حسرت

  • شروع کننده موضوع mehrana
  • تاریخ شروع
7/9/09
10
6
0
«حسرت»


دلم را آتشی افروخت

تنم را نیمه جان بگذاشت

نگاهم را که عاشق بود

به دستش بر زمین انداخت

دلم دیوانه شد فریاد

شبم افسرده تر تا صبح

سکوتم دیدگانم را

برای رفتنش می شست

کشیدم آهی و خوردم

از این تنهایی ام حسرت

ندیدم عاقبت خود را

در آرامش در آغوشت

ازین دل بی گمان هرگز

بدان هرگز نخواهی رفت

از این شب در دلم آهی

پر از غصه ست پر از حسرت

«مهرانا»
 
آخرین ویرایش توسط یکی از مدیران:
17/8/09
55
12
0
نوشهر
مهرانای عزیز ورودت رو به سایت تبریک میگم.
شعر بسیار زیبا و لطیفی بود و البته غم انگیز.:smile (67):
خوشحالم که به جمع ما پیوستی. منتظر نوشته های زیبای شما هستم.
موفق باشید.
 
29/5/09
150
26
0
تهران
اولین شعری بود که تو این سایت ازش خوشم اومد(نظر شخصیه دیگه ....:smile (33):)
کارت خیلی قشنگ بود
منتظر کارهای بیشتر از شما هستم
 
17/8/09
55
12
0
نوشهر
حسرت


مهرانای عزیز با خوندن شعر قشنگت منم یه جوابیه نوشتم که حرف دلمه. به قشنگی شعر شما نیست ولی ارزش خوندن داره

دلم را آتشی افروخت............ تنش را آتش افروختم
تنم را نیمه جا ن بگذاشت........ به او جانی دگر دادم
نگاهم را که عاشق بود.......... نگاهی را که عاشق خواند
به دستش بر زمین انداخت......... ز جانم بال و پر دادم

دلم دیوانه شد فریاد .............دل دیوانه اش افسوس
شبم افسرده تر تا صبح.......... ز قلبم بی خبر دل کند
سکوتم دیدگانم را.............. سکوتش آتشم می زد
برای رفتنش می شست.............. دلم را کرد به عشقش بند

کشیدم آه ی و خوردم........... ولی افسوس که او رفتو
از این تنهایی ام حسرت............. نصیب من شده حسرت
ندیدم عاقبت خود را......... به او آرامشی دادم
در آرامش در آغوشت........... ولی بی عشق از اینجا رفت

از این دل بی گمان هرگز........... از این قلب پر از احساس
بدان هر گز نخواهی رفت......... بدان هرگز نخواهی رفت
از این شب در دلم آهی............ درون قلب من زین پس
پر از غصه ست پر از حسرت........... پر از غصه ست، پر از حسرت
مهرانا........................................ ندا
 
آخرین ویرایش توسط یکی از مدیران:
7/9/09
10
6
0
باید تورا پیدا کنم شاید هنوزم دیر نیست !
مطمئنا کسایی که این جوابیه رو می خونن به عمق حسرت به وجود اومده پی میبرند . . .
نباید به بعضی از شعرها فقط به عنوان یه شعر نگاه کرد .
ندا جان احساس درونت رو میفهمم و از این که میفهمیم خیلی خیلی خوشحالم !
و ممنونم . . .
 

Amirreza

هنرمند
15/8/09
38
3
0
Shiraz,Kish
facebook.com
هر دوتا شعر خیلی قشنگ بود ...
فقط کاش جوابیه جوری بود که به صورت جدا هم مثل خود شعر معنی میداد... اگه اینجوری بشه برنامه ها برا این شعر دارم :d
تبریک میگم اول به مهرانا و بعد به ندا
 

alame

هنرمند
عضو سایت
8/6/09
128
29
28
کرج
دوست عزیز جسارت نشه من این کار رو ترانه ندیدم اصلا وزن خواستی نداره
در ضمن اون کار من یه کار بداه نوازی نه آهنگ سازی شما به من یه جمله(دقت کنید جمله) بدید که اصلا فکر نمی کنید این یه کار بشه من باز براتون ازش کار می شازم(اینو جدی گفتم می تونید تست کنید) من اگر ترانه بخوام از ذوستانم شبیه شایا تجلی وحید(رحمتی) و یا کیمیای عشق ایران استاد صفایی همدانی می گیرم هدف من برای این کار این بود که یه تفکر آهنگسازی برای ذوستانمون بدم که این نشه که فقط بگیم قشنگ بود و ازش رد بشیم
من قسمت بدی نداشتم با این حال معذرت خواهی می کنم

عشق پاک آمدنی باشد آموختنی نیست
عاشق دوست شرر دارد و افروختنی نیست
با تیغ دو ابرو دل اگر پاره شد آن دل
با سوزن نخ پارگی اش دوختنی نسیت


وقتی دلم گرفته بود به استاد سر زدم استادم این دو بیت با ستارشون برام زدن وخوندن
 
29/9/09
15
0
1
سلام، شعر بسیار زیبایی بود، میخواستم ازت اجازه بگیرم تا برای آهنگی که ساختم از شعرت استفاده کنم، بعد از اتمام کار میذارم تو سایت تا خودتم گوش کنی، موفق باشی دوست من.
 

Khojasteh

هنرمند
4/10/09
134
9
18
سپاهان
شعر واقعا دلنشینی بود و سراسر احساس من فقط یک نکته در آن دیدم اینکه در تمام ابیات وزن با دقت و روانی رعایت شده بود مگر در بیت آخر که جسارتا میتوانست اینگونه باشد:

ازین دل بی گمان هرگز
بدان هرگز نخواهی رفت

از این شب در دلم آهی
پر است از غصه و حسرت

ولی بازهم میگم بسیار احساسی بود
پیروز و سربلند باشید.
 
سلام به تويي كه اين گونه پر از احساسي

به حست تبريك ميگم و اميدوارم كه اين حست تخيلي بوده باشه نه يادگار از يه خاطره ي ...

در كل نظر شخصيم اينه كه پر احساس بود و ملموس

چند نكته البته تا اجازهي خودت و اساتيده گرامي :

دلم دیوانه شد فریاد

شبم افسرده تر تا صبح

سکوتم دیدگانم را

برای رفتنش می شست به نظر من فوق العادست اما :


به دستش بر زمین انداخت به اندازه باقي قسمتها قوي نيست و در مقابل :

ازین دل بی گمان هرگز

بدان هرگز نخواهی رفت


بي نظيره و واقعاُ جاي تحسين داره

در كل شعرت رو دوست دارم خسته نباشي
 
25/4/10
8
0
0
کار قشنگی بود . مفهموم خوبی داشت . لذت بردم . آفرین