برای خدا "شادی غفاری"

شروع موضوع توسط شادی غفاری ‏9/9/14 در انجمن متن های ادبی

تاپیک برای خدا "شادی غفاری" تالار متن های ادبی در persian-music.org.

  1. شادی غفاری

    شادی غفاری عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏29/10/13
    ارسال ها:
    116
    جنسیت:
    زن
    محل سکونت:
    کرج
    امتیازات:
    +177 / 0 / -0
    من خواهم سوخت دراین آتشی که توبه پا کرده ای...
    چگونه سوختنم را به تماشا نشسته ای؟
    چراهمیشه قرار است توبگذری
    اینبار من نخواهم گذشت ...
    بین زمین وآسمان رهایم کرده ای
    نگاه ستاره مرا به آتش کشید وتوفقط نگاه کردی...
    بگوبا ماه چه کنم ؟!چگونه به اوبگویم دیگرنتاب چگونه بگویم حتی اگربه جای تابیدن درشب روزها هم بر من بتابی من روشن نخواهم شد...
    من خسته ام از این آدمها ...
    ازتوهم خسته ام ...در گورم کن زنده زنده در گورم کن...
    من نگاه دردانه را تاب نمی آورم
    صدای این کلاغها دارد مرا کر میکند
    من نمیتوانم بمانم با این همه تباهی چگونه بمانم؟!!!
    دارم از نهایت سوختن می گویم چگونه به تماشا نشسته ای ؟؟؟به کجا میکشانیم ؟من تمامم چرا نجاتم نمیدهی؟
    من در این سیاهی مطلق به عطر یک پیراهن دلخوشم به لذت گناهی شیرین می اندیشم...
    ای ماه حلالم کن من از شب تاریک ترم دیگربرمن نتاب برایت دعاخواهم کرد که زمینت را از یاد ببری ...
    من تباهی جاویدم رهایم کن بر زمینی دیگر بتاب که این سیاهی مطلق با نور تو روشن نخواهد شد.
    ومن خواهم سوخت...درآتش کین تو ...درحسرت گریز یک نگاه ...به خاطر یک اشتباه کودکانه...عدل تو کجاست دنیا را برای یافتنش گشته ام...
    بیزارم از بودن...بیزارم از زندگی...بیزارم از قوانین تو...
    ازصدای کلاغها بیزارم ...
    از جاذبه ی هر نگاهی بیزارم...من به تمامی عاشقانه ها لعنت خواهم فرستاد...
    من به تمام منطق ها خیانت خواهم کرد...
    من جهنمت را دوست دارم چون جهنم تراز دنیایم سراغ ندارم
    قبول کن به درجه ی بی دینیم رسانده ای مرا که به نام دیانت دل سپردم به کجا رسیدم!!!به کجا رساندیم؟!
    حساب من وتو بماند برای روزی که ببینمت
    رخ به رخ شدنمان را به انتظار مینشینم.
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 2
  2. majidkeyan

    majidkeyan عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏28/6/14
    ارسال ها:
    224
    جنسیت:
    مرد
    شغل :
    ترانه سرا
    محل سکونت:
    تهران
    امتیازات:
    +374 / 0 / -0
    چی بگم ...
    یه چیز برای گفتن تو دست و بالم هست ، برای همدردی
    یه روز یه بیت نوشتم>>>" دردمو گفتم خدا ، اینهمه مدّت به تو
    تو هم مثلِ دیگرون ، خدایا لعنت به تو " بعدش هزار بار توبه کردم ، چون حس کردم تمام مدت فقط یه نفر هوامو داشت ، اونم خود خدا بود ، پس گفتم شِکَر( البته شکر نبود اونی که گفتم) خوردم بابت این بیت ، و نوشتم" لج بازیامو دیدی و ، زدی به پای بچگیم
    خواستم بری ولی به جاش ، خیمه زدی تو زندگیم"
    اینا قصه ی چند سال بود . قصه ی دو تا بیت نبود
    نتیجه ی اخلاقی ندارم که براتون بگیرم ولی ، "همین حالا که تنهایی ، یکی بالا سرت تنها
    طرفدار توئه امّا ، بهش میگی برو بابا"
    ول نکن این دستو حتی به زور لطفا
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 2
  3. هدایی نیا

    هدایی نیا عضو سایت هنرمند

    تاریخ عضویت:
    ‏1/8/14
    ارسال ها:
    131
    جنسیت:
    زن
    محل سکونت:
    کرج
    امتیازات:
    +358 / 0 / -0
    چقدر قشنگ بود این حرفا...
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 1
بارگذاری...