تجربی

فلسفه تجربی (به انگلیسی: Experimental philosophy) زمینهٔ نو ظهوری در دانش پژوهش‌های فلسفی است که از کارایی و قابلیت داده‌های برگرفته از شواهد تجربی، در قالب نظرسنجی استفاده می‌کند. این فلسفه نظرسنجی‌ها را بازتاب درک مستقیم (مردم عادی) از زمینهٔ مطرح در پژوهش می‌داند که دراین فلسفه؛ برای انجام یک پژوهش آگاهانه در سوالات فلسفی، ضروری فرض شده‌اند. این گونه استفاده از داده‌های تجربی به طور گسترده‌ای در برابر فلسفهٔ روش‌شناسی فلسفی قرار دارد که آن را هواداران فلسفهٔ تجربی، روشی می‌دانند که عمدتاً متکی بر توجیهحضوری و حصولی بوده و گاهی هم آن را فلسفهٔ فیلسوفان «صندلی» (مبل راحت نشین) می‌خوانند. فلسفهٔ تجربی در ابتدا با تمرکز بر مسائل فلسفی مربوط به عمل عمدی، جنگ فرضی بین اراده آزاد و جبر در مقابل نظریه توصیفی مرجع زبانی آغاز شد. با این حال، فلسفهٔ تجربی به گسترش نفوذ خود در زمینه‌های جدیدی از تحقیقات ادامه داده است.
فلاسفهٔ تجربی بر این باورند که دانش تجربی می‌تواند با تأثیر غیر مستقیم بر روی پرسش‌های فلسفی آنها، به آن‌ها اجازه دهد که درک بهتری از فرایندهای روانی ذاتی که منجر به شهود فلسفی می‌شود داشته باشند.

View More On Wikipedia.org
  1. projektnoire

    اکسپریمنتالیسم و پیامدهایش

    در دنیایی زندگی میکنیم که همه چیز به سمت «اکسپریمنتال» و تجربی تر شدن می‌رود. به خصوص هنر، به خصوص هنر موسیقی. بدون شک اگر آرتیست هایی مثل جان کیج نبودند، هنری هم در کار نبود! هنر درجا میزد، با ابعاد دیگر زندگی ما آمیخته نمیشد و این داستان های تکراری. ولی چرا این نوشته نگاشته شد؟ برویم سراغ...