با اين ژاکت سرما نمی‌خوری رفيق

شروع موضوع توسط lovely_girl ‏16/1/10 در انجمن اخبار موسیقی ایران

تاپیک با اين ژاکت سرما نمی‌خوری رفيق تالار اخبار موسیقی ایران در persian-music.org.

  1. lovely_girl

    lovely_girl عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏16/1/10
    ارسال ها:
    4
    محل سکونت:
    021
    امتیازات:
    +0 / 0 / -0
    نرم افزار:

    با اين ژاکت سرما نمی‌خوری رفيق

    موسيقی ما- رسول ترابی: محسن را مدت‌ها و سال‌های زیادی‌ است كه می‌شناسم. از همان روزهای شروع جنجالی‌اش. با هم بچه محل بوده‌ایم. خیلی وقت‌ها این شانس را داشته‌ام كه جزو اولین كسانی باشم كه آهنگ‌های در حال ساخته شدنش را شنیده‌ام. از خیلی دوستان تازه و یكی دو سال اخیرش سابقه‌ام در دوستی و رفاقت با او بیشتر است. بیشترین گفت‌وگوهای مطبوعاتی را با او داشته‌ام و... اینها را نگفتم و ننوشتم كه از اسمش نردبان درست كنم و به قول همان جوك و لطیفه معروف، خودم را به یك خواننده پاپیولار مطرح بچسبانم و بگویم «ما سه تا رو كجا می‌برید...» قصه، قصه نردبان و بالا رفتن نیست كه این روزها او نردبان خیلی‌ها شده و از اعتبارش برای خیلی‌ها كه در حد او نیستند خرج كرده است؛ خرج كردنی كه بیشترین دلیلش پایبندی او در رفاقت‌هایش است.
    اگر در یكی دو خط اول از شناختن و دوستی و بچه محلی و... گفتم می‌خواستم به این برسم كه شاید بتوانم یك شناخت، رزومه و سابقه از خواننده‌ای بدهم كه با همه جنجالی بودنش، كمتر شناختی درباره‌اش وجود دارد. برعكس تمامی ملل دنیا، ایرانی‌ها كمترین اطلاعات و شناخت را از هنرمندان‌شان دارند. آنها ناخواسته حریم و حائلی بین اطلاعات اولیه و حتی خصوصی با چهره هنری، هنرمندشان به‌وجود آورده‌اند. حریم و حائلی كه باعث شده هنرمند را فقط در آن قالب خاص ببینیم و پشت صحنه حالات، روحیات، تفكرات و تز فكری‌اش را ندانیم. نتیجه اینكه اصلا نفهمیم طرف حسابمان كی هست؟ این هنرمند خواننده، بازیگر، ورزشكار یا هر شخص دیگری كه با یك آهنگ، دیالوگ، حركت و... جزئی از زندگی‌مان و لحظه‌ها و علائق‌مان را تشكیل داده اصلا كی هست؟ آیا او واقعا ارزش احساسات و دوست‌داشتن‌مان را دارد و واقعا اگر روزی فهمیدیم كه واقعیت این هنرمند تاثیرگذار در زندگی و حتی آینده ما چه تیپ و فكر و شخصیتی دارد، هنوز دوستش خواهیم داشت.

    این مورد شوخی‌بردار نیست
    آلبوم تازه محسن چاووشی را شنیدم. همه چیز همانی بود كه انتظار داشتم. كارها هر كدام اتفاقی با خودشان داشتند. او در این یك سالی كه از زمان انتشار «یه شاخه نیلوفر» می گذرد، بی‌كار نبوده. به نظر می رسد همان‌قدر كه درگیر خانواده‌داری و تعهد به در كنار خانواده بودن داشته و از حاشیه های سابقش فرار كره، چندین برابرش وقت صرف موسیقی‌اش كرده است. آلبوم تازه‌اش یازده قطعه دارد و او از همان سه چهار ماه پیش كه زنگ زد و برای اسم آلبومش نظرم را خواست، به اسم «ژاكت» اعتقاد داشته است. این آلبومش نه «متاسفم» است كه من هنوز هم خیلی دوستش می‌دارم و نه «یه شاخه نیلوفر» است كه با همه خوب بودن توقعات را از او برآورده نكرد.
    همان روزهای اول ساخته شدن اولین آلبوم مجازش بود كه چند قطعه اش را شنیدم. عالی بودند. ترانه و ریتم‌هایش شدند تكیه كلام‌های گفت‌وگو‌هایمان. اما همان روند ادامه پیدا نكرد. یعنی همه چیز همانی بود كه می‌شنیدم ولی با آن ایده آلی كه در روزهای اول می شنیدم فرق داشت. تنظیم ها عوض شدند،لحن ها تغییر كردند،آن حس صدا جای خودش را به تر و تمیز خواندن داد و ... یه شاخه نیلوفر آن آلبوم متفاوتی كه بود نشد ولی باز هم خوب بود.
    كاش تنظیم ها را یك تنظیم كننده انجام می داد
    این آلبوم به نظرم فعلا مستقل ترین و متفاوت ترین آلبوم او خواهد بود. دو سه سورپرایز هم انتظار هواداران چاووشی را می كشد. قرار شده كه فعلا درباره اش چیزی نگویم. محسن چاووشی هنوز به قرار و مدارها اهمیت زیادی می دهد. مخصوصا اگر پای موسیقی اش در میان باشد.
    او با كسی درباره موسیقی اش شوخی ندارد.

    برگ برنده
    محسن چاووشی واقعا كم گفت‌وگو و مصاحبه می‌كند. از حاشیه فراری است. از بعضی خبرنگاران هم همینطور، مدیریت حاشیه را هم خوب بلد است. او سال‌ها در دل حاشیه زندگی كرده است. دوستان زیادی ندارد. نگاهی به اسامی افرادی كه او در پشت جلد فعلا اولین آلبوم مجازش از آنها تشكر كرده است، تعداد دوستان كم او را مشخص می‌كند.البته همین اسامی محدود در آلبوم «ژاكت» كمتر شده و به رقمی نزذیك به انگشتان دست رسیده اند. او مثل حالت و حس‌ترانه‌هایش تنهاست. به شدت پایبند به رفاقت و تعهداتش است. به قول خودش زخم‌خورده رفاقت است و... در این چند سالی كه او را می‌شناسم‌ـ برعكس بسیاری از دوستان موسیقایی_ هیچ تفاوت اخلاقی و رفتاری پا به پای مطرح شدنش نداشته است. برحسب شغلی كه دارم اوج و فرود خواننده‌های زیادی را دیده‌ام. اوج و روزگار خوش خوانندگان نسل اول پاپ بعد از انقلاب را تا دوره فرود و بی‌خبری و حتی فراموش شدنشان را. تا خوانندگان تازه‌تر و امروزی. خوانندگانی را دیده‌ام كه با مطرح شدن یك آهنگ‌شان حتی خودشان را هم تحویل نگرفته‌اند، اما او طی این چند سال هیچ فرقی نكرده است. هرچند درجه عصبانیتش كمی بالاتر رفته و در انتخاب دوستان و سایر اطرافیانش سختگیرتر و سنجیده تر رفتار كرده باشد.. تغییر نكردن خصوصیات اخلاقی بزرگ‌ترین برگ برنده او برای موفقیت‌های آینده می‌تواند باشد. برگ برنده‌ای كه او باید آن را به شدت تقویت و مدام به روز كند.

    احتیاطی كه شرط زنده ماندن است
    تعارف كه نداریم. او جزو مطرح‌ترین خواننده های داخلی است. همیشه با دلیل و برهان صحبت كنیم تا كم نیاوریم. خواننده‌ای كه بدون هیچ امكانات تبلیغی و حتی اطلاع‌رسانی فقط و فقط با آهنگ‌هایی كه در اینترنت پخش شد، صدایش در همه جا شنیده شد. او نه تریبون صدا و سیما و نه كانال‌های ماهواره‌ای و نه حتی صفحات مجلات را برای معرفی و تبلیغ خودش در فشرده بازار رقابت بین خواننده‌ها در اختیار داشت و نه آهنگ‌هایش در تیراژی خاص تكثیر شده بودند كه در جامعه پخش شوند و آن اطلاع‌رسانی تبلیغی برای حضور خواننده‌ای تازه را بتوانند انجام دهند. او فقط و فقط با پشتوانه آهنگ‌ها و صدای خاصش توانست حتی ركورد شنیده شدنش را در مقایسه با خوانندگان مجاز و غیرمجاز تریبون‌دار بزند. به‌همین دلیل است كه می‌گویم او مطرح‌ترین خواننده داخلی است. واقعیت این است كه بعد از جنجال‌های فیلم سنتوری و پخش آهنگ‌های فیلم و جنجال‌های خاص چاووشی، انتظارها از او به‌شدت بالا رفت؛ بالا رفتنی كه همانقدر كه او را در قالب مطرح‌ترین خواننده معرفی كرد، همانقدر هم نقش تخریبی و پنهان برای او در خودش داشت. درست مثل مینی كه پایت را رویش گذاشته‌ای، اگر خنثی نكنی‌اش كه كارت تمام است و اگر بتوانی خنثی كنی‌اش كه به زندگی برگشته‌ای. او با «یك شاخه نیلوفر» حضورش را در بین خوانندگان مجاز جشن گرفت. شرایط پنجاه پنجاه بود، به‌نظر می‌رسد او توانسته مین را خنثی كند،هر چند این خنثی كردن مین را خیلی طولش داد و زود كار را یكسره نكرد و انتقادهای مختلفی را هم درباره یه شاخه نیلوفر شنید. اما او نباید زیاد مطمئن باشد و هوس كند یك‌دفعه‌ای كنار برود. احتیاط شرط عقل است. این آلبوم شاید آخرین شانس او باشد

    داستان اصل یا كپی بودن
    در مواجهه با هر شخص یا پدیده موفق و فراگیری همیشه سعی می‌كنیم به نوعی تخریبش كنیم و عیبی، چیزی از آن بیرون بكشیم و در بیاوریم. چرایش را هیچ وقت ندانسته‌ام. فقط منتظریم كه كسی یا چیزی با اقبال عمومی روبه‌رو شود و كارگاه عیب‌سازی‌مان راه بیفتد تا ثابت كنیم این آدم یا چیزی كه اینقدر موفق نشان داده، همچین چیز تحفه‌ای هم نیست. حالا این چه ربطی به یادداشتم دارد، عرض می‌كنم. در این سال‌ها خیلی‌ها را دیده‌ام كه وقتی آهنگی را از چاووشی شنیده‌اند یا درباره‌اش بحث شده قبل از هر نقدی برای اولین حرف و نظر درباره یك موضوع خاص با یك دیالوگ تكراری حرف زده‌اند: «این صدا واقعی نیست، همه‌اش افكت و تیون است و...» قرار شده واقعیت‌ها را بگویم. بارها صدای live زنده محسن چاووشی را شنیده‌ام. بهتان قول می‌دهم صدا، همین صدایی است كه می‌شنوید. صدایی با همین رنگ و چارچوب و وسعت. به اضافه كمی چاشنی دیلی و پژواك و تكرار صدا .او همه تلاشش را برای اثبات خودش روی لسیج در همین چند ماه اخیر انجام خواهد داد تا این شایعه ها را پاك كند.
    اصلا به این شایعات و خیال‌بافی‌ها و ایرادات همیشه ثابت برای همه صداهای موفق توجه نكنید و از موسیقی لذت ببرید.

    راه درست كوتاه‌ترین راه است
    تعارف ندارم. محسن چاووشی هم سر موسیقی اش با كسی شوخی ندارد. همان روزها كه موضوع را گفتم ناراحتی اش را از جمله ام زیاد به چهره نیاورد. قرار شد همه چیز را به زمان بسپاریم.
    او در آلبوم تازه اش نگاهی هم به پشتت سرش انداخته است. همین یكی دو ماه قبل بود كه نامه ای هر چتد دیر هنگام نوشت و ایرادات «یه شاخه نیلوفر»‌اش را به گردن گرفت، همین چند یكی دو هفته قبل هم با دو هفته‌نامه‌ی مطرحی گفت‌وگو كرد و باز هم همان حرف ها را با مخلفات بیشتر توضیح داد و تایید كرد.
    محسن چاووشی پذیرفته كه دلیل اصلی انتقادات به او در آلبوم قبلی اش نوع تنظیم ها و میكس و مستر كارها بوده. اینجاست كه تفاوت تنظیم كننده وكسی كه كارش چیز دیگری ست بیشتر مشخص می شود.در آلبوم تازه اش خود او دست به كار شده و تنظیم هایی واقعا خوب و متفاوت را انجام داده است و تنظیم دو قطعه هم از شهاب اكبری تنظیم كننده آلبوم موفق «متاسفم» است. این نكته سنجی و تعارف نكردن و رساندن full تنظیم‌های آلبوم جدید به سه تنظیم برای تنظیم كننده آلبوم «یه شاخه نیلوفر» نشان می‌دهد كه او عیب كار را پیدا كرده است.
    در هفته‌نامه موفقی نوشتم: «شاید مهم‌ترین دلیل برآورده نشدن انتظارات از آلبومی که می‌توانست او را دست‌نیافتنی کند، نوع تنظیم‌ها و میکس و مسترشدن آهنگ‌ها بود. محسن چاووشی هزینه برآورده‌نشدن انتظارات از آلبوم خوب «یه شاخه نیلوفر» را با اعتماد به به اصطلاح تنظیم‌کننده‌ای داد که خودش نردبان شناخته‌شدن او شد و اسم او را به عنوان تنظیم كننده معرفی كرد». زمان و تاثیراتش را دریابید. او این بار راه را درست آمده است.

    هیشكی نمی‌فهمه چه حالی دارم

    قدیمی‌ها و مو سفید كرده‌های باتجربه می‌گویند: «آدمی موفق می‌شود كه گذشته‌اش را فراموش نكند.» او هم گذشته‌اش را فراموش نكرده است. او در تهران هنوز با زخم روزهای جنگ در زادگاهش خرمشهر زندگی می‌كند. او هنوز غم تلخ آوارگی روزهای جنگ را فراموش نكرده است. هنوز هم تا وقت می‌كند به جنوب سر می‌زند. برای بچه‌های اهواز آهنگ می‌خواند. در وب‌سایتش عكسی از یك خانه ویران شده و باقیمانده از روزهای تصرف خرمشهر را می‌گذارد بی‌هیچ توضیحی، و منتظر نظرات مخاطبانش می‌ماند. او هنوز هم به بچه‌محل‌های سابق در خیابان خوش‌ـ هاشمی سر می‌زند و از محل قدیم و دوستانی كه خیلی‌هایشان نمی‌دانستند او همان محسن چاووشی معروف است یاد می‌كند. او هنوز هم دوست دارد كسی نشناسدش و برای دل خودش و از همان «غریبی»‌اش بخواند. دوست ندارد عكسی زیاد از او منتشر شود و مردم به چهره و نه به آهنگ بشناسندش. او با وسواس خاصی مراقب ادبیات و نوع كلماتی كه برای جواب دادن سوالات انتخاب می‌كند هست تا مبادا مخاطبی تصویر دیگری از او برای خودش بسازد. او هنوز به تیم ترانه‌هایش كه با همه نداری‌های مالی او ساختند وفادار است و ترجیح می‌دهد با حسین صفا و امیر ارجینی كار كند. او هنوز همان اعتقادات گذشته‌اش را در ارتباطات و تفكراتش دارد. هنوز با شنیدن آهنگ «كم گریه كن گلم» گریه می‌كند و... او هنوز خودش را گم نكرده است. او همیشه و هنوز، توقع‌اش از همه چیز و همه كس بالاست.


    منبع : موسيقی قرن ​
     
بارگذاری...