اعتبار یا سود مالی‌؟

منتشر شده توسط F. METAL در بلاگ بلاگ های F. METAL. بازدیدها: 286

درود عزیزان.

لطفاً اگه فرصت کردید، ۱۰ - ۱۵ دقیقه وقت بگذارید و این نوشته رو بخونید.

اعتبار یا سود مالی‌؟

این سوالیه که شاید برای خیلی‌ از شما‌ها مطرح بشه (یا ازتون سوال بشه) و مطمئن هستم که حداقل ۸۰ درصد از شما "اعتبار" رو به عنوان جوابتون انتخاب می‌کنید. من هم جزو همون ۸۰ درصد.

اصلا چرا این رو دارم مینویسم؟

خیلی‌ ساده است. شهریور همین امسال، ۱۳۹۴، یکی‌ از دوستان تشریف آوردند خونه من (توجه بفرمایید خونه. نه مغازه. خونه حرمت داره. درسته؟)، و یکی‌ از ساز‌های بنده رو انتخاب کردن. پدرشون هم همراهشون بود و چه انسان محترم و وارسته‌ای بود پدرشون. و صد البته خود این دوست جوانمون (به هر حال سیب با فاصله خیلی‌ نزدیکی‌ از درخت میفته). فقط برای دیدن ساز تشریف آورده بودند و قرار شد هروقت پولشون جور شد، برگردند برای خرید. خوشبختانه چند وقت پیش (روز دقیق رو بگذارید که نگم. از یک هفته، ۱۰ روز بیشتر هستش) تشریف آوردند و ساز رو خریداری کردند و من هم طبق معمول، فاکتور رو در دو نسخه (یکی‌ برای ایشون، یکی‌ هم برای نگهداری خودم) پرینت کردم و از دوست جوانمون خواستم ساز رو تست کنه. حداقل نیم ساعت (اگه بیشتر نبود) ساز رو بالا و پایین کرد و منهم مشغول آمده کردن فاکتور و Check List و غیره شدم. بعد از اینکه ساز رو تأیید کرد، ازش خواستم که زیر کپی فاکتور (که برای خودم نگاه میدارم) جمله "گیتار مذکور فوق کاملاً سالم تحویل اینجانب (اسم و اسم خانوادگی ایشون) گردید" بنویسه و امضا کنه. ایشون هم همین‌کار رو انجام دادند و دست دادیم و براش آرزوی موفقیت کردم و خداحافظی کردیم و تا دم در ساختمان برای بدرقه همراهشون رفتم که پدرش قبل از خروج از در برگشت و گفت این خرید برای همیشه به یادمون خواهد ماند به علت رفتار خوب شما (یعنی‌ بنده).

این رو تا اینجا داشته باشید.

امروز بصورت کاملاً اتفاقی (دستم خورد به صفحه موبایلم و زنگ خورد به موبایل این دوست جوانمون) با این دوست جوان صحبت کردم و پرسیدم "گیتارت در چه حاله؟" (من اصولاً بعد از فروش ساز، یک همچین تلفنی میزنم. کاریست که ۱۱ سال در آمریکا و چه در مقام فروشنده، و چه در مقام Sales manager انجام دادم) و ایشون از من پرسید که آقا شما این زدگی روی دسته گیتار (بخش Binding دور دسته) رو دیده بودی؟ گفتم نمیدونم منظورت چیه. ولی‌ عکسش رو با تلگرام بفرست ببینم چی‌ بوده. عکس‌ها رو فرستاد (که در زیر میگذارم) دیدم اون بخش بطور کامل "سوهان" خورده و رد دنده‌های سوهان روی دسته مونده. براش توضیح دادم که این مشکل از سوهان خوردن بوده و من اصولاً از سوهان تو کار تنظیم گیتار استفاده نمیکنم چون اصولاً گیتار‌های رده پایین و تقلبی و بی‌ کیفیت Fret ‌هاشون مورد داره سوهان زده میشه که دست زخمی نشه. من هیچکدوم از ساز هام این مورد رو ندارند.

به هر حال تشکر کرد و من هم فکر کردم که توضیح من کافی‌ بوده. ولی‌ بعدا دیدم یک دوست مشترکی یکسری عکس از گفتگوی خودش با اون دوست جوانمون که در تلگرام داشته اند رو برام ارسال کرد و دیدم که صحبت از "تو پاچه کردن ساز توسط بنده" شده و این دوست مشترک میگه "مگه میشه این بابا با این سنّ و سال بخواد اعتبار خودش رو خراب کنه؟" این دوست جوان هم گفته "بله همون آدم با اون سنّ و سال همچین کاری کرده"!!!!

حالم خیلی‌ خراب شد. من چند بار مورد التفات آدم‌های بی‌ سر و پا که تو طویله بزرگ شدن قرار گرفتم قبلاً. یعنی‌ خودم که نه به مادرم فحش دادند. با اینحال می‌گفتم طرف بی‌ کس و کاره و اصولا کسی‌ بالا سرش نبوده که بهش تربیت یاد بده و احتمالا همون چیزی که به مادر من نسبت داده، کاری بوده که مادر خودش انجام میداده. ولی‌ اینکه رو طرف، بخاطر نحوه برخورد حضوری خودش، و مخصوصاً ادب و کمالات و تحصیلات و موقعیت اجتماعی پدرش، یک جور خوب حساب کنی‌ و بعدش اینجوری به گوشت برسه، حال آدم خراب میشه.

تلفن زدم به طرف که آقا این چی‌ بود که پشت سر من گفتی‌؟ گفت "آقا فرشاد، من این ایراد رو همون شب دیدم (البته این دوست مشترک مدعی شده بود که این دوست جوان گفته "همون شب اول" یعنی‌ همون شبی‌ که در شهریور ماه اومده بودن). ولی‌ بخاطر اینکه مبادا پدرم قاطی‌ کنه، حرفی‌ نزدم!!!" میگم خوب اصلا من کور. به من چه ارتباطی‌ داره که شما حالا به هر دلیلی‌ نخواستی بگی‌؟ اگه همون شب میگفتی‌، من یا ساز رو بهت نمیفروختم، یا تخفیف میدادم. ولی‌ در صورت خرید، صد در صد یه ورقه به نام Damage Disclosure Statement (برگه‌ اطلاع داشتن از صدمات) رو با عکس محل صدمه دیده برات پرینت می‌کردم و ازت امضا می‌گرفتم که معلوم بشه با اطلاع از این زدگی ساز رو خریدی. من سه تا از ساز هام زدگی دارند که هر کسی‌ برای خرید و یا دریافت اطلاعات اونها تماس میگیره، بهشون میگم که زدگی داره، کجاست (عکس هاش رو براشون ارسال می‌کنم)، و حتی میگم که بخاطر زدگی تخفیف هم میدم تا مبادا بخوان اینهمه راه بیان بعد ببینن که ساز زدگی داره. چطور برای اون سه تا ساز اینکار رو می‌کنم، ولی‌ برای این یکی‌ نکنم؟ من یکی‌ از ساز هام Jack خروجیش ایراد داره. خیلی‌‌ها بهم گفتن ببر پیش فلانی تعمیر میکنه. دلم راضی‌ نیست و میگم من که امکان رفتن رو (هروقت که بخوام و اراده کنم) دارم و هروقت برم آمریکا میدم Guitar Center ترتیبش رو بده. راضیم اینهمه پول بدم برم، ۲۵ دلار (حداقل) هم بابت تعمیرش پرداخت کنم و مدرک تعمیرش رو از Guitar Center داشته باشم که تحویل مشتری بدم، ولی‌ خیال خودم و کسیکه میخردش راحت باشه که یه کسی‌ دست به ساز زده که "کارش" اینه و دوره اینکار رو دیده و تو معتبر‌ترین فروشگاه ساز جهان با ۷ میلیارد دلار گردش کاری سال ۲۰۱۴ کار میکنه، تا اینکه بدم دست یکی‌ که تو Youtube با ویدیو یه چیزی یاد گرفته و تو اینترنت معروف شده.

درثانی، من این ساز رو وقتی‌ رسید دستم، از جعبه و Hard Case در آوردم و ازش عکس انداختم. اونهم سوم ژانویه ۲۰۱۵. قبل از عکس و بعد از عکس گرفتن گیتار رو کامل نگاه کردم. چیزیش نبوده. بعد از اونهم چند نفر اومدن ساز رو دیدن و دست گرفتن تست کنن. هیچکدومشون هم هیچی‌ نگفتن که آقا اینجاش چرا اینجوریه؟

من ۲۱ سال پیش تو یکی‌ از برج‌های تهران مغازه ساز فروشی داشتم. قبل از اینکه خیلی‌ از دوستان ساز فروش در اینترنت حتی به دنیا اومده باشن. حتی اگه بودن، بچه بودن از ساز و فروش ساز چیزی حالیشون نبوده. ولی‌ مغازه رو ۶ ماه بعد از افتتاحش بستم و ضررش رو هم دادم. چرا؟ چون نمیتونم به ملت دروغ بگم و "تو پاچه طرف" بکنم. نمیتونم تو چشم طرف که با هزار آرزو، که یکیش نوازنده شدنه بر و بر نگاه کنم و سازی که اصل نیست رو بجای اصل بفروشم. نمیتونم سازی که ایراد داره رو به جای ساز سالم بفروشم. خدا رو شکر پول برای من هیچوقت "مورد" نبوده. کم و زیاد با زندگیم ساختم. زنم هم همینطور. الان هم به جایی‌ رسیدیم (من و همسرم) که زندگیمون به پول "فروش" ساز بستگی نداشته باشه. قبلاً هم به یکی‌ دو نفر از دوستانیکه کارشون اینه که اینور و اونور تخریب شخصیت می‌کنن، گفتم که این ساز‌ها اگر هیچکدومشون فروش نره، "ککم هم نمی‌گزه" فوقش می‌برمشون میذارم لا دست همون ۴۰۰ تا گیتار کلکسیونم.

عکس‌هایی‌ که ارسال کردم رو بعضی‌ جاهاشون رو محو کردم. چون صحیح نیست با آبروی کسی‌ بازی بشه (حداقل از طرف من). ولی‌ در صورت لزوم، تمام مدارکی که دارم رو بدون هیچ محدودیت و سانسوری، هر جا دستم برسه پخش خواهم کرد. نه اینکه آبروی کسی‌ رو ببرم. نه. ولی‌ مجبورم از آبرو و اعتبار، و حتی انسانیت خودم دفاع کنم.

میگن "سنّ که بالا میرره، تجربه هم (در صورت سلامت عقل طرف) بالا میره" تو این ۵۰ سالی‌ که از خدا عمر گرفتم، انقدر موارد دیدم و درس گرفتم که بدونم کجا بخوابم تا آب زیرم نره.

خودم هم به هر حال بوده مواردی که طرف میخواسته بندازه بهم. ولی‌ اگه بعد از انجام معامله متوجه میشدم، به جز خودم کسی‌ رو سرزنش نکردم و نمیکنم. فقط سعی‌ می‌کردم که دفعه بعد همین اتفاق نیفته. ولی‌ انگشت سرزنش به سمت دیگری نمی‌گرفتم و نمی‌گیرم.

یکی‌ از دوستان میگفت چرا انقدر واسه فروش ساز سخت میگیری‌؟ کلی‌ فرم پرینت میکنی‌ و امضا میگیری؟ امشب فکر کنم فهمید برای چی‌.

به بزرگی‌ خودتون ببخشید اگه پر حرفی‌ کردم. برید خوشحال باشید که تازه نصفش رو نگفتم.

02.jpg 01.jpg photo415954887150512300.jpg photo415954887150512301.jpg
Dr.Noise, jim.root, اقا مصطفی و 3 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  • impartible
  • F. METAL
  • اقا مصطفی
  • jim.root
  • DANIEL ADHAMI
برای ارسال نظر می بایست وارد سیستم شوید.