1. رد اعلامیه
  2. بخش مرکز دانلود افتتاح شد، توضیحات بیشتر را در این لینک بخوانید.
    رد اعلامیه

شعر

  1. خداحافظ...

    سوار بر اسب های چوبی میتاختیم .او شش ساله بود و لباس سپید بر تن من پنج ساله بودم و سیاه پوش. او همیشه پیروز نبرد ها بود... بنگ بنگ به زمین می افتادم.شلیک می کرد و می مردم صدای وحشتناک بنگ بنگ عشقم....شلیک کرد و مردم... بهار... تابستان... پاییز... زمستان... دنیا عوض شد من بزرگ شده بودم فکرش اما به سرم می زد همیشه میخندید و میگفت: توی بازی ها تو میمردی یعنی میکشتمت... یادته؟ بنگ بنگ؟ یادته چطور روی زمین میمردی... ؟ اما عشق رفت.نمیدانم چرا حالا تا به امروز اشک رهایم نکرده خداحافظ؟ نه حتی...
  2. آی روزیگار

    آی روزیگار آی روزیگار فخر ائتمه کی قوجالتدون گونی گون نن غـم داغیمی اوجالتدون گوزل . شیرین . گونـلریمی آجـالتدون من کامیمی بو دؤوراندان آلمیــشام بوجور سنی یامان گونه سالمیــشام قورداقلارین ایـلان اؤلـوب چالیبلار چالیب بـیزی آتیـمیزدان سـالـیبلار دَنیـزلـرین نه دن سوسوز قالیـبلار !!؟ نه دن بیزه آیری جـوره باخیـبـلار شادلیـقلارین رنـگینه غم یاخیـبلار باشجـاریغیم اولمـادی سن باجاردین بیلممدیم کی بوراجاق چاشـاردین کَـدَر غَضب له دولـوبان داشـاردین من بو...
بارگذاری...