاب کنین و با عمق کلاویه و بازخورد کلاویه و چگونگی تولید صدا نسبت به حالت تاچتون اشنایی پیدا کنین.
این پیشنهاد نشون می‌ده که سوالم رو دقیق نخوندید. آیا گوش شما اونقدری تربیت شده هست که تاخیر ناهمزمانی ظریفی که در ولوسیتی نت های همزمانی که در این قطعات نواخته شده رو تشخیص بده؟ من اصلا کاری به قطعات بالا که مثال زدید ندارم. دیگه مسئله رو خیلی خیلی ساده کردم چرا اینقدر راه دور میرید.

من از شما، اساتید شما، اساتیدِ اساتید شما، بتهوون، باخ دعوتتون می‌کنم به یک چالش بسیار ساده:

دوربین رو بدید دست یک نفر تا اجرای زندۀ شما رو ضبط کنه. البته تو این اجرا فقط دو تا نت داریم. دو تا نت به دلخواه خودتون. یکی با دست چپ، یکی با دست راست. جفتشون رو با هم بزنید. دستِ چپ با یک شدت مشخص (مثلاً fff)، دست راست با یک شدت متفاوت (مثلاً f). دیگه شدت‌ها رو زیاد نزدیک نکردم که کار ساده‌تر بشه. نتیجه رو توی DAW بهم نشون بدید. اگر تونستید ضمن رعایت همزمانی فرودِ دو تا نت، ولوستیی متفاوتی بهشون بدید من چیزی نمی‌دونم.

یک آزمایش ساده است که هر نوازنده‌ای می‌تونه انجام بده و دو دقیقه هم طول نمیکشه. چرا با انجام این آزمایش به بحث پایان نمی‌دید. تو فروم‌های خارجی فرهنگ خوبی که دارند اینه که به اصل موضوع می‌پردازن و زیاد حاشیه نمیرن. چون موسیقی، واژگان تخصصی زیادی داره اومدم اینجا، والا این بحث رو در فروم‌های خارجی مطرح می‌کردم.
 
آخرین ویرایش:

mohammad rezaa

هنرمند
کاربر با تجربه
عضو سایت
30/8/14
645
29
مشهد
منم حاشیه نرفتم مهدی جان.
مثال های واست اوردم که خودت بری تحقیق کنی چون جواب دادن به سوال شما و قانع کردن شما خیلی خیلی سخت هست چون نوازندگی و موسیقی رو یه اندازه کافی نمیدونین همونطور که خودتون گفتین.
شاید اگه به شما بگن کرشندو و دکرشندو روی حتی یک نت پیانو عملی هست اونوقت شما پوست سرشون رو میکنین و میگین توی نرم افزار بهم ثابت کن.
مثلا اجرای هارمونیک مصنوعی هم توی پیانو عملی هست و این جور چیز ها به نظر واقعا غیر ممکن میاد.ولی فقط توی نظر کسانی که چیزی از نوازندگی نمیدونن یا کم میدونن.
بله اجرای ۲ نت همزمان با دو ولوسیتی متفاوت ساده ترین کاری هست که میشه انجام داد و حتی تکنیک بالا هم نمیخواد.گوش هم نیازی به ورزیده بودن نداره تا تفاوتش رو بشنوه.واسه همین هم بحث جذابی نیست.توانایی ها که کم نمیشن در طول تاریخ میشن؟مثلا ممکنه ۲۰۰ سال دیگه کسی نتونه فریاد بزنه؟
باز هم شاید هنوز سوال رو نفهمیدم.
در مورد بحث فرهنگ در فروم های خارجی:
شما وقتی نمیخوای بحث کنی‌ و با کمترین اطلاعات و از یک دریچه اشتباه و قیاس های مع الفارق وارد بحث میشی و قبول نمیکنی و حتی از تحقیق کردن سر باز میزنی میشی تنها فرد بی فرهنگِ اون فروم
نقطه🙂
 

Mahdi_31

عضو سایت
27/11/19
35
شما وقتی نمیخوای بحث کنی‌ و با کمترین اطلاعات و از یک دریچه اشتباه و قیاس های مع الفارق وارد بحث میشی و قبول نمیکنی و حتی از تحقیق کردن سر باز میزنی میشی تنها فرد بی فرهنگِ اون فروم
مگه من گفتم اطلاعاتم زیاده؟ سوالی که پرسیدم کاملاً بر مبنای تحقیق و تفکر هست و نمی‌دونم دقیقاً کجاش قیاس مع‌الفارقه؟ اتفاقاً آدم بسیار اهل مطالعه‌ای هستم و نسجیده چیزی نمی‌گم. یه آدمِ سرشناسی وسط یک بحث نوشته بود حتی با یک تلسکوپ خانگی هم میشه پرچم آمریکا رو روی سطح ماه دید. وقتی با دلایل علمی و مدرک بهش گفتم که حتی با تلسکوپ هابل، در خارج از جو زمین هم نمیشه شی‌ای با این ابعاد کوچیک رو در فاصلۀ 400 هزار کیلومتری زمین دید و برای دیدنش حداقل به تلسکوپی با قطر آینۀ 500 متر نیاز هست که تا الان ساخته نشده. به جای لایک کردن، رفت تو خط حاشیه.

اون آقا 4000 هزارتا فالور داشت و دیدگاه اشتباه اون بیشتر لایک خورد (چون خیلی از آدم‌ها واقعاً فکر نمی‌کنن)؛ ولی هیچ‌وقت اکثریت باعث نمیشه من قوۀ تعقلم رو به کار نگیرم. من اخترشناس نبودم ولی تونستم در محدودۀ چیزی که فهمیدم اظهار نظر کنم. کسی نمی‌تونه بگه چون من ستاره شناس نیستم نباید در این بحث‌ها شرکت کنم. بنابراین اینجا هم حق اظهار نظر در محدودۀ دانش فعلی‌ام رو دارم. اگه حرفی دارید بگید. بحث و مناظره‌های علمی چارچوب و قواعد خودشو داره. تمسخر و تحقیر، نشان دهنده ضعفه. به هر حال اینکه شما بگید من آدمِ بی‌فرهنگی هستم کمکی به بحث نمی‌کنه.

شاید اگه به شما بگن کرشندو و دکرشندو روی حتی یک نت پیانو عملی هست اونوقت شما پوست سرشون رو میکنین و میگین توی نرم افزار بهم ثابت کن.
این نشون میده که متوجه حرفم نشدید. کرشندو و دکرشندو چرا روی یک نت عملی نباشه؟ اتفاقاً خیلی هم منطقی و قابل اجراست. زمانی غیر عملی است که همزمان روی دو تا نت به صورت متفاوت انجام بشه. مثلا با دست چپ کرشندو و با دست راست دکرشندو. (یعنی وضعیت سخت‌ترِ بحث کنونی).

بله اجرای ۲ نت همزمان با دو ولوسیتی متفاوت ساده ترین کاری هست که میشه انجام داد و حتی تکنیک بالا هم نمیخواد.
این قسمت حرفتون نشون می‌ده که نسنجیده دارید حرف می‌زنید. فقط در یک حالت همچین کاری ممکنه و اون اینه که نت ها همزمان فرود نیان. در واقع اختلاف فرود دو تا نت اینقدر کم باشه (در حد میلی ثانیه) که ناهمزمانی اون‌ها به گوش نرسه.

اتصال کیبورد به DAW و انجام آزمایشی که گفتم بهترین روش برای اثبات مدعای من و رد ادعای شماست. حتی بتهوون هم بودید می‌گفتم برید این آزمایش رو انجام بدید. حاضرید تا فردا صبح با من بحث کنید ولی یک آزمایش علمی رو انجام ندید. این بهترین روشی است که خیلی چیزها رو به خودِ شما نشون میده و منظور من رو کاملاً درک خواهید کرد. مگه اینکه هدفتون بحث علمی نباشه و بخواهید به حاشیه بپردازید. من برای جلوگیری از حاشیه پردازی این آزمایش رو ترتیب دادم.
 
آخرین ویرایش:

mohammad rezaa

هنرمند
کاربر با تجربه
عضو سایت
30/8/14
645
29
مشهد
مگه من گفتم اطلاعاتم زیاده؟ سوالی که پرسیدم کاملاً بر مبنای تحقیق و تفکر هست و نمی‌دونم دقیقاً کجاش قیاس مع‌الفارقه؟ اتفاقاً آدم بسیار اهل مطالعه‌ای هستم و نسجیده چیزی نمی‌گم. یه آدمِ سرشناسی وسط یک بحث نوشته بود حتی با یک تلسکوپ خانگی هم میشه پرچم آمریکا رو روی سطح ماه دید. وقتی با دلایل علمی و مدرک بهش گفتم که حتی با تلسکوپ هابل، در خارج از جو زمین هم نمیشه شی‌ای با این ابعاد کوچیک رو در فاصلۀ 400 هزار کیلومتری زمین دید و برای دیدنش حداقل به تلسکوپی با قطر آینۀ 500 متر نیاز هست که تا الان ساخته نشده. به جای لایک کردن، رفت تو خط حاشیه.

اون آقا 4000 هزارتا فالور داشت و دیدگاه اشتباه اون بیشتر لایک خورد (چون خیلی از آدم‌ها واقعاً فکر نمی‌کنن)؛ ولی هیچ‌وقت اکثریت باعث نمیشه من قوۀ تعقلم رو به کار نگیرم. من اخترشناس نبودم ولی تونستم در محدودۀ چیزی که فهمیدم اظهار نظر کنم. کسی نمی‌تونه بگه چون من ستاره شناس نیستم نباید در این بحث‌ها شرکت کنم. بنابراین اینجا هم حق اظهار نظر در محدودۀ دانش فعلی‌ام رو دارم. اگه حرفی دارید بگید. بحث و مناظره‌های علمی چارچوب و قواعد خودشو داره. تمسخر و تحقیر، نشان دهنده ضعفه. به هر حال اینکه شما بگید من آدمِ بی‌فرهنگی هستم کمکی به بحث نمی‌کنه.


این نشون میده که متوجه حرفم نشدید. کرشندو و دکرشندو چرا روی یک نت عملی نباشه؟ اتفاقاً خیلی هم منطقی و قابل اجراست. زمانی غیر عملی است که همزمان روی دو تا نت به صورت متفاوت انجام بشه. مثلا با دست چپ کرشندو و با دست راست دکرشندو. (یعنی وضعیت سخت‌ترِ بحث کنونی).


این قسمت حرفتون نشون می‌ده که نسنجیده دارید حرف می‌زنید. فقط در یک حالت همچین کاری ممکنه و اون اینه که نت ها همزمان فرود نیان. در واقع اختلاف فرود دو تا نت اینقدر کم باشه (در حد میلی ثانیه) که ناهمزمانی اون‌ها به گوش نرسه.

اتصال کیبورد به DAW و انجام آزمایشی که گفتم بهترین روش برای اثبات مدعای من و رد ادعای شماست. حتی بتهوون هم بودید می‌گفتم برید این آزمایش رو انجام بدید. حاضرید تا فردا صبح با من بحث کنید ولی یک آزمایش علمی رو انجام ندید. این بهترین روشی است که خیلی چیزها رو به خودِ شما نشون میده و منظور من رو کاملاً درک خواهید کرد. مگه اینکه هدفتون بحث علمی نباشه و بخواهید به حاشیه بپردازید. من برای جلوگیری از حاشیه پردازی این آزمایش رو ترتیب دادم.
من جسارت نکردم مهدی جان و نگفتم شما بی فرهنگ هستین.شما فقط گفتین چون دایره لغاتم توی زبان تخصصی موسیقی کم هست اومدم اینجا والا میرفتم توی فروم خارجی چون فرهنگ خوبی دارن و غیره.
من فقط مثال زدم که واقعا اینطور نیست و منظور مثال من شخص شما نبود.
لازم به ازمایش نیست وقتی سال ها و حتی قرن ها این اتفاق افناده و منم طی تجربه نوازندگی که دارم تقریبا توی ۸ قطعه از هر ۱۰ قطعه ای که تمرین و مطالعش کردم با همچین چیزی برخوررد کردم.
ببینین مثالی که واستون میزنم رو با دقت بخونین:
توی یک موسیقی توی دست راست نت های سل لا و سی با انگشت های ۳ ۴ و ۵ اجرا میشن و همزمان توی همین دست نت های می فا سل.
به عبارتی دیگر نت های دوبل در حال اجرا هستن با فاصله سوم.
اما ملودی در اینجا بالاترین بخش هست و باید بیشتر شنیده بشن.
خب تمرین هایی برای اجرای این قسمت وجود داره که اگه اشتباه نکنم در کتاب نئوهاس باشه که چطور در اجرای دوبل نت بخش بالا یا حتی پایین رو بیشتر نشون بدیم.
در اینجا تمرین اول اجرا همزمان دوبل نت و برداشتن سریع نت پایینی هست.یا به عبارتی دیگر اجرای نت پایینی به صورت استکاتو(مقطع)
خب با ۱۰ بار انجام دادن این تمرین انگشت پایینی ما عادت میکنه که هنگام اجرا توی عمق کلاویه نره و انگشت بالایی نت رو عمیقا لمس کنه.
این تمرین رو اولین بار توی انوانسیون ۳ صدایی شماره ۷ از باخ باهاش مواجه شدم.چون اولین درس از ۳ صدایی ها این بود که استادم برای تمرین پیشنهاد کرد.
تمرین بعدی فرود اومدن با وزن بیشتر به روی قسمت سمت راست دستمون هست که توی کتاب گزه کین توضیح داده شده وخیلی هم کار سختی نیست.
بنابراین وقتی اجرای اقای گلن گولد یا شیف رو گوش میدیم از این انوانسیون صدای بالایی به شدت بیشتری اجرا میشه و اصطلاحا bold هست.
پس نیازی به تمرین و انجام ازمایش در یک نرم افزار هم نیست.حالا شما این تمرین ها رو انجام بدین شاید تغییر کرد.
مساله بعدی در مورد اجرای ۲ نت با دو دست متفاوت هست که خیلی هم ساده تر اجرا میشه.نت دست چپ رو که میخوایم ارام تر اجرا بشه با شدت فشار انگشت نمیزنیم.
اول انگشت لمس میشه و با وزن بازو و ارنج اون رو اجرا میکنیم.اینجا به شتاب چکش های کلاویه می رسیم:در اجرای پیانیسیمو چکش ها با شتاب کمتری به سیم برخورد میکنن.
و دست راست همزمان کلاویه رو با کمک نیروی جاذبه اجرا میکنه که باز هم در کتاب گزه کین مفصل شرح داده شده واینجا چون دست از بالاتر رها میشه و ضربه میزنه شتاب چکش ها بیشتر میشه و صدای قوی تری اجرا میکنه.
هزاران قطعه هست که میتونین گوش بدین تا متوجه بشزن. فردریک شوپن کلی والس داره که توی تک تکشون این اتفاق میوفته.وقتی دست راست صدای بیشتری داره و همزمان ملودی ها در دست راست با یک نت از باس اجرا میشن.
مهدی‌ جان شما زمانی میتونی بتهوون رو به چالش بکشی که حداقل نصف اون تمرین کردی و اطلاعات کافی داری اما شما داری حکم میدی که نمیشه.
من واسه این میگم تحقیق کن یا اصلا اگه میدونی نمیشه و ما در اشتباهیم دیگه چرا میای سوال میپرسی یا بحث رو ادامه میدی.من تا ۳۶۵ روز دیگه هم نمیزارم پست های شما توی این فروم اخرین پست باشه چون نمیخوام نظر شما در مورد این مساله روی حتی یک هنرجو تاثیر بزاره.
در ضمن کرشندو روی یک نت پیانو از نظر فیزیکی کاملا غیر ممکنه.من فقط خواستم واکنش شما رو بدونم که جالب بود و گفتین بله میشه و خوبم میشه!
البته توی نرم افزار حتما میشه.تو نرم افزار همه چی‌ممکنه .
 

Mahdi_31

عضو سایت
27/11/19
35
در ضمن کرشندو روی یک نت پیانو از نظر فیزیکی کاملا غیر ممکنه.من فقط خواستم واکنش شما رو بدونم که جالب بود و گفتین بله میشه و خوبم میشه!
یکی از روش‌های [غیر منصفانۀ] مباحثه اینه که اینقدر اصطلاحات فنی بیاری وسط که طرف مقابل از فرط بی‌تجربگی در اون اصطلاحات. بی‌خیال ادامۀ بحث بشه. ولی اینو بدونید کسی پیروزه که با زبان مخاطبش باهاش بحث کنه. به قول انیشتین زمانی چیزی رو فهمیدی که بتونی به مادربزرگت هم یاد بدی. به هر حال یک سری مباحث تو این پست مطرح کردید که هنوز بهشون نرسیدم و من فعلاً نمی‌تونم در مورد اونها صحبت کنم. مثل همین کرشندو که سرچ زدم نوشته «افزایش تدریجی شدت صدا». تصورم این بود که میشه یک نت رو به صورت مکرر، بار اول با فشار f مجدداً با فشار ff فشار داد که می‌گید نمیشه و برای اینکه بحث اصلی تاپیک به حاشیه کشیده نشه نمی‌گم چرا.

من این پست رو بوکمارک می‌کنم تا در آینده که اون مراجعی که گفتید رو بررسی کنم و دوباره بحث رو ادامه بدم. با این حال بعید می‌دونم امکان‌پذیر باشه. چون بحث ما صفر و یکی و کاملاً منطقیه. چیزی نیست که با مهارت بشه درستش کرد. من بودم اون دو تا نتی که قرار به صورت همزمان با ولوسیتی متفاوت زده بشه رو وصل می‌کردم به شوکر و از اون طرف به بدنِ نوازنده تا هر وقت مطابق اون شرایط نتونست بزنه بهش شوک وارد بشه :)

من حتی اگه نمی‌خواستم این بحث رو ادامه بدم به خاطر ادعای سنگینِ شما، این پست رو بوکمارک می‌کنم و یک کپی هم ازش تهیه می‌کنم (تا احیاناً اگه حذف شد) یک روزی نبش قبرش کنم و به دنیا بگم که تجربه، سن، مهارت، هیچ یک از این‌ها ملاک درست بودن یک حرف نیست و هیچ یک از این‌ها نباید اهرمی برای تمسخر و لفاظی برای مغلوب کردن نمایشی طرف مقابل باشه. تا بگم دلیل نمیشه که با بتهوون بحث نکنم چون نصفش بلد نیستم. هیچ می‌دونید چه جرمی در حق دانش و دانشجو مرتکب می‌شید وقتی بخواهید فقط برای زیر سوال نرفتن حرف اشتباهی که زدید یا تایید گفته‌های به‌حق یک مبتدی (یا نشکستن غرورتون) از یک کانال فرعی زمینش بزنید و ذهن مخاطب رو از اصل ماجرا دور کنید. امیدوارم که اینطور نباشه. اون روز خیلی دور نیست. در فروم‌های خارجی هم این بحث رو باز می‌کنم. جمع‌بندی‌اش رو منتشر می‌کنم.
 

mohammad rezaa

هنرمند
کاربر با تجربه
عضو سایت
30/8/14
645
29
مشهد
یکی از روش‌های [غیر منصفانۀ] مباحثه اینه که اینقدر اصطلاحات فنی بیاری وسط که طرف مقابل از فرط بی‌تجربگی در اون اصطلاحات. بی‌خیال ادامۀ بحث بشه. ولی اینو بدونید کسی پیروزه که با زبان مخاطبش باهاش بحث کنه. به قول انیشتین زمانی چیزی رو فهمیدی که بتونی به مادربزرگت هم یاد بدی. به هر حال یک سری مباحث تو این پست مطرح کردید که هنوز بهشون نرسیدم و من فعلاً نمی‌تونم در مورد اونها صحبت کنم. مثل همین کرشندو که سرچ زدم نوشته «افزایش تدریجی شدت صدا». تصورم این بود که میشه یک نت رو به صورت مکرر، بار اول با فشار f مجدداً با فشار ff فشار داد که می‌گید نمیشه و برای اینکه بحث اصلی تاپیک به حاشیه کشیده نشه نمی‌گم چرا.

من این پست رو بوکمارک می‌کنم تا در آینده که اون مراجعی که گفتید رو بررسی کنم و دوباره بحث رو ادامه بدم. با این حال بعید می‌دونم امکان‌پذیر باشه. چون بحث ما صفر و یکی و کاملاً منطقیه. چیزی نیست که با مهارت بشه درستش کرد. من بودم اون دو تا نتی که قرار به صورت همزمان با ولوسیتی متفاوت زده بشه رو وصل می‌کردم به شوکر و از اون طرف به بدنِ نوازنده تا هر وقت مطابق اون شرایط نتونست بزنه بهش شوک وارد بشه :)

من حتی اگه نمی‌خواستم این بحث رو ادامه بدم به خاطر ادعای سنگینِ شما، این پست رو بوکمارک می‌کنم و یک کپی هم ازش تهیه می‌کنم (تا احیاناً اگه حذف شد) یک روزی نبش قبرش کنم و به دنیا بگم که تجربه، سن، مهارت، هیچ یک از این‌ها ملاک درست بودن یک حرف نیست و هیچ یک از این‌ها نباید اهرمی برای تمسخر و لفاظی برای مغلوب کردن نمایشی طرف مقابل باشه. تا بگم دلیل نمیشه که با بتهوون بحث نکنم چون نصفش بلد نیستم. هیچ می‌دونید چه جرمی در حق دانش و دانشجو مرتکب می‌شید وقتی بخواهید فقط برای زیر سوال نرفتن حرف اشتباهی که زدید یا تایید گفته‌های به‌حق یک مبتدی (یا نشکستن غرورتون) از یک کانال فرعی زمینش بزنید و ذهن مخاطب رو از اصل ماجرا دور کنید. امیدوارم که اینطور نباشه. اون روز خیلی دور نیست. در فروم‌های خارجی هم این بحث رو باز می‌کنم. جمع‌بندی‌اش رو منتشر می‌کنم.
من گفتم نمیشه صدای ۲ تا نت رو پشت هم از کم به زیاد رسوند؟
ای بابا من که هرجوری توضیح میدم بدهکار و ظالم میشم تهش😁😁
من چه اشتباهی مرتکب شدم در مقابل کدوم کلام به حقِ شما؟😁
منو نه کسی اینجا میشناسه و نه اسم منو میدونن من چه نیازی به مغلوب کردن نمایشی شما دارم اخه؟مگه شما نوه ی ولادمیر هوروویتس هستین که من افتخار کنم به خراب کردن شما توی جمع؟من هدفم راهنمایی کردن شما هم نیست حتی.
من فقط دارم مینویسم که بقیه که به دردشون میخوره یاد بگیرن یا کتاب و قطعه هایی که معرفی میکنم به دردشون بخوره.
من چه ادعای سنگینی‌ کردم عزیز دل برادر؟من وقت گذاشتم و توضیح دادم و تهشم شدم کسی که اشتباه کرده حالا داره میپیچونه.چیو اشتباه کردم نمیدونم😁بگو تا روشن شه.
البته همون ۵ سال دیگه بگو😊
 

Mahdi_31

عضو سایت
27/11/19
35
من گفتم نمیشه صدای ۲ تا نت رو پشت هم از کم به زیاد رسوند؟
بله شما گفتید:
شاید اگه به شما بگن کرشندو و دکرشندو روی حتی یک نت پیانو عملی هست
این جمله هفت هشت ده پهلوست. هر کسی می‌تونه طوری برداشت کنه. در کنار این همه ادعا کمی هم نوشتن یاد بگیرید. فکر کنم خودت هم دو روز دیگه بیایی متوجه نشی چی گفتی.

من چه اشتباهی مرتکب شدم در مقابل کدوم کلام به حقِ شما؟
بدون فهمیدن، نطق کردن.

منو نه کسی اینجا میشناسه و نه اسم منو میدونن من چه نیازی به مغلوب کردن نمایشی شما دارم اخه؟ من فقط دارم مینویسم که بقیه که به دردشون میخوره یاد بگیرن یا کتاب و قطعه هایی که معرفی میکنم به دردشون بخوره
بله با این همه شکلک خنده کاملاً مشخصه که نیازی به بحث با من ندارید.
من پیشنهاد می‌کنم اگه قراره کتابی یا چیزِ مفیدی معرفی نکنید پاسخ ندید و با این همه شکلک وقت هنرجوها رو تلف نکنید و کلاس کاری خودتون رو پایین نیارید. تو پاسخ قبلی شبهه‌ای مطرح نکردم که به اذعان خودتون برای جلوگیری از سردرگمی هنرجوها، با این همه شکلک جواب بدید. آخه ادعای مفت تا چه حد 🤣

من چه ادعای سنگینی‌ کردم عزیز دل برادر؟
البته همون ۵ سال دیگه بگو
ادعای فرود آوردن همزمان دو نتِ دستِ راست و چپ با دو فشار متفاوت. البته این ادعای شما نیست. تو کتاب‌های تئوری هست و من می‌گم کاملاً اشتباه و برخلاف موازین علمی است. به زودی در این مورد توضیح میدم. مگه من می‌خوام پیانیست بشم که میگی 5 سال دیگه. صرفاً 4 تا کتاب تئوری است که به اندازۀ یک سر سوزن از کتاب‌های برنامه‌نویسی هم نمیشه.

افرادی مثل شما حکایت اون گیتاریست‌هایی هستن که فقط برای پز دادن، کاور گیتار رو میزارن رو پشتشون و وقتی باهاشون حرف می‌زنی به جز حرف‌های قلمبه سلمبه و افتخار کردن به دیگران، از خودشون هنری برای عرضه ندارن. شما هم احتمالاً از اون‌هایی هستی که تو پیانو به جایی نرسیدی و فقط همین جروبحث کردنه برات مونده. البته شما که عددی نیستی. بیر هم تو پیانو چیزی نشد و فقط یه کتاب ازش موند. خیالت راحت به 5 سال نمیکشه. اگه اولویت‌هایی به جز پیانو نداشتم، خوندن مباحث تئوری به دو سه روز هم نمی‌کشید. من هر هفته دو برابر اینو تو تکست‌های برنامه‌نویسی مطالعه می‌کنم. یعنی کتاب‌هایی که خوندم رو بزارم رو هم، دو سه برابر قد شما میشه 🤣
 

mohammad rezaa

هنرمند
کاربر با تجربه
عضو سایت
30/8/14
645
29
مشهد
بله شما گفتید:

این جمله هفت هشت ده پهلوست. هر کسی می‌تونه طوری برداشت کنه. در کنار این همه ادعا کمی هم نوشتن یاد بگیرید. فکر کنم خودت هم دو روز دیگه بیایی متوجه نشی چی گفتی.


بدون فهمیدن، نطق کردن.


بله با این همه شکلک خنده کاملاً مشخصه که نیازی به بحث با من ندارید.
من پیشنهاد می‌کنم اگه قراره کتابی یا چیزِ مفیدی معرفی نکنید پاسخ ندید و با این همه شکلک وقت هنرجوها رو تلف نکنید و کلاس کاری خودتون رو پایین نیارید. تو پاسخ قبلی شبهه‌ای مطرح نکردم که به اذعان خودتون برای جلوگیری از سردرگمی هنرجوها، با این همه شکلک جواب بدید. آخه ادعای مفت تا چه حد 🤣



ادعای فرود آوردن همزمان دو نتِ دستِ راست و چپ با دو فشار متفاوت. البته این ادعای شما نیست. تو کتاب‌های تئوری هست و من می‌گم کاملاً اشتباه و برخلاف موازین علمی است. به زودی در این مورد توضیح میدم. مگه من می‌خوام پیانیست بشم که میگی 5 سال دیگه. صرفاً 4 تا کتاب تئوری است که به اندازۀ یک سر سوزن از کتاب‌های برنامه‌نویسی هم نمیشه.

افرادی مثل شما حکایت اون گیتاریست‌هایی هستن که فقط برای پز دادن، کاور گیتار رو میزارن رو پشتشون و وقتی باهاشون حرف می‌زنی به جز حرف‌های قلمبه سلمبه و افتخار کردن به دیگران، از خودشون هنری برای عرضه ندارن. شما هم احتمالاً از اون‌هایی هستی که تو پیانو به جایی نرسیدی و فقط همین جروبحث کردنه برات مونده. البته شما که عددی نیستی. بیر هم تو پیانو چیزی نشد و فقط یه کتاب ازش موند. خیالت راحت به 5 سال نمیکشه. اگه اولویت‌هایی به جز پیانو نداشتم، خوندن مباحث تئوری به دو سه روز هم نمی‌کشید. من هر هفته دو برابر اینو تو تکست‌های برنامه‌نویسی مطالعه می‌کنم. یعنی کتاب‌هایی که خوندم رو بزارم رو هم، دو سه برابر قد شما میشه 🤣
البته من قدم ۱۸۷ هست.یعنی شما ۴ متر کتاب خوندین؟متری چند حساب کردین؟😁
شکلک گذاشتم که بدونی سر جنگ ندارم مهدی جان.
خب فردیناند بیر بالاخره جاودانه شد.ولو فقط با یک کتاب اموزشی !
ادم ها هرکاری میکنن برای جاودانگیه
من با کاور پیانوم مهمونی میرم معمولا.حالت شنل درستش میکنم😁
سعی من این هست که توی هر پستی‌که ارسال میکنم یک نکته اموزشی باشه تا هم واسه خودم مروری کرده باشم و هم پست بی ارزشی ننوشته باشم که فقط توهین باشه توش.
دلیل اینکه متوجه منظور بنده نشدین یه مقدارش هم به خودتون برمیگرده چون اطلاعات کافی ندارین.
در مورد افتخار کردن به بقیه هم اینو بگم که من سعی میکنم با دلیل مدرک حرف‌ بزنم چون صاحب نظر نیستم و فقط نقل قول میکنم تا مستند حرف‌زده باشم.
بله شما حتما پیانیست معرکه ای میشین چون هم از سن ۸ سالگی شروع کردین و هم ۴ متر کتاب خوندین.
در مورد نوشتن هم بله چون با موبایل تایپ کردم و فرصت ادیت نداشتم شاید جمله بندی ها غلط بوده و پوزش میطلبم ولی من نگفتم نمیشه کرشندو کرد😁😁
در مورد قضاوت کردن هم بگم که قضاوت به کلی چیز بدی نیست چون ما انسانیم و این قدرت رو داریم اما قصاوت اشتباه و زودهنگام واقعا کار درستی نیست.
همینطور توهین کردن.
من مطمئنم شما برنامه نویس خوبی هستین ولی وقتی وارد یه بحث جدید و یه درس جدید میشین قبلی رو بندازین دور چون کمکی بهتون نمیکنه تو این جدیده.
شما اختر شناس هم که باشی کمکی نمیکنه به موسیقی یاد گرفتنت.
امیدوارم پست بعدیتون رو ۵ سال دیگه ببینم.نه ۳ سال دیگه.تو این سایت خیلی ها بودن اومدن نوشتن ما ۶ ماه هست پیانو میزنیم و الان داریم اتود انقلابی شوپن رو واسه کنسرت اماده میکنیم😁
به هرحال اینجا همه چی ممکنه.چون کسی کسی رو نمیشناسه.شما هم ۲سال دیگه بیا بگو من تموم کردم موسیقی رو گذاشتم کنار.کی به کیه؟😁😁
 

Mahdi_31

عضو سایت
27/11/19
35
البته من قدم ۱۸۷ هست.یعنی شما ۴ متر کتاب خوندین؟متری چند حساب کردین؟😁
ماشاالله هیچی هم بدون جواب نمیزاری.
بله، تو کشوری که سرانۀ مطالعه‌اش 5 دقیقه بیشتر نیست بایدم تعجب کنی.
ماهی 4 کتاب میشه سالی 48 کتاب. برای خاطر شما می‌گیرم 40 کتاب.
ضخامت هر کتاب 2 سانت (که معمولاً بیشتره) میشه سالی 80 سانت.
بدون احتساب امسال، 7 ساله که دارم می‌خونم و می‌نویسم. یک سالم برای شما کم می‌کنم شد 480 سانت کتاب.
کتاب‌های PDF و درسی و رفرنس‌های آنلاین هم حساب نکردم.
آخه چرا قبل از حرف زدن فکر نمی‌کنید و همه چیز رو از دریچۀ کوچیک مغز خودتون می‌بینید. 😄

خب فردیناند بیر بالاخره جاودانه شد.ولو فقط با یک کتاب اموزشی
بله شما هم با این محاسباتت جاودانه شدی 🤣
نکته اینجاست که برای چی جاودانه بشی.
کاری که بیر انجام داد رو خیلی‌ها با متدهای جدیدتر در عین حال که پیانیست خوبی بودند آموزش دادند. آیا جاودانگی این دو تا رو برابر می‌دونید. آیا ارزش این‌ها رو یکی می‌دونید. باز تو بوق و کرنا نکن که من زحمات بیر رو زیر سوال بردم. خواهش می‌کنم کمی قبل از باز کردن دهان فکر کن. وقت برای فحش دادن هست. احیاناً اگه فحشی، چیزی یادت رفت مطرح کن که یک وقتی هنرجوها ضرر نکنن 😂

من با کاور پیانوم مهمونی میرم معمولا.حالت شنل درستش میکنم😁
آی باریکلا.

دلیل اینکه متوجه منظور بنده نشدین یه مقدارش هم به خودتون برمیگرده چون اطلاعات کافی ندارین.
باز که سر ... رو کج کردید به اون طرف. تو آخرین پست یک سری اصطلاحات و رفرنس‌ها آوردید که بدون بررسی اونها نمی‌تونم بحث رو ادامه بدم. از طرفی فعلاً پیانو اولویت اصلی من نیست. من روزی فقط یکی دو ساعت وقت تمرین دارم. کارهای دیگه‌ای هم هست. بنابراین نیازی نیست چیزی که خودم به شما گفتم رو بازگو کنید.

سعی من این هست که توی هر پستی‌که ارسال میکنم یک نکته اموزشی باشه تا هم واسه خودم مروری کرده باشم و هم پست بی ارزشی ننوشته باشم که فقط توهین باشه توش.
بله تو چند پست اخیر (و یحتمل در پاسختون به این پست) حسابی نکته‌های علمی نهفته است و اصلاً بویی از جروبحث و این‌ها هم نیست. مخاطب سوم شخص هم دو تا گوش دراز داره و یک دم بلند 🤣

در مورد نوشتن هم بله چون با موبایل تایپ کردم و فرصت ادیت نداشتم شاید جمله بندی ها غلط بوده و پوزش میطلبم
مثل سران دولتی پوزش نطلبید. قدم بردارید. وب فارسی به خاطر تنبلی و بهانه‌های واهیِ امثال شما به فنا رفته. اینطوری می‌خواهید زبان فارسی رو به دنیا معرفی کنید؟

بله شما حتما پیانیست معرکه ای میشین چون هم از سن ۸ سالگی شروع کردین و هم ۴ متر کتاب خوندین.
اگه از 8 سالگی شروع نکردید چیزی نمی‌شید 🤣
چه نکتۀ مفیدی! اینطوری به هنرجوها انگیزه میدید؟
عجب بینش احمقانه‌ای.
زنده باد.

اما قصاوت اشتباه و زودهنگام واقعا کار درستی نیست.
همینطور توهین کردن.
کاملاً درست.

من مطمئنم شما برنامه نویس خوبی هستین.
من خودم که اینطور فکر نمی‌کنم. علم غیب هم که دارید. بقیۀ چیزهایی هم که مطمئنید دقیقاً اینجوریه. 🤣

ولی وقتی وارد یه بحث جدید و یه درس جدید میشین قبلی رو بندازین دور چون کمکی بهتون نمیکنه تو این جدیده. شما اختر شناس هم که باشی کمکی نمیکنه به موسیقی یاد گرفتنت.
ممنون که من از تاریکی‌های جهالت نجات دادید. تا الان فکر می‌کردم چیزهایی مثل نسبیت انیشتین، فیزیک کوانتوم، برنامه‌نویسی و تاریخ معاصر و صدر اسلام به پیانو ربط داره. 😂

این حجم از خزعبلات رو چطوری تونستی به هم ربط بدی.
 

mohammad rezaa

هنرمند
کاربر با تجربه
عضو سایت
30/8/14
645
29
مشهد
ماشاالله هیچی هم بدون جواب نمیزاری.
بله، تو کشوری که سرانۀ مطالعه‌اش 5 دقیقه بیشتر نیست بایدم تعجب کنی.
ماهی 4 کتاب میشه سالی 48 کتاب. برای خاطر شما می‌گیرم 40 کتاب.
ضخامت هر کتاب 2 سانت (که معمولاً بیشتره) میشه سالی 80 سانت.
بدون احتساب امسال، 7 ساله که دارم می‌خونم و می‌نویسم. یک سالم برای شما کم می‌کنم شد 480 سانت کتاب.
کتاب‌های PDF و درسی و رفرنس‌های آنلاین هم حساب نکردم.
آخه چرا قبل از حرف زدن فکر نمی‌کنید و همه چیز رو از دریچۀ کوچیک مغز خودتون می‌بینید. 😄


بله شما هم با این محاسباتت جاودانه شدی 🤣
نکته اینجاست که برای چی جاودانه بشی.
کاری که بیر انجام داد رو خیلی‌ها با متدهای جدیدتر در عین حال که پیانیست خوبی بودند آموزش دادند. آیا جاودانگی این دو تا رو برابر می‌دونید. آیا ارزش این‌ها رو یکی می‌دونید. باز تو بوق و کرنا نکن که من زحمات بیر رو زیر سوال بردم. خواهش می‌کنم کمی قبل از باز کردن دهان فکر کن. وقت برای فحش دادن هست. احیاناً اگه فحشی، چیزی یادت رفت مطرح کن که یک وقتی هنرجوها ضرر نکنن 😂


آی باریکلا.


باز که سر ... رو کج کردید به اون طرف. تو آخرین پست یک سری اصطلاحات و رفرنس‌ها آوردید که بدون بررسی اونها نمی‌تونم بحث رو ادامه بدم. از طرفی فعلاً پیانو اولویت اصلی من نیست. من روزی فقط یکی دو ساعت وقت تمرین دارم. کارهای دیگه‌ای هم هست. بنابراین نیازی نیست چیزی که خودم به شما گفتم رو بازگو کنید.


بله تو چند پست اخیر (و یحتمل در پاسختون به این پست) حسابی نکته‌های علمی نهفته است و اصلاً بویی از جروبحث و این‌ها هم نیست. مخاطب سوم شخص هم دو تا گوش دراز داره و یک دم بلند 🤣


مثل سران دولتی پوزش نطلبید. قدم بردارید. وب فارسی به خاطر تنبلی و بهانه‌های واهیِ امثال شما به فنا رفته. اینطوری می‌خواهید زبان فارسی رو به دنیا معرفی کنید؟


اگه از 8 سالگی شروع نکردید چیزی نمی‌شید 🤣
چه نکتۀ مفیدی! اینطوری به هنرجوها انگیزه میدید؟
عجب بینش احمقانه‌ای.
زنده باد.


کاملاً درست.


من خودم که اینطور فکر نمی‌کنم. علم غیب هم که دارید. بقیۀ چیزهایی هم که مطمئنید دقیقاً اینجوریه. 🤣


ممنون که من از تاریکی‌های جهالت نجات دادید. تا الان فکر می‌کردم چیزهایی مثل نسبیت انیشتین، فیزیک کوانتوم، برنامه‌نویسی و تاریخ معاصر و صدر اسلام به پیانو ربط داره. 😂

این حجم از خزعبلات رو چطوری تونستی به هم ربط بدی.
.نشسته حساب کتاب میکنه😁
"خزعبلات"
"احمقانه‌"
"سر ... رو کج کردید"
"دریچۀ کوچیک مغز خودتون"
"ادعای مفت"

این ها ادبیات شماست.
و در جواب راهنمایی های من و فرهود و یوسف یه مشت حرف بی معنی تحویل دادی.

اون رفرنس هایی که من دادم تو نمیتونی‌بررسی‌کنی.نه الان نه ۱۰ سال دیگه و نه حتی ۱۰۰ سال دیگه.از کسی هم کمک بگیری بازم نمیتونی بررسی کنی😉
من اصلا هدفم راهنمایی تو نبود. گفتم اگه کسی سرچ کنه به این مطالب برسه.
تو فقط یه entertainment بودی این وسط که با کمکش میشه اطلاعات رو تقسیم کرد.هم جنبه فان داره هم اموزنده.البته تو یه اینترتیمنتِ مفید ولی بی ادبی بودی😁
دوستان عزیز پرشین موزیکی من:
من واقعا متاسفم که این تاپیک هی بالا میاد و نکات اموزندش هم تموم شده .
امیدوارم این تاپیک بسته بشه یا جلوی فحاشی و توهین ها گرفته بشه.
من از طرف‌ خودم از تک تکتون عذر میخوام(بجز مهدی چون دوسش‌ندارم 😁)
امیدوارم من رو ببخشین.واقعا وارد حاشیه نشدن سخته.
 
وضعیت
موضوع بسته شده است. (فقط مدیران امکان ارسال پست جدید در ادامه تاپیک را دارند)

صفحه ما در اینستاگرام

بالا