بی تو...

  • شروع کننده موضوع Cyber
  • تاریخ شروع
28/6/10
1
0
0
بي تو يه لحظه طاقت ندارم نميخوام بمونم

صدام در نمياد بي تو نميخواد که بخونم
خونه پر شده از ياد چشاي بي نشونت

نبودت منو ميکشه آخه دردت بجونم
ديگه نيستي که سر روي دوتا شونت بذارم

تو آغوشم بگيري تا منم کم کم بخوابم
حالا که رفتي و من بي تو موندم مهربونم

ديگه تنها شدم عشق و خوشي رفت از کنارم
بي تو بهتره که کور بشم و چيزي نبينم

نور چشام تو بودي که پريدي نازنينم
قسم خوردم که تا وقتي تو رو پيدا نکردم

يه لحظه کم نيارم نشکنم هرگز نشينم
بيا برام بخون بدجوري دلتنگ صداتم

پريشونم که محروم شده از اون روي ماتم(ماهتم)
بذار بگم بهت بي تو چقدر خرابه حالم

بدون ديوونه و مجنون اون چشم سياتم
از اين روزاي بي تو بخدا من سير سيرم

بهت قول ميدم از فلک برات تقاص بگيرم
توام هرجا که هستي برو و واسم دعا کن

دعا کن که نباشم بي تو ومنم بميرم
ديگه بي تو تو آسمون ندارم يه ستاره

تو تکيه گاه من بودي برام بودي يه سايه
دارم آب ميشم از دوري تو بذار بميرم

آخه از دوري تو مردن اشکالي نداره
آرزو ميکنم دوباره دستاتو بگيرم

به چشمات خيره شم بازم کنار تو بشينم
اونقدر بي تو روزگار من سياه و سرده

که آرزو دارم هرلحظه مرگمو ببينم


ترانه سرا:محمد محمدی