راستی ..... یادم نمیاد!

شروع موضوع توسط majidkeyan ‏29/10/14 در انجمن اشعار کاربران

تاپیک راستی ..... یادم نمیاد! تالار اشعار کاربران در persian-music.org.

  1. majidkeyan

    majidkeyan عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏28/6/14
    ارسال ها:
    224
    جنسیت:
    مرد
    شغل :
    ترانه سرا
    محل سکونت:
    تهران
    امتیازات:
    +374 / 0 / -0
    اپیزود یکم
    دکتر نوشته ، روی یه کاغذ
    روزی سه وعده ، از قرصِ آبی
    دکتر نوشته ، کپسول زردو
    وقتی که خوردی باید بخوابی

    هنگامِ حمله ، قرص سفید و
    زیرِ زبونم ، باید بذارم
    آروم بمونم ، تا حمله رد شه
    تو حمله ، جز این ، راهی ندارم

    تاکید میکرد ، چشمم نباید
    خیره بمونه ، رو هیچ چیزی
    از وقتی رفتی ، حالم خرابه
    دکتر که میگه ، خیلی مریضی

    هر لحظه یک قرص ، هر لحظه یک رنگ
    از رنگ و ساعت ، کی میشم آزاد؟
    راستی ببینم! ، قرصامو خوردم ؟!
    یادم نمیاد ، یادم نمیاد...!

    اپیزود دوم

    از خونه بدجور ، هستم فراری
    از خونه قلبم ، بیزاره ...بیزار!
    الآن سه ساله ، سی روز در ماه
    از شیش تا ده ، میرم سرِ کار

    چشمام ،عادت ، کردن به این که
    خیره بمونن رو نقطه ی جوش
    تکرارِ حمله ، هر روز میگه
    باید به حرفِ ، دکتر بدم گوش

    چشمم میسوزه ، مثلِ قدیما
    از شدّتِ نور ، تو جوشکاری
    سیبِ زمینی ، رو پلکِ چشمم*
    کاش مثلِ قبلا ، میشد بذاری

    تو درد چشمام ، یاد تو هستم
    مثلِ مُسَکّن ، میمونه این یاد
    راستی ببینم! ، قرصامو خوردم؟!
    یادم نمی یاد ، یادم نمی یاد...!

    اپیزود سوم

    نزدیکِ صبحه ، خوابم نبرده
    بیدارم امّا ، چشمامو بستم
    جیر جیرِ لولا ، ناخن کشید از
    شب تا به الآن ، رو ذهنِ خستم

    از درد تا صبح ، بیدار موندم
    تو خواب و بیدار ، تویِ خیالت
    حالا که نیستی ، هر شب به جایِ
    تو.. دورِ این سر ، میپیچه شالت

    از فیس فیسِ ، جارو تو کوچه
    معلوم میشه ، وقتِ نمازه
    پیراهنت رو ، سجّاده کردم
    قامت ببندم؟ ، میدی اجازه؟

    تو سجده موندم ، رفتم تو فکرت
    سجّاده بوی ِ ،عطرت رو میداد
    راستی ببینم ! ، قرصامو خوردم؟!
    یادم نمی یاد ، یادم نمی یاد...!

    اپیزود چهارم

    خوابم گرفته ، می ترسم از خواب
    خیره نشستم ، تو عکسِ زیبات
    در میزنن..در! ، میگم فلانی
    لیلا دوباره ، اومد ملاقات

    لیلا صبوره ، مثلِ خودِ تو
    لیلا شبیهِِ ، عکسِ تو قابه
    میگه چرا باز ، بیداره بابام؟
    میگم نمیخواد ، بابا بخوابه

    سرفم گرفته ، بیتابه لیلا
    از سرفه ی من ، میترسه بیخود
    میپرسه از من ، قرصاتو خوردی؟
    باداد میگه ، قرصت تموم شد ...!

    باید بخوابم ، خوابم گرفته
    لیلا تو گوشم ، با گریه میگه
    بیدار باشم ، دکتر تو راهه
    میگه نگام کن ، یک بارِ دیگه

    چشمامو بستم ، حالم عجیبه
    قلبم گمونم ، از کار افتاد
    راستی ... ببینم ، قرصامو خوردم؟!
    یادم نمی یاد ، یادم نمی یاد

    *:قبلا وقتی چشم جوشکارا رو نور میزد ، برای التیام درد و سوزشش ، یه سیبزمینی رو نصف میکردن ، و نیم رو این چشم و نیمی، رو اون چشم میذاشتن.​
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 12
  2. M.HAJI

    M.HAJI عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏13/12/10
    ارسال ها:
    259
    محل سکونت:
    پارس
    امتیازات:
    +214 / 0 / -0
    نرم افزار:
    adobeaudition, flstudio
    فوق العاده بود
    من كه خيلي خوشم اومد
    عالي بود متنش و قصه خيلي قشنگي بود
    دوست داشتم كارتو
    موفق باشي
    از اين دست كارا بازم بزار
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 1
  3. majidkeyan

    majidkeyan عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏28/6/14
    ارسال ها:
    224
    جنسیت:
    مرد
    شغل :
    ترانه سرا
    محل سکونت:
    تهران
    امتیازات:
    +374 / 0 / -0
    مفتخرم به اینکه از ترانم خوشتون اومد ، کمال سپاس رو ازتون دارم دوست عزیز3>
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 1
بارگذاری...