حرف عشق

daghebabak

ترانه سرا
هنرمند
شعر ظلمت تو دلامون مرگ و حسرت تو هوامون

غربت جنون رسيده حرف آخر رو لبامون

حرفي كه از دل رسيده غربت به جوون خريده

مي گه از خوبي دنيا از دل عاشق رسيده

توي پائيز و زمستون مي تونه بهار بياره

تو دل صحرای تشنه مي تونه بارون بكاره

حرفي كه مثل دوا بود واسه آدماي زخمي

مثل آفتاب و غزل بود توي روزگار برفي

كوچه باغ زرد و خسته دوباره سبز و قشنگ شد

بوي باروت و سياهي دوباره رفت و سحر شد

حرف اخر با هم بخونيم بخونيم تا گل بمونه

بمونه تو روزگار و از دل و از عشق بخونه

حرف آخر حرف عشقه حرفي كه این دل نوشته

رنگ و قامتش قشنگه آخه اون از دل سرشته
 
24/8/09
41
0
0
خیلی جالب بود
ولی به نظرم یه کمی ناقصعه
مخصوصا آخرش یه جورایی بد تموم میشه