اولین شعر من

یه روزی میاد که من ... سراغ تـو رو می گیرم

میـام بـه دنبـالت ولی ... تـو رو دیگه نـمی بینم

شب و روزم می گذرنو ... خـبری از تـــو نمیاد

دلـم دیـگه زندگی رو ... تو این تنهایی نمی خواد

خسته شدم از زندگی ... چقدر بـه دنـبـالت بیام

میـخوام که تو رو ببینم ... دلـم آخه اینو می خواد

هستی من فقط تویی ... هـستیمو نـــابود نکن

بـیـا و بـا مـن بـمـون ... دلـمـو داغـون نـکـن

میــخوام که تو رو ببینم ... نـگـو حـقـشـو نـداری

این تویی که همیشه باز ... اشک مـنـو در میـاری

عشقم آخه فقط تویی ... نـخواه که بی تو بمونم

چرا تــو دوستم نداری ... میـخوام که اینو بدونم





درود بر دوستان عزیز ؛ امیدوارم حال همتون خوب باشه

من پیمان هستم ؛ تازه با این سایت آشنا شدم.

این اولین شعری بود که من گفتم

اینو تابستون 3 سال پیش توی یه امام زاده بودیم که یادم نیست کجا بود( توی مسافرت) ؛ گفتم

امیدوارم که خوشتون بیاد
 
17/8/09
69
7
0
اهواز
وزنش مشکل داره. می گیرم و نمی بینم هم قافیه نیستن؛ همچنین نابود و داغون. در بیت پنجم هم قافیه رو رعایت نکردی.
 
وزنش مشکل داره. می گیرم و نمی بینم هم قافیه نیستن؛ همچنین نابود و داغون. در بیت پنجم هم قافیه رو رعایت نکردی.
میدونم دوست عزیز ؛ این اولین شعرم بود و کلی مشکل داره

شعر دیگمو نگاه کنی برای 3 ماه پیشه ؛ خوشحال میدم نظرتون رو اونجا بگید

https://www.persian-music.org/showthread.php?t=1213