وقتی یکی میمیرد...

منتشر شده توسط sparrow در بلاگ بلاگ های sparrow. بازدیدها: 116

دلم میخواست یک بار بروم سراغشان، بگویم سلام، من awacs هستم و ببینم عکس العملشان چیست.
شاید بروبر نگاهم کنند و فکر کنند دیوانه ام، شاید هم یک لحظه به آن پنجره نگاه کنند و نشانی از یک آشنای قدیمی را ببینند، یا بپرسند ما این اسم را روی تو گذاشته بودیم، نه؟

دلم میخواهد یکبار هم شده پیش خودم بگویم، اصلا به جهنم که دیگران فکر میکنند دیوانه ام! بگذار بروم آن قسمت از خاطره های خوبی که هنوز زنده اند را در آغوش بکشم... بگذار بروم.
F. METAL, ДŁi, AminSHeykhi و 2 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
برای ارسال نظر می بایست وارد سیستم شوید.