امید

شروع موضوع توسط شبگرد بی تن پوش ‏7/4/13 در انجمن اشعار کاربران

تاپیک امید تالار اشعار کاربران در persian-music.org.

  1. شبگرد بی تن پوش

    شبگرد بی تن پوش عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏6/4/13
    ارسال ها:
    21
    محل سکونت:
    تهران
    امتیازات:
    +19 / 0 / -0
    نرم افزار:
    واسه هرم تب عشقم،بتاب تا شعله ور باشم

    لبی تر کن،بگو با من،قمر یا که سحر باشم

    طلوع بی غروب من،من از تو نور میگیرم

    برای پر کشیدنهام،از اسمت شور میگیرم

    پی رد حضور تو،شکوه عشقو فهمیدم

    برای خلق افسانه،جلو تقدیر جنگیدم

    از اینجا تا ته دنیا به رویای تو می بالم

    به امید تو میخندم،به دوریت سخت مینالم

    تمام سهمم از دنیا اگه آغوشه تو باشه

    گمونم ریسمان غم،به زودی از گره واشه
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 5
  2. sparrow

    sparrow مدیر تالار شعر و ترانه تیم مدیریت مدیر تالار

    تاریخ عضویت:
    ‏12/8/09
    ارسال ها:
    396
    محل سکونت:
    شیراز
    امتیازات:
    +1,705 / 0 / -2
    درود خدمت شما دوست گرامی
    ضمن خوش آمد گویی ورودتان باید بگویم از خواندن شعر شما لذت بردم.
    واژۀ قمر کمی به گوشم خوش نیامد... ماه یا سحر نیز؛ دور از ذهن است.
    همچنین ترکیب (به دوری نالیدن). حرف اضافه؛ جای (به) باید (از) باشد. هرچند استفاده از (زِ) هم در اینجا خوشایند نیست. و قرار گیری (گمون) و (ریسمان) کنار هم که یکی گفتارست و یکی معیار.
    البته اینها نظر شخصی من است. امیدوارم پس از این هم در کنار ما باشید.
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 1
  3. شبگرد بی تن پوش

    شبگرد بی تن پوش عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏6/4/13
    ارسال ها:
    21
    محل سکونت:
    تهران
    امتیازات:
    +19 / 0 / -0
    نرم افزار:
    عرض ارادت به ساحت استاد والا مقام.با سپاس از نظرات فاخر جنابعالی.امیدوارم ایزد منان ،سخن گستران نادرگویی همچون شما را در پناه خویش حفط کند.
     
  4. sparrow

    sparrow مدیر تالار شعر و ترانه تیم مدیریت مدیر تالار

    تاریخ عضویت:
    ‏12/8/09
    ارسال ها:
    396
    محل سکونت:
    شیراز
    امتیازات:
    +1,705 / 0 / -2
    در زبان آوری گوی سبقت را از بندۀ حقیر ربوده اید...
    ما نیز مدت هاست در پی آن استادی هستیم که در فرمایشات شما حاضر است. افسوس؛ نمی یابیم!!
    اگر دستتان به دامان آن استاد بزرگوار رسید؛ درود و احترامات ما را، پیشکش کنید؛ شاید نظر مرحمتی به جانب این نیازمندان کوچه گرد وادی ادب بیفکنند!!!
     
  5. oxygenx

    oxygenx مدیر تالار پروژه های کاربران تیم مدیریت مدیر تالار

    تاریخ عضویت:
    ‏12/11/09
    ارسال ها:
    853
    محل سکونت:
    رشت
    امتیازات:
    +815 / 0 / -0
    نرم افزار:
    cubase, reason, sonar
    سلام....
    ممنون بابت این شعر زیبا...
    از نظر به کاربری صناعات ادبی و دستور زیان و نظامهای شعری چیزی در تخصص من نیست...
    اما...
    صرفا به عنوان خواننده ....به نظرم...
    با توجه به مضمون امروزی شعر به کاربردن واژه "قمر" در مصرع دوم کمی عجیبه!
    منظورم اینه که شعر فضایی امروزی داره ولی قمر از اون واژه هایی هست که در اشعار قدیم کاربرد داشتن...
    باز هم ممنونم...
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 1
  6. شبگرد بی تن پوش

    شبگرد بی تن پوش عضو سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏6/4/13
    ارسال ها:
    21
    محل سکونت:
    تهران
    امتیازات:
    +19 / 0 / -0
    نرم افزار:
    ابتدا از بنده نوازی شما سپاسگذارم.
    به راستی ابراز احساس ثقل لقب استادی،در عصر حاضر که یکایک افراد،ادعای پوشیدن خرقه ی استادکاری را می کنند،خود بارق بر فائق بودن حضرتعالی برای به تن کردن ردای استادی است.

    - - - - - - - - - -

    سپاس فراوان
    تکیه بر نکات باریک بینانه ی شما به واقع موجب بهبود در نظم و نثر گویی بنده است.
     
    • خوشم اومد خوشم اومد x 1
بارگذاری...