تمنا

daghebabak

ترانه سرا
هنرمند
توئی شه بانوی قصه توئی حرف روی لبهام
توئی تکرار غزل خوون توئی ته مونده رویام
واسه گلدون نگاهت یه بغل ترانه دارم
توی مهمونی شبهات من همون پر داز ستارم
ای تو تک ستاره این آسمون قلب تیرم
توی دام عشق نابت من همون تنها اسیرم
تو بزار تا من بمونم توی آسمون عشقت
اسم تو باشه رو لبهام توی یادم پر شعرت
من به یمن دیدن تو میخونم نماز آیات
اخه خورشید نگاهم مرده از طرز نگاهات
ترس رفتن توی قلبم میکوبه میخ جدائی
آخه تو جرات نوری توی ظلمت و سیاهی
ولی گرمای وجودت ترس از دلم جدا کرد
دلم و با رنگ چشمات تازه و پر از صدا کرد
 
  • تشکر
واکنش‌ها: 1 نفر