ورود به دنیای تجارت لوازم موسیقی‌

منتشر شده توسط F. METAL در بلاگ بلاگ های F. METAL. بازدیدها: 675

درود.

چند وقته (که خوب، بیشتر از چند وقته) که دوستان زیادی مایل به ورود به دنیای Business گیتار‌های الکتریک شده اند. همه هم علاقه وافری به آوردن گیتار از "آمریکا" پیدا کرده اند (حالا تا همین دو سال پیش ۹۰ درصد گیتار‌های موجود از دارقوز آباد چین میومد!!! خوب به هر حال پیشرفت کردیم). بحث اصلا سر اینکه کی‌ چیکار میکنه نیست. ابداً. صحبتم بیشتر سر اینه که "هدف گذاری" برای انجام یک کار، تا "رویا بافی‌" زمین تا آسمون فرق میکنه. کسی‌ که هنوز پاسپورت نداره، میخواد بره ترکیه و یا دوبی‌، گیتار بیاره. خوب این یعنی‌ "خیال بافی‌" و "رویا پردازی".

همه اینها رو گفتم تا برسم سر اصل موضوع.

از الان هم بگم این نوشته بر اساس تجربیاتی است که این حقیر در آمریکا از Business بدست آورده ام. احتمال اینکه برداشت بنده با برداشت یک نفر دیگه از همون آمریکا هم فرق بکنه هست. چه برسه تفاوت‌های نحوه Business در ایران و هر کشور دیگه ای.

اصولاً برای موفقیت و پیشرفت یک Business شما باید چند اصل رو در نظر داشته باشید.

اولین آن اصول، تقسیم سرمایه به سه قسمت هستش. بخش اول جهت تهیه کالایی که میخواهید عرضه کنید. بخش دوم جهت تبلیغات تجارتتون، و بخش سوم بابت "بیمه‌" سرمایه دو بخش دیگر. اینکه چه درصدی از سرمایه اصلی‌ رو به هر بخش تخصیص بدید هم به نحوه تجارتتون برمیگرده که بحثش الان نیست.

ولی‌ ببینیم چرا به سه قسمت؟

اصولاً در تجارت‌های پویا، تبلیغات حرف اول رو میزنه. یعنی‌ حتی از کالای موجود جهت عرضه یا Inventory هم مهم‌تره. شما با تعداد اجناستون معرفی‌ نخواهید شد. با تبلیغات هستش که مردم شما رو میشناسند. پس کنار گذاشتن حداقل یک سوم از سرمایه اصلی‌ برای تامین بودجه تبلیغات از نون شب واجب تره.

حالا چرا "بیمه‌" سرمایه؟ اصلا این "بیمه‌" چی‌ هست؟ البته که این بیمه‌ با اون "خرید بیمه‌" از شرکت‌های بیمه‌ فرق میکنه. این بخش از سرمایه در واقع جهت "جبران" ضرر و زیان‌های احتمالی‌ در طول Business شما (مخصوصاً بخش "سرمایه پویا" یا همون مبلغی که برای تهیه Inventory هزینه کرده اید. باید توجه داشت که شما "همیشه" سود نخواهید کرد) کنار گذاشته میشه. البته فرضاً در آمریکا بهره بانکی سالانه چیزی حدود ۱ و ۹ دهم درصد (زیر دو درصد) هستش و در ایران ۲۲ درصد!!! در آمریکا این بخش از سرمایه را مطمئناً در بانک نمیگذارند. یا با این پول در بخش "بورس سهام" سرمایه گذاری تا حد امکان مطمئن انجام میدهند، و یا با آن در بخش‌های بسیار مطمئن به فعالیت میپردازند. مثل خرید واحد‌های تجاری و اداری، و اجاره دادن آنها به غیر، تا از محل اجاره (که درواقع پولیست که از قبل "وجود نداشته") اصل سرمایه را یا جبران کنند، یا به میزانش اضافه کنند.

ضرر و زیان‌های یک تجارت رو بگذارید با یک نمونه همراه کنم. شاید تفهیمش راحت تر بشه.

در آمریکا شما میتوانید هر چیزی که خواستید (به جز خانه و یا ماشین) بخرید، و تا حداقل ۳۰ روز بعد (بعضی‌ از فروشگاه‌ها تحت شرایطی تا ۹۰ روز) آن جنس را برگردانید و تمام پول خود را بطور کامل "پس بگیرید"!!! یعنی‌ حتی میتونید برید یه گیتار ۵۰۰۰ دلاری بگیرید، برید باهاش کنسرت بدید، بعد فرداش ببرید پس بدید و بدون اینکه کسی‌ ازتون چیزی بپرسه که "آخه چرا؟" پولتون رو کامل بگیرید و برید خونه استراحت کنید!!! یا مثلاً فینال فوتبال آمریکایی که به Super Bawl معروفه و همه آمریکا (حداقل ۱۵۰ میلیون نفرشون) در اولین روز یکشنبه ماه فوریه پای تلویزیون میشینن تا این بازی رو نگاه کنند، روز قبلش ملت میرن به فروشگاه‌های Best Buy و Sears و غیره و تلویزیون‌های گران قیمت ۶۰ اینچی‌ (هر چی‌ بزرگتر، بهتر) می‌خرند، از جعبه درمیارن، وصلش می‌کنن، احتمالا باهاش چند تا عکس یادگاری هم میگیرند، بازی رو باهاش نگاه می‌کنن، فرداش میزارن تو جعبه و میبرن پس میدن، تا سال دیگه!!! کار یکی‌ دو تا هم که نیست که. وقتی‌ هم یکبار جعبه باز بشه که به عنوان جنس نو نمی‌تونن بفروشنش که. حالا حساب کنید در سر تا سر آمریکا، فرضاً از فروشگاه‌های Best Buy فقط ۱۰۰۰ تا تلویزیون برگشت بخوره. اگر میانگین قیمت تلویزیون‌ها رو ۲۰۰۰ دلار بگیرید و قیمت دست دوم آنها رو هم ۱۰۰۰ دلار، یعنی‌ Best Buy بابت هر یک از این تلویزیون‌ها ۱۰۰۰ دلار ضرر متحمل شده باشه، در کّل میشه یک میلیون دلار ناقابل!!! این مبلغ اگر کمر این فروشگاه زنجیره‌‌ای رو "خم" نکنه، حداقل ضربه سنگینی‌ به حساب میاد. اینجاست که "بیمه‌ سرمایه" خودش رو نشون میده. البته باید به این اشاره کنم که اونجا شرکت‌های بیمه‌، حتی همین ضرر و زیان رو هم براتون بیمه‌ می‌کنن. ولی‌ نحوه سرمایه گذاری در بخش‌های مطمئن تر، طرفدار بیشتری داره. چرا که خرید بیمه‌، یعنی‌ کم شدن مبلغی از کّل سرمایه و یا در خوش بینانه‌ترین حالت، کم شدن از سود یا Profit تجارت شما.

البته از اونجایی که Business‌ های آمریکا با مساله بسیار "حاد" مالیات بر درآمد هم مواجه هستند، جهت کم کردن مبلغ پرداختی این مالیات، یا خودشون "مؤسسات خیریه" یا Charity راه میاندازند، یا با یکی‌ از مؤسسات خوشنام همکاری میکنند و هر ماهه مبالغی را به حساب این مؤسسات واریز میکنند. مبالغی که بابت خیریه هزینه میشه، از میزان پرداخت مالیات کسر میشه. که این مورد رو نمیدونم در ایران قابل انجام هست یا نه.

حالا میرسیم سر بهترین قسمت قضیه.

اینکه کسی‌ که سرمایه آنچنانی نداره و میخواد وارد این دنیا بشه، چکار باید بکنه؟

واقعیتش کسی‌ که میخواد با فرضاً ۵۰۰ هزار تومن بیاد تو این Business وارد بشه، پیشنهاد می‌کنم که تا سرمایه (اصل و فرعش) از بین نرفته، اصلا وارد نشه. ورود به دنیای تجارت لوازم موسیقی‌، اصلا بد نیست که خیلی‌ هم خوبه (بنده به شخصه Competition رو بسیار استقبال می‌کنم چرا که باعث پویایی میشه. Let the best man wins یا یه چیزی تو همین مایه ها) ولی‌ "هول هولکی" دست به یه کاری زدن چون "دوست داریم" اصلا منطقی‌ نیست. به این دوستان پیشنهاد می‌کنم یا برن پیش کسی‌ که از قبل در این Business سرمایه گذاری کرده شروع بکار کنند تا با پیدا کردن آشنایی با "بازار" و "مشتری" هزینه‌های آینده خودشون رو به حداقل برسونن (وقتی‌ ۱۰ نفر شما رو از قبل بشناسند، هزینه‌های آتی شما در بخش "تبلیغات" به اندازه حداقل ۱۰ نفر کاهش پیدا میکنه)، یا می‌تونن با بکار گیری سرمایه اصلی‌ در تجارتی با ریسک پایین تر، در وحله اول اصل سرمایه را افزایش دهند و بعد از اینکه اصل سرمایه به اندازه‌ای رسید که بتونن به سه بخش تقسیم کنند و دغدغه‌ای از این بابت نداشته باشند، و یا بتونن برای یک یا حتی دو سال "خواب پولشون" رو جبران کنند و از این بابت دچار ضرر و زیان نشوند، پا به دنیای تجارت لوازم موسیقی‌ بگذارند.

امیدوارم این مقاله تونسته باشه کمک هر چند کوچکی به دوستان کرده باشه.

موفق باشید.
Hamidreza Mehrfar, M.Minoo, Clapton و 12 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  • FarbodHz
  • F. METAL
  • امیرحسین به نژاد
  • Clapton
  • F. METAL
برای ارسال نظر می بایست وارد سیستم شوید.