بررسی موسیقی پاپ قبل و بعد از ١٣٥٧

شروع موضوع توسط shahram_er ‏3/2/10 در انجمن موسیقی ایران

تاپیک بررسی موسیقی پاپ قبل و بعد از ١٣٥٧ تالار موسیقی ایران در persian-music.org.

  1. shahram_er

    shahram_er عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏17/1/10
    ارسال ها:
    53
    محل سکونت:
    اصفهان
    امتیازات:
    +4 / 0 / -0
    نرم افزار:
    با سلام

    خواهش میکنم نظرتون رو در سه بخش زیر بفرمایید.

    1- آهنگسازی(خلق ملودی های جدید ، لحن های مختلف آهنگسازان و...)

    2 -تنظیم (ارکستراسیون ، تنظیم های خاص سازهایی مـثل گیتارباس ،درام و...)

    3- ترانه (مضمون ترانه ها، سیر تکاملی شعرا در بیان دیدگاههای اجتماعی و...)
     
  2. Omid-Mohebbi

    Omid-Mohebbi تیم مدیریت مدیر کل

    تاریخ عضویت:
    ‏29/5/09
    ارسال ها:
    7,744
    جنسیت:
    مرد
    محل سکونت:
    بندرعباس
    امتیازات:
    +7,799 / 2 / -6
    نرم افزار:
    cubase, sonar
    اگه بخوام خيلي خلاصه بگم موسيقي پاپ فعلي ما مديون اساتيد و پيشكسوتان موسيقي گذشته هستش.
    در حال حاضر گاها كپي هاي ناشيانه ايي از كارهاي قديمي رو ميبينيم كه در مقابل كارهاي قديمي واقعا ضعيف هستن.
    اونها با كمترين امكانات بيشترين و بهترين كارها رو انجام ميدادن.
     
  3. shahram_er

    shahram_er عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏17/1/10
    ارسال ها:
    53
    محل سکونت:
    اصفهان
    امتیازات:
    +4 / 0 / -0
    نرم افزار:
    از ترانه شروع می کنم

    قسمت اول:

    برای بالا بردن سطح جهان بینی جامعه یا به عبارتی برای مقابله با تزریق خرافات در اذهان عمومی ، باید شروع به آموزش فکر کردن به جوون ونوجوون کرد.
    این به این معنیه که یه نفر همه چیزها رو بشنوه بعد حلاجیش کنه بعد یا قبول کنه وعمل کنه یا رد کنه و نره طرفش.حالا اولین مشکل اینه که از بچگی یادت ندند که می تونی راجع به همه چیز فکر کنی و این دقیقا همون اتفاقیه که داره میافته .
    من با همین مقدمه ساده وارد بحث خودمون میشم یه هنرمند باید یه ذره بینی باشه که روی ناهنجارای جامعه بزرگنمایی میکنه حالا یا راه حل اونرو بلده که ارایه می ده یا بلد نیست که فقط میگه : ما توی جامعمون این مشکل رو هم داریم. ( مثل مخملباف ، میلانی ، جنتی عطایی ،شهریار قنبری و...)
    خب پس اول ترانه سرا (هنرمند) چیزی رو می بینه که بقیه ندیدند یا اگر دیدند زاویه دیدشون فرق داشته (خیلی مهمه) ،بعد میادلحن گفتنش و با شرایط روز ،سانسور وسطح درک عمومی و...میسنجه وبعد ارایه میده.

    "بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو وجب خاک مال من هر چی می کارم مال تو"​

    این یک شوک برای شنونده است ،اولین سوال اینه که چرا شاعر راضی شده که ماحصل زحمتشو ببرن ولی ریشه رو حفظ کنه؟ شاید ریشه رو برای این روزها حفظ کرده:
    "گيرم كه در باورتان به خاك نشسته ام و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهاتان زخم دار است با ریشه چه می کنید؟"​
    به همین سادگی شروع فکر کردن در شنونده شکل می گیرد ، در بیت آخر شاعر راه حل خودش رو هم ارایه می کنه :

    "نباید مرثیه گو باشم واسه خاک تنم تو آخه مسافری خون رگ اینجا منم"
    "تن من دوست نداره زخمی دست تو بشه حالا با هر کی که هست هر کی که نیست داد میزنم"​
    شنونده میتونه حرفای هنرمند رو جدی بگیره دنبال راه حل بگرده و... یا اینکه اصلا موضوع رو قبول نکنه که به این میگن آزادی عقیده .
     
    آخرین ویرایش توسط یکی از مدیران: ‏3/2/10
  4. Persian

    Persian عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏25/1/10
    ارسال ها:
    83
    امتیازات:
    +6 / 0 / -0
    نرم افزار:
    اگر امکانات الان در دست اون قشر بود یا اون قشر الان زندگی میکردن حالا دیگه وضع موزیک ما این نبود
     
  5. siiro

    siiro عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏29/12/09
    ارسال ها:
    414
    محل سکونت:
    شهرکرد
    امتیازات:
    +94 / 0 / -0
    نرم افزار:
    adobeaudition, flstudio, nuendo
    راستش احساسی که اون موقع تو کارها بود الان دیگه نیست
    من شدیدا با کارهیا واروژان و بابک بیات حال میکنم
    البته اول فکر میکردم واسه اینه که کارهای قدیمیه و انسان به صورت ناخداگاه گذشته رو دوست داره
    ولی یادمه زمای که آلبوم فقط نگاه میکنم حامی اومد به محض گوش کردن ماهی دلتنگ باز هم همون حس بهم دست داد واسم خیلی جال بود که آهنگ ساز این قطعه کیه که با کمال تعجب دیدم واروژان!

    تنظیم احساس میکنم خیای افت نکرده بلکه یه جاهایی بهتر هم شده
    نوازنده گی بیس و درامز با وجود بابک ریاحی پور و دارا دارایی و یا عین اله کیوان شکوه بهنام ابطحی و همون غفاری بهتر شده
    در مرود ترانه نظر شخصیم اینه که جنس ترانه ها عوض شده
    کسی دیگه از اوم جنس کمتر میگه
    ترانه های جدید رو به سادگی و راحت فهم تر شدن دارن میرن

    البته این نظر من بود:smile (70):
     
  6. shahram_er

    shahram_er عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏17/1/10
    ارسال ها:
    53
    محل سکونت:
    اصفهان
    امتیازات:
    +4 / 0 / -0
    نرم افزار:
    از ترانه شروع می کنم

    قسمت دوم:

    در ترانه ایجاد فضای تاثیرگذار برای شنونده وبعد تزریق فکر مربوطه توی ذهن شنونده جزو مهمترین کارهاست.

    "آبی دریا قدغن شوق تماشا قدغن عشق دو ماهی قدغن با هم و تنها قدغن"

    شاعر بانقض لازم وملزوم شنونده را به دنبال خودش می بره.

    اینم یه شروعه اکشن برای جذب مخاطب:

    "سال سقوط سال فرار سال گريز و انتظار فصل شـــــكفتن فلز سال سياه دوهزار"
    "سال سقوط عاطفه تا بي‌نهـايت زير صفر نهايت معراج ذهن انديشه تفسير صفر "
    این قضیه درست مثل شروع یه فیلمه ، اگه توی 10 دقیقه اول مخاطبش رو جذب کرد که فبها ،وگرنه بااین حجم فیلم در دسترس مطمینا مخاطب جذب یه فیلم دیگه می شه.

    اینم یه شروعه فوق العاده:

    "آسيمه سر رسيدي از غربت بيابان دلخسته ديدمت در آوار خيس باران"

    پس شروع خوب وفضا سازی میتونه مخاطب را وادار به گوش دادن کنه. این همون بحث فروش گیشس برای فیلم به عبارتی اگه نتونی مخاطب را در اول کار جذب کنی هرچی ام که قطعه هنری باشه بازم تاثیرش تو جامعه خیلی کم میشه.
     
    آخرین ویرایش توسط یکی از مدیران: ‏11/2/10
  7. shahram_er

    shahram_er عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏17/1/10
    ارسال ها:
    53
    محل سکونت:
    اصفهان
    امتیازات:
    +4 / 0 / -0
    نرم افزار:
    قسمت سوم:

    در قسمت دوم یه کمی راجع به فضاسازی در ترانه صحبت کردیم ، حالا وارد بحث "تزریق فکر " میشیم، اول بگم این قسمت یک ایدولوژی شخصیه که ترانه سرا به اون اعتقاد داره واون رو به عنوان رسالت هنریش به جامعه ارایه میده این ایدولوژی میتونه درست باشه میتونه غلط ، مثلا بعضی از تعاریفی که در ادبیات کلاسیک ما ارایه شده امروزه در روانشناسی بالینی نقض میشه (یکی از اون تعاریف :عشق یک طرفس مثل لیلی و مجنون ) .
    پس ترانه سرا بعداز فضاسازی شروع میکنه عقایدش رو به مخاطب القا کنه، اینجا سروکله فیلترهای مختلف (مثل سانسور،مجوز شعر و...)پیدا میشه. اولین اختلاف قبل وبعد از 1357 نوع فیلترهای اعمالیست .

    اتفاقی که بعد ازآزادی موسیقی پاپ افتاد این بود که فضا سازی (رنگ آمیزی ارکسترها) مثل قبل از 1357 انجام گیرد(خشایار اعتمادی (داریوش) ،قاسم افشار( ابی) ،حسین زمان (ستار) ، محمد اصفهانی (معین)
    حتی خواننده ها هم همون رنگ صدا رو داشتند ،حتی شعرها همون کلمات رو دارند:


    من بهارم تو زمین،من زمینم تو درخت،"​


    من درختم تو بهار ناز انگشتای بارون تو باغم میکنه​


    میون جنگلا تاقم میکنه​


    تو بزرگی مثل شب اگه مهتاب باشه یا نه،​


    تو بزرگی مثل شب​


    خود مهتابی تو اصل خود مهتاب"​

    همینطور که می بینید حرف خاصی نمیخواد بزنه . البته از این موردها زیادن :

    "آرزو دریای شوره دریای شور زندونه ماهه

    ماهیا تشنه ترینن روی لباشون آهه وآهه
    بخت ماهیا سیاهه سکه نقره و طلا
    بند دل شاه و گدا گزندعیبه
    بخشش و مهر و وفالطف و صفا سمند غیبه
    نازنین سمند رو زینکن مردای مرد رو گزین کن "​




    یا همون فضا سازی رو به یه شکل دیگه:

    " هرچی آرزوی خوبه مال تو هرچی که خاطره داری مال من

    روزهای عاشــقونه مال تو این شبهای بی قراری مال من"​




    "بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو وجب خاک مال من هر چی می کارم مال تو"​

    و البته نتیجه گیری ترانه سرا پس از گذشتن از سانسور:

    "برای آخــــــــــرین بار خــــــدا کنه بباره

    توی این شب کویری یه قطره از ستاره "​



    در مقایسه با :

    "تن من دوست نداره زخمی دست تو بشهحالا با هر کی که هست هر کی که نیست داد میزنم"​


    نتیجه : ​


    سانسور ، باید ها ونبایدها ،ترانه برای مجوزودیگر فیلترها ترانه سرایی در ایران را به سوی ماکت سازی بی هدف پیش خواهد برد.​
     
    آخرین ویرایش توسط یکی از مدیران: ‏11/2/10
  8. spi

    spi عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏27/8/09
    ارسال ها:
    31
    محل سکونت:
    karaj
    امتیازات:
    +1 / 0 / -0
    نرم افزار:


    موافقم پنجاه در صد ترانه كه كاملا بي محتوا و ... كه بحثشون جداست اما پنجاه در صد ديگه هم كه توان زدن حرفاي جديد رو دارند به خاطر سانسور و بايد و نبايد و ..... دارن قرباني ميشن ......
     
  9. shahram_er

    shahram_er عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏17/1/10
    ارسال ها:
    53
    محل سکونت:
    اصفهان
    امتیازات:
    +4 / 0 / -0
    نرم افزار:
    قسمت چهارم:

    راجع به آهنگسازی ادامه میدیم :

    آهنگسازی شامل 1- خلق ملودی 2- ارتباط ملودی با کلام 3- ماندگاری ملودی در ذهن


    اول گفته باشم خلق ملودی احساسیه نه فکری (بعضا در هنگام ملودی سازی آهنگساز رو می بینی داره فواصل پرش ملودی ،ارتباط ملودی با آکوردها ،شباهت ملودیش با فلان ملودی معروف و حتی استفاده از تسلسل آکوردی مثلا بابک بیاتی رو حساب می کنه ، که به نظر من در لحظه خلق ملودی فقط احساس باید درگیر باشه نه قوانین .درغیراینصورت این نوع ملودیها یا تصنعی می شن یا شبیه ملودی بقیه صدا می دن.
    کارهای تکنیکی روی ملودی مربوط به مرحله دومه .مثل یک مجسمه ساز اول شکل کلی یه تندیس رو در میاره ،بعد پرداختش می کنه یا یک نویسنده اول مضمون اصلی رو می نویسه بعد شخصیت پردازی میکنه.

    کسی که برای موسیقی با کلام آهنگ میسازه باید کلام رو بفهمه مثلا برای این بیت:

    "رفته تا قسمت هر موج شدن، بسه دیگه رفتن ورفتن بیهوده تن ، بسه دیگه"​

    یک ملودی اعتراضی یا کوبنده مناسبه براش. در صورتیکه ممکنه کسی به دلیل وجود کلمه "موج" بخواد یک موسیقی ریلکسیشن رو اجرا کنه که اونوقت همه چیز به هم بی ربط میشه.

    ملودی با پرش فواصلی عجیب غریب یا خیلی ساده باعث افزایش یا کاهش کیفیت نمیشه ،چیزی که توصیه میشه اینه که یه احساس باید خوب صیقل بخوره تا خوب صدا بده (از دل برآید لاجرم بر دل بشیند) مثل تنها ماندم همایون خرم ، خوابهای طلایی جواد معروفی ، پاپیون جری گلداسمیت ، اکثر کارهای واروژان ،اکثر کارهای بابک بیات ، اکثر کارهای چشم آذرها و...

    اکثر آهنگسازهای با کلام یا خودشون ترانه می گفتن یا با ترانه سراهای قوی کار می کردند این کار باعث ایجاد حساسیتهای ملودی سازی برای آهنگساز وایجاد وسواس استفاده از کلمات متناسب با خط ملودی برای ترانه سرا میشه این دقیقا اتفاقیه که در مثلثهای (ترانه ، آهنگ ، خواننده) طلایی می افته پس از اول تا اینجا رو اگه مرور کنیم شد:
    1- باید بحث مجوز گرفتن یا نگرفتن رو بذاریم کنار.
    2- ترانه سرا با احساس آزاد جدا از نیاز مخاطب شروع به گفتن کنه .
    3- آهنگساز با احساس آزاد جدا ازآنالیز فنی شروع به نوشتن کنه .
     
    آخرین ویرایش توسط یکی از مدیران: ‏11/2/10
  10. LYRIC

    LYRIC عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏16/12/09
    ارسال ها:
    253
    محل سکونت:
    ایران
    امتیازات:
    +10 / 0 / -0
    نرم افزار:
    cubase
    به نظر بنده:

    * پایه ی موسیقی بعد 57 یا موسیقی نوپا و مدرن الان, موسیقی قبل 57 بوده.

    با احترام در جواب اون دوستمون که بیان کرد وضع موسیقی ما این نبود , باید بگم که ایشون یا زیاد فیلم نگاه میکنن یا عاشق شعار دادنن. چرا که موسیقی هر دوره یا هر زمان حرف دل مردمیه که تو همون زمان زندگی میکنن , خصوصا جوون ها.

    با نظرات بقیه دوستان تا حدی موافقم.

    در حال حاضر هم ترانه سرا های خوب , هم اهنگسازهای خوب , هم تنظیم کننده های خوب , هم خواننده های خوبی وجود دارن. این حرف دلیل بر این نمیشه که بگیم هنرمندان قبل 57 کارهای خوبی نداشتن. بلکه در موسیقی امروز هرچی داریم به خاطر وجود این اساتید بوده و خواهد بود.

    در اخر باید بگم که خوب و بد همه جا و همه زمان وجود داره, چه قبل 57 و چه بعد 57
     
  11. amir_de6

    amir_de6 عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏1/2/10
    ارسال ها:
    11
    محل سکونت:
    سعادت آباد
    امتیازات:
    +1 / 0 / -0
    نرم افزار:
    من فکر میکنم اینکه بگیم موسیقی الان بهتره یا 57 یه چیز سلیقه ایه که مسلما جوونای امروز سبکی که الان متداول رو بیشتر میپسندن ولی اگر بخوایم از نظر تکنیکی بررسی کنیم متاسفانه نقش ملودیهای ایرانی و شعرهای غنی کمرنگ تر شده و بیشتر بیت هست که تو آهنگها شنیده میشه ولی از نظر تنظیم شاهد تنظیمهای به روز تری هستیم.
     
  12. shahram_er

    shahram_er عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏17/1/10
    ارسال ها:
    53
    محل سکونت:
    اصفهان
    امتیازات:
    +4 / 0 / -0
    نرم افزار:
    قسمت پنجم:

    راجع به آهنگسازی ادامه میدیم :


    یه مصاحبه با دکتر محمد سریر که بی ربط به موضوع بحث نیست :
    "تمامي حقوق متعلق به سايت هنر و موسيقي مي باشد"

    موسيقي پاپ مفرح است، اما هر موسيقي نازلي پاپ نيست

    دكتر محمد سرير معتقد است: موسيقي پاپ از ديرباز تاكنون موجب تفريح وجذابيت مردم سراسر دنيا بوده است، با اين اوصاف هرگز نبايد هر نوع موسيقي اي را كه در مد نازلي قرار دارد موسيقي پاپ قلمداد كنيم
    دكتر محمد سرير، موسيقيدان، آهنگساز و استاد دانشگاه، در جلسه پژوهش نوزدهمين جشنواره موسيقي فجر افزود: در بررسي موسيقي پاپ همواره اين دلمشغولي وجود دارد كه ممكن است رواج موسيقي پاپ به فرهنگ ملي ما لطمه بزند.
    وي تاكيد كرد: بايد به اين نكته توجه داشت كه اين مشكل در تمام دنيا وجود دارد و نبايد توجه زيادي به اين معطوف داريم، زيرا موسيقي پاپ يك پديده است.
    دكتر سرير، در پاسخ به اين پرسش كه آيا مي‌‏توان در موسيقي پاپ از اشعار مناسب تري استفاده كرد، گفت: ترانه -سرايي در مدت زمان خاصي روان و گويا شده بود و در اوج تفاخر قرار داشت، به عنوان مثال دردوران مشروطيت ترانه هاي بسيار با ارزشي خلق شد و در دهه 30 و 40 نيز شاهد رشد ترانه بوديم و اشعار فوق العاده اي خلق شدند.
    وي اضافه كرد: در حال حاضر، كلام در موسيقي پاپ تنها روان است و تفاخر خود را از دست داده، با اين وجود، مي‌‏توان با نگرش صحيح آن را به سمت درست خود هدايت كرد.
    اين آهنگساز اظهار داشت: موسيقي ايراني، بيش از هر نوع موسيقي در دنيا، "كلامي" بوده است و تصانيف و قطعات ايراني همواره همراه با ترانه اجرا مي‌‏شده‌‏اند.
    وي خاطرنشان كرد:‌‏ در زمان مشروطيت نيز شعرها بيشتر جنبه اجتماعي و سياسي پيدا كرد و روان‌‏تر و جذاب‌‏تر شد
    به گفته وي، تاثير موسيقي غرب بر ايران يكي ديگر از عوامل روان شدن شعرهاي ايراني بود و نفوذ ادبيات غرب و شعر نو و تحول در نثر شاعرانه نيز باعث تحول كلام موسيقي شد و موسيقي را وارد يك مقوله جديد كرد.
    دكتر سرير افزود: در همين زمان، تمامي موسيقي‌‏هاي عرضه شده، با نحوه اجراي موسيقي سنتي متفاوت بود و از برخي ملودي‌‏هاي محلي استفاده مي‌‏‌‏كرد، در اين زمان است كه سازهاي بادي، ويولون و ويولون سل، براي نخستين بار وارد موسيقي ما شد.
    اين استاد دانشگاه خاطرنشان ساخت: آغاز تفكرات سرمايه داري و گسترش نظرات كلاسيكها و نئوكلاسيك‌‏هاي اقتصادي، موجب رونق موسيقي شد، به طوري كه در قرن 18 مكان‌‏هاي خاصي براي اجراي موسيقي اختصاص يافت.
    دكتر سرير، رواج صفحه موسيقي واختراع ميكروفون را از مهمترين عوامل رواج موسيقي سنتي در ايران دانست و گفت: اين دو عامل به علاوه درآمدزايي موسيقي و بعدها اختراع ابزارهاي الكترونيكي و نفوذ موسيقي ريتميك، باعث اقتصادي شدن موسيقي و در نتيجه گسترش آن شد.
    وي تحولات علمي و تكنولوژي را عاملي براي گسترش بيشتر موسيقي پاپ عنوان كرد و گفت: درحال حاضر مردم كمتر حوصله شنيدن سمفوني هاي طولاني را دارند و تمركز براي درك اين كارها بسياركم شده است، در نتيجه ملوديها كوتاه و هارموني‌‏ها رقيق شده است.
    اين آهنگساز رواج استفاده از سازهاي الكترونيكي را عامل مهمي در انزال موسيقي پاپ دانست و گفت: موسيقي الكترونيك، مي‌‏تواند مثل هر موسيقي ديگري خوب يا بد باشد، اما صرف اطلاع از نحوه كار سازهاي الكترونيكي، و بي اطلاعي از الفباي موسيقي، نتيجه‌‏اي جز خلق آثار ضعيف موسيقي به دنبال ندارد.

    دكتر سرير تصريح كرد: خلق موسيقي ريتميك، همراه با نوآوري، تنظيم هارموني، تنظيم منطبق بافرهنگ عمومي و سرانجام ارائه يك موسيقي كه جامعه را به معرفت و احساس برتر برساند، از راههاي نجات موسيقي پاپ از ابتذال است .
     
    آخرین ویرایش توسط یکی از مدیران: ‏14/2/10
  13. Omid-Mohebbi

    Omid-Mohebbi تیم مدیریت مدیر کل

    تاریخ عضویت:
    ‏29/5/09
    ارسال ها:
    7,744
    جنسیت:
    مرد
    محل سکونت:
    بندرعباس
    امتیازات:
    +7,799 / 2 / -6
    نرم افزار:
    cubase, sonar
    دوست عزيز:
    لطفا در ارسالهاتون از فونت استاندارد سايت استفاده كنيد.
    با تشكر
     
  14. shahram_er

    shahram_er عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏17/1/10
    ارسال ها:
    53
    محل سکونت:
    اصفهان
    امتیازات:
    +4 / 0 / -0
    نرم افزار:
    قسمت ششم:

    راجع به آهنگسازی ادامه میدیم :

    قسمت قبلی راجع به ملودی و ارتباط ملودی با کلام صحبت کردیم ، که ازاین دو اگر درست اجرا گردد نتیجه
    "ماندگاری ملودی در ذهن" را نیز خواهیم گرفت .
    در موسیقی قبل از 1357 جسارت اهنگسازان در خلق موسیقی هایی که کلیشه نبود بسیار دیده می شد به عبارتی لحن های مختلفی ارایه مشد مثلا نوع کارهای شهبال وشهرام شبپره در یک لحن ، کارهای فریدون فروغی در لحنی دیگر و ابی ،ستار، شهره ،گوگوش و...هر کدوم شخصیت موسیقیایی خود را داشتند .
    مهم نیست کدوم سبک مخاطبش بیشتره، در اولین مرحله مهم اینه که کاراکتر اون موسیقی (حالا چه اهنگسازش چه خوانندش چه ترانه سراش) مشخص بشه .

    "همیشه اولین تجربه برای آموختنه ،نه برای مال اندوختن"

    یه مطلب دیگه این که ممکنه یه سبک توی یه مقطع زمانی استقبال نشه ولی بعد رونق بگیره.

    در موسیقی بعداز 1357 همه نگاه می کنن ببینن کی موفقه تا مشابه همون رو بسازن ،خب این جالب نیست ،شما مسلما احساستون به قدرت احساس پدید اورنده اون سبک نیست پس همیشه فقط باعث شنیدن این حرف از مخاطب میشوید: اینم تو مایه فلانیه اما....
    استفاده از یک سبک ودر چارچوب اون سبک کار کردن دقیقا مثل قوانینه برای رانندگی "رانندگی تو شهر یه آدابی داره ،رانندگی توی پیست یه قوانین ، یعنی یه سری قوانین ایجاد میکنه( که به نظر بعضیا دست وپا گیره) که باعث راحت به مقصد برسی. :smile (74):
     
  15. shahram_er

    shahram_er عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏17/1/10
    ارسال ها:
    53
    محل سکونت:
    اصفهان
    امتیازات:
    +4 / 0 / -0
    نرم افزار:
    قسمت هفتم:

    راجع به آهنگسازی ادامه میدیم :

    یه نقل قول از www.noteahang.com میارم ، جالبه:


    "برای آشنا شدن با موسیقی پاپ بهتر است ابتدا توضیح کوتاهی درباره موسیقی مردم پسند یا Popular music بدهیم، موسیقی مردم پسند، به هرنوع سبک موسیقی گفته میشود که در دسترس عامه مردم است و به شکل تجاری عرضه میشود.

    این موسیقی نقطه مقابل موسیقی کلاسیک و موسیقی فولکلور(محلی) است به این ترتیب که اولی در طول تاریخ همواره موسیقی طبقه برگزیده و روشنفکر جامعه بوده است و دومی، موسیقیی است که به طور تجاری عرضه نمیشود. موسیقی مردم پسند گاهی به طور خلاصه موسیقی پاپ هم گفته میشود اما موسیقی پاپ در اصل یکی از زیرشاخه های آن به شمار می آید.

    موسیقی پاپ
    موسیقی پاپ، با وجود اینکه کاملا از موسیقی کلاسیک، موسیقی هنری یا art music و موسیقی فولک متمایز است، اما از آنجایی که اصطلاح پاپ شامل بسیاری از قطعات موسیقی راک، هیپ هاپ، کانتری و راک اپرا را در بر میگیرد، میتوانیم بگوییم که موسیقی پاپ، تعریف دقیقی ندارد.

    مشخصات موسیقی پاپ به عنوان یک زیرمجموعه

    موسیقی پاپ معمولا به عنوان موسیقیی تعریف میشود که به شکل تجاری تهیه میشود یا هدف تولید آن سود مالی است. بنا به تعریف سایمون فریت Simon Frith، منتقد موسیقی و جامعه شناس متخصص موسیقی مردم پسند، موسیقی پاپ به عنوان یک صنعت شناخته میشود نه هنر. البته این موسیقی را میتوان در حیطه بازار، ایدئولوژی، تولید و زیبایی شناسی هم معنا کرد. درواقع، "پاپ" طوری طراحی شده که برای همه جالب باشد و از هیچ جای خاصی نیامده و قرار هم نیست سلیقه خاصی را اعمال کند.

    این موسیقی در اثر هیچ آرزوی پرمعنا به وجود نیامده و تنها جاه طلبی سازندگان آن سود و پاداش مادی است و...با تعاریف موسیقایی، بسیار محافظه کارانه هم هست. موسیقی پاپ چیزی است که از بالا (کمپانیهای ضبط صفحه، تهیه کنندگان رادیویی و تبلیغاتچیها) تدارک دیده شده و از میان مردم برنخواسته است. پاپ موسیقیی است که به طور حرفه ای تهیه و بسته بندی شده است و چیزی نیست که بتوان آنرا به سلیقه خود تغییر داد و یا فرم آنرا تغییر داد.

    به عبارت دیگر، موسیقی پاپ، نوعی موسیقی است که در دهه 50 آغاز شد و آنچه در این مجموعه قرار میگیرد معمولا برای گروه بزرگی از افراد جذاب است. با به وجود آمدن صفحه های پلاستیکی یا وینیل در دهه 30 تا ظهور کامپکت دیسک یا CD در دهه 80، موسیقی ضبط شده، نسبت به موسیقی زنده، بیش از پیش در دسترس قرار گرفت. ترانه های پاپ معمولا در 3 دقیقه اجرا میشوند و در آنها از ملودیهایی استفاده میشود که معمولا بسیار شنیدنی بوده و عده بسیاری را به خود جلب میکنند.

    مشخصه موسیقی پاپ یک عنصر ریتمیک سنگین در زیر است که معمولا توسط دستگاههای تقویت کننده الکترونیک (amplifier) اجرا میشود و ملودی اصلی بر این ریتم غالب است. ترانه پاپ همچنین به ترانه های محبوبی که مردم به زمزمه و خواندن آن علاقه دارند نیز اطلاق میشوند. موسیقی پاپ از نظر تجاری موفق است و سبک مورد علاقه ایستگاههای رادیویی است زیرا قابل دسترس بوده، راحت در یاد میماند و مخاطبین زیادی را به خود جلب میکند.


    بررسی موسیقی پاپ قبل و بعد از ١٣٥٧-mlivcw-pop.jpg کنسرتهای موسیقی پاپ گاهی بقدری تماشاگر بخود جذب می کنند که اجرای آنها فقط در استادیومهای بزرگ ورزشی امکان پذیر است.


    تاریخچه موسیقی پاپ

    موسیقی پاپ، از میان گروههای موسیقی سوئینگ دهه 30، بلوز شیکاگو و موسیقی کانتری ایالت تنسی به پا خواست. در دهه 50، خوانندگان روز کسانی چون فرانک سیناترا (Frank Sinatra)، بابی دارین (Bobby Darin) و پگی لی (Peggy Lee) بودند.

    در دهه 60، چهار عامل مهم موجب گسترش موسیقی پاپ شدند. یکی گروههای دوواپ (DooWop) دخترانه مقیم نیویورک بودند که ترانه سرایان آنها مانند کارول کینگ (Carol King)، نیل دایموند و برت باکاراک (Burt Bacharach) در دهه 70 به شهرت فراوانی رسیدند، در طرف دیگر تحولات موسیقی سول Soul بود که با ظهور آرتا فرانکلین (Aretha Franklin) برادران آیزلی (Isley brothers)، ری چارلز (Ray Charles) و همچنین خوانندگان موتاون (Motown) در دیترویت که استیوی واندر (Stevie Wonder)، سوپریمز (the Supremes) و ماروین گی (Marvin Gaye اولین کسی که کنترل هنری کار خود را در دست گرفت) از جمله مهمترین چهره های آن هستند و در نهایت گروه بیچ بویز (Beach Boys) که سبک خود را سبک موج سواری کالیفرنیایی (California Surf) نامیده بودند.

    گیتار الکتریکی و لوازم تقویت صوتی (آمپلی فایر) نیز تاثیر فراوانی بر موسیقی مدرن گذاشتند. در دهه های 30 و 40، سازهای تقویت شده برای رقابت با درجه صدای بالای ارکسترهای سوئینگ یک ابزار ضروری بودند. گیبسون اولین گیتار گیبسون لس پاول Gibson Les Paul را در سال 1952 به علاقمندان معرفی کرد. در دهه 60، مجموعه آواهای قابل دسترس در گیتار الکتریکی با تولید یک جعبه افکت اصلاح و تعدیل شد و یک پدال برای کنترل آن در مسیر جعبه قرار گرفت که به پدال وا-وا wah-wah pedal معروف است.

    در سال 1963 گروه بیتلز موسیقی پاپ را متحول کردند و طوری محبوب شدند که پنج ترانه پر فروش تمام چارتهای آمریکا متعلق به بیتلز بود. پس از آن، کسانی چون باب دیلن (Bob Dylan)، سایمون و گارفانکل (Simon and Garfunkle) و گروه بردز (Byrds)، که خوانندگان فولک بودند نیز به استفاده از سازهای الکتریکی روی آوردند. بسیاری از گروههای موسیقی دیگر نیز این مسیر را دنبال کردند. در سال 1966، گروه بیتلز تصمیم گرفتند که به جای برگزاری برنامه های زنده، بیشتر بر روی کار استودیویی متمرکز شوند. با اتفاقاتی چون راهپیماییهای معترضان به تبعیض نژاد، کندی و ویتنام، به نظر میرسید که زمان، زمان تحولات بزرگ در جامعه است.در 1967، گروه بیتلز البوم مشهور Sgt Peppers را منتشر کردند. تابستان عشق بود و دوران هیپی ها و راهپیماییهای اعتراض آمیز.

    در دهه 70 گروه بیتلز از هم پاشیده شد و موسیقی پاپ در میان صداها و آواهای مختلف سرگردان شد. در اوایل دهه 70، خواننده / ترانه سرایان و پیروان سبک پاپ چارتها را تسخیر کردند که در میان آنها میتوان از موسیقی دیسکوی BeeGees، آوای همراه با پیانو بیلی جوئل (Billy Joel) و التون جان (Elton John) و موسیقی کانتری Eagles گرفته تا موسیقی ملایم کارپنترز (Carpenters)، نیل دایموند و کارول کینگ نام برد. در این میان هنرمندانی با گرایش بیشتر به راک هم بودند که راد استوارت (Rod Stewart)، استیلی دن (Steely Dan) و فلیت وود مک (Fleetwood Mac) از آن جمله اند. موسیقی راک هم با ظهور گروههایی چون لد زپلین (Led Zepplin)، پینک فلوید (Pink Floyd) و کویین (Queen)، در این دوره به پیشرفت بزرگی دست یافت. موسیقی پاپ شاخه ای به نام دیسکو پیدا کرد که به شکل غیر قابل وصفی محبوب شد و اولین ژانر از موسیقی بود که از موسیقی الکترونیک برای تبلیغات و اجراهای بزرگ استفاده کرد.


    بررسی موسیقی پاپ قبل و بعد از ١٣٥٧-police1977.jpg گروه پلیس در سال 1977


    دهه 80 به بعد

    موسیقی پاپ دهه 80، شاهد ظهور گروههای پانک-راک بود و گروهها و خواننده های شاخص این دهه گروه Duran Duran، The Police، Culture Club و افرادی چون Phil Collins، Michael Jackson و Madonna بودند.


    در دهه 90، عده ای سودجو که به دنبال موفقیت مالی بودند و این فرمول بسیار برایشان کارساز بود، تصنیفهای عاشقانه و افسانه ای با عنوان pop ballad، را به شیوه ای به شدت سطحی و سرهم بندی شده مورد استفاده قرار دادند. این عده با دور هم جمع کردن گروهی از پسران یا دختران جوان و جذاب و خوش صدا، که همه به اجرای ترانه های مشابه میپرداختند، دوره ای را به وجود آوردند که به نام عصر گروههای پسر یا دختر نامیده میشود. از میان این گروهها که به سرعت به اوج رسیده و با سرعتی بیشتر از میان میرفتند، میتوان به گروههای انگلیسی Take That، West life و Spice girls و گروه های آمریکایی New kids on the block و Back street boys اشاره کرد. اما این گروهها با تمام شهرتشان، تنها موجب از بین رفتن عمق ترانه های عاشقانه نسل جدید شدند.

    در اوایل هزاره سوم، گروههای پاپ / راک با ترانه هایی ساده برای شنیدن، به وجود آمد که Coldplay و Embrace از آن جمله اند. امروزه، طیف موسیقی پاپ با درهم تنیده شدن سبکهای مختلف گسترده تر شده است. با این وجود در طی چند سال اخیر موسیقی راک، در محبوبیت نزد عموم مردم موفقتر بوده است و از طرفی با امکاناتی که به خاطر وجود اینترنت فراهم شده است، دسترسی به انواع موسیقی بیشتر است و مردم میتوانند راحت تر سبک و موسیقی مورد علاقه خود را تشخیص داده و ترانه های خوانندگان محبوب خود را پیدا کنند. با این وجود فروش آلبومهای موسیقی در سال 2005 افزایش یافته و خواننده/ترانه سرایان و گروههای راک چارتها را در تسخیر خود درآورده اند. امروزه، هنرمندان عرصه موسیقی بیشتر از فروش آلبومها، بر روی درآمد حاصل از اجراهای زنده حساب مبکنند و گروههای راک از جایگاه خاصی در تمام فستیوالها و تورهای موسیقی برخوردارند.

    نگاهی دیگر به موسیقی پاپ جهان



    بررسی موسیقی پاپ قبل و بعد از ١٣٥٧-popn06%5B190%5D.jpg



    موسیقی پاپ ژانری از موسیقی مردمی یا عامه پسند است که با موسیقی کلاسیک، موسیقی هنری و موسیقی فولکورتفاوت دارد. در حقیقت این واژه بیانگر مشخصه هایی چون سبک خوانندگی سرشار از احساسات، ترانه هایی عموما با مضامین عاطفی، ریتم های ضربی، ملودی های پیش پاافتاده، هارمونی های آسان و ساختاری تکراری است، به گونه ای که مردم عادی به راحتی آن را درک و ارتباط لازم را با آن برقرار می نمایند.

    شاید بتوان موسیقی پاپ را نوعی زبان ساده موسیقیایی مشترک در بین مردم در سراسر جهان دانست. این نوع موسیقی معمولا شامل عناصری از موسیقی راک، hip hop ، R&B ، soul و در برخی موارد موسیقی کانتری country است و به همین دلیل از انعطاف پذیری بسیاری برخوردار است. برخی از ترانه های موسیقی پاپ از جمله ترانه هایی که در ارتباط با رویدادهای ورزشی خوانده می شوند و معمولا رنگ و بوی وطن پرستی دارند، با استقبال فراوان علاقمندان روبرو می شوند و در لیست آهنگ های پرفروش پاپ قرار می گیرند.

    اصطلاح موسیقی پاپ گاهی در مورد زیر شاخه های سبک های دیگری چون پاپ – راک نیز به کار می رود و اغلب هدف اصلی از ساخت آن موفقیت تجاری و جذب مخاطب است، به همین دلیل نزد موسیقی دانان و نوازندگان صاحب نام از جایگاه خاصی برخوردار نیست.

    با افزایش روز افزون کمپانی های مختلفی که در تهیه و انتشار آلبوم های موسیقی به فعالیت مشغولند وهمچنین کاهش قیمت سی دی و DVD، مخاطبان موسیقی پاپ با گذشت زمان افزایش یافته اند. خوانندگان محبوب و تراز اول این ژانر، افرادی چون فرانک سیناترا که متن ترانه هایشان اغلب اشاره به عشق داشت، همواره مورد توجه کمپانی های ضبط و سرمایه گذاران بازار موسیقی بوده اند. کاهش تدریجی قیمت آلبوم های ضبط شده سبب شد نوجوانان نیز به خیل مشتاقان این نوع موسیقی بپیوندند و بر بازار فروش آن تاثیر گذار باشند.

    نسل جوان اغلب از ورود هنرمندان جدید به این عرصه با کنجکاوی استقبال می نمودند، در حالیکه بزرگترها ترجیح می دادند تنها آلبوم های افراد شناخته شده و مورد علاقه شان را خریداری نمایند. همین امر سبب شد که گروههای موسیقی تازه وارد با حمایت نسل جوان به عرصه موسیقی پا بگذارند و فعالیت خود را ادامه دهند. توجه و علاقه این نسل به موسیقی پاپ سبب شد این سبک از موسیقی به نوعی بیانگر "فرهنگ حاکم بر نسل جوان " در هر جامعه باشد.

    از آنجائیکه مخالفت و اعتراض، همواره نقش پررنگی در فرهنگ حاکم بر نسل جوان هر جامعه دارد، بسیاری از ترانه های موسیقی پاپ ناخودآگاه منبع الهام جوانان گشتند و تاثیرات بسزایی بر خصوصیات اخلاقی این نسل باقی گذاردند. بسیاری از والدین متن اشعار ترانه های موسیقی پاپ را غیراخلاقی و مدخلی برای ارتکاب گناه برمی شمردند و معتقد بودند که این سبک موسیقی جوانان را گمراه کرده و آنها را به بروز رفتارهای ناشایست ترغیب می نماید.

    طی سال های 1890 تا 1920، موسیقی پاپ غربی به موسیقی ضربی ختم می شد و در بین نوازندگان پیانو رواج بیشتری داشت. به تدریج موسیقی ضربی به Swing ، شکل ابتدایی جز، تبدیل شد که به دلیل قابلیت های متعدد، موارد استفاده گسترده تری را دارا بود.

    بد نیست اشاره کنیم از آنجائیکه اغلب نوازندگان این نوع موسیقی ضربی که معمولا برای رقصیدن مورد استفاده قرار می گرفت را سیاه پوستان تشکیل می دادند، در ابتدا، موسیقی پاپ بیشتر در میان آنان رواج داشت و به تدریج با پدیدار شدن نوازندگان سفید پوست، مخاطبان این سبک موسیقی گسترده تر گشت. ترانه های پاپ که طی این سالها خوانده شد، تاثیر بسیاری بر منش اخلاقی مخاطبان، خصوصا نسل جوان آمریکا باقی گذارد.

    سال های 1930 تا 1940، به تدریج بلوز و کانتری به عرصه موسیقی پاپ وارد شدند و استقبال از حضور خوانندگانی بسیار احساساتی با لحنی حزن انگیز، خوانندگی را در این سبک از موسیقی باب کرد.

    در دهه 1960 ستارگان موسیقی پاپ از جمله Beatles، The Rolling Stones ، Ray Charles، Stevie Wonder, Bob Dylan ، Simon and Garfunkel و بسیاری دیگر روی کار آمدند.

    در دهه 1970، حضور چهره های جدیدی چون ABBA، BeeGees، Billy Joel، Elton John، Queen، Cat Stevens و Stevie Wonder و استقبال مخاطبان از آثار آنان،سبب رواج بیش از پیش موسیقی پاپ شد. در این دهه به تدریج با گسترده شدن موسیقی پاپ به سراسر جهان، استفاده از ریتم های عربی در موسیقی پاپ آغاز شد و ستارگان موسیقی پاپ در کشورهای مختلف از جمله ترکیه، بنابر سلایق موسیقیایی خاص مخاطبان به فعالیت خود ادامه دادند.

    موفقترین چهره موسیقی پاپ دهه 1980، مایکل جکسون بود که موفقیت هایش سبب شد بسیاری از طرفدارانش او را با لقب "سلطان پاپ" خطاب نمایند. چهره های دیگری چون Madonna، Cher، Prince، Gloria Estefan ، Tina Turner و بسیاری از ستارگان دیگر موسیقی پاپ در این دهه خوش درخشیدند.

    طی سالهای 1990تا 2000، حضور روزافزون گروههای موسیقی پاپ و ظهور خوانندگان جوانی که با سیل علاقمندان مواجه می شدند، این سبک از موسیقی را بیش از پیش در بین مخاطبان رواج داد. موسیقی پاپ (که معمولا در آن از ملودی های بسیار ساده و به یادماندنی استفاده می شود و مضمون اصلی ترانه ها را عشق تشکیل می دهد) امروزه به تدریج در اشکال جدید و متعدد دیگری نیز ظاهر شده و شاید بتوان گروهها و هنرمندان موسیقی پاپ را پر مخاطب ترین سبک موسیقی در حال حاضر جهان نامید. "
     

    فایل های ضمیمه:

  16. shahram_er

    shahram_er عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏17/1/10
    ارسال ها:
    53
    محل سکونت:
    اصفهان
    امتیازات:
    +4 / 0 / -0
    نرم افزار:
    قسمت هشتم:

    راجع به آهنگسازی ادامه میدیم :

    یه نقل قول از www.isa.org.irمیارم ، جالبه:


    در نشست گروه علمی ـ تخصصی هنر مورد بررسی قرار گرفت:

    موسیقی مردم‏پسند (پاپ)، ابزاری برای بیان خرده فرهنگ‏ها و مسایل اجتماعی ”تاریخ موسیقی پاپ نشان می‏دهد برخلاف تصور عده‏ای این موسیقی، موسیقی مبتذل نیست و موسیقی‏ای نیست که توسط افراد غیرحرفه‏ای ساخته شده باشد بلکه بالعکس افراد در این عرصه بسیار حرفه‏ای بوده‏اند و در عین حال رواج آن نزدیکی زیادی با مسایل اجتماع و خرده فرهنگ‏های موجود در جامعه داشته است“.

    ”دکتر مسعود کوثری“ عضو هیأت علمی گروه جامعه‏شناسی دانشگاه تهران در نخستین نشست گروه علمی ـ تخصصی هنر در سال جاری که در یازدهم آذرماه 83برگزار شد. در سخنانی با عنوان :"جامعه‏شناسی موسیقی مردم پسند (پاپ)“ به ارزیابی دیدگاه‏های مختلف در این زمینه پرداخت.وی ویژگی‏های اصلی موسیقی مردم پسند را بداهه نوازی، محتوا و تأثیر آن از جریانات اجتماعی و میزان فروش و گستردگی مخاطبان عنوان کرد و گفت: این نوع موسیقی را می‏توان با تئوری‏هایی مانند تئوری تحلیل مخاطب، تئوری مربوط به تولید، نظریات مربوط به هویت یابی و تحقیقات و نظریاتی که به رابطه بین کلیات این آثار و راه حل اجتماعی جامعه سرمایه‏داری می‏پردازد، مورد بررسی و ارزیابی قرار داد.

    دکتر کوثری در ارزیابی خود از دیدگاه تحلیل مخاطب، در ابتدا به نظریات ماکس وبر در رابطه با چگونگی نفوذ عقلانیت در ساختار موسیقی کلاسیک، آدورنو و بحث وی درباره شنوندگان کودک و نظریات استوارت هال وهب دایج اشاره کرد.

    ” آدورنو معتقد بود موسیقی پاپ، برخلاف موسیقی کلاسیک که ساختاری تفکر برانگیز دارد، نوعی کودک‏پروری است و به جای خواندن شنوندگان به تفکر، آنان را مانند کودکان خسته خواب می‏کند تا بتوانند فردا روز به کار خود برگردند. در عین حال استوارت هال برخلاف نظر آدورنو معتقد بود مخاطب به صورت منفعل این نشانه‏ها را مصرف نمی‏کند بلکه آنها را براساس خواسته‏های خود تفسیر می‏کند“.

    عضو هیأت علمی دانشگاه تهران، در ادامه تحلیل نظریات جامعه‏شناسان در این باره، با اشاره به نظریه هب دایج او را به عنوان مخالف نظریه انفعال آدورنو معرفی کرد.

    وی در بررسی نظریات مربوط به دیدگاه تولید بار دیگر به آدورنو اشاره کرد و این بار بحث ”صنعت و فرهنگ“ او را مورد بررسی قرار داد. در عین حال به ارزیابی انتقادات وارد به این نظریه پرداخت.

    دکتر کوثری در نگاه خود به جامعه‏شناسی موسیقی مردم پسند، جنبه ”هویت“ را نیز مورد توجه قرار داد و با اشاره به اینکه این موسیقی سهم مهمی در هویت‏یابی جوانان داشته است و گفت: نظریه‏پردازان این ایده معتقدند موسیقی پاپ نقش مهمی در احراز هویت گروه‏های قومی، خرده فرهنگ‏ها و جوانان و حتی ملیت‏ها داشته است.
    وی در پایان با اشاره به رابطه جامعه و موسیقی مردم‏پسند، موسیقی پاپ را از یک دیدگاه موسیقی سرمایه‏داری متأخر و در مبارزه با نقد و مقاومت در برابر این نوع سرمایه‏داری معرفی کرد و یادآور شد:

    موسیقی مردم پسند همواره جریانی از پایین به بالا بوده و می‏توان آن را به عنوان واکنشی از سوی مردم به ویژه جوانان در برابر فرهنگ نخبه به بن‏بست رسیده دانست.
     
  17. hmd_kro

    hmd_kro عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏15/11/09
    ارسال ها:
    390
    جنسیت:
    مرد
    محل سکونت:
    Rasht
    امتیازات:
    +61 / 0 / -0
    نرم افزار:
    sonar
    به نظر من پاپ رو نمیشه یک سبک قلمداد کرد. چون چهارچوب خاص و مختص خودش که نشون دهنده یک سبک مجزا باشه نداره. اجزا و عوامل پاپ خیلی راحت تغییر میکنند برای جلب رضایت مردم.

    پاپ در هر کشوری کم یا زیاد دستخوش تغییری با موسیقی همون کشور میشه. مثلا در کشور خودمون پاپ-سنتی که خیلی هم رایجه مشاهده میشه. از جمله کارهای خواجه امیری-اصفهانی- کارهای اخیر افتخاری و ...

    به همین خاطر نمیشه پاپ رو سبک صدا کرد.
     
بارگذاری...