Color
Background color
Background image
Border Color
Font Type
Font Size
  1. اولين نوشته ام رو ميخوام از يك جامائيكائي سر شناس شروع كنم .دوستان اديب ببخشيد اگرمحاوره اي مينويسم. اين جامائيكايي موسيقي جهان را دگرگون كرد واولين بارقه هاي سبك رگه مديون اوست
    باب مارلي كه نام اصلي او رابرت نستا مارلي بودازپدري سفيد پوست ومادري نزديك 18ساله سياه .قبل ازبدنيا امدن باب پدرش كه كاپيتان بود انها راترك كرد اما وضع اقتصادي بدي برايشان نگذاشت وبراي همين هم مشگلات ديگرهم وطنانش را نداشت
    درانتهاي دها 50بامادرش به شهر بزرگتري مهاجرت كردوخون جامائيكائي اورا به مدرسه موسيقي كشاند.همراه دوستش باني به تدريج فهميدند كه ميتوانند موزيك را بعنوان شغل وآينده خود انتخاب كنند وآنموقع 16 سال داشتند اولين آلبوم انها بعد از آشنايي با يك نابغه ديگر(جيمي كليف)كه در14 سالگي آلبومش رامنتشركرده بود كليدخورد جيمي آنها را به تهيه كننده بزرگي معرفي كردكه كارش كشف استعداد بودوبا ديدن باب ودوستانش يك تك آهنگ با نامjudge not براي آنها منتشركرد.ولي اين آهنگ وحتي تراك بعدي براي آنها شهرتي نياورد!
    سال 1963 همراه باني با دوستان تازه شان گروه wailing wailers رو باحمايت كلينت دود تهيه كننده سرشناس كارگروهي خود را با نام simmer downمنتشر كردند اين آلبوم را تمام جامائيكا وكشورهاي حوزه لاتين پسنديدند وبعد ان بود كه باب وگروهش معروف شدند.بعدازازدواج باب براي عرضه موزيك رگه به شركتهاي زيادي رفت اما چون هنوزرگه مهجور بود توفيقي بدست نياورددراواخر1960 با لي پري معروف آشنا شدند(دقت كنيد هركدام ازاين اسامي غولهاي موسيقي جهان هستند اصلا با تهيه كنندگان معروف آسيايي هم مقايسه نكنيد كشورما متاسفانه دراين زمينه بسياربدون اطلاع است مگركسي اهل موسيقي غربي باشد وگوش دهد كه جاي شكرش باقيست هنوزافراد زيادي موزيك خوب گوش ميكنند نگذاريد اسم ببرم ولي بيشترخوانندگان سال87به اينوراصلا اينكاره نيستند غيرازانگشت شمارها.بزرگان موسيقي جهان داستان زندگيشان بسيارخواندنيست ولي داستان زندگي خوانندگان جديدما بامهاي انچناني كاملا مشمئزكننده ست)
    باب وگروهش سه اهنگ به نامهاي small axs-004years-soul rebl منتشركردندكه عقدقرارداد با كمپانيهاي كوچك انگليسي وسوئدي را بهمراه داشت.اما آنها پيشرفت رادركارهاي بزرگ ميديدند.مالك يك كمپاني بزرگ كه گروه را ميشناخت بدون قرارداد پولي دراختيارآنها گذاشت به شرطي كه به كشورشان برگردند ويك آلبوم اماده كنند وبياورند.وقتي catch afireمنتشرشد به بازارهاي جهاني راه پيداكردومنتقدان وجرايدرا وادار به ستايش ونقدخودنمود وسبك رگه به كشورهاي اروپايي راه يافت چندتراك اين البوم عامه پسند شد مثل shot the sheriff
    (لطفا به نام تراك ها وآلبوم ها دقت كنيد بعد مقايسه با موسيقي ما بهميت خاطراست وقتي حقير طرح روجلدالبوم ميدهم ميگويند نامتعارف است بايد عكس خودت باشد وبعد هم به اسم آلبومم :حوا بعدخيانتت مراگل بگيري هم ادم نميشوم:گير ميدهند با اينكه شوكا فقط براي پروانه ها بمان سال74منتشرشده
    تا سال تولد من1975 كنسرتهاي زيادي اجرا كردند وسومين آلبوم هم وارد بازار شد مجله معروف رولينگ استون آنها رابعنوان بهترين گروه سال معرفي كرد ولي مانندتمام گروههاي موزيك تعدادي ازاعضاء جدا شدند كه يكي همان دوست صميمي باب بودبارني.اخرين اجراي مشترك انها هم براي كودكان نابينا وكمك به وضعيتشان روي صحنه رفت.ازاين ريزش كرده ها فقط پيترتاش توانست به موفقيت قابل توجهي دست يابد باقي درحد معمولي كارهايشان را بيرون ميدادند.بين سالهاي1976تا1981 زندگي باب مارلي جالب است.
    دراجراي زنده موسوم به ghetto war غوغا كردوچندروزبعدش مردي درمنزلش به او شليك كردوبرخي ازاعضاي اركستر هم زخمي شدند باب مارلي واين گروه را بعنوان آغازگر رگه جهان دانست روشنگري دراين سبك بيشك بسيارمديون باب مارلي ست.سال1977 با گروه نصفه نيمه البوم برتراروپا رامنتشركردندexodus درتاترلندن اجراداشتند كه باب فوتبال بازي كرد وانگشت شصتش شكست طي همين درمان وآزمايشات متوجه شد به سرطان مبتلا شده ولي از درمان سر باز زد تا اخرعمرش هم به كارش پرداخت وسالهاي اخرمجبورشد تحت نظر پزشك باشد سال1981روزيازدهم درميامي امريكا درگذشت درزير نكاتي درمورد اين بت خوش صداي جهان مينويسم لازم است ازمجله وزين چلچراغ هم تشكركنم كه بسياري ازاين اطلاعات رو درصفحاتش سالهاي دورخوانده بودم وباقي هم سرچ كردم .متاسفانه درآرشيو شخصي چندكليپ وتراك بيشترازاوندارم ولي با شنيدن صدايش حتما جادوي رگه را كشف خواهيد كرد حالا نكات جالبي درمورد باب مارلي:
    1978 معروفترين شوي باب دركشورش كه نماينده دوجناح مخالف را كه باعث هرج ومرج شده بودنددعوت كرد وآنها راوادار به دست دادن با يكديگرنمود درحضورهزاران تماشاچي جالب است تا انوقت موسيقي باب را عاشقانه ميدانستند.
    باب مارلي بزرگترين افتخارش را اجراي كنسرت درآفريقا وبه دعوت رييس جمهورگابن ميداند.درتورامريكا ناگهان بيهوش شد وبدليل غده مغزي راهي بيمارستان شد وپزشكان 1ماه را براي زنده ماندنش تخمين زدند باوجود اصرارهمسر وباقي دوستان مبني بركنسل شدن كنسرت آلمان باب بروي صحنه رفت وبعد آن دو بارجراحي كرد كه فايده نداشت
    درروزخاكسپاري او كشورجامائيكا بشدت عذاداربود اكثرمردم درمراسمش شركت كردند همان ريس جمهور ورهبراحزاب هم بودند.
    عكسهاي باب مارلي دراكثرگالري هاي دنيا موجوداست وبرخي ازكشورها مثل استرالياونيوزلند رگه را درحد پاپ وراك ميستايند اشعارش هميشه خاص بودند هنوز بعد اينهمه سال تازه و جالب است.درانتها يك ترجمه از شعر باب مارلي
    جنگل سيماني
    خورشيدي هرگز بروزمن نميتابد
    وماه بلند براي بازي نميتابد
    من گفته ام(تاريكي)
    تاريكي نورمرادربرگرفته
    وروز منرا
    مثل صحنه بازي شب هنگام كرده
    كسي نميگويد
    كجا دنبال عشق بگردم وزندگي
    كدام طرف پي زندگي بگردم
    ميدانم زندگي من جايي مخفي شده
    انتظارم راميكشد
    جايي بهترازاين جنگل سيماني
    مرد تو بايد تلاش كني تا بينهايت
    دراين جنگل سيماني
    زنجير به پايم نيست اما
    ازادنيستم در بند بزرگ ميشوم
    دربند جست وخيز ميكنم
    هيچگاه نمي يابم خوشبختي را
    كسي مرا هيچگاه دراغوش نميكشد
    با تمام اينها ميخندم مثل دلقكها مدام ميخندم
    كمكي بمن نميكنند
    مرااززمين بالا نميبرند اما جايي
    برايم تدارك ديده اند
    بهترازاين جنگل سيماني زيستن من مخفي شده
    درجايي بهترازاين جنگل سيماني
    ديگركسي به موسيقي رگه بعد باب مارلي موسيقي جنگل نميگويد دوستان حتما كارهاي اين خواننده رو گوش كنيد تهرانيها ميتوانند مركز بتهون كل اثارش را بيابند.ارادتمند.تامران هامون.
    AminSHeykhi و Clapton از این پست تشکر کرده اند.
  2. دردادگاه من وتو
    اطاق مملواز عطرهماغوشی
    بستری بهم ریخته ومشوش
    لباسهایی که مزاحم بودند
    روی زمین ولو
    شهودم اینها
    وحقانیت اثبات عشقم
    بیاببین این حکم ماست
    بی اتهام متهمیم
    گنا مماچه بی گناه ست
    مامجرمیم که باهمیم
    تامران ۳۰/مرداد۹۴
    ازمجموعه س سه دندانه من
  3. درکتب موسیقی ایرانی از شخصی بنام مشتاق علی شاه فرزتد میرزا مهدی تربتی یاد شده که در خردسالی ÷درش
    را از دست داد وبرادران بزرگش هیچگونه مسئولیتی در قبال او احساس نکرده و برعکس در صددآزار وی بودند
    میرزا محمد یا همان مشتاق علی که رشیدو زیبا روی بود به توصیه دوستانش به نواختن سه تار روی آورد بلکه کمبود محبت خانواده را بتواند درموسیقی بیابد.وی درایام عاشورای حسینی مرثیه سرائی مینمود وخواندن برای سالار شهیدان را یکی از افتخارات خود قلمداد میکرد اینکار میرزا او را در دل مردم به مرور زمان جای داد وقدرومنزلتی نزد عام یافت.دراصفهان معروف شدوآنگاه همانطور که محبوبیت را بدست آورد آسیبهای نامردان روزگار راهم تحمل مینمود تا جائیکه دچار رخوت وسستی گردید.به توصیه دوستان برای صیقل دادن روحش به ورزش ÷رداخت÷هلوانی اصفهانی که مردی بی نظیر بود فنون کشتی را به او اموخت÷هلوان صادق هر چه میدانست بدون چشمداشت بوی یادداد.اما آنقدر عرصه بر مشتاق تنگ آمد که ناچار به ترک اصفهان شد وبه شیراز رفت.دراین شهر بود که لقب مشتاق علی شاه را بوی دادند(چگونگی این کار هم خودداستانی دارد کز حوصله خارج است)چندین دست نوشته ازدوران زندگی در شیرازش موجود میباشد که درآنها اینگونه گفته
    :
    مدت زمانی درخدمت کریم خان زند بودم وساز میزدم بعداز مدتی نواختن را ترک نموده و بعد اینکار دچار ناراحتی روحی وروانی گشتم حکیمان علت را ننواختن من تشخیص دادند میگفتند باید بنوازم از برای همین روزی 2 بارتنهای تنهاوفقط برای رضای ÷روردگار ساز میزدم
    .
    ازاین نوشته میتوان فهمید مشتاق ازآن عده افرادی بود که موسیقی را جزئی از عرفان میدانند.
    خلاصه بعد از جزئیات فراوان بدستور شیخ بالا دست خود معصوم علی شاه به کرمان رفت درآنجا کارش با رونق بسیاری شروع شد بسیاری دیگر از کساتی را که استعداد داشتند به ساز زدن مشغول کرد البته مثل همیشه اول جذب صدا ونواختن دل انگیز وی می شدند بعد درس سه تار فرا میگرفتند.منظورم از اینهمه داستان سرائی این بود که بدانید سیم چهارم سه تار را مشتاق اضافه کرد و ناقل از آن سه تا 3 سیم داشت واین همان سیم سفید بین سل و سیم زرد بم است(البته به سیم مشتاق یا زنگ شتر نیز نامیده میشود)
    مشتاق علی شاه در موسیقی به جایگاه استادی رسیده بود.بخیلان چندین بار به او سرمه خورانده بودند به نقل از خودش چون برای حسین (ع)میخواند لال نگشت.آنروزها در کرمان مذهب از اهمیت بیشتری برخوردار بود. دشمنان مختار که نمی توانستند یکه تازی وی را ببینند شروع به توتئه و شایعه ÷راکنی کردند که مشتاق آیات کلام ا... مجید را با ساز میخواند وای حرف در درون مساجد دهان به دهان گشت وآنگاه عده ایبه حضور ÷یش مناز مسجد رفته واین دروغ هم او رابرآشفت منتظر فرصت ماند ملا عبداله را میگویم تا روزیکه وی سر منبر بود ومشتاق وارد مسجد شد ودر گوشه ئی تنها به نماز ایستاد
    آنشب 21رمضان 1206قمری ملا عبدا...از بالای منبرحکم سنگسار وقتل را از برای مشتاق صادر نمود و مردم درون مسجد با یورش بردن به او مشتاق را کف زمین کشیده وبه شبستان شمالی بردند تا آنجا حکم سنگسار را اجرا کنند.یکی از مریدان مشتاق درویش جعفری هنگام سنگسار خود را بروی مرشدش انئاخت که او هم کشته شد .
    تاریخدان نور علی شاه صاحب کتاب خسارت الوصال میگوید:
    بود جعفر نام آنجا صادقی برجمال دوست محوعاشقی
    چون به خون غلطان تن مشتاق دید رفت واز خونش به زلفان درکشید
    خون او راهم به ناحق ریختند تا دو خون با یکدگر امیختند
    تامران هامون/روزنامه همزیستی
    ali salmanpoor, PedramCrown, F. METAL و 1 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.