ای خدا چرا ما مردا نباید اشکی بریزیم

توی این حصار سرد و پشت این دیوار سنگین
توی تاریکی نشسته این وسط یه مرد غمگین

همه جا ساکت و کوره زندگی از اینجا دوره
بساط دق کردن اینجا همه جوری جور جوره

نفس هاش تو سینه حبسه ناله هاش مایه نبسته
پشت نرده ها نشسته زل زده انگاری مسته

ای خدا چرا ما مردا نباید اشکی بریزیم
نباید هق هقمونو توی تاریکی بریزیم

یادمه مادر بزرگم وقتی من گریه می کردم
برای رفتن بابا پیش اون ناله می کردم

میگفت ای پسر مبادا بکنی گریه به بابا
آخه مرد و گریه زشته اشک به چشمونت مبادا

نمی دونم راه اشکام هنوزم به چشمه بازه
یا صدای گریه من به زمونه چاره سازه

توی تاریکی زندون کاسه دلم پر از خون
می خوام اینجا بغض دل رو بریزم یباره بیرون

حالا که مردی نمونده کس بی رنگی نمونده
بیا ای هق هق سینه نفس منو تکون ده

توی تاریکی و ظلمت عمر من اینجا حروم شد
تمام مردا برفتن دیگه این رسما تموم شد
 
آخرین ویرایش توسط یکی از مدیران:
  • تشکر
واکنش‌ها: 2 کاربران

Guitar Love

هنرمند
2/1/10
300
262
63
جایی حوالیه خزان
خوبه
موضوع قشنگی رو انتخاب کردی مرسی حال کردم از فکر زیبات
ولی یه جاهایی وزنش بهم می خوره
که انشا الله هرچی جلو بری درستش کنی
 
  • تشکر
واکنش‌ها: 1 نفر

inferno

مدیر تالار / مترجم
تیم مدیریت
مدیر تالار
5/3/10
677
463
63
گراش
موضوع خوبی بود.
هر چند خرابش کردی. یعنی از این شاخه به اون شاخه پریدی. اول مرد تنها بود. بعد از زبان من شعری گفته شده. یعنی از سوم شخص رفته به اول شخص. بعضی جاها این کار کردن خوبه .اما اینجا خوب ننشسته.

بعد یه سری مشکل توش هس که براتون عرض می کنم.

1- بیت اول شروع فوق العاده ای داره

2-مصرع دوم بیت دوم " بساط دق کردن" ترکیب نامانوسیه . توی خوندن هم مشکله

3- بیت سوم "ناله هاش مایه نبسته " ترکیب نامانوسیه. مگر اینکه کسی بخواد واژه سازی کنه که اونم کار می بره. مثل "پاچه خواری" که توی یه سریال تونستند جاش بندازن

4- بیت ششم " ترکیب گریه کردن به بابا" نداریم. "گریه برای کسی یا پشت سر کسی کاربرد داره که فکر کنم اینجا فقط واسه ی جور در اومدن وزنش شاعر مجبور شده از این ترکیب استفاده کنه.

5- اشک به چشمونت مبادا هم ترکیبی قدیمی است. ترکیب .یعنی مبادا جای مناسبی قرار نگرفته

6- بیت یکی مونده به آخر " نفس منو تکون ده" هم همچنین ترکیب نا جنسیه

7- بیت آخر "تمام مردا برفتن" هم خوب دیگه معلومه. فعل برفتن تو فارسی امروزی کاربردی نداره


اینا نظرات من بود. و امیدوارم به دل نگرفته باشید

پیشنهاد من اینه که وقتی شعرتون رو سرودید. یکی دو روز نرید سروقتش و سعی کنید از ذهنتون خارج بشه بعد برید سروقتش و بشینید ترکیبات غلط رو درستش کنید یا اگه راهی نداره اون بیت رو حذفش کنید.

موفق باشید.
دوباره بگم شروع فوق العاده ای داشت:smile (21):
 
خیلی ممنون از راهنماییتون سعی کردم اصلاحش کنم فکر می کنم اینطوری بهتر شد منتظر نظراتتون هستم

توی این حصار سرد و پشت این دیوار سنگین
توی تاریکی نشسته اون وسط یه مرد غمگین

همه جا ساکت و کوره زندگی از اونجا دوره
غم و غصه و مصیبت همه جوری جوره جوره

نفساش تو سینه حبسه صورتش سیاهی بسته
پشت نرده ها نشسته زل زده انگاری مسته

میگه گفتن که ما مردا نباید اشکی بریزیم
نباید هق هقمونو توی تاریکی بریزیم

یادمه مادر بزرگم وقتی که گِریَمو میدید
واسه ی دل خوشی من دو سه تا اطلسی می چید

همیشه می گفت مبادا بکنی گریه عزیزم
آخه مرد و گریه زشته آب به چشمونت می ریزم

نمی دونم راه اشکام هنوزم به چشمه بازه
یا صدای گریه من به زمونه چاره سازه

توی تاریکی زندون کاسه دلم پر از خون
می خوام اینجا بغض دل رو بریزم یباره بیرون

حالا که مردی نمونده کس بی رنگی نمونده
بکشم زسینه فریاد که کسی چنین نخونده

توی تاریکی و ظلمت، عمر من اینجا حروم شد
دیگه از مردی خبر نیست حالا این رسما تموم شد​
 
آخرین ویرایش توسط یکی از مدیران:

inferno

مدیر تالار / مترجم
تیم مدیریت
مدیر تالار
5/3/10
677
463
63
گراش
خیلی ممنون از راهنماییتون سعی کردم اصلاحش کنم فکر می کنم
اینطوری بهتر شد منتظر نظراتتون هستم


توی این حصار سرد و پشت این دیوار سنگین
توی تاریکی نشسته اون وسط یه مرد غمگین

همه جا ساکت و کوره زندگی از اونجا دوره
غم و غصه و مصیبت همه جوری جوره جوره

نفساش تو سینه حبسه صورتش سیاهی بسته
پشت نرده ها نشسته زل زده انگاری مسته

میگه گفتن که ما مردا نباید اشکی بریزیم
نباید هق هقمونو توی تاریکی بریزیم

یادمه مادر بزرگم وقتی که گِریَمو میدید
واسه ی دل خوشی من دو سه تا اطلسی می چید

همیشه می گفت مبادا بکنی گریه عزیزم
آخه مرد و گریه زشته آب به چشمونت می ریزم

نمی دونم راه اشکام هنوزم به چشمه بازه
یا صدای گریه من به زمونه چاره سازه

توی تاریکی زندون کاسه دلم پر از خون
می خوام اینجا بغض دل رو بریزم یباره بیرون

حالا که مردی نمونده کس بی رنگی نمونده
بکشم زسینه فریاد که کسی چنین نخونده

توی تاریکی و ظلمت، عمر من اینجا حروم شد
دیگه از مردی خبر نیست حالا این رسما تموم شد
ای ول پسر.. خیلی بهتر شد. می دونم که همتون می تونید شعرای بهتری بگید ولی همش حسی کار می شه.
یکم هم علمی کار کنیم به خدا...


شعر خیلی بهتر شده اما می خوام با اجازه ات باز بهش گیر بدم تا بهتر تر بشه...

1-"همه جوری جوره جوره" رو فکر کنم اینطوری بهتر بشیه"همه جوره جورِ جوره"

2-" بیت "همیشه می گفت مبادا نکنی گریه عزیزم " رو فکر کنم وقتی نرم می شه که دقیقا از ترکیب{عزیزم گریه نکن} استفاده کنی.. خیلی باحال می شه... مصرع بعدش هم اون {آب به چشمونت میریزم} هم نگرفتم استعاره از چیه... یه جوری ملموس ترش کن.. باحال تر می شه

3- بیت "توی تاریکی زندون......." فعل نداره. فعل مصرع بعد هم به درد این مصرع نمی خوره. می شه براش فعل بزاری؟ لازم دارم جان من

4- "بکشم ز سینه فریاد" .... اول که به جای {بکشم} فکر کنم "می کشم زیبا بشه" و " ز سینه " هم ترکیبی قدیمیه که کاربرد امروزی نداره... ببین می شه چیزی جایگزین کرد؟

5- بیت آخر مصرع آخر هم به جای " حالا این رسما تموم شد " پیشنهاد می دم {دیگه این رسما تموم شد} ... نظرت چیه؟


آقا باز هم عذرخواهی می کنم اگه جسارتی به اثر هنری شما کردم..واقعا شرمنده

موفق باشی
 
  • تشکر
واکنش‌ها: 1 نفر

Ramtin

Banned
27/8/09
273
19
0
خوب دوستان زحمت کشیدند پست منو پاک کردند.:smile (8):ظاهرا اولین بار نیست.
مرسی و سپاسگذار.:smile (70):




ولی شما دوست عزیز بیت اول رو خیلی خوب کار کردی . من نظر کلی رو یه بار گفتم موضوعی که انتخاب کردی برای اهنگسازی زیاد چیز جالبی نیست

بهتره که زحمت بکشی و کل سناریو رو عوض کنی و با یه هدف جدیدتر کار و انجام بدی
چرا ؟
دلیل دارم فکر کن وسط آهنگ مثل اهنگهای جواد یساری .... یادمه مادربزرگ...
خوب این خیلی قشنگ نیست مرد گریه کنه زشته زیاد جالب نیست
خودت در مورد این شعر چی فکر میکنی ؟

این همه موضع هست این همه شاعر بزرگ هست
توصیه میکنم اول به اشعار بزرگانی مثل قیصر امین پور و .. یه نگاه بندازید و بعد دوباره شروع کنید.
وگرنه با این روال بعید میدونم که شعر خوبی در باید حداقل من ندیدم در جایی غیر از ترانه های استاد عباس قادری و استاد جواد یساری استفاده بشه .
امیدوارم به راهنماییهام گوش بدید.
 

inferno

مدیر تالار / مترجم
تیم مدیریت
مدیر تالار
5/3/10
677
463
63
گراش
خوب دوستان زحمت کشیدند پست منو پاک کردند.:smile (8):ظاهرا اولین بار نیست.
مرسی و سپاسگذار.:smile (70):




ولی شما دوست عزیز بیت اول رو خیلی خوب کار کردی . من نظر کلی رو یه بار گفتم موضوعی که انتخاب کردی برای اهنگسازی زیاد چیز جالبی نیست

بهتره که زحمت بکشی و کل سناریو رو عوض کنی و با یه هدف جدیدتر کار و انجام بدی
چرا ؟
دلیل دارم فکر کن وسط آهنگ مثل اهنگهای جواد یساری .... یادمه مادربزرگ...
خوب این خیلی قشنگ نیست مرد گریه کنه زشته زیاد جالب نیست
خودت در مورد این شعر چی فکر میکنی ؟

این همه موضع هست این همه شاعر بزرگ هست
توصیه میکنم اول به اشعار بزرگانی مثل قیصر امین پور و .. یه نگاه بندازید و بعد دوباره شروع کنید.
وگرنه با این روال بعید میدونم که شعر خوبی در باید حداقل من ندیدم در جایی غیر از ترانه های استاد عباس قادری و استاد جواد یساری استفاده بشه .
امیدوارم به راهنماییهام گوش بدید.
این شعر اگه بخواد توی سبک های اساتیدی که الان نام بردید خونده بشه فاجعه محسوب می شه. بهتره اصلا بره خودشو دار بزنه شاعر...
ولی با نظرتون موافق نیستم. چرا؟ چون همه چیز بستگی به آهنگساز داره که این شعر رو به چیزی دوست داشتنی و کاری گوش دادنی تبدیل کنه... از این تریپ شعر هم که به نظرم کار فوق العاده ای بوده رو می تونم آهنگ "یاس" شادمهر رو مثال بزنم. (یه روز یه باغبونی)

اون کار فضای معکوسی داره. یعنی اول فضا روال عادی رو داره بعد آخرش سیاه می شه. محزون می شه... و درست شبیه همین شعر داره داستانی رو با استفاده از کلمات داستانی نقل می کنه....

یا کار "نون و پنیر و سبزی" کار ابی که اون هم روایتی داستانی داره . جالبش اینجاس اونجا هم کلمه ی "مادربزرگ" استفاده شده . اما اون کجا و کارای این اساتید کجا....

فقط باید آهنگسازتو خوب انتخاب کنی.

موفق باشید همه تون
 

Ramtin

Banned
27/8/09
273
19
0
با نظرت موافق نیستم inferno عزیز
اخه اون اساتیدی که من ازشون اسم میبرم مدام دنبال همچین سوزه های نابی هستند
به نظرم ریتم شعر به کار اونها میخوره.
ولی در مورد شادمهر و یاس کبود.
اون شعر در مورد یک شخصیت اسلامی هست که وقتی در جامعه باید مورد پذیرش قرار بگیره مطمئنا باید از پیر و جوون و مادربزرگ و نسل پدربزرگها و..... همه و همه رو تحت پوشش بده و برای قشر خاصی نیست
چون که رویه مذهبی شکلی داره.
ولی این کار هدفش روایت بدبختی های یک ادم بوده .
حالا اگر بخوایم تحلیلش کنیم که چه طیفی این کار رو گوش میدهند میرسیم به دوستانی که عکس یساری رو توی اتاقشون چسبوندند.

و اگر بخوایم فقط و فقط برای اونها کار کنیم که دیگه اصلا باید با موسیقیبرای همیشه خداحافظی کنیم

ولی برای اهنگ شدند که میگی کار اهنگساز من همین الان هم با سوت میزنمش
کاری نداره که/. ملودی روی خود شعر هست باید تمرکز کنی ریتمش رو پیدا کنی.
ولی کار جالبی در نمیاد .نظر من این بود.
مرسی و ممنون.
 
از نظرات ارزنده دوستان ممنونم
بسیاری از جملات هستند که در تعیین سرنوشت ما حسابی اثر می گذارند جملاتی که در بچگی شنیدیم باور کردیم و ناخوداگاه خودمون را با اونها تطبیق دادیم مانند بسیاری از ضرب المثلها می دونی چند تا بیگناه را تا بحال به جرم کار نکرده بردنشون سوی چوبه دار و اون بیچاره ها تا اون آخرین لحظه ای که زیر پاشون خالی می شده منتظر معجزه بودند چرا که شنیده بودند آدم بیگناه پای دار میره ولی سرش بالای دار نمیره توی فرهنگ ما بسیاری از شعرها و ضرب المثلها چنان جا افتاده که اگر صد تا آیه قرآن در مقابلش بیاری طرف قبول نمی کنه مثلا ( می بخور منبر بسوزان مردم آزاری مکن ) من نمی خوام وارد این بحث ها بشم ولی سوالم اینه که چرا مرد نباید گریه کنه؟ چرا مردا باید غصه رو توی دلشون بریزند در سال گذشته اگر اشتباه نکنم طبق آماری که پردیس بهشت رضای مشهد داده بود از هفده هزار و اندی متوفی حدود پنجهزار نفر زن و دوازده هزار نفر مرد بودند این اختلاف شدید نتیجه چیه؟ آیا یکی از دلایلش همین گریه نکردن مردا نیست؟
من شعر تا بحال زیاد سرودم ولی این اولین تجربه ترانه سرایی من است وقتی که این ترانه را دادم دست دوستم که بخونه با آهنگی خوند که غیر از اون چیزی بود که من می خوندم وسط کار دیدم وزن و قافیه و ... همه چی خراب شد و چند تا کلمه هم وسط کار اضاف اومد متوجه شدم ترانه یا باید روی آهنگی از پیش تهیه شده ای سروده بشه یا سراینده به خواننده منتقل کنه چگونه بخوندش.
من زمانی که این ترانه را می سرودم با صدای افسر شهیدی در ترانه جدایی اونو می خوندم و می سرودم و احساس می کنم اونطوری خوب جواب میده
برادر عزیز inferno
از راهنمایی هات کمال تشکر را دارم سعی کردم تغییرایی را که فرمودید اعمال کنم

میونه حصار سرد و پشت این دیوار سنگین
توی تاریکی نشسته اون وسط یه مرد غمگین

همه جا ساکت و کوره،زندگی از اونجا دوره
غم و غصه و مصیبت، همه جوره، جوره جوره

نفساش تو سینه حبسه، صورتش سیاهی بسته
پشت نرده ها نشسته، زل زده انگاری مسته

میگه گفتن که ما مردا، نباید اشکی بریزیم
نباید هق هقمونو، توی تاریکی بریزیم

یادمه مادر بزرگم، وقتی که گِریَمو میدید
واسه ی دل خوشی من، دو سه تا اطلسی می چید

می پیچه صداش تو گوشم، نبینم اشکاتو جاری
آخه مرد و گریه زشته، دیگه بسه آه و زاری

نمی دونم راه اشکام، هنوزم به چشمه بازه
یا صدای گریه من، به زمونه چاره سازه

ز جفای نارفیقان، شده این دلم پر از خون
می خوام اینجا بغض دل رو، بریزم یباره بیرون

حالا که مردی نمونده، کس بی رنگی نمونده
بشنوید این گریه هامو، دیگه طاقتی نمونده

توی تاریکی و ظلمت، عمر من اینجا حروم شد
دیگه از مردی خبر نیست، دیگه این رسما تموم شد
 

Ramtin

Banned
27/8/09
273
19
0
من نظرم فقط روی بیت اولش هست که خوب اومده تا بیت سوم هم میشه یه جوری باهاش کنار اومد ولی اصلا با بقیه شعرت نمیدونم چرا ارتباط خوبی برقرار نمیکنم
اون حسی که باید به من دست بده و بتونم روی این کار تمرکز کنم نمیاد
توجه کن در مورد کارت جدی صحبت میکنم.
امیدوارم بیشتر کار کنی ولی واژه های استفاده شده در بیت اول خیلی جالبه
برای همین هست که نظرمو میدم.
امیدوارم توی کارای عدیت موفق باشی.
 
5/1/13
14
0
0
ایران
سلام. بد نبود. مصرع آخرت جالب نیست. برفتن به این سبک شعریت نمی خوره.
این طور می نوشتی بهتر بود.
همه ی مردا که رفتن، دیگه این رسما تموم شد

- - - - - - - - - -

سلام. خوب بود. مصرع آخرت جالب نیست. برفتن به این سبک شعریت نمی خوره.
این طور می نوشتی بهتر بود.
همه ی مردا که رفتن، دیگه این رسما تموم شد
 

mohammad joodi

هنرمند
23/11/11
162
202
43
طهران
www.facebook.com
خوب دوستان زحمت کشیدند پست منو پاک کردند.:smile (8):ظاهرا اولین بار نیست.
مرسی و سپاسگذار.:smile (70):




ولی شما دوست عزیز بیت اول رو خیلی خوب کار کردی . من نظر کلی رو یه بار گفتم موضوعی که انتخاب کردی برای اهنگسازی زیاد چیز جالبی نیست

بهتره که زحمت بکشی و کل سناریو رو عوض کنی و با یه هدف جدیدتر کار و انجام بدی
چرا ؟
دلیل دارم فکر کن وسط آهنگ مثل اهنگهای جواد یساری .... یادمه مادربزرگ...
خوب این خیلی قشنگ نیست مرد گریه کنه زشته زیاد جالب نیست
خودت در مورد این شعر چی فکر میکنی ؟

این همه موضع هست این همه شاعر بزرگ هست
توصیه میکنم اول به اشعار بزرگانی مثل قیصر امین پور و .. یه نگاه بندازید و بعد دوباره شروع کنید.
وگرنه با این روال بعید میدونم که شعر خوبی در باید حداقل من ندیدم در جایی غیر از ترانه های استاد عباس قادری و استاد جواد یساری استفاده بشه .
امیدوارم به راهنماییهام گوش بدید.
کاملا با شما مخالفم
نظر شما کاملا شخصیه
و به نظر من این سبک شعر به فرهاد و فروغی خیلی بیشتر میاد
و اینکه در باره شعر اینفرنو عزیز همه چیز رو گفتن
شعر قشنگی بود
ولی فضا سازی گاهی تغییر میکرد که ذهن رو به این سو و ان سو پرت میکرد